تبليغاتX
ایرانگردی-گردشگری-نقشه-ایران-تور-سفر
ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم،نقشه راههای ایران،ایران گردی،طبیعت ايران

استان یزداستان یزد

 

موقعیت : مرکز ایران
مجاورت : شمال:  استان اصفهان  شمال شرقی : استان خراسان جنوب غربی: استان فارس  جنوب شرقی : استان کرمان  غرب: استان اصفهان

map_yazd

آب و هوا:  به علت قرار داشتن بر روی کمربند خشک جهانی دارای زمستانهای سرد و نسبتاً مرطوب و تابستانهای گرم و طولانی و خشک
وسعــــت: حدود 72156 کیلومتر مربع وسعت معادل تقریباً 37/4 درصد از وسعت کل ایران
جمعـیــت:  750769 نفر در سال 1375
تقسیمات:
شهرستانها: ابرکوه، اردکان، بافق، تفت، خاتم، صدوق، طبس، مهریز، مِیبُد، یزد

 

 

مکان های دیدنی و تاریخی 

استان يزد از مكان هاي ديدني و تاريخي بسياري برخوردار است كه برخي از مهم ترين آن ها عبارتند از: مسجد جامع كبير، مسجد كهن فرج، بقعه‌ي سيد ركن‌الدين، بقعه‌ي دوازده امام، دخمه‌ي زرتشتيان، آتشكده‌ي زرتشتيان (يزدان)، باغ دولت‌آباد، بانك شاهنشاهي، خانه‌ي تقديري، خانه‌ي مودت، مسجد ريگ، بادگيرها، گنبد عالي ابركوه، پرسبز، مجموعه‌ي خيرآباد، مسجد بيرون ابركوه، چهار سوق و بازارشاهي، مدرسه‌ي علميه‌ي امام خميني، رباط خرگوشي، تكيه‌ي اميرچقماق و مسجد جمعه‌ي نو (در يزد)، نارين قلعه (در ميبد)، مسجد جامع (در اردكان) و كاروان‌سراي خرانق.. 

  

صنايع و معادن

استان يزد از دير باز منطقه ای صنعتی بوده و صنايع آن به دو صورت صنعتي و دستي رواج داشته است. فرش بافی، چاقو سازی، سبد بافی، سنگ تراشی، پارچه بافی، زيلو بافی، سراميك، سفال سازی، كرباس بافی، طلا و نقره كاری از صنايع دستی يزد هستند. اين استان از نظر صنايع كارخانه اي اکنون دارای کارخانه های توليدی بزرگ و کوچک است. علاوه برکارگاه های کوچک نساجی و شيرينی سازی، که شمار آن ها بسيار است، ده ها واحد توليدی ديگر وجود دارد که در رشته های گوناگون فعاليت می کنند. صنايع ماشينی ريسنده گی و بافنده گی از سال 1312 هـ. ش، در استان يزد پديد آمد. اساس اين دگرگونی وجود صدها کارگاه سنتّی بافنده گی و هزاران بافنده ماهر و هنرمند در اين منطقه بوده، که هم زمان با نخستين حرکت های صنعتی شدن ريسنده گی و بافنده گی در کشور، به مراکز توليدی کارخانه‎ای روی آوردند. استان يزد با دارا بودن 330 واحد توليدی نساجی، نيمی از منسوجات کشور را توليد و عرضه می کند و 70 در صد زمينه های اشتغال صنعتی استان يزد، به اين صنايع تعلق دارد. با وجود شرايط آب و هوايی و زيستی نامناسب منطقه، تشكيلات زمين شناختی اين استان، ذخيره های بزرگ معدنی را در دل خود، جای داده است، به طوری که می توان اين استان را منطقه ای معدنی ناميد. بزرگ ترين قطب های معدنی آهن ايران در استان يزد قرار دارد. هم چنين مي‎توان از معادن غنی سرب و روی مهدی آباد، کوشک، درّه انجير و منصور آباد، بوکسيت صدر آباد، معدن اورانيوم ساغند اردکان كه در نوع خود در خاورميانه بی‎نظير است، مس اردکان و تفت، نام برد. افزون بر آن، معدن های فلزی، سنگ های تزييني با کيفيت بسيار بالا، مانند: مرمر، مرمريت، گرانيت، چينی، ... و نيز موادی چون باريت، گچ، فسفات، نمک، ... به فراوانی در سطح استان يزد وجود دارد.  

  

کشاورزی و دام داری

كشاورزي استان يزد به دليل بارش اندك به گونه كشت آبی است و رونق چندانی ندارد. تلاش كشاورزان اين ناحيه براين است كه با بهره گيری از كم ترين آب و خاك حاصل خيز، توانسته اند كشاورزی را در محدوده ای اندك به ديگر بخش های اقتصادی پيوند دهند. از مهم ترين فرآورده های كشاورزی يزد می توان گندم، جو، آفتاب گردان، نباتات علوفه ای، جاليز، زيره، گوجه فرنگی، ‌بادمجان و سردرختی به ويژه انار، انجير و پسته را نام برد. دام پروری نيز به روش سنتی و صنعتی رواج دارد، اما به دليل كمبود علوفه رونق زيادی ندارد. مردم آبادی های پيرامون شهر يزد، به پرورش گوسفند، بز، گاو و شتر می پردازند 

  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

يزد، يعنی آفريننده خوبی ها، پاكی ها و شهر خداست. نام گذاری اين شهر با واژه «يزش» به معنای ستايش و نيايش در زبان پارسی ميانه و با واژه يزدان يا يزتان به معنی پاك، مقدس، فرخنده و همچنين به معنی ذات خدا در ارتباط است. يزد در دوران هخامنشی و شايد پيش از آن «ايستاتيس» ناميده می شده که «هرفته» (فرافر) و «سريزد» كنونی، در 30 كيلومتری خاور شهر يزد بازمانده اين شهر است. استان يزد از تاريخی كهن برخوردار است، تا جايی كه بنای شماری از شهرهای آن، مانند: ميبد را به سليمان پيامبر، يزد را به ضحاک و اسکندر مقدونی و ابر کوه را به ابراهيم پيامبر نسبت داده‎اند. مجموعه آثار باستانی پراکنده موجود دراستان يزد به سهم خود، بازمانده شايان توجهی از تاريخ و فرهنگ کهن ايران است. کشاورزی و مدنيت يزد، در چهار کانون بزرگ مهريز و فهرج، يزد، رستاق و ميبد و اردکان، پا گرفته است. اين منطقه با قرار گرفتن در مسير شاه راه های باستانی ری ـ کرمان و پارس ـ خراسان، در ميانه هزاره نخست پيش از ميلاد، نقش مرزبانی ايالت ها و نگه بانی راه های بسياری را که به چهار سوی ايران می رفته، ايفا می‎کرده است.
منطقه يزد بی گمان، در دوران هخامنشی دارای راه های بزرگ و معتبر، راه داری و مراکز پستی و چاپاری بوده است. زيرا علاوه بر راه های شناخته شده باستانی، از روی مدارک پيشين، راه‎های فراموش شده‎ای نيز که در روزگار باستان به مرکز اقتصادی و فرهنگی ايران باستان می‎پيوسته‎اند به تازه‎ گی شناسايی شده‎اند.
منطقه يزد، در دوران ساسانی، به ويژه در روزگار قباد، انوشيروان و يزدگرد اوّل، ... از جايگاه اجتماعی و اقتصادی ويژه ای بر خوردار بوده و به عمران و آبادی آن، توجه بسيار شده است. در نخستين سده اسلامی، سرزمين يزد به دست مسلمانان افتاده قبايل عرب به سوی ايران سرازير شدند. گروهی نيز از قبيله های بنی تميم و بنی عامر، درکوی عرب ها ی يزد، استقرار يافتند. در سده 4 هـ. ق، که ديلميان بر بخش های باختر و جنوب ايران و عراق چيره گرديدند، جمعی از علويان هم به يزد آمده در کوی حسنيان سکونت گزيدند. بنيان گذار اين خاندان علاء الدوله ابوجعفر بود كه در 398 هـ. ق، از سوی سيّده خاتون، دختر عمه خود ( مادر مجدالدوله ديلمی ) به حکومت مستقل اصفهان و پيرامون آن منسوب گرديد. در سال 443 هـ. ق طغرل سلجوقی، شمس الملوک ظهير الدين ابومنصور فرامرز را به حکومت مستقل يزد و ابر کوه منصوب کرد. از سرشناس ترين افراد اين خاندان امام زاده سيّد جعفر ( ع ) است، که از سيّدهای عريضی بوده در سال 424 هـ. ق، در يزد در گذشت و مزارش هم چنان زيارتگاه مردم است.
حکم رانی ابومنصور فرامرز در روزگار فرمان روايی طغرل، آلب ارسلان و ملک شاه سلجوقی بوده نزد آنان احترام ويژه ای داشت. پس از وی به ترتيب فرزندش مؤيد الدوله ابومنصور علی بن فرامرز، علاءالدوله کاليجار و پسرش امير فرامرز، بر يزد حكومت كردند. اينان در نزد سلجوقيان، دارای احترام و اعتبار بودند. چون امير فرامرز پسر نداشت، حکومت يزد به دو دخترش واگذار و رکن الدين سام بن وردان روز، به اتابکی آنان گماشته شد. بدين ترتيب حکومت يزد، از آل کاکويه به اتابکان يزد انتقال يافت.
رکن الدين سام، پس از اندک زمانی، در سال 584 هـ. ق، از کار اتابکی دختران امير فرامرز کنار رفت و برادرش عزالدين، به اتابکی رسيد. اتابکان يزد با ايجاد پيوند های زناشويی، روابط دوستانه‎ای با سلجوقيان بر قرار کردند و مورد احترام و مشورت آنان بودند. پس از عزالدين ( در گذشته 615 هـ. ق )، وردان روز، اسفهسالار ابومنصور ( قطب الدين ) ( در گذشته 637 هـ. ق )، قطب الدين محمود، رکن الدين علاءالدوله ( در گذشته 662 هـ. ق )، طغان شاه، علاءالدوله ( در گذشته 673 هـ. ق )، رکن الدين يوسف شاه، و حاجی شاه بن يوسف شاه يكی پس از ديگری به اتابکی رسيده بر يزد و پيرامون آن حکومت کردند. اتابکان در آبادی و عمران يزد کوشش های بسياری کردند و بناهای زيادی از خود به يادگار گذاشتند. رکن الدين سام در نزديکی دروازه مهريز مدرسه اتابک را ساخت. وردان روز در بازار دلالان، مدرسه وردان روز را بنا کرد. محمود شاه در گسترش شهر کوشيد و کوی‎های بيرون شهر را درون حصار آورده ميدانی بزرگ نيز در شهر ساخت. مادرش مريم ترکان نيز روستای مريم آباد را بنا نهاد. در روزگار حمله چنگيز به ايران سلطان ابومنصور اتابک ( قطب الدين )، چيره گی مغولان را پذيرفت و جانشينان‎اش به عنوان دست نشانده‎ گان مغول، در حکومت يزد پايدار شدند و با کفايت و زيرکی، يزد را از سپاه مغول مصون داشتند.
در اين دوره به دليل امنيت و آرامش نسبی در يزد، بازرگانی و پيشرفت شهر ها و آبادی ها و مبادله کالاهای گوناگون، رونق يافت و کالاهای يزدی تا آن سوی آب های جنوبی ايران، به ويژه هندوستان راه يافت. راه داری و نگه داری راه ها، در دوران مغول و ايل خانان مورد توجه قرار گرفت و نگاه داری راه‎ها را به بزرگان و امرا واگذار کردند. در اوايل سده 8 هـ. ق، امنيت و نيز راه هايی که از منطقه يزد می‎گذشتند؛ گسترش يافت. اين مسأله نقش به سزايی در رونق بازرگانی و هم چنين شکوفايی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ايالت يزد داشت. حکومت حاجی شاه بن يوسف آخرين اتابک خاندان اتابکان يزد، در 718 هـ. ق به دست امير مبارزالدين محمّد بن مظفر از ميان رفت.
امير مظفر، بزرگ خاندان مظفر، از نواده گان غياث الدين خراسانی بود، که در دربار ايلخانان مغول وارد خدمت شد و به حکومت ميبد رسيد. پس از مرگ او، پسرش امير مبارزالدين محمّد در اوايل حکومت ابوسعيد بهادر خان ( 716 – 736 هـ. ق ) ايل خان مغول به حکومت ميبد و راه داری يزد انتخاب شد. در سال 718 هـ. ق، حاجی شاه بن يوسف، اتابک يزد را، در نبردی شکست داده وضمن پايان دادن به حکومت اتابکان يزد از سوی ابوسعيد بهادر خان، به حکومت يزد رسيد.
مبارزالدين محمّد، پس ازدرگذشت ابوسعيد بهادر خان، دم از استقلال زد و بر کرمان، شيراز و قلمرو حکومت ملوک شبان کاره، در جنوب ايران چيره شده در سال 723 هـ. ق، حکومت آل مظفر را تشکيل داد. يزد، در روزگار حکومت امير مبارزالدين، از نظر سياسی و اقتصادی دارای اهميت و اعتبار شد. اين جايگاه، نه تنها به خاطر تلاش مظفريان در يزد پديد آمد، بلکه شرايطی که در دوره مغول بر کشور حاکم شد، شهر های دور افتاده و به دور از هياهوی سياسی، چون يزد را مورد توجه نام داران قرار داد. طی يک سده حکم رانی مغول بر ايران، ناحيه يزد بيش از دو برابر گسترش يافت و با مديريت و تدبير امير مبارزالدين محمّد، به مرکز فعاليت های سياسی و اقتصادی تبديل يافت.
قلمرو امير مبارزالدين محمّد با در گذشت وی به سال 765 هـ. ق بين پسران‎اش بخش شد، به طوری که سلطان احمد، در کرمان، شاه محمود، در اصفهان، شاه يحيی، در يزد و شاه شجاع، در فارس و بخشی از خوزستان به حکومت پرداختند. كه از اين ميان شاه يحيی نسبت به آبادانی سرزمين يزد، تلاش بسيار کرد. در حکومت 77 ساله آل مظفر ( 718 – 795 هـ. ق ) منطقه يزد به اوج شکوفايی و بزرگی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی رسيد. در مدرسه ها، مسجدها، دارالسياده ها و خانقاه ها، علوم گوناگون رايج زمان، درس داده می شد. ويژه گی ديگر دوره مظفريان رونق صوفی گری در يزد است. ايجاد خانقاه ها ويژه مرشدان و مريدان صوفيان نبود، بلکه شاهان و شاه زاده گان مظفری و بزرگان هم بدان
علاقه مند بوده صوفيان يزد، از احترام ويژه خاندان مظفری بر خوردار بودند. حکومت آل مظفر در سال 795هـ. ق به دست تيمور لنگ خاتمه يافت.
تيمور لنگ حکومت يزد را به يکی از نزديکان خود سپرد. اما پس از بازگشت تيمور به ماوراءالنهر، گروهی، از همدلی مردم نسبت به آل مظفر بهره برده به رهبری آبدار، يزد را از دست حاکم تيموری بيرون آوردند. سپس سلطان محمّد، پسر ابوسعيد طبسی، يزد را به دست آورده استقلال آن را اعلام نمود. با عدم توفيق حاکمان تيموری نايين، اصفهان و اردستان در برگرداندن نظم و امنيت به يزد، پير محمّد، پسر عمر شيخ و نوه تيمور لنگ حکم ران فارس، و نيز حاکم سيستان با سپاهی ره سپار يزد شده؛ يزد را محاصره و سرانجام گشودند. تيمور لنگ برای حفظ جايگاه هنری و اهميت يزد، دستور داد نسبت به مردم اين سامان نرمی نشان داده ماليات دو ساله را نگيرند. هم چنين فرمان داد تا برج و باروی شهر را بنا کرده دارالحکومه معروف به « دژ مبارکه نارين قلعه » را به طور شايسته ای بسازند.
ايالت يزد پس از مرگ تيمور، مدتی پهنه درگيری نوادگان تيمور، پير محمّد و اسکندر بود. شاهرخ پسر تيمور با پيروز شدن بر ديگران حکومت يزد را به امير جلال الدين، پسر چخماق سامی سپرد. وی با مردم يزد به خوبی رفتار کرد و برای عمران و آبادی اين سرزمين کوشش نمود و بناهای بسياری از خود بر جای نهاد، که برخی از آن ها هنوز برجای مانده از آثار تاريخی و ديدنی استان يزد به شمار می روند. پس از در گذشت امير جلال الدين، بيوه و فرزندانش دنباله کار را گرفته از خاندان خود، نام نيک به يادگار گذاشتند.
بازمانده گان تيمور، در همه جا دل گرم کننده هنرمندان، معماران و انديشمندان بودند و يزد نيز در اين زمان به شکوفايی اقتصادی، هنری و فرهنگی رسيد. کاشی کاری‎های مسجد جامع و ميدان امير چخماق و مسجد امير چخماق، مصلای عتيق، ... از آثار اين زمان است. مدرسه ها و کتاب خانه های بسياری چون مدرسه و کتاب خانه قطبيه سربلوک، مدرسه دارالصفا، مدرسه و کتاب خانه يوسف چهره، مدرسه و کتاب خانه اصيليّه سردهوک و کتاب خانه باورديه ايجاد شدند، که نويسنده گان، پژوهش گران و تاريخ نگارانی، چون شرف الدين علی يزدی، در آن ها پرورش يافتند.
با برآمدن ترکمانان قراقويونلو و آق قويونلو، يزد از دست تيموريان بيرون رفته اميران ترکمان، يکی پس از ديگری بر ايالت يزد حکومت کردند. حكومت طوايف گوناگون با تسلط شاه اسماعيل صفوی بر تمام ايران در 913 هـ. ق، خاتمه يافت. نعمت الله باقی، پسر ميرزا عبدالباقی، صوفی سرشناس، که در جنگ چالدران کشته شد، در زمان شاه تهماسب، دختر شاه اسماعيل را به زنی گرفته حاکم يزد شد. وی ديوان خانه عباسيه را ساخت و مسجد شاه تهماسب، در نزديکی ميدان بعثت کنونی از يادگارهای اوست. از ديگر آثار دوران صفوی مي‎توان به اين موارد نيز اشاره كرد : غياث آباد تفت که به دست مير ميران فرزند نعمت الله باقی ( ممدوح وحشی بافقی )، مدرسه شفيع ، مسجد شاه ولی تفت كه شاه ابوالوالی حاكم يزد آن را بنا نهاده است.
در هنگام حمله افغان ها، مردم رشيد و آزاده سرزمين يزد، به رهبری ميرزا عنايت سلطان، دلاوری های بسياری از خود نشان دادند؛ چنان كه محمود افغان، در گشودن يزد ناکام مانده راهی اصفهان گرديد. اشرف افغان، جانشين محمود، نيز پس از چهار سال نبرد توانست يزد را بگشايد. با روی کار آمدن نادرشاه افشار و بيرون راندن افغان ها از ايران، محمّد تقی خان، خواهر زاده عنايت سلطان به حکومت يزد منصوب شد. وی و فرزندانش، تا آخر دوره قاجار، در نقش حاکم يا مستوفی يزد خدمت های ارزنده ای به اين سرزمين کرده آثار تاريخی و بنا های ديدنی بسياری در يزد به يادگار گذاشتند. باغ دولت آباد، باغ ناصريه، مدرسه خان، ميدان خان، بازار خان، بازار قيصريه و... از آثار آنان است. اين منطقه در دوره قاجاريه و پس از آن در آرامش و آباداني به سر برده و هم اكنون نيز يكي از مهم ترين و ارزشمندترين مناطق ايران است.
 

 

مشخصات جغرافيايي

استان يزد؛ با قرار گرفتن در بخش مرکزی فلات ايران در برگيرنده نا مناسب ترين عوامل طبيعی چيره بر فلات مرکزی ايران نيزاست. کويرهای بزرگ لوت و دشت کوير تا درياچه نمک قم و کوير نمک هرات و مروست تا کوير نمک ابر کوه و باتلاق گاوخونی استان يزد را فرا گرفته اند. بارش اندک همراه با تبخير شديد، دور بودن از دريا، نزديکی با کوير خشک و پهناور نمک، رطوبت نسبی کم همراه با گرمای بسيار، از عواملی هستند، که استان يزد را به گونه خشک ترين استان ايران در آورده است. گذشته از آن، در اين منطقه نوسان شديد درجه حرارت نيز وجود دارد. از نظر جغرافيايی بين 29 درجه و 48 دقيقه تا 33 درجه و 30 دقيقه پهنای شمالی و 52 درجه و 45 دقيقه تا 56 درجه و 30 دقيقه درازای خاوری از نصف النهار مبدا واقع شده است. اين استان از شمال خاوری به استان خراسان از شمال و باختر به استان اصفهان، ازجنوب باختری به استان فارس و از جنوب خاوری به استان كرمان محدود می شود. به دليل دور بودن از مرزهای ايران، در درازای تاريخ از بحران ها و فشارهای فرهنگی و نژادی مصون مانده است. استان يزد براساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيتي در حدود 828401 نفرجمعيت داشته و شهرستان هاي آن عبارتنداز: ابركوه، اردكان، بافق، تفت، خاتم,صدوق, طبس, مهريز، ميبد و يزد.
دشت رسوبی يزد، در فلات مركزی ايران، از حوزه های مهم جغرافيايی است كه از دامنه شيركوه در جنوب آغاز می شود و با شيب ملايمی تا كوير سياه كوه در شمال ادامه می يابد. با توجه به موقعيت جغرافيايی، اين استان در بر گيرنده نامناسب ترين عوامل طبيعی چيره بر فلات مرکزی ايران است. استان يزد گذشته از جايگاه ويژه طبيعی - جغرافيايی و دارا بودن منابع زيرزمينی، از لحاظ تاريخی و فرهنگی نيز از كهن ترين مناطق ايران به شمار می رود و از گذشته های دور دارای فرهنگی درخشان بوده است. كوه های اين استان جزو رشته كوه های مركزی ايران به شمار می روند. دشت های كويری آن، همانندی زيادی با دشت كوير و دشت لوت دارند. بلندترين ناحيه استان يعنی رشته كوه های شيركوه (4075 متر) در بخش جنوب باختری استان قرار گرفته و پست ترين ناحيه، شمال تا شمال خاوری را در بر می گيرد كه همراه با باتلاق های نمك است. راه هاي دست رسي به اين استان عبارتند از:
راه ری ـ اصفهان ـ يزد:‌ اين راه از ری به سوی جنوب رفته از قم و کاشان گذشته به شهر گبای ( اصفهان کنونی ) رسيده از آن جا شعبه ای از آن، از راه يزد به کرمان و از کرمان باز شعبه ای به سيستان، سند و کرانه های دريای مکران ( دريای عمان ) می پيوست.
راه يزد ـ سيستان: از سيستان تا يزد، راهی وجود داشته، که کوير را در دور افتاده ترين بخش هايش، يعنی بين « ده سلم » و گدارباروت، ميان بر می کرده است.
راه يزد به خراسان:‌ اين راه كه دارای ايستگاه های بسياری است، از يزد به سوی آنجيره و خزانه رفته از تل سياه و ساغند وپشت بادام گذشته به رباط محمّد رسيده از آن جا به ريگ و مهلب و رباط حوران، ... رفته، سر انجام به ترشيز ( کاشمر ) و از آن جا به نيشابور می پيوسته است.
در حال حاضر استان يزد دارای راه های زمينی و هوايی است. راه های زمينی آن، از گونه شوسه، آسفالته و راه آهن، عبارتند از:
1- راه های اصلی، فرعی، روستايی: اين راه ها، شامل راه های اصلی، فرعی، روستايی و مال رو است. راه های اصلی، استان را با استان های اصفهان، فارس، کرمان و خراسان پيوند می دهد و از راه های مهم ارتباطی شمال به جنوب و باختر به خاور ايران است.
استان يزد، در سال 1375 هـ. ش، دارای بيش از دو هزار کيلومتر راه اصلی آسفالته و راه های فرعی و روستايی بوده است. محور اصلی ارتباطی استان يزد، سرشناس به جاده سنتو، يکی از پر رفت و آمدترين شبکه های ارتباطی ايران، به ويژه در حمل و نقل بار با وسايط نقليه سنگين به شمار می رود. بندر های مهم هرمزگان و هم چنين بندر استراتژيک چابهار در استان سيستان و بلوچستان نيز تأثير زيادی در رونق اين راه ارتباطی داشته اند.
راه های فرعی، شهرستان های استان را به يک ديگر و يا شهرستان ها را به شهر يزد پيوند می دهند. راه های روستايی نيزکه درسال های اخير ايجاد شده، روستاها، دهستان ها و مراکز بخش ها را به يک ديگر پيوند می دهند و نقش ارزنده ای در زندگی اجتماعی روستاييان و کشاورزان منطقه ار لحاظ اقتصادی، ارتباطی و حمل بار دارند.

2- راه آهن: راه آهن استان يزد؛ سبب پيوند اين استان با استان های اصفهان و کرمان و سبب ارتباط مراکز معدنی و صنعتی ايران است. راه آهن سراسری ايران، از تهران شروع و شاخه جنوب خاوری آن، پس از گذر از شهر قم، به دو بخش شده، يکی از طريق کاشان و اصفهان به يزد رسيده و ديگری پس از گذشتن از بافق به زرند و شهر کرمان می پيوندد.

3- راه های هوايی: استان يزد از طريق راه های هوايی به بيش تر نقاط و مراکز استان های ديگر، مانند : تهران، شيراز، اصفهان، کرمان، بندر عباس، زاهدان، مشهد، ... بستگی دارد. فرودگاه شهيد صدوقی يزد دارای امکان های کافی برای پذيرش هواپيماهای مختلف بوده و می تواند خدمات فرودگاهی بايسته را برای پرواز های داخلی و خارجی تأمين کند. علاوه بر پرواز های هر روزه تهران – يزد و بر عکس، پرواز های ديگری به اصفهان، مشهد، زاهدان، بندر عباس، شيراز، کرمان، ... در اين فرودگاه انجام می شود. اخيراً پرواز های حج و زيارت سوريه نيز به طور مستقيم از فرودگاه شهيد صدوقی يزد انجام می شود.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 17:9  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان همداناستان همدان

 

موقعیت : غرب ایران
مجاورت : شمال: استان زنجان  جنوب: استان لرستان  شرق: استان مرکزی   غرب: استان های کرمانشاه و کردستان

map_hamadan

آب و هوا: سرد
وسعــــت: 20هزار و 172 کیلومتر مربع معادل 2/1 در صد از مساحت کل کشور
جمعـیــت:
تقسیمات:  شهرستان , 16 شهر , 18 بخش , و 68 دهستان
شهرستانها:  همدان، اسدآباد ،  بهار،  تویسرکان، رزن، کبودرآهنگ، ملایر، نهاوند

 

 

مکان های دیدنی و تاریخی 

در استان همدان نقاط ديدني و تاريخي فراواني وجود دارد كه عبارت اند از: آرامگاه بوعلي‌سينا، آرامگاه بابا طاهر، موزه و تپه‌ي هگمتانه، موزه‌ي تاريخ طبيعي، موزه‌ي بوعلي، مسجد جامع، برج قربان، گنبد علويان، شيرسنگي، گنج‌نامه، امام‌زاده شاه‌زاده حسين, امام‌زاده يحيي، تپه‌ي توشيجان، مسجد شيخ‌الملوك، مسجد سيف‌الدوله، حمام بلور و امام‌زاده زبيده‌خاتون (در ملاير)، ستون سلوكي، ميدان قيصريه، حمام حاج آقاتراب، سراب گيان، مقبره‌ي باباپيره و بند ليلي يادگار (در نهاوند)، مقبره‌ي حيقوق نبي، كاروان‌سراي شاه عباس، آبشار افشار، كمربسته سركان، كاروان سراي فرسنج، آرامگاه ميررضي‌الدين و مدرسه‌ي علميه‌ي شيخ عليخان زنگنه (در تويسركان)، حمام سنگي، قلعه‌ي كيكاوس (در كبودر آهنگ)، كتيبه‌ي سلطانيه، مسجد شاه‌ طهماسب، آب انبار شاه عباس، تالار دربند و كتيبه‌ي يادبود سيدجمال (در اسدآباد) و لالجين، دشت بهار و آرامگاه شيخ محمدبهاري (در بهار) و غار علي‌صدر (در روستاي علي‌صدر). 

  

صنايع و معادن

صنايع استان همدان در دو دسته صنايع دستي و كارخانه اي دسته بندي مي شوند. دراستان همدان؛ صنايع دستی بيش از صنايع ماشينی گسترش دارد. مهم ترين صنايع دستی استان قالی بافی، سفال گری، گيوه بافی، كفش دوزی، پوستين دوزی و دباغی است. قالی بافی همدان در سطح ملی مشهور است و قالی های ريز باف آن به خارج از كشور نيز صادر می شود. سفال گری از صنايع دستی مهم استان به ويژه لالجين در شهر بهار است. انواع اين ظروف و ابراز سفالی علاوه برمصرف محلی به خارج از آن نيز صادر می شود.
در استان همدان كارگاه ها و كارخانه های متعددی تاسيس شده كه به تدريج بر تعداد آن ها افزوده می شود. يكی از صنايع سبك استان كارخانه صنعتی توليد شيشه است كه در باختر ايران كم نظير بوده و از ظرفيت توليدی منحصر به فردي برخوردار است.
صنايع غذايی، نساجی, چرم سازی سلولزی، شيميايی، كانی غير فلزی، برق و الكترونيك نيز از مهم ترين صنايع سبك استان همدان است. مهم ترين فعاليت صنايع سنگين استان همدان عبارتند از: ريخته گری چدن و توليد ادوات كشاورزی، ماشين آلات ساختمانی و راه سازی، سوپاپ انواع خودرو و شركت فولاد همدان. استان همدان از نظر معادن نيز بسيار غنی است و مهم ترين معادن آن گرانيت، سنگ آهك، سنگ ساختمانی، فلدسپات، سرب، روی، نقره آهنگران، گچ،‌ ليمونيت، ‌سيليس، تراورتن و سنگ آهن است. رونق كشاورزی، دام داری و صنايع دستی در استان همدان سبب رونق بازرگانی در منطقه شده افراد بسياری در اين زمينه مشغول به كار هستند.
 

 

کشاورزی و دام داری

كشت در سطح استان همدان به دو شكل ديم و آبی صورت می گيرد، اما بيش تر زمين هاي كشت شده به صورت ديم است. مهم ترين محصولات كشاورزی استان گردو، گندم، جو، سيب زمينی و چغندر قند است كه كشت گندم و جو حدود سه چهارم زمين هاي زير كشت را به خود اختصاص داده است. محصول گردو به ويژه در شهرستان تويسركان به دست می آيد. محصولات مهم ديگر استان در قسمت های كوهستانی، انواع ميوه ( به ويژه گلابی و سيب ) و در دامنه انگور غلات، حبوبات و صيفی جات است. استان همدان منطقه ای است كوهستانی كه در دامنه های رشته كوه الوند قرار گرفته و سرچشمه رود ها و جويبار های فراوانی است. مراتع بين دره ای آن از دير باز سبب جذب بخشی از دام داران و عشاير به اين منطقه بوده و با توجه به زمستان های نسبتا سرد و تابستان های معتدل، مراتع چرای بهاره و تابستانه را برای عشاير فراهم می كند. تا حدی كه عشاير استان های هم جوار نيز به اين استان كوچ ييلاقی می كنند. تابستان كوتاه خاصه در مناطق مرتفع شمال تويسركان و جنوب همدان سبب شده است كه ايلات و عشاير صرفا به دام داری بپردازند. شيوه دام داری در اين استان بيش ترسنتی است. در حال حاضر وجود مجتمع های دام داری صنعتی و نيمه صنعتی كه زير نظر مركز گسترش خدمات توليدی و عمرانی فعاليت دارند، توليد فرآورده  

  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

نام همدان؛ نخستين بار در 1100 پيش از ميلاد در كتيبه تيگلات پالسر اولين حاكم آشوری به نام اموانه يا آمادای ضبط شده است. هرودت مورخ يونانيم نام همدان را اكباتان ثبت كرده است و بناي احداث شهر همدان را به ديااكو نخستين امپراتور ماد نسبت داده است. پس از ديااكو سه حكم ران ديگر در اين سرزمين حكومت كرده و در سال 553 پيش از ميلاد موسس سلسله هخامنشی مخالفت با آژی دهاك حاكم ماد را آغاز كرد و در 550 پيش از ميلاد همدان را متصرف شد. وی با انقراض سلسله ماد به واسطه مزايای طبيعی همدان، آن جا را مقر فرماندهی خود قرار داد. به هر حال آن چه مسلم است در تمام دوره تسلط مادها همدان مركز سياسی آن ها بوده است. هخامنشيان علاوه بر حفظ و توسعه آثار ديااكو و هوخشتره خود نيز ساختمان هايی در اكباتان احداث كردند.
مورخين و باستان شناسان عقيده دارند كه خزانه حكام هخامنشی در هگمتانه نگه داری می شد و كشف آثاری مانند الواح زرين و نفايس ديگر مويد اين نظريه است. با توجه به حفاری های متوالی كه در محله های شاه داراب و سرقلعه بند هگمتانه به عمل آمده و منجر به كشف ستون های سنگی و زمينه های نفيس شده است، ديگر در اين که كاخ حكم رانان هخامنشی در محل كنونی تپه هگمتانه وجود داشته، ترديدی نيست.
هر چند به غير از مجسمه شير سنگی و آثار به دست آمده از گورستان شمال خاوري ميدان سنگ شير، تا كنون آثار ديگری از دوره سلوكی در همدان به دست نيامده ولی همين مقدار آثار نيز می تواند دليل برحضور سلوكيان در شهر باستانی اكباتان باشد. آثار و شواهدی كه در تپه مصلی وجود دارد حكايت از تنها قلعه نظامی همدان در عهد اشكانيان دارد و چنين به نظر می رسد كه همدان در اين دوره نيز مورد توجه بوده است. حكام ساسانی هم با توجه به موقعيت ويژه همدان و نزديكی آن به تيسفون و شوش، كاخ های تابستانی خود را در همدان تدارك ديده بودند.
ديلميان در جنگ با كردهای حسنويه و كاكويه به اين شهر مسلط شده و آن را ويران كردند. چنان که پاره ای از مورخين از بين رفتن يكی از دو شير سنگی كه در كنار دروازه باب الاسد قرار داشته است را به اين دوران منسوب می کنند. در تقسيمات فتوحات ديلميان همدان از آن ركن الدوله شد و سپس شمس الدوله از طرف سيده خاتون زمامداری همدان را به دست آورده و فيلسوف بزرگ شرق، بوعلی سينا را به وزارت خويش برگزيد.
هر چند همدان از كشمكش های دوران ديالمه آسيب فراوانی ديد ليكن بعداز مدت كوتاهی در زمان سلاجقه دوباره عظمت از دست رفته خود را باز يافت. به طوری كه مدتی مركز حكومت سلجوقيان شد. همدان در زمان صفويان بسيار مورد توجه بود. به دنبال انقراض سلسله صفويه همدان به تصرف احمد پاشا والی بغداد در آمد، اما بعد توسط نادر شاه افشار از ترکان باز پس گرفته شد. استان همدان در دوره هاي قاجاريه و بعد ها به عنوان يكي از مهم ترين مناطق ايران؛ همواره آباد و مستقل بوده و هم اكنون نيز يكي از قطب هاي مهم و با اهميت ايران است.

 

  

مشخصات جغرافيايي

استان همدان در باختر ايران و بين مدارهای 59 درجه و 33 دقيقه تا 49 درجه و 35 دقيقه پهنای شمالی و 34 درجه و 47 دقيقه تا 34 درجه و 49 دقيقه درازای خاوری از نيم روز گرينويچ قرار گرفته و حدود 2/1 درصد از كل مساحت ايران را در بر می گيرد. اين استان از شمال با استان هاي زنجان و قزوين، از جنوب به استان لرستان، از خاور به استان مركزی و از باختر به استان های كرمانشاه و كردستان محدود می شود. بلندترين نقطه استان همدان قله الوند با ارتفاع 3574 متر است. با توجه به شرايط اقليمی؛ مناسب ترين زمان برای مسافرت به همدان از اواخر ارديبهشت تا اواخر مهر ماه است. بر اساس آخرين سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 1677789 نفر برآورد شده است و شهرستان هاي آن عبارتند از: اسد آباد، بهار، تويسركان، رزن، كبودر آهنگ، ملاير، نهاوند و همدان. راه هاي دسترسي به اين استان عبارتند از:
1- راه اصلی تهران – همدان به درازاي 341 كيلومتر
2- راه اصلی تهران – خسروی كه همدان در كيلومتر 375 اين مسير قرار دارد.
3- راه اصلی تهران – سنندج كه همدان در 343 كيلومتری اين مسير قرار دارد.
4- راه اصلی سنندج – همدان به طول 182 كيلومتر
5- محور زنجان – همدان به طول 275 كيلومتر
استان همدان در مركز خود دارای فرودگاه است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 17:7  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان هرمزگان استان هرمزگان

 

موقعیت : جنوب ایران

مرکـــــز : بندرعباس
مجاورت : شمال: استان کرمان جنوب: خلیج فارس و دریای عمان شرق: استان سیستان و بلوچستان   غرب: استان‌های فارس و بوشهر

 
map_hormozgan

آب و هوا: گرم وخشک
وسعــــت: 68هزار کیلومتر مربع
جمعـیــت:  1062155 نفر در سال1375
تقسیمات:  شهرستان، 16 شهر، 21 بخش و 71 دهستان و 2170 آبادی دارای سکنه
شهرستانها: بندرعباس، بندر لنگه ، میناب، رودان، قشم، جاسک، حاجی آباد  ،  ابوموسی و بستک

  

مکان های دیدنی و تاریخی

مكان هاي ديدني و تاريخي استان هرمزگان عبارتند از: سواحل خليج فارس و درياي عمان, جنگل هاي مانگرو(حرا), معبد هندوها, مسجد گله داری، حمام گله داری, عمارت كلاه فرتگي, مسجد جامع دل گشا، امام زاده سيد مظفر, مسجد سبز كهنه, عمارت کلاه فرنگی، پل لاتيران, مسجد افغان و ملک عباس, قلعه لشتان, قلعه پرتغالي ها, قلعه قشم, قلعه نادري, غار خروس, شهر باستاني حرير, جاده دنيا, مسجد نور, كلبه حور, جزاير كيش, قشم و....  

 

صنايع و معادن

صنايع استان هرمزگان به دو دسته صنعتي و دستي تقسيم مي شوند كه صنايع دستي اين استان را لنج سازی، گلابتون دوزی، خوس دوزی، شک دوزی بافی، کم دوزی، کلاه دوزی، سوند بافی، سوزن دوزی، چادر شب بافی، فرش بافی، حصير بافی، تور بافی، گرگور سازی، سفال گری، سبد بافی، صنايع صدفی، عبا دوزی، درو پنجره جوبی، کرچاپ، بادله دوزی، مليله دوزی دور لباس، کوزه سازی تشكيل مي دهد.

با توجه به قرار گرفتن اين استان در کنار دريای عمان و خليج فارس، مهم ترين صنايع رايج در اين استان عبارتند از: کارخانه های کنسرو ماهی، پودرماهی، قايق سازی، کشتی سازی و هم چنين صنايع نفتی. استان هرمزگان از نظر منابع معدنی توانمند بوده و علاوه بر نفت و گاز، معادن کروميت و خاک سرخ آن نيز مشهور است. م
در جزيره ابوموسی معدن اکسيد سرخ آهن و هم چنين معدن خاک سرخ وجود دارد و آب های پيرامون آن، دارای نفت است. حدود 100 سال پيش، نخستين امتياز استخراج اين معدن ها، از سوی ناصرالدين شاه قاجار به مرحوم معين التجار بوشهری واگذار شد. نفت جزيره ابوموسی که به ميدان مبارک، در بخش دريايی خاوری جزيره محدود است، از نظر گونه و کيفيت، بهترين نفت در خليج فارس شناخته شده است. منابع نفت جزيره سوری که نقش مهمی در صادرات نفتی کشور دارند را می توان از مهم ترين منابع زيرزمينی اين شهرستان نام برد.
مهم ترين معدن های شهرستان بندر لنگه که به گونه پراکنده در نواحی بستک، تدرويه، پل غار، . . . وجود دارند، می توان معدن سنگ گچ، سنگ لاشه و شن و ماسه را نام برد. منابع نفت حوزه جزيره لاوان به نام های : رسالت، رشادت و سلمان، از ديگر منابع معدنی شهرستان لنگه به شمار می روند. جزيره فارور دارای معدن های زيادی نظير آهن، سنگ کاربيت، سنگ گرانيت، سنگ های سيليس، خاک سرخ و ديگر فلزات است.
بندرعباس دارای معدن آهک و گچ است که در 2 کيلومتری خاور و هم چنين باختر آن قرار دارند. از مهم ترين معدن های اين شهرستان، معدن گاز سورو، سرخون، گيشو، شن وماسه، نمک آبی را می توان نام برد. معدن هايی که مورد بهره برداری قرار گرفته اند، معادن سنگ گچ خمير، سنگ گچ کشکوييه و نمک در گور است.
ازمهم ترين معادن های شهرستان جاسک، که در بخش شمالی و در بخش بشاگرد قرار دارند می توان معادن آهک، آهن، سنگ نمک، پنبه نسوز، خاک سرخ، گوگرد، کروميت، سنگ گچ، تالک و منگنز را نام برد.
معدن کروميت شهرستان ميناب از منابع مهم استان هرمزگان است. کروميت استخراجی اين معدن ها به خارج از کشور صادر می شود و بهره برداری از آن ها از فعاليت های اقتصادی بسيار مهم به شمار می رود. استخراج سالانه ذخاير معدنی اين شهرستان، عبارت اند از: مجتمع معدنی کروميت فارياب، که شامل 32 معدن بزرگ و کوچک بوده، واندازه استخراج آن، 40 هزار تن می باشد و اندازه استخراج معدن سنگ گچ فارياب حدود 3 هزار تن و معدن مرمريت سرنی حدود 5 هزار تن بوده است. آهن، گوگرد، نمک و آهن، از ديگر معدن های شهرستان ميناب به شمار می روند.
شرکت ملی نفت ايران از چندين سال پيش اقدام به کاوش و حفاری در جزيره قشم کرده که در همه کاوش ها، به منابع گاز طبيعی دست يافته است. به دنبال اجرای پروژه هايی، مانند: صنايع فولاد، مس سرچشمه و نيروگاه حرارتی توانير، بهره برداری از گاز گورزين جزيره قشم آغاز شد و منابع گاز سلخ جزيره به دليل نامرغوب بودن (ترش) مورد استفاده قرار نگرفت.
کوه نمکدان (معدن نمک)، در 85 کيلومتری شهر قشم قرار گرفته است. اين منابع به گونه تپه های گنبدی شکل و به قطر 7 کيلومتر و بلندی 237 متر از سطح دريا قرار گرفته اند. انبارهای آن، 420 هزار تن برآورده شده است. معدن به گونه گنبد نمکی است، که در درون آن، يک جريان آب زيرزمينی گذشته و در مسير خود، به گونه پشمه های نمکی آشکار شده و در حوضچه های طبيعی گسترده می شود که پس از تبخير سطحی، نمک به جای می ماند. در بخش های سنگ های رسوبی بالای گنبد، گوگرد و سولفور فلزات دو ظرفيتی، مانند آهن و سرب با کيفيت پراکنده وجود دارد. در حال حاضر از معدن نمکدان، سه گونه نمک بهره برداری می شود: نمک آبی يا پاريو، نمک کوهی، نمک بلور يا ترکه. در جزيره قشم معدن سنگ لاشه، شن و ماسه نيز وجود دارد.
در جزيره لارک معدن های خاک سرخ، آهن و نمک وجود دارد. از گذشته های دور معدن خاک سرخ، در اين جزيره شناخته شده و مردم خليج فارس برای رنگ آميزی چوب، فلز، بدنه کشتی، پارچه، . . . از آن استفاده می کردند. اين معدن از پر درآمدترين معدن های ايران است. در جزيره هرمز معدن سنگ لاشه و نمک آبی نيز وجود دارد و از معدن نمک آن، سالانه تا 3 هزار تن بهره برداری می شود.
 

  

کشاورزی و دام داری

بيش تر جمعيت استان هرمزگان، در بخش کشاورزی به کار مشغول اند. شکل چيره توليد کشاورزی در هرمزگان، گونه های صيفی و سبزی، مانند: گوجه فرنگی، بادمجان، پياز، هندوانه، خيار، خربزه، باميه، است. نخلستان ها، که حدود 40 هزار هکتار از زمين های استان هرمزگان را به خود اختصاص داده است و بيش از هفت ميليون اصله درخت خرما را در بر می گيرد، با توجه به شمار نخل ها و توليد ساليانه آن ها، از جايگاه خوبی بر خوردار است. بيش از 4 ميليون اصله درخت خرما، در شهرستان های ميناب و رودان و بقيه در ساير نقاط هرمزگان کاشته شده است. بيش از صد گونه متفاوت نخل بومی در هرمزگان وجود دارد، که گونه های سرشناس آن، عبارت اند از: مهتری، شاهانی، خنيزی، زرک، هلو، مرداسنگ، آلو، مهتری، سلانی، سهمران، زامردان، پنجه عروس، نوعروس، . . .
مرکبات استان هرمزگان زمين های پهناوری را به خود اختصاص داده و فرآورده های آن شامل پرتقال، نارنگی، ليموترش، ليموشيرين، گريپ فروت و نارنج می شود. ليموترش از آن دسته مرکباتی است که در رودان به دليل آب و هوای مناسب، جايگاه ويژه ای پيدا کرده است از نظر ميزان توليد، دارای اهميت است و به عنوان فرآورده پايه استان به شمار می رود، . مرکبات استان هرمزگان مانند نارنگی ناحيه سياهو و ليموترش شهرستان رودان از مرغوبيت و شهرت ويژه ای برخوردار بوده و می توانند با مرکبات ديگر نواحی کشور رقابت کنند. فرآورده های ديگر کشاورزی استان هرمزگان، عبارت اند از: حنا، تنباکو، يونجه، انبه، حبوبات، سنجد و سيب زمينی، که 4 تا 5 هزار هکتار از زمين های استان به کشت آن ها اختصاص دارد.
استان هرمزگان از لحاظ دام داری جايگاه ويژه ای دارد. برابر برآوردها، يک ميليون دام محلی و ساکن و يک ميليون دام عشاير کوچ رو استان های فارس و کرمان، در زمستان از مراتع هرمزگان استفاده می کنند، که به دليل چرای بی رويه و عدم کنترل درست، مراتع بازدهی خود را از دست داده و به مراتع فقير تبديل شده اند. از اين رو دام های استان با وجود کميت مناسب، از کيفيت پايينی برخوردار است. مردم اين استان بيش از هر دام ديگری به پرورش بز می پردازند. گونه ای بز بومی در هرمزگان پرورش می يابد، که به بز «تالی» يا بز «جزيره ای» سرشناس است که خود را با شرايط آب و هوايی منطقه سازش داده است.
 

  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

استان هرمزگان از لحاظ تاريخی ديرينه گی زيادی دارد. بندرها و جزيره های هرمزگان، در دوران های گوناگون پيش از اسلام اهميت داشته و از جايگاه ويژه ای برخوردار بوده اند. دريای پارس (درياي عمان و خليج فارس)، که استان هرمزگان نيز در کنار آن قرار گرفته، از کهن ترين درياهايی است که انسان شناخته است. ساکنان پيرامون آن، ازجمله مردم باستان هرمزگان، نخستين انسان هايی بوده اند که با فن دريا نوردی آشنا شده و به کشتی رانی پرداخته اند. دراين منطقه، دريانوردی و چيره گی بر راه آبی سبب پيدايش و رشد فرهنگ، بازرگانی دريايی و ايجاد دولت های با فرهنگ ازجمله ايلام شد.
ايلاميان از هزاره سوم پيش از ميلاد صدها سال بر خليج فارس و جزيره های استان هرمزگان، به ويژه جزيره های قشم، کيش، لارک، لنگه، و جاسک حکم رانی داشته و از آن ها به عنوان راه ارتباطی برای بازرگانی با هند باختری و درّه نيل استفاده می کرده اند.
مادهای آريايی نژاد، در آغاز سده 8هشتم پيش از ميلاد، حکومت «ماد» را به وجود آوردند. اين حکومت، در روزگار پادشاهی هووخشتره گسترش يافته توانمند شد و مرز جنوبی آن را کرانه های جنوبی دريای پارس تشکيل می داد. در اين زمان هرمزگان تابع ساتراپی (استان) درنگيانه و بخشی از کرمان بوده است. در روزگار هخامنشی، به ويژه داريوش بزرگ، ايرانيان اندک اندک در کرانه ها و آب های درياهای سياه و سرخ نيز رخنه کردند. داريوش بزرگ، دريا سالار يونانی خود، اسکولاخ (اسکيلاس) را مأمور بررسی کناره های دريای پارس کرد. اسکولاخ و همراهانش تمامی جزيره ها و کرانه های دريای مکران، خليج فارس، دريای سرخ و دريای باختر را در نورديده و آگاهی های ارزنده ای به دست آوردند. اين سفر دريايی از نظر بازرگانی و نظامی برای ايران سودمند بود، و باعث برقراری وابسته گی بازرگانی ميان هندوستان و دريای باختر گرديد. اشکانيان پس از چيره گی بر جانشينان اسکندر (سلوکی ها)، کرانه های خليج فارس از جمله استان هرمزگان را بر قلمرو خود افزودند و در برابر روميان، از دريای پارس و بين النهرين پاسداری کردند. در زمان ساسانيان، هرمزگان از مراکز مهم داد و ستد و پيوند بازرگانی به شمار می رفته است. چند سکّه نقره از اين دوران در اثر کاوش هايی که در اسکله سازی «سورو» انجام گرفت، به دست آمده است.
در نخستين سال های حکومت اسلامی، کرانه های هر دو سوی دريای پارس، از جمله استان هرمزگان به دست مسلمانان افتاد. ابوهوريره، از ياران پيامبر (ص) در روزگار عمر- خليفه دوم - بر بحرين و کرانه های باختری خليج فارس دست يافت و از آن جا به کرانه های خاوری آن يورش برد و تمامی دريای پارس و بندرها و جزيره های آن را بر قلمرو مسلمانان افزود. پس از چيره گی عرب ها، ديلميان نخستين دودمان ايرانی بودند، که بار ديگر بر سراسر جزيره ها، بندرها و آب های استان هرمزگان و ديگر نقاط خليج فارس چيره شدند.
هرمزگان، عمان و بندرها و جزيره های آن به ترتيب در سال های 323 و 534 هـ . ق، توسط علی (عمادالدوله)، و احمد (معزالدوله) به قلمرو آل بويه ملحق گرديدند. حکومت آل بويه، در زمان عضدالدوله گسترش يافت و در تمام مدت حکومتشان، فارس و هرمزگان در قلمرو فرمانروايی آن ها بود. پس از ديلميان، سلجوقيان کرمان از سال 454 تا 583 هـ . ق، بر منطقه خليج فارس، از جمله استان هرمزگان و عمان تسلط يافتند. در دوران سلجوقی، از سوی فرمان روايان اين خاندان، حاکمانی با عنوان«اتابک» به مناطق گوناگون ره سپار می شدند. اتابکان فارس برعمان، بحرين و کرانه ها و جزيره های خليج فارس دريای عمان(مکران) دست يافتند و حکومت آنان تا 661 هـ . ق، بر فارس و هرمزگان بر قرار بود. دراين سال سلجوق شاه سلغری بر هلاکو خان مغول شوريد، اما شکست خورد و حکومت فارس، هرمزگان و تمامی منطقه خليج فارس به دست مغولان افتاد. در دوره فترتی که بين سپری شدن حکومت ايلخانان مغول و برآمدن تيموريان وجود داشت، حکومت هرمزگان و خليج فارس با مظفريان بود. تيمور لنگ به سال 785 هـ . ق، سيستان را گشود و در يورش های بعدی خود، اصفهان، فارس، بوشهر، بندرها و جزيره های هرمزگان را به قلمرو خويش افزود. تيموريان تا سال 873 هـ . ق، که در ايران حکومت داشتند، خراج بندرها و جزيره های خليج فارس و دريای عمان(مکران) را دريافت می کردند.
در سال 913 هـ . ق، ناوگان پرتغالی ها به فرماندهی البوکرک با گشودن مسقط که خراج گذار امير هرمز بود، با سيف الدين، امير هرمز به جنگ پرداخته و با شکست وی هرمز را تابع و خراج گزار پرتغال کردند. پرتغالی ها در جزيره های هرمز، کيش، بحرين، قشم، نابند، و . . . دفتر بازرگانی و چندين دژ نظامی ساختند. از مرگ آلفونسو دو آلبوکرک (در ذيقعده سال 921 هـ . ق)، تا روزگار شاه عباس اوّل (996 – 1038 هـ . ق) حکومت پرتغال در دريای پارس توان داشت و در اين مدت مراکز بازرگانی دريای عمان (مکران) و خليج فارس، چون کيش، چابهار، هرمز، مسقط، بحرين، قشم، جاسک، . . . به سبب ستم کاری آنان رو به ويرانی نهاد.
شاه عباس اوّل صفوی پس از جنگ با عثمانی ها تصميم به آزاد ساختن جزيره های دريای پارس و بيرون راندن پرتغالی ها گرفت. شاه عباس بزرگ نه تنها بحرين را آزاد ساخت، بلکه جزيره های هرمز، کيش، قشم و بندرهای جاسک، چابهار, لنگه، . . . را از پرتغاليان پس گرفت. نادرشاه افشار (1149 – 1160 هـ . ق) در سال 1149 هـ . ق، با بيرون راندن افغان ها از ايران بر تمامی کرانه ها و جزيره های شمالی و جنوبی خليج فارس چيره شد. با مرگ نادر شاه افشار، شورشی دوباره سراسر کشور را فرا گرفت و کريم خان زند با خواستاران پادشاهی به جنگ پرداخت و سرانجام در 1179هـ . ق، بر سراسر فارس، جزيره ها و بندر های خليج فارس، . . . دست يافت و کارهای نيمه تمام نادر شاه را دنبال کرده و به پايان رسانيد.
 

 

مشخصات جغرافيايي

استان هرمزگان در جنوب ايران در كنار درياي عمان و خليج فارس واقع شده و شمال تنگه هرمز در 25 درجه و 34 دقيقه تا 28 درجه و 57 دقيقه ی پهنای جغرافيايی و 52 درجه و 41 دقيقه تا 59 درجه و 15 دقيقه ی درازای خاوری نسبت به نيم روز گرينويچ قرار دارد. اين استان از سوی شمال به استان کرمان، از خاور به استان های سيستان و بلوچستان و کرمان، از باختر به استان های فارس و بوشهر و از جنوب به دريای عمان و خليج فارس محدود است. تنگه هرمز يكی از حساس ترين و حياتی ترين گذرگاه های آبی عصر حاضر؛ در قلمرو سياسی استان هرمزگان قرار دارد. اين تنگه هلالی شكل 187 كيلومتر درازا دارد. عمق تنگه هرمز به دليل شيب تند كف آن از قسمت شمال به جنوب متغيير است. به طوری كه در نزديكی جزيره لارک در حدود 36 متر و در ساحل جنوبی نزديك شبه جزيره مسندام 180 متر است. هم چنين 14 جزيره کوچک و بزرگ به نام های ابوموسی، بنی فرور، تنب بزرگ، تنب کوچک، سيری، شتور، كيش، اردن، قشم، لاوان، لارك، هرمز، هندورابی، و هنگام در محدوده آب های ساحلی اين استان قرار دارند. بر اساس آخرين تقسيمات كشوری شهرستان های استان هرمزگان عبارتند از: ابوموسی، بستك, بندرعباس، بندر لنگه، جاسك، حاجی آباد، رودان (دهبارز)، قشم، ميناب
راه هاي دسترسي به استان هرمزگان عبارتند از:
راه های زمينی استان هرمزگان، شامل راه شوسه و راه آهن است. راه شوسه، شامل راه اصلی، راه فرعی و راه روستايی است.
راه اصلی شوسه در استان هرمزگان، راه بندرعباس به تهران است که از طريق اين راه، بندرعباس به تمامی نقاط کشور می پيوندد. اين راه محور اصلی ارتباطی استان و از پر رفت و آمد ترين شبکه های ارتباطی کشور، به ويژه در حمل ونقل بار با وسايط نقليه سنگين به شمار ميرود.
راه های فرعی هرمزگان، عبارتند از: سياهو، خوش هنگام، جاسک، جگين، گاوبندی دريا، بندر چارک، جايين احمدی، لنگه، گاوبندی، ستاق، مقام، گهره.
راه های شنی بين آبادی های استان است، که پل های آن با لوله و آب نما ساخته شده اند و هم چنين راه های مال رو که با گريدرزنی و شن ريزی ساخته شده اند، مانند راه های روستايی بشاگرد.
دو خط آهن تازه تأسيس بندرعباس – بافق و مشهد – سرخس، راه آهن ايران را به شبکه خط آهن آسيای مرکزی، پيوند می دهد. ازهمين مسيرها است، که کالاها بايد به روسيه يا از باختر به اروپا ارسال شوند. راه آهن بندرعباس، در راه روهای ترانزيتی (گذری) راه آهن جمهوری اسلامی ايران، دارای جايگاه ويژه ای است.
راه آهن بندرعباس - سرخس – بندرعباس. مسير: بندرعباس، سيرجان، بافق، يزد، قم، تهران، شاهرود، فريمان ( مشهد)، سرخس و برعکس، با درازای خط 2 هزار و 540 کيلومتر و گنجايش حمل و نقل سه ميليون تن بار در سال.
راه روی بندرعباس – بندرهای شمال (ترکمن – اميرآباد)، بندرعباس. مسير: بندرعباس، بافق، يزد، تهران، گرمسار، قايم شهر، بندر اميرآباد و يا ترکمن و برعکس، با درازای خط يک هزار و 878 کيلومتر و يک هزار و 947 کيلومتر و گنجايش حمل يک ميليون تن بار در سال.
راه روی بندرعباس – رازی – بندرعباس. مسير: بندرعباس، سيرجان، بافق، يزد، تهران، تبريز، رازی و برعکس، با درازای خط 2 هزار و 446 کيلومتر و گنجايش حمل بار دو ميليون تن در سال.
راه روی بندرعباس، جلفا، بندرعباس. مسير: بندرعباس، سيرجان، بافق، يزد، تهران، تبريز، جلفا و برعکس، با درازای 2 هزار و 470 کيلومتر با گنجايش حمل بار دو ميليون تن در سال.
راه روی بندرعباس، لطف آباد، بندرعباس. مسير: بندرعباس، بافق، تهران، مشهد، لطف آباد و برعکس، به درازای 2 هزار و 665 کيلومتر و گنجايش سه ميليون تن در سال.
به طور کلی ارتباطات و حمل ونقل د ر استان هرمزگان با توجه به وجود بندرها و اسکله های بزرگ و ورود و خروج کالا از اين استان، در شبکه حمل ونقل کشوری و ارتباطی دارای اهميت بسيار است.
حمل و نقل هوايی استان هرمزگان از طريق فرودگاه بندرعباس و فرودگاهای ديگر، از جمله فرودگاه کيش، قشم، لنگه، . . . اين استان انجام می شود.
از طريق بندرهای استان هرمزگان، حمل و نقل بار و مسافر به جزيره های ايران در خليج فارس و شيخ نشين ها و ديگر کشورها انجام می گيرد، و کالاها از طريق همين بندرها، به ويژه بندرعباس، بندر شهيد رجايی و بندر شهيد باهنر، . . . وارد يا صادر می شود. مهم ترين بندراستان هرمزگان، بندرعباس است. ساير بندرها، عبارتند از: لنگه، جاسک، خمير، سيريک، معلم، کنگ، کوهستک، چارک، تياب، بستانو، گچين، مغان (مغوييه)، بونجی، بريزک، . . . روزانه بيش از يک هزار کاميون وارد بندرعباس می شوند تا کالاهای گوناگون بخش کشاورزی، صنايع و مصالح ساختمانی را حمل کنند.
اسکله چوبی با استخوان بندی آهنی بندرعباس، در سال 1318 هـ . ش، به درازای 185 متر و پهنای 20/4 متر برای حمل و نقل و داد و ستدهای مرزی، در بندرعباس ساخته شد. بعدها ضمن بررسی جايگاه اين بندر و نياز بسيار به گسترش آن، در سال 1334 هـ. ش، محل مناسبی در 8 کيلومتری باختر شهر بندرعباس، يعنی محل کنونی اسکله ها و تأسيسات بندر پيشين، انتخاب شد و در آبان 1346 هـ . ش، تأ سيسات و اسکله های شماره 1 تا 7، اسکله صدور سنگ دلفين، اسکله «شرکت نفت دلفين» و اسکله و بندر «شهيد رجايی» در بندرعباس به بهره برداری رسيد. اين بندر گنجايش پهلو گرفتن هم زمان 7- 8 کشتی را تا ظرفيت 30 هزار تن داراست.
بندر شهيد رجايی، با پهنه ای حدود 25 کيلومترمربع، در حدود 30 کيلومتری باختر شهر بندرعباس قرار دارد. مجتمع بزرگ اين بندر، در سال 1363 هـ . ش، گشايش يافت و يکی از بندرهای بزرگ خاورميانه به شمار می رود. . اين بندر به لحاظ دارا بودن ترمينال های گوناگون و تأسيسات بسيار، بندری کامل و مدرن است و دارای يک حوضچه اصلی گردش و سه حوضچه برای پهلوگيری کشتی ها است. ترمينال های بندر شهيد رجايی، عبارتند از: ترمينال کانتينر شماره يک، کانتينر اصلی، کالای عمومی، کالای ويژه، غلات، تخليه روغن مايع، تأسيسات پهلوگيری کشتی ها، ترمينال نفتی، ترمينال کشتی های لش. ترمينال نفتی اسکله، 2 کشتی 70 هزارتنی را در يک زمان می تواند بپذيرد. تمامی اسکله ها مجهز به تأسيسات آب، برق، سوخت و تلفن است و کشتی ها می توانند از اين تسهيلات استفاده کنند. درازای موج شکن ها، در اين بندر 7 هزار متر است و تا انتهای موج شکن ها و شاخه های فرعی آن ها دارای جاده ماشين رو است. بندر شهيد رجايی دارای يازده انبار سرپوشيده نگاهداری کالا، هر يک به پهنه 9 هزار متر مربع است. آب مورد نياز بندر و کشتی ها با 3 دستگاه آب شيرين کن تأمين می شود. برق بندر از نيروگاه گازی بندرعباس تأمين می شود و خود بندر نيز دارای نيروگاه برق اضطراری است.
در خاور بندر شهيد رجايی، بندرگاه ترافيک کرانه ای و ماهی گيری قرار دارند، که دارای موج شکن، شامل 2 شاخه اصلی و 2 شاخه فرعی و بندرگاه کرانه ای، دارای 1173 متر اسکله و دروازه ورود و خروج ويژه است. بندرشهيد رجايی با راه آسفالته به ديگر نقاط کشور می پيوندد. به علاوه از راه آهن بافق - بندرعباس، می تواند کار کالا رسانی را انجام دهد. برای اين منظور 19 کيلومتر خط آهن در بندر ساخته شده است که به راه آهن بافق - بندرعباس می پيوندد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 17:6  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان مرکزی

استان مرکزی

 موقعیت :  مرکز ایران
مجاورت : شمال:استان‌های تهران و قزوین   جنوب :استان‌های لرستان و اصفهان  شرق:استان‌های تهران، قم و اصفهان    غرب: استان همدان
وسعــــت:  ۲۹٬۵۳۰ کیلومتر مربع
جمعـیــت:
تقسیمات:  ۸ شهرستان، ۱۵ بخش، ۱۹ شهر، ۶۰ دهستان و ۱٬۳۹۴ آبادی دارای سکنه و ۴۶ آبادی خالی از سکنه
شهرستانها: آشتیان، اراک، تفرش، خمین، دلیجان، زرندیه، ساوه، شازند، کمیجان، محلات
مرکـــــز : اراک

 

مکان های دیدنی و تاریخی

مكان هاي ديدني و تاريخي استان مركزي عبارتند از: رودخانه آسياب جفتي, بقعه پير مراد آباد, سراي كاشاني بازار, سراي نوذري بازار, موزه چهارفصل, مدرسه سپهداري(محل تحصيل امام خميني), سنگ نوشته هاي دره چكاب, سرچشمه روستاي انجدان, گنبد شاه قلندر انجدان, آرامگاه پرفسور حسابي, امام زاده حسين تفرش, امام زاده احمد كوهين, مناره مسجد شش ناو, قلعه سالار محتشم, خانه حضرت امام خميني (ع), امام زاده ابوطالب, سنگ نگاره هاي تيمره, بازار نراق دليجان, غارخال نخجير, پل دو دهك, كاروان سراي دو دهك, قزقلعه ساوه, مسجد جامع ساوه, محراب مسجد انقلاب, كاروان سراي باغ شيخ, امام زاده اسحاق ساوه, پالايشگاه شازند, سراب پنج علي, امام زاده سهل بن علي آستانه, پيست اسكي پاكل, دره شماخلي, ستون هاي سنگي خورهه, آتشكده آتش كوه, يخچال هاي طبيعي نيم ور, مجتمع آب درماني محلات و باغ هاي گل زيباي محلات.  

 

صنايع و معادن

استان مركزی از جمله استان هايی است كه كارخانجات صنعتی متعددی در آن متمركز هستند و علاوه بر صنايع كارخانه اي از صنايع با ارزش دستي نيز برخوردار است. فرش ساروق اراك و محلات، قاليچه ساوه، گليم و جاجيم تفرش، گيوه اراك و محصولات مسی مهم ترين صنايع دستی استان را تشكيل مي دهند. اساس اقتصاد استان مركزي را به ترتيب اهميت، بخش های خدمات، صنعت و كشاورزی تشكيل می دهند. مهم ترين كارخانه های صنعتی اين استان؛ ماشين سازی، آلومينيوم سازی، هلي كوپترسازی، كابل سازی، واگن سازی، كمباين سازی، لاستيك سازی و قند هستند. از ديگر صنايع ماشينی استان می توان كارخانه ماشين سازی پارس (توليد كننده اسكلت های فلزی) كارخانه های سازنده پروفيل و لوله های آبياری آلومينيومی كارخانه آونگان(سازنده پايه های فلزی انتقال نيرو) كارخانه ادوات كشاورزی اراك، گروه كارخانه هاي مستقر در شهرستان ساوه را نام برد.  

  

کشاورزی و دام داری

به طور تقريبی در حدود 19 درصد مساحت استان زمين های كشاورزی، 57 درصد زمين هاي مرتعی و باقی آن را زمين هاي غير کشاورزی از قبيل درياچه ها، كويرها، جاده ها و شهرها تشكيل می دهند. از محصولات مهم كشاورزی استان می توان غله، گندم، جو، حبوبات، پنبه، زعفران، انجير، انار، سيب، انگور، گردو، بادام، قيسی، آفتاب گردان، چغندر قند، تنباكو، خشكبار، گوجه فرنگی، پياز، گياهان دارويی مانند ترنجبين و ساير محصولات سر درختی و باغی را نام برد. از آن جا که ميزان برخی از فرآورده های كشاورزی در شهرستان های مختلف اين استان بيش از ميزان مصرف محلی می باشد، به شهرهای ديگر استان يا به استان های مجاور صادر می شود. از شهرستان اراك گندم، جو، انگور، سبزی، خشكبار، از ساوه انار، طالبی از محلات كاهو و گل، از تفرش بادام و گردو و از خمين لوبيا و گندم به ساير شهرها و استان های كشور و هم چنين به خارج از كشور صادر می شود. در استان مركزی دام داری بيش تر در ميان ايلات و عشاير ديده می شود. در اين استان ايلات و عشاير متعددی مانند شاهسون ها، كلبه كويی ها، خراسانی ها، كلهر، خلج، گروهی از كولی ها زندگی می كنند كه بيش ترر آن ها اسكان يافته اند و بخشی از آن ها نيز رمه گردانی و ييلاق قشلاق می كنند. جلوه های زيبايی شناختی كوچ و اتراق عشاير يكی از جاذبه های جهانگردی استان به شمار می آيد.  

  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

نام مركزي به دليل در مركزيت قرار گرفتن در ميان استان هاي ايران به اين استان داده شده است. با استناد به منابع تاريخی، استان مركزی در هزاره اول قبل از ميلاد جزو ايالات ماد بزرگ بود كه تمام قسمت مركزی و باختری ايران را در بر می گرفته و از كانون قديم استقرار در فلات ايران به شمار می رفته است. در زمان سلوكيان اين منطقه مخصوصا قسمت شمالی آن (دهستان خورهه) مورد توجه حكام يونانی قرار گرفت. وجود آثار باستانی به جای مانده از اين دوران در خورهه تاييد کننده اين نظر است. در زمان خسرو پرويز – پادشاه ساسانی- ايران به چهار بخش باختر(شمال)، خور آبان يا خور آسان (مشرق)، نيم روز (جنوب) و خوربران(مغرب) تقسيم شد که استان مرکزی در بخش خوربران (مغرب) به معنی محل غروب خورشيد، قرار داشت. در قرن اول اسلامی اين منطقه به «ايالت جبال» يا «قهستان» تغيير نام داد، به طوری كه جغرافيا نويسان اسلامی اين قرن، از آن به عنوان بخشی از بلاد پهلويان و به نام «كوهستان» يا «قهستان»(جبال) نام برده اند. در قرن دوم هجری اين منطقه همراه با همدان، ری و اصفهان به نام «عراق عجم» ناميده شد. در قرن چهارم هـ . ق همدان، رود آور، خورمه (خورهه)، سهرود، ابهر، سمنان، قم، كاشان، روده، پوسته، كره، بره، گربايگان (گلپايگان) شهرهای ايالت جبال بودند. در اين دوره ساوه، تفرش، وره، ساروق و گلپايگان مراكز كانون های درجه اول شهری و محلات، خمين، كميجان، ميلاجرد، خنداب، اليثار، سامان، خورهه، نيمور، نراق، دليجان، جاسب، مامونيه، الوير شهرهای مبادلاتی درجه دوم محسوب می شدند. در چند دهه اخير، با توسعه راه آهن و احداث كارخانجات مختلف، به مرور چهره منطقه عوض شد و بعد از تقسيمات جديد كشوری و ايجاد استان تهران و مركزی، اين استان به مركزيت اراك به وجود آمد.  

  

مشخصات جغرافيايي

استان مركزی به مركزيت شهر اراك؛ تقريبا در مركز ايران بين 33 درجه و 30 دقيقه تا 35 درجه و 35 دقيقه ی پهنای شمالی و 48 درجه و 57 دقيقه تا 51 درجه ی درازای خاوری از نصف النهار گرينويچ قرار دارد. اين استان از شمال به استان های تهران و قزوين، از باختر به استان همدان، از جنوب به استان های لرستان و اصفهان و از خاور به استان های تهران، قم و اصفهان محدود است. در قسمت های مختلف استان مركزی آب و هواهای متنوع نيمه بيابانی، معتدل كوهستانی و سرد كوهستانی وجود دارد. شهرستان هاي آشتيان, اراك, تفرش, خمين, دليجان, ساوه, سربند ومحلات شهرستان هاي اين استان را تشكيل مي دهند. راه هاي دسترسي به اين استان عبارتند از:
- تهران – اراك به درازای 289 كيلومتر
- تهران – ساوه به درازای 144 كيلومتر
- مسير تهران – خرم آباد كه در كيلومتر 289 از اراك عبور می كند
- مسير قم- نيزار به درازای 52 كيلومتر
- مالمير، آزاد شهر، سنجان، اراك، راهجرد، تفرش به درازای 243 كيلومتر
- اراك- فرمهين به درازای 48 كيلومتر
- دليجان – خمين به درازای 77 كيلومتر
خط آهن سراسری از مركز اين استان عبور می كند. فرودگاهی نيز در شهرستان ساوه وجود دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 17:4  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان مازندراناستان مازندران

 

موقعیت : شمال ایران
مجاورت : شمال: دریای مازندران جنوب: استان تهران و سمنان  شرق:استان گلستان   غرب: استان گیلان 
map_mazandaran

 وسعــــت: ۲۴۰۹۱ کیلو متر مربع
جمعـیــت: ۲۶۰۲۰۰۸ نفر
تقسیمات:  14 شهرستان ، 38 شهــر، 34 بخش و 100 دهستان
شهرستانها:  بابل- بابلسر- بهشهر- رامسر- آمل- جویبار- ساری- سوادکوه- تنکابن- قائم شهر - نوشهر- نور- نکا- محمود آباد- چالوس
مرکـــــز : ساری

 

 

مکان های دیدنی و تاریخی 

استان مازندران از مكان هاي ديدني و تاريخي زيادي برخوردار است كه عبارتنداز: آبشار داراب كلا, آبشار سواسره, آبشار ايج يا ده قلو, آبشار آزارك, آبشار چاردر, آبشار ريش براز, آبشار اكاپل, آبشار هريجان, آبشار شاهاندشت, آبشار تيمره, آبشار پرومد, آب معدنی استرآباكو, آب معدنی آمرلو, آبگرم رينه, پارك جنگلی شهيد زارع, پارك جنگلی چالوس (فی ين ), پارك جنگلی نمك آبرود, پارك جنگلی نور, پارك ملی خشكه داران, پارك ملی خشكه داران, پارك جنگلی سی سنگان, تالاب لپو – پلنگان, تپه كش, تپه امام زاده كتی, تپه های شال كتی، بالكن، چهاركتی, جنگل های نكا, چشمه آب گرم آب آهن يا آب فرنگی, چشمه آب گرم آب اسك, چشمه های جواهرده، كتالم، ‌و سادات محله, درياچه ساهون, درياچه سد لار, درياچه سد دريوك, درياچه يخ مراد, درياچه گل, درياچه استخر پشت, درياچه ولشت, درياچه خضرنبی, درياچه شورمست, سواحل زاغمرز, غار خرم‌ آباد, غار كمربند (هوتو ), غارهيلدو, غار سياه پور, مجموعه تالابی سراندون و بالندون, مرداب كندوچال, آب انبار ميرزا مهدی, آب انبار نو, امام زاده عباس, امام زاده يحيی, امام زاده های قاسم، ‌گنبد سرت، فخرالدين, امام زاده عيسی بن كاظم و بقعه شاطرگنبد, امام زاده ابراهيم, امام زاده عبدالله , امام زاده قاسم, امام زاده عبدالحق, امام زاده طاهر و مطهر, بازار قديمی, برج رسكت, برج سلطان زين العابدين, برج لاجيم, بقعه مير حيدر, بقعه درويش فخر الدين, بقعه آقا شاه بالوزاهد, بقعه سلطان محمد طاهر, پل محمد حسن خان, پل بابلسر, پل كوچك, كاخ بابل, پل دوازده پله, پل چالوس, پل سرخ رود, پل ورسك, تكيه مقريكل, حمام اشرف, خانه نيما, عمارت و باغ صفوی «باغشاه», قلعه شاهاندشت, قلعه كنگلو, قلعه بلده, كاخ صفی آباد, كاخ عباس آباد, كاخ چشمه عمارت, كاخ تيمشان, كاخ اجابت, كاخ چای خوران, كلارتپه, مجموعه صفوی فرح آباد, محله قديمی آلاشت و مشهد مير بزرگ (مرعشی ).  

  

صنايع و معادن

صنايع استان مازندران را مي توان در دو گروه صنايع دستي و كارخانه اي مورد بررسي قرار داد. عمده ترين صنايع دستی استان مازندران عبارتند از: قالی بافی، گليم بافی، ابريشم بافی، پارچه بافی، زيلو و جاجيم بافی، ظروف سفالی، ظروف و مجسمه های چوبی، نمدبافی و … كه در سراسر مازندران به ويژه در نواحی جنگلی توليد و به بازار عرضه می شوند. دراستان مازندران صنايع نساجی، غذايی، ساختمانی و الكتريكی توسعه قابل توجهی يافته اند. گسترش صنايع وابسته به كشاورزی، جنگل و توليد مواد غذايی نيز زمينه های بسيار مساعدی دارند.
زغال سنگ، سرب، سنگ آهك، سنگ مرمر، نمك آبی، پوكه معدنی، فلورين، بوكسيت و سيليس از ذخاير معدنی استان هستند كه برخی از آن ها به طور وسيعی بهره برداری می شود.
 

  

کشاورزی و دام داری

استان مازندران يكي از مهم ترين مناطق ايران در زمينه كشاورزي است. بيش از 900 هزار هكتار از مساحت استان مازندران، زير كشت برنج، پنبه، گندم، جو، دانه های روغنی (سويا)، مركبات، و چای قرار دارد. حدود نيمی از محصولات مركبات كشور از مازندران تامين می شود. سيب، آلوی قطره طلا و گلابی از ديگر ميوه های استان هستند. دراستان مازندران پرورش دام و انواع طيور هم به شكل سنتی و هم به صورت صنعتی رواج دارد. مراتع قشقايی، ميان بند و ييلاق های اطراف آن از كانون های عمده رمه گردانی و پرورش زنبور عسل (زنبورداری) هستند. در نوار ساحلی و حاشيه زمين هاي باتلاقی، پرورش گاوميش نيز رواج دارد. پرورش كرم ابريشم و توليد پارچه های ابريشمی نيز يكی ديگر از فعاليت های اقتصادی در استان است. مجاورت استان مازندران با دريای خزر و جريان رودخانه های متعدد در آن زمينه مساعدی را برای پرورش، تكثير و صيد انواع ماهی و توسعه شيلات فراهم آورده است. 

  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

مدت ها پس از غلبه آريايی های مهاجر و مهاجرت بوميان اين منطقه، ساکنين جديد نيز خود زير فرمان هخامنشيان قرارگرفتند. دركتبيه بيستون سرزمين مازندران به نام«پشتخوارگی» و در اوستا «پذشخوارگر» آمده به نظر می رسد كه جزو قلمرو اشكانيان بوده است. در کتب تاريخی به جا مانده هم زمان با فتوحات مسلمانان، از سلسله های پادوسبانان، آلا باوند و افراسيابيان نام برده شده است، كه درطبرستان يا قسمتی از آن حكومت كرده استقلال نسبی داشته اند.
در سال 167 هجری قمری «وندادهرمز» سلسله مستقلی در طبرستان تأسيس كرد. در قرن چهارم و پنجم هجری، طبرستان ميدان كشمكش سلسله آل زيار و آل بويه از يك طرف، و سامانيان و غرنويان از طرف ديگر شده و اغلب اوقات طبرستان تحت اداره امرای آل زيار بود. در سال 426 هجری قمری، سلطان مسعود غزنوی از طريق گرگان وارد طبرستان شد و صدمات و خسارات جانی و مالی زيادی به اهالی آن سامان وارد آورد.
هنوز اين خرابه ها ترميم نشده بود كه طغرل اول مؤسس سلسله سلجوقی به گرگان و طبرستان حمله ور شد. در سال 606 هجری قمری طبرستان از جمله «كبود جامه» به دست سلطان محمد خوارزم شاه افتاد و سپهبد كبود جامه بنام «ركن الدين كبود جامه» و فرزندانش به دست سلطان محمد خوارزم شاه اسير شدند. زمانی كه سلطان محمد خوارزمشاه از نبرد با سپاهيان مغول فرار می كرد، ركن الدين، مغولان را به جايگاه سلطان محمد هدايت كرد و بر اثر اين خوش خدمتی، از طرف مغولان به حكومت كبود جامه رسيد و سرانجام توسط تيموريان بساط حكمرانی آن ها نيز برچيده شد. بعد از درگذشت امير تيمور، سادات مرعشی با كسب اجازه از شاهرخ ميرزا (850- 807 هـ. ق) به مازندران برگشته به عنوان اميران باج گذار اين نواحی سلطنت كردند.
پس از برچيده شدن بساط حكومت ملوك الطوايفی طبرستان كه تا سال 1006 هجری قمری ادامه داشت، اين منطقه تحت نظارت شاه عباس اول و سلاطين بعدی سلسله صفوی قرار گرفت. شاهان صفوی در درازای هر سال چندين بار به عنوان شكار و يا پس از احداث فرح آباد جهت استراحت به اين منطقه سفر می كردند.
نادرشاه افشار برای مقابله با دشمنان به ويژه دشمنان شمالی و روس ها، در مازندران يك كارخانه كشتی سازی داير كرد و بر رونق هر چه بيشتر منطقه افزود. از دوره فتح علی شاه قاجار به منطقه سرسبز و زيبا و دل انگيز مازندران، به عنوان يك منطقه استراحتی – تفريحی توجه گرديد و ناصرالدين شاه طی دو سفر دستور تعمير راه ها و كاروان سراها را صادر كرد.
 

 

مشخصات جغرافيايي

استان مازندران بين 47 دقيقه تا 38 درجه و 5 دقيقه پهنای شمالی و 50 درجه و 34 دقيقه تا 56 درجه و 14 دقيقه درازای خاوری از نيم روز گرينويچ قرارگرفته است. دريای مازندران در شمال، استان های تهران و سمنان در جنوب و استان های گيلان و گلستان به ترتيب در باختر و خاور آن قرار گرفته است. بر اساس آخرين تقسيمات كشوری سال 1375 جمعيت اين استان 2602851 نفر برآورد شده است. راه های دسترسي به استان مازندران عبارتند از:
1- مسير عبوری تهران – مشهد به درازای 966 كيلومتر كه بابل در 230 كيلومتری اين مسير و قائم شهر در فاصله 250 كيلومتری و ساری در 270 كيلومتری اين مسير از جهت باختر به خاور واقع هستند.
2- مسير تهران – بندر تركمن به درازای 383 كيلومتر در جهت شمال خاوری كشيده شده كه بابل در فاصله 230 كيلومتری و قائم شهر در فاصله 250 كيلومتری و ساری در مسير 270 كيلومتری اين مسير واقع شده اند.
3- مسير تهران ـ قائم شهر از طريق فيروزكوه در جهت باختری – خاوری به درازای 261 كيلومتر.
4- مسير تهران – چالوس به درازای 194 كيلومتر.
5- محور كمربندی تهران – رشت – چالوس – تهران به درازای 716 كيلومتر.
6- محور كمربندی تهران – آمل – رشت – تهران به درازای 824 كيلومتر.
راه آهن سراسری تهران – بندر تركمن نيز از شهرهای اين استان عبور می كند.
استان در مركز ساری و شهر های نوشهر و رامسر دارای فرودگاه است.

 

موسیقی مازندرانی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 17:3  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان لرستاناستان لرستان

 

موقعیت : غرب ایران
مجاورت : شمال: استانهای مرکزی و همدان   جنوب: استان خوزستان  شرق: استان اصفهان   غرب: استانهای کرمانشاه و ایلام 

map_lorestan

وسعــــت: 28559 کیلومتر مربع
جمعـیــت:
تقسیمات: 9 شهرستان، 10 شهر، 20 بخش، ه81 دهستان و 2842 آبادی دارای سکنه
شهرستانها:  خرم آباد ، بروجرد ، الیگودرز ، دورود ، ازنا ، کوهدشت ، دلفان ، سلسله و پلدختر
مرکـــــز : خرم آباد

 

مکان های دیدنی و تاریخی 

استان لرستان از مكان هاي طبيعي و تاريخي بسياري برخوردار است كه مهم ترين آن ها عبارتند از:
اشتران كوه و قله هاي برفگير آن, غار تمندر, غار بزنويد, غارهاي سفيد كوه در اطراف خرم آباد, غار منو در اطراف دورود, غارسراب سفيد در حوالي بروجرد, غار دوشه, غار زيباي كلماكره, درياچه زيباي گهر, تالاب هاي تنگ فني, درياچه مصنوعي كيو, رودخانه سيمره, آبشاربيشه, آبشار آب سفيد, آبشار افرينه,آبشار تاف, آبشار راوك, چشمه هاي سياب, تنگ قلعه, پايين گردنه آستان, ونايي, آب ارم, آب گرداب دارابي, آب اراز, اسل مساله بيك, چشمه كيمهان, چشمه قلقلي, قلعه فلك الافلاك, مناره آجري خرم آباد, گرداب سنگي خرم آباد, سنگ نوشته, پل شاپوري, مقبره زيد بن علي, درياچه كيو, آبشار نوژيان, امام زاده پير امام, امام زاده قاسم, مقبره شاه زاده ابراهيم, معبد سرخ دم لري, گنبد شاه محمد و تنگ ملاويو.
 

  

صنايع و معادن

صنايع استان لرستان را مي توان به دو دسته صنايع دستي و كارخانه اي تقسيم كرد. اين استان به واسطه تاريخ و تمدن كهن خود از دست ساخت هاي فلزي و برنزهاي مشهوري برخوردار است. دوره مفرغ را دوره طلايي و شكوفايي هنر و تمدن لرستان مي نامند زيرا صنعت كاران مفرغ در اين منطقه با استفاده از ساده ترين شيوه هاي صنعت ريخته گري, قالب سازي و تراشكاري, آثار و اشياي بسيار ارزشمند و هنرمندانه از خود به جاي گذاشته اند؛ به طوري كه اين آثار زينت بخش موزه هاي بزرگ جهان است. انواع مفرغ ها و آثار مكشوفه دراين استان شامل سلاح و جنگ افزار, قطعات زين و برگ اشياي زينتي, اشياي نذري و ظروف غذاخوري مي شوند. توسعه صنعتی استان لرستان در سال های گذشته، به علت سياست توجه به نقاط محروم و استقرار و ايجاد كارخانه های صنعتی متعدد روبه رشد است. از جمله صنايع راه اندازی شده می توان به صنايع ساختمانی، فلزی، سراميك، غذايی، پوشاك، شيميايی و صنايع دستی اشاره كرد. لرستان از لحاظ معادن طبيعی، استانی غنی به شمار می آيد. از اين جمله معادن می توان به سنگ تراورتن (در چگنی و كوهدشت)، مرمريت (در ازنا، اليگودرز و بروجرد)، فلدسپات، تالك و سيليس (در بروجرد و اليگودرز و ازنا)، سنگ گچ (در دورود و كوهدشت)، سنگ آهك (درخرم آباد و كوه دشت) و سرب و روی (در اليگودرز) اشاره کرد كه بخشی از آن ها مورد بهره برداری قرار گرفته است. 

 

کشاورزی و دام داری

استان لرستان با توجه به برخورداری از هوای متنوع و رودهای پر آب و خاك آبرفتی حاصل خيز، استعدادی ويژه در كشت محصولات كشاورزی دارد. غلات، چغندر قند و حبوبات، مهم ترين فرآورده های كشاورزی آن محسوب می شوند. در نواحی جنوبی و پاره ای مناطق ديگر استان، محصولات گرمسيری نيز توليد می شود. بازده توليدات كشاورزی استان لرستان به دليل استفاده از روش های سنتی، به ويژه در زمين های ديم كوهستانی و پايكوهی، چندان چشم گير نيست. به جهت وجود مراتع سرسبز و غني دام داري و دام پروري در اين استان پررونق است و در تمام استان رواج كامل دارد. در نواحی مرطوب، پرورش گاو و در ميان عشاير و روستاهای خشك تر پرورش گوسفند، بز، مرغ، خروس، غاز، بوقلمون، مرغابی و ديگر طيور رايج است. عده ای از اهالی استان هم به پرورش و نگه داری زنبور و توليد عسل اشتغال دارند. درسال های اخير، برای افزايش بازدهی توان دام داری اين استان، در اطراف شهرهای آن، واحدهای مرغ داری و گاوداری صنعتی نيز تاسيس شده است.  

  

مشخصات جغرافيايي

استان لرستان در باختر ايران واقع شده و از شمال به استان های مركزی و همدان، از جنوب به استان خوزستان، از خاور به استان اصفهان و از باختر به استان های كرمانشاه و ايلام محدود مي شود. اين استان از نظر جغرافيايی بين 46 درجه و 51 دقيقه تا 50 درجه و 3 دقيقه درازای خاوری و 32 درجه و 37 دقيقه تا 34 درجه و 22 دقيقه پهنای شمالی قرار گرفته است. پست ترين نقطه استان لرستان با ارتفاع 500 متر از سطح دريای آزاد در جنوبی ترين ناحيه آن واقع شده است و قله سن بران اشتران كوه با 4050 متر ارتفاع، بلندترين نقطه استان لرستان به حساب می آيد كه در شرق استان واقع شده است. استان لرستان دارای آب و هوای متنوعی است. در زمستان هنگامی كه در شمال استان برف و كولاك و سرمای شديد جريان دارد، قسمت های جنوبی آن از هوای مطبوع و بارانی برخوردار است. بررسی های اقليمی نشان می دهند كه خرم آباد زمستانی معتدل و تابستانی گرم دارد. بروجرد زمستانی سرد و تابستانی معتدل دارد. اليگودرز نيز زمستانی بسيار سرد و تابستانی معتدل دارد. ازنا, اليگودرز, بروجرد, پل دختر, خرم آباد, دلفان, دورود, سلسله و كوهدشت؛ شهرستان هاي استان لرستانند كه هريك دربرگيرنده شهرها و روستاهاي متعددي هستند. بر اساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 1656000 نفر برآورد شده است. راه هاي دست رسي به استان لرستان عبارتند از:
- خط آهن تهران ـ اهواز که از شهرستان های ازنا و درود نيز می گذرد.
ـ راه خرم آباد ـ بروجرد به سوی شمال خاوری به درازای 100 كيلومتر كه با ادامه راه به سوی شمال خاوری به درازای 203 كيلومتر به اراك و به درازای 500 كيلومتر به تهران پيوسته است. هم چنين خرم آباد از 60 كيلومتری همين راه از محلی بنام دو راهی، با راهی به درازای 37 كيلومتر به شهر اصفهان پيوسته است.
ـ راه خرم آباد ـ اهواز به سمت جنوب به درازای 375 كيلومتر.
ـ راه خرم آباد ـ الشتر به سوی شمال به درازای 53 كيلومتر. از 40 كيلومتری همين راه، راهی فرعی به هرسين می پيوندد و از اين طريق خرم آباد با راهی به درازای 180 كيلومتر به كرمانشاه پيوسته است.
 

  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

در هزاره سوم و چهارم پيش از ميلاد بعضی از اقوام مهاجر با تصرف سرزمين بين النهرين (ميان دو رود) در كوه های زاگرس اسكان يافتند. نام اين اقوام به استناد كتيبه های بابلی، آشوری، ايلامی و در آثار بر جای مانده از سارگن- پادشاه مقتدر آكد (2030 – 2048 ق . م) - «لولوبی»، «مانايی»، «كاسی»، «گوتی»، «نايدی»، «آمادا» و «پارسوا» ذکر شده است. تاريخ نگاران، در آريايی بودن لولوبی ها و مانايی ها ترديد دارند؛ اما شواهد تاريخی حاکی از آن است که كاسی ها در سال 1600 قبل از ميلاد در لرستان كنونی می زيسته اند و محدوده حكومتی آن ها از شمال و خاور لرستان تا اطراف همدان توسعه داشته است. اين قوم، در هزاره دوم پيش از ميلاد به قصد تصرف بابل دراين شهر نفوذ كردند و بعد از شکست اول از حمورابی (حاکم بابل)، بالاخره توانستند در بابل مستقر شده و دومين سلسله شاهان آن جا را تاسيس كنند. با انقراض اين سلسله نوپا (در هزاره دوم پيش از ميلاد) توسط دولت مقتدر ايلام، كاسی ها به سمت زاگرس عقب نشينی کردند و خراج گزار ايلام شدند. تا قبل از تسلط اسکندر مقدونی بر اين ناحيه، اين قوم مانند سدی در برابر توسعه طلبی آشوری ها، در مناطق خاوری مقاومت می كردند. بعد از مدتی، قدرت اين قوم كوه نشين به حدی رسيد كه شاهان سلسله هخامنشی هنگامی كه از مسير فارس به شوش يا از مسير بابل به اكباتان می گذشتند، هديه هايی برای ايلات كوهستانی بين راه می فرستادند تا مسير عبور آن ها را امن نگاه دارند.
در دوره ساسانيان،‌ پشتكوه و پيشكوه را خاندان معروف هرمزان اداره می كردند. هرمزان، آخرين فرمان روای اين خاندان بود که با حمله اعراب در سال 16 هـ . ق به اسارت درآمد. اعراب پس از فتح «حلوان»، نواحی شمالی لرستان را گرفتند و چند سال بعد در سال 21 هـ . ق، توانستند نهاوند و قسمت جنوبی لرستان را نيز ضميمه محدوده حکومت خود کنند. سال بعد هنگامی که عمر مناطق تصرف شده را بين لشگريان کوفه و بصره تقسيم می کرد، لرستان ضميمه کوفه شده و از آن پس جزو ايالت جبال (عراق عجم) به حساب می آمد و تا ميانه سده چهارم هجری قمری، حكم ران اين منطقه از بغداد يا كوفه تعيين می شد. درهمين قرن، حسنويه كرد اين منطقه را به تصرف خود درآورد و خاندان او تا سال 500 هـ . ق بر لرستان تسلط داشتند.
هم زمان با استيلای قوم مغول بر ايران، لرستان به دو قسمت لر بزرگ و لر كوچك تقسيم شد. هر يك از اين دو قسمت از پيش از استيلای مغول تا مدت زمانی پس از انقراض ايلخانان، امرای نيمه مستقل داشتند. اتابكان لر بزرگ از كردان شام بودند كه در اواسط قرن ششم هجری از راه آذربايجان رهسپار ايران شدند و در محدوده اشتران كوه و جلگه های شمالی آن سکونت کردند. آن ها تا نيمه اول قرن نهم هجری (500 – 827 هـ . ق) حكومت كردند و ايذج (مال امير) را- که خرابه های زيادی از آن باقی مانده- پايتخت خود قرار دادند. سلسله اتابکان با کشته شدن غياث الدين كاووس (آخرين اتابک) به دست سلطان ابراهيم منقرض شد. اما اتابكان لركوچك (580 – 1006 هـ. ق) با اين كه چندين امير معتبر داشتند و حكومتشان نيز طولانی تر بود، هيچ وقت اهميت و اعتبار لر بزرگ را پيدا نكردند. آن ها موقعيتشان را تا زمان صفويه حفظ كردند و حتی قلمرو حكومت خود را تا باختر كوه های پشتكوه توسعه دادند. در سال 1006 هـ . ق با كشته شدن شاهوری - آخرين فرد اين سلسله - به فرمان شاه عباس اول، اين سلسله نيز برافتاد و حكومت لرستان به حسين نامی محول شد. خاندان اين والی تا اوايل روی كار آمدن سلسله قاجار، بر لرستان حكومت كردند و حكومت پشتكوه را نيز زمانی حكام بروجرد و زمانی حكام شوشتر به عهده داشتند. اين استان هم اكنون يكي از مناطق آرام و امن جمهوري اسلامي ايران است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 17:1  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان گیلاناستان گیلان

 

مرکـــــز : رشت

موقعیت : شمال ایران
مجاورت : شمال:جمهوری ترکمنستان   جنوب: استان سمنان  رب:استان مازندران و دریای خزر

gilan_map

آب و هوا: معتدل مدیترانه ای
وسعــــت:  22 هزار کیلومتر مربع
جمعـیــت:
تقسیمات:  16 شهر و 16 بخش و 45 دهستان
شهرستانها: آستارا، آستانه اشرفیه ، اَملَش، بندر انزلی ، رشت، رضوانشهر، رودبار، رودسر، سیاهکل، شَفت، صومعه‌سرا، طوالش، فومَن، لاهیجان، لنگرود، ماسال 

مکان های دیدنی و تاریخی 

مكان هاي ديدني و تاريخي استان گيلان عبارتند از: باغ سردار محتشم, باغ مشكوه (سالار),
تالاب امير كلايه بخش شير جو پشت, تالاب انزلی, چشمه آب شور لاكان, چشمه چشما گل سه شنبه, چشمه آب معدنی سجيران, چشمه آب معدنی زمزمه, چشمه آب معدنی علی زاخونی, چشمه آب معدنی سنگرود, چشمه آب گرم ماستخور, دره گوهر رود كرانه شرقی سفيد رود, منطقه حفاظت شده امير كلايه, منطقه حفاظت شده سلكه, منطقه حفاظت شده لوندويل, منطقه حفاظت شده ليسار, منطقه حفاظت شده ناواسالم, منطقه حفاظت شده آلالان, منطقه حفاظت شده سيا كشم, منطقه حفاظت شده سرخانكل, آب انبار رستم آباد, آرامگاه ميزا كوچك خان, آرامگاه سيد ابوالقاسم, آرامگاه مير نظام الدين و دكتر حشمت, آرامگاه امام زاده سيد حسين و ابراهيم,‌ آرامگاه پير جنگلی بازكيا, آرامگاه دكتر محمد معين, آرمگاه آقا سيد محمود مرندی, آرامگاه پيرموسی, آرامگاه كاشف السلطنه, آرامگاه بابا ولی (قادر پيغمبر), آرامگاه پير قطب الدين باغچه سرا, آرامگاه پير حسن و پير مسعود, آرامگاه شيخ ابوالوجيه, آرامگاه امام زاده مير شمس الدين, آرامگاه آقا سيد محمد نجفی, امام زاده آقا مير جمال الدين, امام زاده سيد علی غزنوی, امام زاده سيد ابو جعفر سادات, امام زاده عون بن محمد ماسوله, امام زاده شفيع, اسپيه مزگت يا سفيد مسجد, برج ساعت, برج ساعت, بقعه امام زاده صالح, بقعه بی بی حوريه, بقعه امام زاده آقا سيد ابوالحسن, بقعه شيخ زاهد گيلانی, بقعه مير شمس الدين لاهيجی, بقعه چهار پادشاهان, بقعه ملا عاقل, بقعه آقا سيد اسماعيل و آقا سيد ابراهيم, بقعه آقا سيد محمد, بقعه آقا سيد رضا كيا, بقعه امام زاده محمد حنيفه, بقعه آقا سيد ابوجعفر, بقعه امام زاده اسحاق, بقعه دوازده تن, بقعه آقا سيد حسن, بقعه آقا سيد حسين كيا,
بقعه آقا سيد محمد, بقعه سيد جلال الدين اشرف, بقعه سيد محمود, بقعه سيد شرف شاه, بقعه آقا سيد محمد يمئی, بقعه آقا شاه (عكاشه), بقعه آقا سيد دانيال, بقعه خواهر امام, بقعه آقا سيد عباس و سيد اسماعيل, بقعه آقا سيد قاسم, بقعه آقا سيد احمد و آقا سيد حيدر, بقعه پير, بقعه پير محله رانكوه, بقعه آقا سيد معين و مبين, بقعه سيد ابو جعفر ثايری , بقعه مرتضی و سيد ابراهيم, بقعه امام زاده آقا سيد ابوالحسن, بقعه عون بن علی بن محمد ماسوله, بقعه آقا سيد ابراهيم و آقا سيد عبدالله , تپه باستانی مارليك, تی تی كاروان سرا, پل خشتی بخش گوله, پل خشتی نياكو, پل خشتی كسيم, پل غازيان, پل ميان پشته, پل آجری لنگرود, پل تالش دولاب,‌
پل تاريخي, پل خشتی كسما, پل مرغانه پرد, پل آجری تميجان, حمام های قديمی گلشن و طاهر گوراب, حمام گلشن, حمام قديمی ديلمان, حمام حاج آقا بزرگ, حمام های پير سرا، شاهزاده گلستان, حمام حاج ميرزا احمدی, حمام قديمی كيا كلايه, حمام قديمی آق اولر, خانه ميرزا احمد ابريشمی, خانه قديمی محمد صادقی, خانه سردار معتمد رشتی, خانه سيد اسماعيل ضيابری, خانه سيد علی مقيمی, خانه ديوان بيگی, خانه قديمی منجم, خانه قديمی دريا, خانه قديمی رييس زاده, خانه محبی, خانه منجم باشی, روستای تاريخی ماسوله, ساختمان معتمدی, ساختمان گمرك, ساختمان شهرداری , ساختمان اداره پست, ساختمان استان داری سابق, عمارت كلاه فرنگی, عمارت سردار امجد, عمارت نصرالله خان سردار,
قلعه صلصال ليسار, قلعه رودخان شفت, قلعه ساسان, قلعه بندين, قلعه رود خان, قلعه مسجد كلده, كاروان سرای لات, كاخ ميان پشته, كاخ قشلاقی ضرغام السلطنه, كاخ اختصاصی رضا شاه, كاخ ناهار خوران, مجموعه ميدان, مدرسه شاپور, مسجد جامع, مسجد اكبريه, مسجد صفی (سفيد), مسجد جامع جور, مسجد جامع امير بنده, مناره گسكر, مناره مسجد جامع, مناره رود خان, مناره سلجوقی, مناره مسجد جامع و موزه رشت.
 

  

صنايع و معادن

صنايع استان گيلان بيش تر مرتبط با بخش كشاورزی و صنايع وابسته به آن است. صنايع نساجی، شيميايی والكترونيك و هم چنين صنايع دستی استان گيلان بسيار معروف است. از معادن شناخته شده استان گيلان می توان به معادن زغال سنگ، ‌خاك نسوز، سنگ ساختمانی، نفت، گاز، سنگ آهك، گرانيت، ميكا و … اشاره كرد. مهم ترين صنايع دستی استان گيلان عبارتند از: سبد بافی، حصير بافی، مرواری بافی، خيزران بافی (بامبو بافی)، سفال گری، نمد بافی، دست بافت های ابريشمی، پشمی و نخی، گليم و جاجيم و بافی، قالی بافی، چموش دوزی، صنايع دستی چوبی و كروی نقش دار. 

  

کشاورزی و دام داری

گيلان منطقه ای با خاك حاصل خيز و اقتصاد كشاورزی پررونق است. گيلان از نظر نوع زمين زير كشت و محصولات كشاورزی، به دو منطقه كلی تقسيم می شود:
- منطقه جلگه ای: اين منطقه با بهره گيری از خاك حاصل خيز، شبكه آبرسانی وسيع، هوای معتدل و مرطوب، به كانون كشت برنج، چای، توتون، بادام زمينی، حبوبات، صيفی جات و مركبات تبديل شده است.
- منطقه كوهستانی:اين منطقه با خاك و شبكه آبرسانی مناسب به كانون های كشت گندم و جو، يونجه، ‌زيتون و فندق تبديل شده است. دام داري نيز دراين منطقه رايج است ولي كشاورزي رونق بيش تري دارد.
 

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

نام گيلان برگرفته از نام قوم گيل است كه پيش از مهاجرت آريايي ها به همراه قوم ديلم در اين منطقه مي زيسته اند. تاريخ گيلان تا شش قرن پيش از ميلاد، تاريك و مبهم است و تنها با تكيه بر پاره ای اشاره ها، گمانه ها و كاوش های باستان شناختی است كه می توان گوشه هايی از تاريخ اين منطقه را روشن كرد. آثار به دست آمده از اين كاوش ها نشان دهنده آنند که سرزمين های سواحل جنوب دريای مازندران (خزر) به دوره پيش از آخرين يخ بندان (بين 50 تا 150 هزار سال پيش) تعلق دارند. با مهاجرت آريايی ها و ديگر قوم ها به اين سرزمين، از آميزش مهاجران و ساكنان بومی منطقه، قوم های جديدی پديد آمده اند كه در اين دو قوم « گيل » و « ديلم » اكثريت داشته اند. ازهمان آغاز، فرمان روايان اين دو قوم از آزادی كامل برخوردار بوده اند و هيچ گاه، در برابر بيگانگان و يا در مقابل حاكمان ديگر، تسليم نشده اند و حتی به اطاعت دولت ماد نيز در نيامده اند.
درقرن ششم پيش ازميلاد، گيلانيان با كوروش هخامنشی متحد شده و دولت ماد را سرنگون كردند. گيلانيان، در جريان محاصره و تسخير بابل، به ياری كوروش شتافتند. در زمان ساسانيان، گيلان تا اندازه ای استقلال خود را از دست داد و اردشير بابكان بر اين قوم پيروز شد. او به ياری ارتشی مركب از 300 هزار مرد جنگی و نزديك به 10 هزار سوار، گيلان را تسخير كرد. اين ارتش به زودی از هم پاشيد و كارآيی خود را از دست داد. در اواخر پادشاهی قباد كه هرج و مرج در ايران پديد آمده بود، گيل ها بنای سركشی و تعرض به همسايگان را گذاشتند. خسرو انوشيروان در آغاز سلطنت خود ارتشی بزرگ به گيلان فرستاد و گيلانيان را ناگزير كرد به درگاه كسرا به عذر خواهی بروند. انوشيروان آن ها را بخشيد و در دوران ساسانيان، گيلان هم چنان زير فرمان شاهان ساسانی باقی ماند.
پس از پيروزی عرب های مسلمان بر ايرانيان، گيلان به مأمن علويان تبديل شد. ديلميان نيز كه در مخالفت با خلفای عباسی در حدود دو قرن در كوهستان ها پناه گرفته بودند، به مرور با علويان متحد شدند. نخستين علوی كه به ديلم پناه برد، يحيی بن عبدالله از نوادگان امام حسن (ع) بود. پس از وی، انبوهی از علويان به آن جا راه يافتند. در حدود سال 290 هجری قمری، مردم گيلان و ديلم كم كم به مذهب علويان روی آوردند و در گسترش آن نيز كوشش بسيار كردند.
از سال 290 هـ . ق در تاريخ ايران، سلسله هايی با منشاء گيلانی و ديلمی پديد آمدند و دايره نفوذ خود را گسترش دادند. يكی از مهم ترين اين سلسله ها آل بويه بود كه حتی به بغداد، مركز خلفای عباسی نيز لشگر كشيد و خليفه عباسی را شكست داد. از اين تاريخ به بعد، كم كم دست خلفای عباسی از ايران كوتاه شد. از اين قرن تا زمان حمله مغولان، فرقه های مختلف اسلامی، از جمله اسماعيليه در اين ناحيه نفوذ داشتند.
فاتحان مغول در قرن هفتم، ارتشی بزرگ را برای تصرف ايران فرستادند. اما به دليل راه های سخت گيلان، تا اوايل سده هشتم هجری قمری بر اين بخش از ايران دست نيافتند. سرانجام اولجايتو موفق شد اين سرزمين را به تصرف خود در آورد، ولی نتوانست برای مدت درازی آن را در اختيار داشته باشد.
گيلانيان دربه قدرت رسيدن صفويان نقش مهمی ايفا كردند. در سال 900 هجری قمری، شيخ زادگان اردبيلی از اولاد شيخ صفی، سلطان حميد و فرزندش را پذيرفتند. مردم گيلان كه از مريدان خانقاه اردبيل بودند، به شايستگی از شيخ زادگان اردبيلی پذيرايی كردند. گيلان، در زمان سلطنت شاه عباس اول استقلال خود را از دست داد. نادر شاه افشار كه علاقه زيادي به افزايش قدرت نيروی دريايی ايران داشت، چندين كارگاه كشتی سازی در اين استان، به ويژه در لنگرود، تاسيس كرد.
پيش از روی كار آمدن نادر شاه، روس ها نخستين حملات خود را به ايران آغاز كردند. در سال 1071 هجری قمری، شماری از قزاقان روس به قصد غارت گيلان، با چند كشتی به ساحل گيلان حمله كردند و در برخی از مناطق آن دست به چپاول زدند، که نادر شاه با قدرت آنان را به سرزمين خودشان بازگرداند.
 

  

مشخصات جغرافيايي

استان زيباي گيلان در جنوب درياي خزر؛ ميان رشته كوه های البرز و تالش در شمال ايران جای گرفته است. اين استان به واحد جغرافيايی جنوب دريای مازندران تعلق دارد و با استان های: اردبيل در باختر، مازندران درخاور، زنجان در جنوب و كشور تازه استقلال يافته آذربايجان و دريای خزر در شمال همسايه است. استان گيلان بين 36 درجه و 36 دقيقه تا 38 درجه و 27 دقيقه پهناي شمالي و 48 درجه و 25 دقيقه تا 50 درجه و 34 دقيقه طول شرقی از نصف النهار گرينويچ قرار دارد و رود تمشك كه بين چابكسر و رامسر جاری است، آن را از استان مازندران جدا می كند. كوه های اين استان قسمتی از مجموعه ناهمواری های جنوب دريای مازندران است كه از دره رود آستارا در شمال تا كوه های سوماموس در خاور كشيده شده كه نتيجه حركات كوه زايی اواخر دوران سوم می باشد. اين كوه ها شامل دو بخش خاوري و باختري است. چشم انداز شمالی كناره های استان گيلان را دريای مازندران نيلگون و تا حدودی آرام تشكيل می دهد و چشم انداز جنوبی آن را (جز بخش باختری كه بيشتر آن مرتفع و مردابی است)، جنگل های انبوه دامنه های البرز پوشانده است. در فراسوی جنگل ها، قله های سر به فلك كشيده و پوشيده از برف خود نمايی می كنند كه زيبايی خا صی به منطقه بخشيده اند. پيرامون كناره های دريای مازندران را باغ های مركبات، شالی زارها و كشت زارهای سرسبز پوشانده و جلوه هايی شگفت انگيز را پديد آورده اند. آب و هوای دشت گيلان علی رغم قرار گرفتن در حد فاصل چند منطقه با ساختار های آب و هوايی مختلف هم چون معتدل بری، زير استوايی خشك، و مديترانه ای، خود دارای ساختار مديترانه ای است كه از يك نواختی خاصی نيز برخوردار است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 16:59  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان گلستاناستان گلستان

 

مرکـــــز : گرگان

موقعیت : شمال ایران
مجاورت : شمال: جمهوری ترکمنستان    جنوب:استان سمنان   غرب:استان مازندران و دریای خزر

golestan_map
آب و هوا:  بیشتر  آب‌وهوای معتدل مدیترانه‌ارد ولی جلگهٔ گرگان به لحاظ مجاورت با صحرای ترکمنستان، دوری از دریا و کاهش ارتفاعات، آب و هوای نیمه بیابانی و گرم دارد.
وسعــــت: 22 هزار کیلومتر مربع
جمعـیــت:
تقسیمات:  16 شهر و 16 بخش و 45 دهستان
شهرستانها:  گرگان ، بندر ترکمن ، بندر گز ، علی آباد ، کردکوی ، گنبد کاووس ، مینو دشت ، رامیان،     آزاد شهر ، آق قلا  و  کلاله.

مکان های دیدنی و تاریخی 

جاذبه هاي طبيعي استان گلستان عبارتند از: پارک ملي گلستان، تالاب گميشان، پناه گاه حيات وحش ميان كاله، آبشارلو، آبشار شيرآباد، آبشارباران كوه، آبشار زيارت، آبشار كبودوال، پارک جنگلي دلند، پارک جنگلي قرق، جزيره آشوراده، منطقه جنگلي نهارخوران و منطقه حفاظت شده جهان نما.
بناهاي تاريخي و ديدني اين استان نيز عبارتند از: مسجد جامع، آرامگاه مختوم قلي فراغلي، امام زاده روشن، پل آقا قلا، امام زاده نور (اسحاق)، امام زاده هنديجان، بازار قديمي، برج رادكان باختري، پنج شنبه بازار قلا، تورنگ تپه، جمعه بازارگرگان، جمعه بازار گنبد، دوشنبه بازارتركمن، سد اسكندري (ديوار دفاعي)، قلعه ماران، كاخ اختصاصي، كاخ شاهين، كاخ آغا محمد خان، مدرسه سردار، مدرسه دارالشفاء، مسجد گلشن، مسجد امام حسن عسگري (ع)، مسجد و مدرسه كريم آبشار، موزه گرگان و ميل گنبد قابوس.
جاذبه هاي طبيعي و تاريخي بالا به همراه جلوه هاي زندگي مردم و عشاير منطقه که ديدني هاي جذاب استان گلستان هستند در مجموع اين منطقه را از توان بالاي گردشگري برخوردار کرده است.
 

  

صنايع و معادن

صنايع استان گلستان به دو بخش صنعتي و دستي تقسيم مي شوند.مهم ترين صنايع دستي استان گلستان شامل قالي و قاليچه، پشتي هاي تركمن، جاجيم هاي كوهستاني و صنايع دستي روستايي است. از مهم ترين صنايع كارخانه اي مي توان به كارخانه پنبه پاک كني، آرد، نئوپان، قند، كنسرو، فيبرعايق، شير پاستوريزه و مجموعه اي از كارگاه هاي ساخت ماشين آلات كشاورزي اشاره كرد.

 

  

کشاورزی و دام داری

گلستان يكي از قطب هاي اقتصادي مهم كشور در زمينه كشاورزي، دامداري و صنايع وابسته به آن ها است. در اين منطقه، شهر گرگان نقش مركزيت اداري و بازرگاني دارد و جريان توسعه اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي استان را هدايت مي كند. مهم ترين محصولات کشاورزي استان گلستان عبارتند از پنبه، گندم، جو، دانه هاي روغني (سويا و آفتابگردان)، و سيب زميني. هم چنين باغ هاي سيب، آلو، قطره طلا و مركبات به فراواني در اين منطقه وجود دارند. دام داري نيز در کنار كشاورزي گسترش يافته و پرورش گاو بيش تر در كوه پايه هاي جنوبي و پرورش گوسفند و بز بيش تر در اراضي جلگه اي و مرتفع رواج دارد. پرورش زنبور عسل، به علت شرايط مساعد گياهي و اقليمي درنواحي كوه پايه اي و كوهستاني رواج و توسعه يافته و مراكز متعددي را به خود اختصاص داده است. توليد عسل در اين استان به خصوص در شهرستان گرگان، قسمتي از احتياجات منطقه را تامين مي كند. با توجه به شرايط آب و هوايي مناسب و رويش درختان توت، پرورش كرم ابريشم از گذشته هاي دور در اين استان رواج داشته است. به طوري كه در شهرستآن هاي گنبد و مينودشت پرورش كرم ابريشم از اهميت خاصي برخوردار است.  

  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

استان گلستان نام خود را از گرگان به گلستان تغيير داده و به نظر مي رسد به علت آباداني و صفاي طبيعي اين منطقه؛ نام گلستان به آن داده شده است. استان گلستان محل سكونت اقوام تركمن است كه بخش ديگري از اين ايل بزرگ نيز در جمهوري تركمنستان زندگي مي كنند.
نام تركمن نخستين بار در دايره المعارف چيني قرن هشتم ميلادي آمده است. هم چنين تركمن را نام قومي از اقوام زرد پوست ترک زبان دانسته اند كه از چندين هزار سال پيش در شمال درياچه «ايسيک گول» (بالخاش) در شمال مغولستان زندگي مي كرده اند. نويسندگان ايران براي نخستين بار در قرن پنجم هجري قمري به قومي ترک نژاد به نام ترک يا تركمانان كه در آسياي مركزي ساكن بوده اند، اشاره مي کنند.
طوايف تركمن «گوگلان»، «يمرلي» و «آل علي» در جلگه هاي «كوپت داغ» و بعدا «ساريق» ها، «ارساري» ها و «سالر» ها در اطراف قوچان و بجنورد از شهرهاي خراسان سكني گزيدند و «يموت» ها به سمت شمال خراسان و رود اترک روي آورده و در قرن شانزدهم ميلادي، طوايف تركمن تمام ساحل خاوري خزر تا گرگان را تصرف کردند. در سال هاي بعد كه از اقتدار شاهان ايران و خوانين كاسته شد، تركمن ها به ترديج سلطه خود را به طرف خاور تا مرو گسترش دادند. بدين گونه اين سرزمين در طي چند قرن پهنه تاخت و تاز طوايف غز شده و توده هاي وسيع آن ها همراه مغول ها به ايران آمدند. با لشكركشي تيمور به ايران و ديگر كشورهاي مجاور، به همراه ديگر ايلات جا به جا شدند و با گذشتن از اين سرزمين، بار ديگر همراه صفويه به ايران بازگشتند. پس از تيمور، سلسله هاي تركمانان «قراقويونلو» وسپس «آق قويونلو» به عنوان نيرومند ترين گروه ها به ترتيب در باختر و شمال ايران و سپس در ايران مركزي و جنوبي ظهور كردند.
در زمان صفويه، شاه عباس صفوي براي حفظ ايالات خاوري از تاخت و تاز تركمن ها و ازبكان، كردهاي جنگ جو را از ولايات باختري به اين سامان كوچ داد و پنج ولايت كرد نشين در امتداد كليه مرزها از استرآباد تا چناران به وجود آورد. اما كوچ كرد ها مانع تاخت و تاز تركمنان نشد چرا كه آن ها حريفاني هم زور بودند و هيچ يک از طرفين نمي توانستند به فتح نهايي دست يابند و اين خطه هم چنان درگير هرج و مرج باقي ماند. با وقوع جنگ هاي بين قبيله اي از يک سو و يورش خان هاي بخارا و خيوه از سوي ديگر، آشوب مناطق تركمن نشين را فرا گرفت. اين منازعات همراه با فشارهاي امپراطوري روسيه به ويژه در مرزهاي جنوب باختري، سبب افزايش سيل مهاجرت تركمن ها به نواحي رود گرگان شد و اين مهاجرت منجر به جنگ هايي بين ساكنان قبلي اين نواحي با مهاجمان شد. براثر فشار طوايف يموت كه به تازگي به اين نواحي آمده بودند، طوايف گوگلان به سمت كوه هاي گلي داغ رانده شدند. باوجود مخالفت و نزاع بين تركمن ها و همسايه هاي آن ها، تركمن ها به تدريج تا قره سو و شمال خراسان را به تصرف خويش درآوردند. اين طوايف كه دربيش تر اوقات نقش مهمي در تعيين و تغيير حكومت هاي وقت ايفا مي كردند، به سبب شيوه معيشت عشايري (دام داري و كوچ )، دراندک زماني به مهاجميني تبديل مي شدند كه هر حاكميتي ناگزيراز مقابله با آن ها مي شد. ماموران سلسله قاجار كه خود به كمک عشاير، به ويژه تركمنان به حاكميت رسيده بودند، با دست آويز قرار دادن شكايت مردم، بر تركمن هاي يک جا نشين ظلم و ستم روا مي داشتند. جنگ مرو بزرگ ترين حادثه سياسي در تاريخ تركمن ها در عصر قاجار به سال 1276 هجري قمري است. تمايل دولت روس به تصرف خانات خيوه، بخارا و نيز تحريكات انگليس در افغانستان و لشكركشي دولت ايران به منظور گرفتن ماليات و خراج از تركمن ها را مي توان از جمله دلايل شروع اين جنگ دانست. تركمن ها كه قادر به پرداخت خراج نبودند به كمک خان خيوه ارتش قاجار را شكست دادند. در نتيجه از نفوذ دولت ايران بيش از پيش كاسته شد و اين نواحي تحت تسلط ترکمن ها باقي ماند و تا مدت ها بعد از اين واقعه، خان نشين هاي خيوه به همراهي تركمن ها تا ناحيه خراسان مي تاختند و پس از غارت شهرهاي اين نواحي، مردم زيادي را به اسارت مي گرفتند. اين تهاجمات را عباس ميرزا قاجار با آزاد كردن تعداد زيادي اسير ايراني از چنگ تركمن ها و به اسيري بردن عده زيادي از آن ها پاسخ داد.
اين لشگركشي دولت مركزي كه با خون ريزي توام بود به آرامش نسبي در منطقه منجر شد. پيش از آن كه قرن نوزدهم پايان يابد، آخرين تزارهاي روس با فتح تاشكند، بخارا، خان نشين خيوه و فرغانه، خان نشين هاي آسياي ميانه را خراج گزار روسيه كردند و تنها بخشي از سرزمين تركمن ها در كنار مرز ايران باقي ماند. در اين زمان دولت روسيه طوايف يموت را كه عمده ترين نيروي تركمن ها محسوب مي شد، با دست آويز تامين امنيت راه هاي تجاري سركوب كرد. با شكست بزرگ تركمن در سال 1300 هـ . ق، آخرين نقطه تركمنستان و بقيه نواحي شمال خراسان (از درياي خزر تا رود تجن) به امپراطوري روسيه اضافه شد. امضا قرارداد تحديد مرز آخال (1301 هـ . ق) بين دولتين ايران و روس، مرز ميان دو كشور را از روي نشانه هاي جغرافيايي تعيين كرد و زندگي تركمن ها را كه در آن هنگام در دو طرف مرز به امر كوچ مشغول بودند، مختل نمود.
با تحديد مرزها، تركمنان حالت مردمي را يافتند كه به دو دولت ماليات مي دادند و در يک سو بخشي از خانواده و در سوي ديگر احشام و چوپانان تركمني زندگي مي كردند. تركمن ها كه نمي خواستند مالياتي به دولت روسيه بپردازند به ايران مهاجرت نمودند، اما دراين جا نيز با حكومت ايران كه مايل به جمع آوري ماليات و محدود كردن قدرت نظامي و پايان دادن به اغتشاشات تركمن ها بود، مواجه شدند. با اين همه، گرچه پس از تحديد مرزها، تركمن هاي اترک و گرگان رسما ايراني محسوب مي شدند، اما چنين مي گفتند كه هيچ ايراني از مرز قلمرو آنان نمي گذرد، مگر اين كه ريسماني به گردن داشته باشد.
درعرصه نبرد مشروطه خواهان و مستبدان، تركمانان در صف مستبدان و مخالفين مشروطه قرار گرفتند و به غارت شهرها و روستاهاي طرف دار انقلاب پرداختند. محمد علي ميرزا- پادشاه قاجار- كه بر ضد مجلس و مشروطه دست به كودتا زده بود، پس از بركناري، در ميان تركمن ها هم دستاني يافت و آن ها نيز به اميد غارت و گسترش نفوذ خود به ولايات هم جوار، با او همراه شدند كه با شكست تركمن ها و پيروزي قواي مجاهدين مشروطه خواه، تركمن ها به سرزمين هاي محل سكناي خود عقب نشيني كردند.
در دسامبر 1916 ميلادي، سپاهيان روس با آتش و شمشير در ادامه تعقيب تركمن هاي ساكن آسياي ميانه كه دست به شورش زده بودند، از ولايت استر آباد گذشته و بي رحمانه يموت ها و زنان و كودكانشان را سركوب كردند. حكومت ايران كه قادر به برخورد با اين مداخله نظامي روسيه نبود، درمقابل تصرف اين نواحي و نيز برخوردهاي نظامي عكس العمل نشان نداد و اين نواحي عملا به دست روس ها افتاد.
پس از انقلاب اكتبر(1917. م) در روسيه، حكومت شوروي در سال (1918. م) سپاهيان روس را از ايران خارج كرد و مناطق اشغالي را به دولت ايران باز گرداند. تركمن ها را در درازاي تاريخ سراسر جنگ و ستيز، از آن هنگام كه در متن هاي تاريخي براي نخستين بار نام آن ها ذكر شده، همه حكومت ها (حتي آن ها كه خود تركمن بودند) پس از به قدرت رسيدن سركوب كرده اند. آن ها سال ها بين دو مرز ايران و شوروي سابق در حال رفت و آمد بودند و عملا در تابعيت هيچ كدام قرار نداشتند، گاه خراج گذار اين دولت ها بودند و گاه مردم ساكن آن نواحي را غارت كرده و آنان را به عنوان برده خريد و فروش مي كردند. تركمن ها در ميان خود نيز با دشمني، جنگ و ستيز پايان ناپذيري بر سر چراگاه روبرو بودند. چنان که دشمني بين آتاباي ها و گوگلان ها، آتاباي ها و جعفرباي ها، تكه ها با گوگلان ها و …. پايان ناپذير به نظر مي رسيد. اين منازعات تا زماني كه اقدامات حكومت ايران يعني گسيل ارتش به سوي تركمن هاي يموت و گوكلان در سال 1303 هـ . ش به آخرين شورش تركمن ها انجاميد، ادامه داشت.
در اين شورش، تركمن ها در پي كسب استقلال سرزمين هاي تركمن نشين بودند، كه اين امر به اتحاد تمامي قبايل تركمن (يموت و گوكلان) منجر شده بود. از آن رو قبايل تركمن كه قرن ها بر سر آب و مرتع دام با يک ديگر درگير بودند، دشمني را كنار نهادند و به منظور ايجاد خود مختاري در نواحي تركمن نشين، به نفاق بين ايل ها و طوايف پايان دادند. با اين همه، با وجود قدرت نظامي قابل توجه تركمن ها، دولت مركزي ايران در سال 1304 هـ . ش با روش هاي مختلف و حمله نظامي و استفاده از سلاح هاي مدرن و تحريم اقتصادي، آن ها را سركوب كرد. عده اي ازسران شورشي اعدام شدند و گروهي به آن سوي مرزها گريختند. حكومت مركزي سركوب خود را با سوزاندن آلاچيق ها و تخته قاپو كردن تركمن ها تسريع كرد. گرچه با آغاز جنگ جهاني دوم و اشغال ايران توسط متفقين و تضعيف دولت مركزي، فرصتي كوتاه به دست آمد و گروهي از تركمن ها نيز به زندگي كوچ نشيني روي آوردند، اما دوران آن كوتاه بود و با قدرت گيري مجدد دولت پايان گرفت. سرانجام فشارهاي حكومت بر تركمنان تعديل يافت و به سبب جاذبه هاي اقتصادي و كشاورزي بعد از اصلاحات ارضي (سال 1341 هـ . ش)، گروهي از تركمن ها به كشت و زرع و عده اي به شهرها روي آوردند. اين قوم هم اکنون در صلح و صفا در محدوده استان گلستان زندگي مي کنند و بيش تر آن ها يک جا نشين شده اند.
 

  

مشخصات جغرافيايي

استان گلستان درقسمت شمال خاوري ايران و بين 36 درجه و 30 دقيقه تا 38 درجه و 8 دقيقه ي پهناي شمالي و 53 درجه و 51 دقيقه تا 56 درجه و 19 دقيقه ي درازاي خاوري از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. اين استان از شمال با درياي خزر، از خاور با استان خراسان، از باختربا استان مازندران و از جنوب با استان سمنان همسايه است. استان گلستان، با توجه به موقعيت جغرافيايي خود، تحت تاثير پهناي جغرافيايي، ارتفاع و امتداد رشته كوه هاي البرز، ارتفاع سطح زمين، دوري و نزديكي به دريا، بيابان هاي جنوبي تركمنستان، وزش بادهاي محلي و ناحيه اي و پوشش متراكم جنگلي قرار دارد و به همين سبب، از آب و هوا هاي گوناگوني برخورداراست. چنان که در شمال خاوري استان به علت دوري از اثرات درياي خزر و … آب و هواي معتدل مرطوب خزري رفته رفته به اقليم نيمه خشک تبديل مي شود و ميزان بارندگي ساليانه كاهش مي يابد. براساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 1419201 نفر برآورد شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 16:57  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان کهکیلویه و بویراحمدبویر احمد

 

مرکـــــز : یاسوج

موقعیت : جنوب غربی ایران
وسعــــت:  ‪ ۱۶‬هزار و ‪۲۴۹‬ کیلومتر مربع

kohkiluyeh_map

 جمعـیــت: 700000نفر
تقسیمات:
شهرستانها: بویراحمد ( یاسوج) ،گچساران ، کهکیلویه (دهدشت ) ، دنا

 مکان های دیدنی و تاریخی

استان کهگيلويه و بوير احمد از مناطق طبيعي و باارزشي برخوردار بوده و از توانمندي بالايي در زمينه جهانگردي برخوردار است. معروف ترين جاذبه هاي طبيعي اين استان را آبشار هاي متعددي چون آبشار مارگون، آبشاربهرام بيگي، آبشارياسوج و آبشارگنج بنار تشکيل مي دهند. باغ هاي زيبا، تالاب هاي طبيعي، غارها و اشکفت ها، چشمه هاي متعدد، درياچه هاي طبيعي دردل کوهستان هاي بزرگ و معروف و دامنه هاي مناسب اسکي و ورزش هاي مفرح زمستاني؛ تنها بخشي از جاذبه هاي طبيعي اين استان را تشکيل مي دهند. جلوه هاي زندگي عشايري، آداب و رسوم، لباس هاي سنتي، موسيقي و رقص هاي محلي عشاير اين استان در دل طبيعت زيبا و جذاب منطقه؛ بخش ديگري از ديدني هاي استان کهگيلويه و بوير احمد را تشکيل مي دهد. بناهاي تاريخي چون آتشکده خيرآباد، قلعه ها و روستاهاي تاريخي متعدد چون: دژسليمان، روستاي تاريخي ميمند، روستاي تاريخي مارگون، روستاي تاريخي سي سخت، روستاي تاريخي چرام، روستاي تاريخي دهدشت قديم و روستاي تاريخي لنده به همراه بقعه متبرکه امام زاده هايي چون: امام زاده عبدالله، امام زاده پنجه خل، امام زاده بي بي حكيمه، امام زاده شاه عباس، امام زاده سيد محمد، بقعه امام زاده حسن، بقعه امام زاده قاسم، بقعه امام زاده پهلوان، بقعه امام زاده چله خان و بقعه خضر تنها بخشي از مکان هاي تاريخي اين استان را تشکيل مي دهند که در قسمت هاي مختلف استان پراکنده شده اند. استان کهگيلويه و بوير احمد با مردمي مهربان و ميهمان دوست همراه با طبيعت و بناهاي جذاب خود؛ همواره چشم انتظار گردشگران و دوست داران طبيعت بکر و زيباست.  

 

صنايع و معادن

صنايع استان کهگيلويه و بوير احمد به دو دسته صنايع دستي و صنايع کارخانه اي تقسيم مي شوند. صنايع دستي اين استان شامل: فرش بافي سنتي، ‌بافت انواع گليم، جاجيم، گبه، خورجين، سياه چادر، نمد و محصولاتي نظاير آن است كه بافت آن‎ها در اغلب خانه‎ها و در بيش تر مناطق روستايي و عشايري رواج دارد. با وجود ذخاير غني نفت، گاز و پراكنده گي ساير منابع معدني دراستان كهگيلويه و بويراحمد، فعاليت‎هاي صنعتي و معدني در‎اين استان، نسبت به ديگر مناطق كشور، رشد نيافته رونق چنداني ندارد. علاوه بر صنايع استخراج نفت در گچساران و كارخانه قند ياسوج، بقيه كارگاه‎هاي صنايع دستي و توليدي تازه تأسيس شده‎اند و در زمينه‎هاي صنايع غذايي، فلزي، نساجي و چرم، چوب و سلولزي، شيميايي و دارويي و صنايع ساختماني فعاليت مي‎كنند. با وجود اين ميزان فعاليت‎هاي صنعتي و معدني نسبت به فعاليت‎هاي بخش كشاورزي و خدمات بسيار كم است. معادن مهم استان كهگيلويه و بويراحمد به شرح زير است:
- معادن بوكسيت در روستاي سرفارياب دهدشت.
- معدن مس در روستاي خزنگاه بويراحمد.
- ذخاير فسفات در روستاي جان قلي ( تيام ) در منطقه سرفارياب
- دخاير گوگرد در روستاي نزاع عليا گچساران
- معادن سنگ‎هاي ساختماني در اكثر مناطق استان.
- معادن گچ در بيش تر مناطق استان.
علاوه بر معادن بالا، معادن ديگري از جمله شن و ماسه، خاک رس، سنگ آهك و سنگ نما نيز كه در مناطق مختلف استان پراكنده هستند مي‎توان نام برد. از اكثر‎اين معادن در فعاليت‎هاي ساختماني و راهسازي و توليد آجر و موزائيك استفاده مي‎شود.
 

  

کشاورزی و دام داری

مهم ترين ركن فعاليت اقتصادي مردم استان کهگيلويه و بويراحمد را دام پروري تشكيل مي‎دهد كه از ديرباز دراين منطقه رواج داشته است. دام پروري دراين استان به دو روش متحرک و ساكن وجود دارد كه نوع متحرک آن توسط عشاير كوچنده استان و به تبعيت از شرايط آب و هوايي و تغييرات فصلي، براي دسترسي به مراتع و علوفه مورد نياز، به صورت ييلاق و قشلاق انجام مي‎گيرد. علاوه بر دام پروري به شيوه‎هاي سنتي و بومي، درسال‎هاي اخير؛ تعدادي دام داري صنعتي، ‌متشكل ازگاوداري و پرواربندي گوسفند نيز به صورت پراكنده در سطح استان رواج يافته است. استان كهگيلويه و بويراحمد به سبب طبيعت مساعد، به ويژه تنوع گياهان جنگلي و وجود آب و هواي مساعد، شرايط مناسبي براي پرورش زنبورعسل دارد. علاوه بر رواج زنبورداري سنتي در مناطق روستايي، گسترش كندوهاي زنبورعسل به شيوه نوين درسال‎هاي اخير، باعث افزايش درآمد كشاورزان و زنبورداران شده است. مرغ داري صنعتي نيز در سال‎هاي اخير گسترش يافته و بخشي از نيازمندي‎هاي اهالي شهرنشين استان را تأمين مي‎كند. بعد از دام داري، ‌كشاورزي مهم ترين فعاليت اقتصادي ساكنان ‎اين استان را تشكيل مي‎دهد. به علت طبيعت خاص اين منطقه و وجود زمين هاي كوهستاني و تپه ماهوري، كشاورزي آن بيش تربه صورت ديم به ويژه كشت گندم صورت مي‎گيرد. علاوه بر كشت گندم و جو كه به صورت ديم و آبي در بيش تر مناطق استان رايج است، كشت برنج نيز درمناطق گرم و معتدل استان كه منابع آب كافي دارند، معمول است. محصولات مهم كشاورزي در ‎اين استان؛ غلات، حبوبات، نباتات علوفه‎اي، ذرت و صيفي جات است كه كشت آن‎ها در مناطق مختلف استان رواج دارد. موقعيت طبيعي مرتفع، به ويژه كمبود زمين‎هاي مسطح در مناطق خاور و شمال خاوري استان، باعث شده است كه باغ داري در دره‎هاي كوهستاني و بر روي ارتفاعات ناهموار و پرآب اين مناطق رواج يابد. درسايرمناطق مستعد استان نيز غرس انواع درختان، از جمله سيب، انگور، گردو و مركبات رونق يافته است. در ‎اين ميان توليد سيب، انار، خرما و انواع مركبات در مناطق كهگيلويه، گچساران و چرام اهميت بيش تري يافته است.  

  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

كهگيلويه از سه كلمه «كوه»، «گيل» و «اويه» تركيب يافته است. از آن جا كه كلمه «او» پسوند مالكيت است، بنابراين معناي اين نام «منطقه كوهستاني گيل» است.
استرابون – جغرافي‎دان مشهور يونان باستان – كهگيلويه را بخشي از خاك اوكسي‎ها
( نام هخامنشي خوزستان ) مي‎داند. در دوره ساسانيان، قباد ساساني ارگان ( ارجان ) را در قسمت دشتي آن بنا نهاد كه «قباد خوره» ناميده مي‎شد. مناطق كوهستاني آن را نيز «رم زميگان » مي‎ناميدند. در دوران بعد از اسلام «قباد خوره» به نام شهرحاكم نشين آن ولايت ارگان ( ارجان )، و مناطق كوهستاني آن«رم زمينگان» به كهگيلويه شهرت يافت. در قرن‎هاي بعد كه شهر ارگان ويران شد افشارها و لرها سراسر آن را تصرف كردند، تمامي ‎اين خطه كهگيلويه و قسمت كوهستاني آن «پشت كوه» و سمت دشتي آن «زيركوه» ناميده شدند. استان كهگيلويه و بوير احمد در گذشته‎اي نه چندان دور جزو يكي از بلوک‎هاي مملكت فارس و شامل دو قسمت شمال خاوري - كه آن را سردسير و كوهستاني و پشت كوه - و قسمت جنوبي و باختر- كه آن را نره كوه و بهبهان مي‎ناميدند- بوده است. كهگيلويه در زمان‎هاي قديم، جزو لرستان بزرگ به شمار مي آمده است.
 

  

مشخصات جغرافيايي

استان كهگيلويه و بوير احمد در جنوب باختري ‎ايران، بين 30 درجه و 9 دقيقه تا 31 درجه و 32 دقيقه پهناي شمالي و 49 درجه و 57 دقيقه تا 50 درجه و 42 دقيقه درازاي خاوري واقع شده است. اين استان از شمال با استان چهار محال و بختياري، از جنوب با استان‎هاي فارس و بوشهر، از خاوربا استان‎هاي اصفهان و فارس و از باختر با استان خوزستان همسايه است. قله دنا با 4409 متر و ليشتر با 500 متر ارتفاع از سطح دريا به ترتيب بلندترين و پست ترين ناحيه استان هستند. كهگيلويه و بويراحمد از نظر آب و هوا به دو قسمت سردسيري و گرمسيري تقسيم مي شود. قسمت گرمسيري منطقه اي پست با ارتفاع متوسط حدود 900 متر از سطح دريا و قسمت سردسير منطقه اي مرتفع با ارتفاع متوسطي در حدود 2100 متر از سطح دريا است. استان كهگيلويه و بوير احمد به دو قسمت كهگيلويه و بويراحمد تقسيم شده است كه نيمي ‎از ايلات در منطقه كهگيلويه و نيمي ‎ديگر در منطقه بوير احمد زندگي مي كنند. ايلات مختلف استان درطول سال به ييلاق و قشلاق پرداخته و درجريان كوچ؛ جلوه‎هاي ويژه‎اي از زندگي عشاير و كوچ نشين را به نمايش مي‎گذارند. در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 540812 نفر برآورد شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 16:55  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان کرمانشاهکرمانشاه

 

مرکـــــز : کرمانشاه

موقعیت : غرب ایران

kermanshah_map
مجاورت : شمال: استان کردستان   جنوب:استانهای لرستان و ایلام  شرقاستان همدان ه   غرب: کشور عراق
آب و هوا: دارای چهار فصل در یک زمان است برای نمونه قصرشیرین دارای آب و هوای گرم و سنقر و پاوه دارای آب و هوای سرد و کرمانشاه دارای آب و هوای معتدل هستند
وسعــــت:  24434 کیلومتر مربع
جمعـیــت:  ۱٬۹۰۲٬۷۶۰ نفر
تقسیمات: 11 شهرستان، 19 شهر، 24 بخش، 83 دهستان و 2793 آبادی درسال75
شهرستانها:  اسلام آباد غرب ، پاوه، جوانرود، سرپل ذهاب ،سنقر ،صحنه، قصر شیرین ،کرمانشاه، کنگاور، گیلانغرب و هرسین 

 مکان های دیدنی و تاریخی 

استان کرمانشاه داراي مکان هاي تاريخي و ديدني بسياري است که شامل جاذبه هاي طبيعي و تاريخي متعدد مي شوند. استان چشمه ها، سراب ها و غارهاي متعدد چون: چشمه آب گرم، تنگ حمام، چشمه عبدي، چشمه هندي آباد، چشمه صيفور، سراب نيلوفر، سراب ياوري، سراب طاق روسان، سراب هاي خفر، سراب نوژي وران، سراب قنبر، غار شهربانو، غار هاي عسل، مرد و زان و غار انار در ارتفاعات بيستون، غار قوري قلعه در جنگل هاي اورامانات، غاركاوات، غارپروا، غارآسنگران، غارتايله نو، غاررتيل، غار كليسا، غار ميراوي، غار نوروزخان، غار جوجو، غار حاجي، غارهاي آوه زا و كبوتر، غار سيد شهاب و.... را در خود جاي داده است که هر يک از آن ها از جذابيت هاي خاص خود برخوردار است.
مکان هاي تاريخي و باستاني نيز از ديگر جاذبه هاي استان کرمانشاه به شمار مي رود که آتشكده چهارقاپو، بقعه امام زاده هاي متعدد، مسجد هاي بزرگ و با ارزش معماري چون مسجد جامع، قلعه هاي قديمي و متعدد چون قلعه بيستون، قلعه هژبر، قلعه مروان، قلعه شاهين، قلعه گه، قلعه خاموش، قلعه بزه رود، قلعه ساري اصلان، قلعه هرسين، قلعه منيژه، قلعه گبري، قلعه ژيان و زيارتگاه هايي چون: زيارتگاه شوقي علمي، زيارتگاه تخت تيمور، شاه زاده محمد ابراهيم، شهرهاي باستاني و قديمي چون شهر چمچال، کاروان سراهاي متعدد به همراه کم نظيرترين کتيبه ها و نقش هاي باستاني تنها بخشي از اين ديدني ها را تشکيل مي دهند که در نقاط مختلف استان پراکنده شده اند و گردشگرا ن را به سوي خود مي خوانند.
 

  

صنايع و معادن

صنايع استان نيز به دو گروه صنايع دستي و ماشيني تقسيم مي شود . كرمانشاه از ديرباز به سبب موقعيت خاص جغرافيايي و نيازاهالي به لوازم و مواد اوليه زيستي مركز صنايع دستي بوده است و در بين مردم بومي افراد مستعد و ماهر در هر رشته پرورش يافته اند. از سوي ديگر شيوه معيشت عشايري استان زمينه هاي مساعدي را جهت گسترش صنايع دستي فراهم نموده است صنايع دستي اين استان مشتمل بر قالي، گليم، جاجيم و انواع گيوه است. بزرگ ترين صنعت كارخانه اي استان كرمانشاه تصفيه خانه نفت است كه كارخانه آن در كنار رود قره سو ساخته شده است. قديمي ترين كارخانه صنايع غذايي استان کرمانشاه، كارخانه قند اسلام آباد است. عمده ترين معادن اين استان نيز عبارتند از: آهن، سرب، گوگرد، آلوميت، كوارتزيت و … 

  

کشاورزی و دام داری

در استان كرمانشاه به علت شرايط آب و هوايي مناسب محصولات كشاورزي متعددي از قبيل : گندم، جو، چغندر قند، برنج، صيفي، سبزي و ميوه هايي چون : گردو، بادام، انار، سيب، مركبات و خرما توليد مي شود . ازآن جا که بيش تر ساكنين اين استان از گذشته هاي دورزندگي كوچ نشيني توأم با معيشتي بر اساس دام داري داشته اند، اين استان از مناطق عمده ايران در امر دام پروري به شمار مي آيد. هم چنين مرغ داري، زنبورداري و صيد ماهي نيز در کنار کشاورزي و دام داري رايج اسا و معمولاً گوشت مرغ و ماهي و عسل مورد نياز مردم در استان توليد مي شود.  

   

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

نام كرمانشاه به بهرام شاه ساساني منسوب است كه در روزگار پدرش، فرمان روايي ايالات كرمان را داشت و بدين جهت به كرمانشاه لقب يافت. محدوده استان كرمانشاه، از هزاره هاي قبل از ميلاد؛ محل سکونت اقوام مختلف بوده است. درآثار سارگن – شاه اكو كه از سال 2048 تا 2030 قبل از ميلاد بر جنوب بين النهرين فرمان رانده از مردم زاگرس به عنوان « آريزان يا نخسي » ياد شده است. به استناد كتيبه هاي بابل، آشور و عيلام ساكنان دامنه هاي زاگرس طوايفي به نام هاي لولوبي، گوشي، هانائي، فايري، آموا و پارسوا بوده اند. در خصوص اصل و نژاد اين طوايف، نظرات متضادي ابراز شده است. طوايف آمادا و پارسوا آريايي و طوايف گوتي و كاسي نيز به احتمال زياد آريايي بوده اند، اما در آريايي بودن لولوبي ها و مانايي ها ترديد وجود دارد. لولوبي ها يا لولوها اجداد لرها، در گذشته دور در ذهاب كرمانشاه، شهر باستاني زور و سليمانيه زندگي مي كرده اند .
نام ماد براي نخستين بار به صورت « آماده اي » در جملات آشوريان به نواحي كردستان فعلي اتلاق شده است. بنابراين مي توان دريافت كه از هزار سال قبل از ميلاد قوم ماد در دامنه هاي زاگرس سكونت داشته اند. در روزگار ساسانيان، نواحي غرب و مخصوصا كرمانشاه مورد توجه شهرياران ساساني بوده و به علت نزديكي با تيسفون ( پايتخت ) ايام تابستان ( ييلاق ) را در آن مي گذرانده اند. قباد اول و خسرو اول ( انوشيروان ) ساساني نيز به اين ناحيه توجهي خاص داشته اند. در اخبار مورخان اسلامي به كرات آمده است كه خسرو اول انوشيروان در نواحي طاق بستان، قصرهايي ساخته كه در آن ها از بزرگان چيني، هندي، و قيصر روم و ديگر حكم رانان پذيرايي مي كرده است. خسرو دوم ملقب به پرويز نيز در اين منطقه باغ هاي زيبا ساخته بود كه درآن قصرها و عمارت هاي باشكوه وجود داشته است. عمران و آباداني جدي و پيوسته اين ناحيه وبه ويژه شهر كرمانشاه از دوران قاجار آغاز شده است. اين منطقه هم اکنون يکي از مناطق آباد، آرام و باصفاي ايران است که يادگارهاي بسيار زيادي از تاريخ گذشته را در خود جاي داده است.
 

  

مشخصات جغرافيايي

استان كرمانشاه درميانه ضلع باختري ايران بين 33 درجه و 36 دقيقه تا 35 درجه و 15 دقيقه پهناي شمالي و 45 و 24 دقيقه تا 48 درجه و 30 دقيقه درازاي خاوري از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. اين استان از شمال به استان كردستان از جنوب به استان هاي لرستان و ايلام از خاور به استان هاي همدان و از باختر به كشورعراق محدود شده است. استان كرمانشاه ناحيه اي كوهستاني است كه مابين فلات ايران و جلگه بين النهرين قرار گرفته و سراسر آن را قله ها و ارتفاعات رشته کوه هاي زاگرس پوشانده است. استان كرمانشاه در معرض جبهه هاي مرطوب مديترانه اي قرار دارد كه در برخورد با ارتفاعات زاگرس، موجبات ريزش برف و باران را فراهم مي سازد. راه هاي دسترسي به اين استان عبارتند از:
- مسير تهران – خسروي كه از كرمانشاه عبور مي كند.
- مسير جلفا – بندر امام به طول 1421 كيلومتر كه در 744 كيلومتري از كرمانشاه عبور مي كند.
- مسير تهران – سنندج كه در فاصله 520 كيلومتري از كرمانشاه عبور مي كند.
- كرمانشاه داراي فرودگاه بين المللي نيز است.

 

منابع اینترنتی مرتبط:

Hirssa ایرانگردی


عکس و زندگی- مهرداد پورجهان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 16:53  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان کرمانکرمان

 

موقعیت : جنوب شرقی ایران
مجاورت : شمال: استانهای خراسان و یزد   جنوب: استان هرمزگان  شرق:استان سیستان و بلوچستان   غرب: استان فارس

map_kerman 
آب و هوا:
وسعــــت:  175069 کیلومتر مربع
جمعـیــت: 
تقسیمات:  ۱۱ شهرستان، ۷ شهر و ۳۱ بخش
شهرستانها: بافت، بردسیر، بم، جیرفت، راور، رفسنجان، زرند، سیرجان، شهر بابک ، عنبرآباد ، کرمان، کهنوج، منوجان 

مکان های دیدنی و تاریخی 

مكان هاي ديدني و تاريخي استان كرمان عبارتند از: كوير لوت, رودخانه هليل رود, كوه هاي هزار, جوپار, لاله زار, باغ بالا, خيبر, قبله, ارگ بم, خرابه هاي شهر كمادين, گنبد جبليه, مقبره خواجه اتابك, قلعه قهقه, قلعه كهنه, گنبد مشتاقيه, مسجد ملك, مسجد جامع, مسجد امام, قلعه سودك, گورستان دژيمند, باغ شاه زاده ماهان, مزار شاه نعمت الله ولي, قلعه ستگ, زيارت گاه شاه زاده حسين, حمام گنج علي خان, مجموعه وكيل, مجموعه ابراهيم خان, ميدان گنج علي خان, مسجد چهل ستون, آتشكده شاه فيروز, قلعه اردشير, قلعه دختر, موزه سكه, قلعه راين, ارگ جديد بم, گنبد سبز, تخت دريا قلي بيك و بازار كرمان.  

 

صنايع و معادن

صنايع استان کرمان به دو دسته صنايع دستي و ماشيني تقسيم مي شوند. صنايع دستي شامل شال، پته و ترمه است كه به غير از پته دوزي باقي از رونق سابق برخوردار نيستند. صنايع دستي كارگاهي چون: قالي بافي، جاجيم بافي، گليم بافي و خورجين بافي از صنايع رايج اين استان به شمار مي رود. صنايع ماشيني استان به سه دسته كارگاهي كوچک، متوسط و بزرگ تقسيم مي شوند كه از اين صنايع مي توان سيمان، خانه سازي، نوشابه سازي، قند، ذغال سنگ و مس كه معروفيت جهاني دارد را نام برد. معادن استان در تامين مواد اوليه مورد نياز صنايع كشور نقش ارزنده اي بر عهده دارند. معادن سرشار آهن، ذغال سنگ، مس و ديگر فلزات چرخ هاي صنعت استان و كشور را به گردش در مي آورند. معادن ذغال سنگ قسمتي از نياز كارخانه ذوب آهن اصفهان را تامين مي كنند. منابع مس سرچشمه كرمان كه به گواهي كارشناسان از غني ترين و خالص ترين معادن مس درجهان به شمار مي رود، از مشخصه هاي ويژه اقتصادي استان کرمان محسوب مي شود.
از نظر اقتصادي منطقه ويژه و آزاد تجاري سيرجان اهميت استان كرمان را افزايش داده است. اين منطقه ويژه صرف نظر از تاثيراتي كه در توسعه اقتصادي كل استان داشته، ‌از ديدگاه توسعه جهانگردي نيز اهميت زيادي دارد. سيرجان گذرگاه اصلي انتقال كالا به كشورهاي خاور ايران و هم چنين اروپا و خليج فارس بوده و مسير رفت و برگشت كليه كالاهاي تجاري از بندر شهيد رجايي هرمزگان به كشورهاي آسياي ميانه، قفقاز و روسيه است. در واقع اين شهر محل اتصال كليه محورهاي ترانزيتي و حمل و نقل كالا از جنوب به شمال، خاور و باختر ايران و ساير كشورهاي شمالي، خاوري و باختري اروپا و خليج فارس است. راه ترانزيت اصلي زميني (جاده اي و ريلي) از طريق بندر شهيد رجايي به استان هاي بزرگ و صنعتي كشور(كرمان ـ فارس‌ ـ يزد)، از مسير اين شهرستان و منطقه ويژه اقتصادي عبور مي كند. اين منطقه به عنوان يك قطب اقتصادي ويژه بر بستر مزيت هاي باراندازي، در ساختار اقتصادي استان كرمان نقش و موقعيت قابل توجهي را احراز كرده است و در آينده نيز بر اهميت اين جايگاه اقتصادي افزوده خواهد شد.
 

  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

نام كرمان در دوره هاي قبل از اسلام،‌ «بوتيا» و «كارامانيا» بوده است. برخي عقيده دارند كه كرمان دگرگون شده كلمه «كريمان» است و عده اي نيز آن را مشتق از «كارمانيا» قديم به معني «جايگاه دلاوري و نبرد» ذکر مي کنند. در حالي که تواريخ عرب و يهود، «كرمان» را فرزند هيتال يا هپتال از نبيره هاي نوح مي دانند، كتب فارسي از طهمورث به عنوان جد وي ياد مي کنند. هرودوت از شش نژاد فارسي نام مي برد كه يكي از آن ها «گرمانيان» است. مركز كرمان را در قديم «گواشير» و «بردشير» مي خواندند. «گواشير» در اصل «كوره اردشير» يعني شهر اردشير بوده که به تدريج «گواشير» شده است.
از لحاظ تاريخي سابقه سكونت و استقرار انسان در ديار كرمان به هزاره چهارم قبل از ميلاد مي رسد. اين منطقه يكي از قديمي ترين نواحي ايران به شمار مي رود و در گذر زمان، گنجينه هاي فرهنگي، تاريخي گرانبهايي در آن پديد آمده است كه نمايان گر روند تاريخي و حيات اقتصادي ـ اجتماعي آن است. وجود هر فضاي تاريخي در كرمان بيان گر بخشي از زوايا و ابعاد زندگي مردم و حكومت هاي اين مرز و بوم مي باشد. تاسيس و تخريب، مرمت و انهدام، همه نشان گر حيات پر جنب و جوش اين ديار ناشناخته است. کمي آثار تاريخي كرمان در مقايسه با شهرهايي چون اصفهان و شيراز به دليل آسيبي است كه حوادث ناگوار تاريخ در اين منطقه پديد آورده است. همين معدود آثار نيز نشانه توانايي، پايداري و كوشش هاي مردم اين خطه از كشور است.
 

  

مشخصات جغرافيايي

استان كرمان در جنوب خاوري ايران واقع شده و از شمال با استان هاي خراسان و يزد، از جنوب با استان هرمزگان، از خاور با سيستان و بلوچستان و از باختر با استان فارس همسايه است. اين استان از نظر جغرافيايي بين 55 درجه و 25 دقيقه تا 32 درجه ي پهناي شمالي و 26 درجه و 53 دقيقه تا 29 درجه و 59 دقيقه ي درازاي خاوري از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. استان كرمان يکي از پهناورترين استان هاي ايران است که حدود 11 درصد از خاک ايران را در بر گرفته است. اين استان يكي از مرتفع ترين استان هاي كشوربوده و شهرستان بافت آن با 2250 متر ارتفاع از سطح دريا مرتفع ترين شهرستان استان است. ميزان بارندگي به حدود 120 ميلي متر در سال مي رسد. در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 2008565 نفر برآورده شده است. راه هاي دسترسي به استان کرمان عبارتنداز:
ـ راه آسفالته اصلي تهران ـ بندرعباس از رفسنجان و سيرجان عبور مي كند.
ـ راه آسفالته اصلي تهران ـ چابهار، نيز از شهر كرمان مي گذرد.
ـ راه آسفالته اصلي كرمان ـ فردوس ـ گناباد‌ ـ تربت حيدريه ـ مشهد به درازاي 910 كيلومتر، به سمت شمال خاور
ـ‌ راه آسفالته اصلي كرمان ـ جيرفت ـ كهنوج ـ بندر عباس به درازاي 546 كيلومتر، به سمت جنوب
ـ راه آسفالته اصلي كرمان ـ رفسنجان ـ شهر بابك ـ مهريز‌ ـ يزد به درازاي 585 كيلومتر، به سمت شمال باختر
ـ راه فرعي راور ـ شيطور به درازاي 112 كيلومتر، به سمت شمالباختر
ـ راه آسفاته اصلي كرمان ـ بافت به درازاي 156 كيلومتر، به سمت جنوب
ـ‌ راه اسفالته اصلي كرمان ـ زرند به درازاي 83 كيلومتر، به سمت شمال باختر
ـ راه آسفالته اصلي سيرجان ـ بافت به درازاي 129 كيلومتر، به سمت خاور
ـ راه آهن سراسري تهران ـ بندرعباس از استان كرمان، شهرستان سيرجان مي گذرد.
ـ راه آهن بافق ـ زرند ـ كرمان
ـ فرودگاه كرمان
ـ فرودگاه رفسنجان
ـ فرودگاه بم
ـ فرودگاه جيرفت
ـ فرودگاه سيرجان



کشاورزي و دام داري
با توجه به شرايط اقليمي و ميزان منابع آب و موقعيت اجتماعي و روش كشت زمين ها، استان كرمان را به سه منطقه كشاورزي تقسيم مي کنند:
ـ مناطق كشاورزي خشک و كويري (رفسنجان، زرند، سيرجان و …)
ـ مناطق كشاورزي معتدل كوهستاني(بافت، بردسير و …)
ـ مناطق كشاورزي گرمسيري (بم، جيرفت، كهنوج و …)
ازمهم ترين محصولات كشاورزي اين استان مي توان گندم، جو، سيب زميني، پسته، حنا، وسمه، زيره، پنبه و چغندر قند را نام برد. دركرمان انواع محصولات سردسيري شامل گردو، بادام، گلابي، هلو، آلبالو، آلو، گيلاس و سيب درختي و هم چنين محصولاتي از قبيل مركبات (پرتقال، ليمو شيرين، ليمو ترش، نارنگي، نارنج و گريپ فروت) و خرما توليد مي شود. اين گونه محصولات در مناطق بم، جيرفت، شهداد و در جنوب خاوري شهرستان بافت كشت مي شوند. مركبات شهداد مرغوبيت خاص وشهرت خوبي در ايران دارند.از استان كرمان بيش از 95 درصد محصول پسته ايران به دست مي آيد و اين استان بيش از 5/87 درصد از باغات پسته كشور را به خود اختصاص داده است. در ميان شهرستان هاي استان كرمان كه باغ پسته دارند، رفسنجان با بيش از 70 درصد کل توليد پسته و تعداد باغ پسته، رتبه اول را دارا ست. دام پروري به سه روش روستايي، عشايري و صنعتي صورت مي گيرد. با اين همه به علت خاک نه چندان حاصل خيز منطقه و محدوديت مراتع سرسبز، دام پروري از رونق بالايي برخوردار نيست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 16:52  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان کردستانکردستان

 

موقعیت :  غرب کشور

 مرکـــــز :  سنندج

map_kurdistan
مجاورت : شمال:استانهای آذربایجان غربی و زنجان     جنوب:  استان کرمانشاه   شرق: استان های همدان و زنجان    غرب:  کشورعراق
آب و هوا:  سردکوهستانی
وسعــــت:  28203کیلومترمربع
جمعـیــت: 
تقسیمات:  8 شهرستان، 12 شهر، 21 بخش، 78 دهستان و 1765 آبادی دارای سکنه
شهرستانها: سنندج، سقز، بانه، بیجار، مریوان، قروه، کامیاران، دیواندره، سروآباد 
 
 

 

مکان های دیدنی و تاریخی 

استان کردستان به لحاظ تاریخ و قدمت طولانی و جغرافیای خاص خود از مکان های تاریخی و طبیعی با ارزشی برخوردار است که در مناطق مختلف استان پراکنده شده اند. جنگل های بلوط، آبشارها و رودخانه های خروشان، چشمه های طبیعی و کوه های سر به فلک کشیده؛ طبیعت زیبا و چشم نواز کردستان را رقم زده و یکی از زیباترین جلوه های گردشگری طبیعی ایران را در دامنه های زاگرس به وجود آورده است.
جاذبه های تاریخی و معماری منطقه که شامل قلعه های قدیمی، مسجد های تاریخی، حمام ها و... می شوند، همراه با آیین ها و فرهنگ رایج بین اقوام کرد از مهم ترین جاذبه های استان کردستان است. رقص های محلی و بومی اين استان که در مراسم شادی و سرور اجرا می شوند، هم از نظر مضمون و هم از نظر شكل درخور توجه است. موسيقی كردی يكی از بارزترين ويژه گی فرهنگی قوم كرد است. طراوت، شادابی، فضای عرفانی و درآميختگی مضامين با تاريخ گذشته كردها، بخشی ازخصوصيات موسیقی کردی است. مجموع جاذبه های طبیعی، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی؛ استان کردستان را به منطقه ای دیدنی تبدیل کرده که بازدید از آن برای هر گردشگری جذاب و خاطره انگیز خواهد بود.
 

 

صنايع و معادن

صنايع استان كردستان به دو گروه ماشينی و دستی تقسيم می شوند. صنايع ماشينی استان مشتمل بر گروه های صنايع كانی غير فلزی، شيميايی، سلولزی، نساجی، چرم، غذايی، برق و الكترونيك هستند. در حال حاضر درنقاط شهری و روستايی كردستان عده كثيری به توليد محصولات گوناگون دستی كه هم مصرف خانگی و هم ارزش تجاری دارند مشغول هستند. فرش بافی، گليم بافی، نساجی، نازک كاری چوب، ‌گيوه دوزی، خراطی، سوزن دوزی، قلاب دوزی، پولک دوزی، منجوق دوزی و ساخت زينت آلات محلی، موج (كه در منازل به عنوان رختخواب پيچ مورد استفاده قرار می گيرد)، جانماز، شال بافی، دستبافت ها، جاجيم بافی و قالی بافی از صنايع دستی عمده اين استان است.  

 

کشاورزی و دام داری

استان كردستان از لحاظ اقتصاد كشاورزی و دام پروری يكی از قطب های اساسی ایران محسوب می شود. فعاليت های كشاورزی در اين استان به صورت ديمی و آبی انجام می گيرد. از توليدات كشاورزی اين استان می توان گندم، جو و حبوبات را نام برد. به علت وجود مراتع غنی و آب کافی، این منطقه از دام داری پررونقی برخوردار است. از ميان دام ها گوسفند و بره بيش ترين اهميت و تعداد را دارند. پرورش زنبور عسل در این استان از رونق زیادی برخوردار است و عسل از مهم ترین تولیدات کشاورزان کردستان به شمار می رود.  

  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

قوم کرد؛ در كوه ها و دره های ميان عراق و ارمنستان به ويژه در 60 كيلومتری شمال باختری موصل درعراق كه امروزه ‹‹ زخو›› ناميده می شود، ساكن بوده اند. گفته می شود اصطلاح كردستان را سلجوقيان برای تمايز نواحی كردنشين از ولايت جبال عراق وضع كرده اند که سرزمين های بين آذربايجان و لرستان و قسمتی از اراضی سلسله جبال زاگرس را كه مركز آن در ابتدا ناحيه بهار (در 18 كيلومتری شمال باختری همدان) و بعدها چمچال در نزديكی كرمانشاه امروزی ذکر شده، در بر می گرفته است.
قلعه ها و استحكامات كردها در بين سال های 16 تا 20 هـ . ق به تصرف اعراب در آمدند. کردها درخلال سال های فتح ايران به دست اعراب، همواره در نقاط مختلفی چون فسا، دارابجرد، زور و دارآباد در دفاع از ايران زمين شرکت داشته اند. اقوام کرد هم چنين در روزگار غلبه اعراب بر ايران، همواره از پيشتازان قيام در برابر ظلم و ستم اعراب بودند. قيام ها و شورش های سال های 90 و 148 هـ . ق کردهای فارس و موصل، که به ترتيب به دست حجاج ابن يوسف ثقفی و خالد برمكی سرکوب شدند، گواهان اين مدعايند.
در حمله کردها به اطراف اصفهان و فارس (231 هـ. ق)، يكی از سرداران ترک خليفه به نام وصيف پس از پيروزی بر اين مناطق، نزديک به پانصد نفر از افراد آن جا را به اسيری به عراق برد. در قرن های چهارم، پنجم و ششم هجری، شداديان كه كرد و از قبيله روادی بودند، حكومت های مستقلی را در نواحی كردنشين تشكيل دادند. دولت معروف ايوبی در مصر و شام نيز برخاسته از همين خاندان است. در دوران زمام داری شرف الدوله ديلمی ( 372 – 379 هـ ‌. ق) پيكار او با بدر بن حسنويه در كرمانشاه يكی از رويدادهای مهم است كه به پيروزی بدر و تسلط وی برعراق عجم و شكست شرف الدوله منجر شد. با کشته شدن بدر بن حسنويه در سال 405 هـ . ق به دست طايفه ای كرد به نام ‹‹جورقان››، شمس الدوله پسر فخرالدوله ديلمی بلافاصله شاپورخواست (خرم آباد)، دينور، بروجرد، نهاوند، اسد آباد و قسمتی از اهواز را ضميمه قلمرو خود كرد.
شهرهای كردستان درزمان حمله مغول از قتل و غارت مصون نماند و در زمان تيمور و تركمانان قره قويونلو و آق قويونلو، كردستان و «ديار بكر»، ميدان تاخت و تاز سپاهيان تيمور و تركمانان شد. شاه اسماعيل اول ـ موسس سلسله صفويه ـ به علت سنی بودن كردها رابطه ای با آن ها نداشت. درمقابل؛ سلاطين عثمانی در تقويت هرچه بيش تر كردها می كوشيدند. دولت ايران در دوره صفويه به قسمت وسيعی از كردستان آن روز كه دامنه های خاوری كوه های زاگرس را در بر می گرفت تسلط داشتند و نخستين كتاب درباره قوم كرد به زبان فارسی با نام ‹‹شرفنامه بدليسی›› در اين دوره تدوين شده است.
با تشكيل سلسله زنديه، ‌برای نخستين بار درتاريخ ايران؛ سلسله ای كرد نژاد به سلطنت رسيدند. در اواخر اين سلسله طايفه دنبلی - يكی از طوايف بزرگ كرد – نيز قسمتی از آذربايجان غربی را اشغال کرد و خوی را به عنوان مرکز حکومت خود برگزيد. در سال 1878 ميلادی شيخ عبيدالله نقشبندی با کمک کردها و تحت حمايت دولت عثمانی به فكر تاسيس كردستان مستقل افتاد. به اين ترتيب در سال 1880 ميلادی طرف داران وی، اطراف اروميه، ساوجبلاغ، مراغه و مياندوآب را به تصرف خود درآوردند و سپاهيان ايران به زحمت توانستند تجاوز آنان را دفع كنند. از ديگر تلاش ها در جهت استقلال نواحی کرد نشين می توان به شورش قاضی محمد در سال 1946 ميلادی اشاره کرد. وی هم زمان با حضور قوای متفقين در ايران و حمايت دولت روسيه شوروی، جمهوری خلق كردستان را به مركزيت مهاباد تشكيل داد، که پس از تخليه كامل ايران از قوای متفقين و اعزام ارتش دولت مركزی به نواحی آذربايجان و كردستان، اين شورش و جمهوری ناشی از آن نيز از هم پاشيد. کردستان همواره به دلیل شورش ها و بیم خطرحکومت مرکزی ازآنان؛ مورد بی مهری حکومت های وقت بود. پس از روی کار آمدن دولت جمهوری اسلامی، كردستان امروزی يكی ازآرام ترین دوره های تاریخی خود را می گذراند و از استان های مهم و استراتژيک سرزمين ايران به شمار می رود و بین مردم و دولت تفاهم و وفاق قابل توجهی وجود دارد و بدین لحاظ از امنیت کاملی برخوردار است. 
 

مشخصات جغرافيايي

استان كردستان در مجاورت بخش خاوری كشور عراق قرار دارد. اين استان كه در دامنه ها و دشت های پراكنده سلسله کوه های زاگرس ميانی قرار دارد از شمال به استان های آذربايجان غربی و زنجان، از خاور به همدان و زنجان، از جنوب به استان كرمانشاه و از باختر به كشور عراق محدود می شود. استان كردستان از نظر جغرافيايی بين 34 درجه و 44 دقيقه تا 36 درجه و 30 دقيقه پهنای شمالی و 45 درجه و 31 دقيقه تا 48 درجه و 16 دقيقه درازای خاوری قرار دارد. این استان از لحاظ جغرافيای طبيعی تحت تاثير جريان هوای گرم و سرد بوده و اقليم های گوناگونی را به وجود می آورد. تمام نواحی استان در بهار و تابستان آب و هوايی خنک و معتدل و در زمستان سرد و برفی دارد. براساس سرشماری عمومی نفوس و مسكن سال 1375، جمعيت استان كردستان 1.346.383 نفر برآورد شده است.

  

منابع اینترنتی مرتبط

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 16:50  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان قماستان قم

 

موقعیت :
مجاورت : شمال:  استان تهران  جنوب:  استان اصفهان  شرق:    غرب: 
map_qum

آب و هوا: نیمه بیابانی (جزو اقليم کويری و خشک)
وسعــــت: 10743 کيلومتر مربع
جمعـیــت:  853044 نفر در سال1375
تقسیمات:
شهرستانها:  قم
 

مکان های دیدنی و تاریخی 

در سطح استان قم؛ درياچه نمک و درياچه حوض سلطان از اهميت توريستی و علمی زيادی برخوردار هستند. به طور کلی استان قم به دليل قرار گرفتن در مرکز ايران و همسايگی با دشت کوير از جاذبه های توريستی و بيابان گردی بسيار زيادی برخوردار بوده و پارک ملی کوير که آثار فرهنگی و تاريخی متعددی را در خود جای داده و مجموعه با ارزشی از ذخاير گياهی و جانوری متنوع را دارا است، از جاذبه های مهم طبيعی استان قم به شمار می آيد.
در استان قم بيش از 317 مورد تاريخي و مذهبي به ثبت رسيده كه به لحاظ جهانگردی مذهبی دارای پتانسيل و جايگاه ويژه ای است. آستانه مقدس حضرت معصومه(س) مهم ترين بنای تاريخی – مذهبی استان قم به شمار می آيد که در کنار ده ها اثر تاريخی ديگر همواره پذيرای بازديد کنندگان بی شمار اين استان می باشد.
 

  

صنايع و معادن

استان قم با توجه به قرار گرفتن بين دو قطب صنعتی مهم يعنی تهران و اصفهان و نيز امكاناتی كه در سال های اخير در آن به وجود آمده؛ به محل فعاليت صنعت كاران در رشته های ميانی و معدنی تبديل شده است. پايه و اساس صنعت قم را صنايع كانی غيرفلزی تشكيل می دهند و توليدات آن ها به اقصی نقاط كشور صادر می شود. در حال حاضر بيش از هزار واحد توليدی در قم به توليد گچ، آجر، آهک، سنگ و پودر سنگ مشغول هستند و محصولات آن ها علاوه بر تامين نيازهای استان به ساير نقاط به ويژه تهران نيز صادر می شود. قالی بافی، منبت كاری، سراميک، آجر پزی و درود گری نيز از مهم ترين صنايع دستی استان قم هستند كه دراين ميان منبت كاری و قالی بافی اهميت ويژه ای دارند. قالی های طرح قم از ارزش خاصی برخوردار بوده و در بازارهای داخلی و خارجی طرف داران زيادی دارد. 

  

کشاورزی و دام داری

اساس اقتصاد قم برپايه كشاورزی، دام داری و صنعت (دستی و ماشينی) استوار شده است. كشاورزی در اين استان به صورت تلفيقی انجام می گيرد. روستاهای بخش كهک و خلجستان و تعدادی از روستاهای بخش مركزی به دليل كوهستانی بودن؛ دارای آب و هوای ملايم و بعضا سرد هستند كه در آن ها درختان ميوه سردسيری از قبيل: گردو، فندق، بادام، زردآلو و گيلاس به خوبی رشد كرده و به صورت باغ های كوچكی وجود دارند كه محصول خشك بار آن ها برای اقتصاد روستاها دارای اهميت زيادی است. ‌روستاهای بخش جعفرآباد و مركزی به دليل جلگه ای بودن دارای آب و هوای گرم هستند و محصولات آن ها بيش تر انار،ا نجير، صيفی، سبزی، پنبه، يونجه و گندم است. فرآورده های كشاورزی استان؛ شامل: گندم، جو، پنبه، چغندرقند، ذرت، آفتاب گردان و تره بار است كه از اين ميان، كشت جو از اهميت زيادی برخوردار است.
دام داری نيز از ديرباز در استان قم رايج بوده و برخی از ايلات و عشاير استان های باختری كشور زمستان ها را در اين استان می گذارنند. علاوه بر اين ها پرورش گاو، گوسفند و طيور به صورت صنعتی و سنتی نيز در سطح استان رونق قابل توجهی دارد.
 

  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

درباره پيشينه قم وتاريخ بنای آن اختلاف نظر وجود دارد. نام قم سه بار در شاهنامه فردوسی آورده شده است. با اين وجود، برخی بنای شهر قم را به بعد از اسلام نسبت می دهند. گريشمن مناطقی چون قم، سيلک كاشان، ساوه و اساسا كناره های باختری کوير ايران را از قديمی ترين مناطق استقرار جمعيت های انسانی و تمدن های اوليه می داند. بر اين اساس قدمت قم و نواحی پيرامون آن، به چند هزار سال پيش می رسد. نتايج كاوش های باستان شناختی اخير در منطقه قم رود نيز اين ادعا را تأييد می کند.
قم در سال های 23 يا 24 هـ . ق هم زمان با اصفهان به تصرف اعراب درآمد. اعراب نام شهر را با الهام از نام يکی از روستاهای منطقه «کم» يا «قم» نهادند. ورود اعراب اشعری به قم، مورد استقبال زرتشتيان قرار گرفت. از دلايل اين استقبال می توان به هجوم پی در پی جنگل نشينان ديلمی به اين نواحی اشاره کرد. اتحاد و پيوند اعراب و زرتشتيان، چندان به درازا نکشيده منجر به درگيری هايی شد که سرانجام به تسلط بيش تر اشعری ها، بر روستاها و مزارع منطقه انجاميد. از اين پس روستاها و مزارع بيش تری با يک ديگر ادغام شده و فضای شهری قم را به وجود آوردند.
قم در دوره اشعريان پناهگاه نسبتا امنی برای «طالبين» و «علويان» شد. اشعری ها با توجه به گرايش های فکری خود، از ورود علويان حمايت و استقبال كرده موجب توجه و هجرت شان به اين شهر شدند. تا پيش از ايجاد اختلاف در بين عرب های اشعری، حکومت آنان بسيار چشمگير بود. اشعريان آشكارا به نشر گرايش های علوی می پرداختند. از پرداخت خراج سر باز می زدند و حتی فرستاده گان خلفا را نيز به شهر راه نمی دادند.
در قرون اوليه اسلام، علويان و شيعيان با بی رحمانه ترين وضع، تحت تعقيب و آزار حكام اموی و عباسی بودند. تعقيب و آزار خلفا از يک سو و انگيزه تبليغ گرايش های علوی از سوی ديگر، سبب شد كه آنان به مناطق دور دست سرزمين های اسلامی آن روزگار هجرت كنند. ايران و شهرهای آن ازجمله قم از مناطق مهمی بودند كه علويان پيوسته به سوی آن ها هجرت می كردند. با حضور علويان در قم، اين شهر به يک كانون مخالف بغداد تبديل شد. قيام عليه فرمان دار وقت در زمان هارون، يكی از شورش های معروف در قم بود.
مردم قم بعد از کشته شدن امام هشتم – علی بن موسی الرضا(ع) – چون مامون را قاتل امام خود می دانستند، هنگام بازگشت او از مرو به بغداد، دست به شورش زدند. مامون برای سركوبی شورش قم، علی بن هشام را با لشگر نيرومندی به جانب قم فرستاد تا شورشيان را سركوب و خراجی را كه از سال 204- 211 نپرداخته بودند،‌ دريافت کند. به دستور علی بن هشام تعدادی از سران اشعری و بزرگان شهر اعدام شدند، باروی شهر با خاک يكسان شد و خراج هفت ساله را نيز با ستم و زور از مردم گرفتند. علی بن هشام قبل از بازگشت به بغداد فردی به نام علی بن عيسی طلحی را به حكومت قم گماشت، اما هنوز چند سالی نگذشته بود كه مردم او را با يک شورش دوباره از قم بيرون نمودند. مامون دوباره فردی را مامور سركوبی اين شورش و گرفتن ماليات وصول نشده؛ كرد و اين بار مامور او با استفاده از آشنايی خود با بزرگان شهر مساله را با روش مسالمت آميز حل كرد.
با آگاهی از خبر فوت مامون (در سال 216 هـ . ق) مردم قم به مرکز حکومت حاکم وقت حمله کرده و او را از قم بيرون کردند. معتصم که بعد از مامون به خلافت رسيده و در بدو شروع خلافتش با شورش مردم قم مواجه شده بود، فرمانده كل سپاه خود را كه وصيف ترک نام داشت برای سركوبی شورش قم فرستاد و به او دستور داد كه شورشيان را تنبيه كند. در جريان اين حمله حصار شهر دوباره منهدم شد و اماكن زيادی از بين رفت. مهاجمين، بسياری از باغ ها، خانه ها و مزارع را آتش زدند و شهر به تلی از خاكستر تبديل شد. وصيف ترک بعد از اين سركوبی، محمد بن عيسی بادغيسی را از سوی خود به حكومت قم گماشته و خود به بغداد بازگشت. حاکم جديد سياست نرمش و مدارا را در پيش گرفت. اين آرامش تا سال 254 هـ . ق برقرار بود، اما با فوت محمد بن عيسی و روی كار آمدن متوكل عباسی، اوضاع دوباره دگرگون شد. متوكل كه شديدا موضع ضد علوی داشت, با ناسزاگويی به حضرت فاطمه(س) و امام علی(ع)، تخريب بقاع متبرک در كربلا و آب بستن بر تربت امام حسين(ع) و ساير شهدای كربلا، به مقدسات شيعيان اهانت كرد. اين امر واکنش شديد شيعيان از جمله مردم قم را به دنبال داشت. بالاخره اهالی قم با حمايت از حسين کوکبی خشم و بغض خود را نسبت به خلفا نشان دادند و او را ياری كردند تا دولت علوی را در محدوده طالقان، قزوين، زنجان و ابهر تشكيل دهد. به اين ترتيب قم و مناطق يادشده از پرداخت ماليات سرباز زدند.
بعد از مدتی، بار ديگر حسين كوكبی با مقداری پيش روی در منطقه طالقان قيام کرد و با تصرف قزوين و زنجان، توانست دولت علوی مستقل و كوچكی را به مدت كوتاهی برقرار كند، اما سرانجام از سپاه خليفه شكست خورد و به داعی كبير (علوی ديگری كه در منطقه طبرستان حكومت می کرد) پناه برد. عبدالرحمن بن مفلح مامورشد تا هم حسين كوكبی را سركوب كند و هم طغيان قم را فرونشاند. وی پس از گرفتن خراج چهار ساله و كشتار وحشيانه ای که باعث ترک ديار بيش تر مردم قم شد، از شهر خارج شده و در ری به موسی بن بغا پيوست تا به قصد سركوبی حسين كوكبی عزيمت كنند.
شورش بعدی مردم قم زمانی رخ داد كه معتمد، خليفه عباسی مشغول جنگ با يعقوب ليث صفاری بود. در زمان معتضد عباسی، نيز اهالی قم مجددا شورش كرده از پرداخت خراج خودداری نمودند. اين قيام نيز سركوب شد و عامل خليفه به قتل و غارت مردم شهر پرداخت. اين شورش و سركوب به طور مستمر تا زمان به قدرت رسيدن «آل بويه» كه به نوعی به مبارزه با خلفا به پا خاسته بودند، ادامه يافت. قم در اين دوره به خاطر توجه خاص حکام آل بويه مخصوصا ركن الدين ديلمی و صاحب بن عباد - وزير آل بويه - در ابعاد مختلف رشد و توسعه يافت. صاحب بن عباد كسی بود كه از حسن بن محمد قمی خواست تاريخ قم را به رشته تحرير درآورد و به اين ترتيب اولين كتاب مستقل در تاريخ قم نگاشته شد.
در زمان سلجوقيان تصدی امور مهم دولت سلجوقی از سوی قمی ها صورت می پذيرفت و فعاليت آن ها در صحنه سياسی باعث عمران و ترقی قم شد. با حمله مغول، قم بار ديگر به كلی منهدم شد. توجه برخی از حكام مسلمان مغول از جمله سلطان محمد اولجايتو به قم بر آبادانی منطقه افزود. در دهه های پايانی قرن هشتم هـ . ق و در تهاجم تيمور گوركانی شهر بار ديگر ويران و مردم آن قتل عام شدند. در اين حمله، ديوار شهر آن چنان تخريب شد كه تا زمان حكومت صفويه، مردم قم نتوانستند آن را بازسازی كنند. با تصرف قم (در سال 909 هـ . ق) توسط لشگريان اسماعيل صفوی که مذهب شيعه داشتند، قم دوباره مسير رشد و شکوفايی را در پيش گرفت. شهر قم در دوره صفويه از مراكز مهم فرهنگی و فقهی شيعه شد و علمای بزرگی از اين شهر برخاستند. نقش زيارتی و مذهبی اين شهر نيز در دوره صفويه توسعه يافت. شاه عباس اول (به علت دشمنی ديرينه صفويه با دولت عثمانی) به قصد کم کردن زوار عتبات عاليات در نجف، كربلا و كاظمين مردم را به زيارت حضرت امام رضا(ع) در مشهد و حضرت معصومه(س) در قم تشويق می نمود. اين كار، در واقع يک مبارزه فرهنگی و اقتصادی عليه دولت عثمانی بود و شاه عباس درصدد بود كه از اين طريق، توان اقتصادی دشمن را محدود كند. در اين دوره قم از نظر اقتصادی و صنعتی نيز مورد توجه بود، و برای رشد صنعتی و اقتصادی آن تلاش های زيادی انجام شد. از جمله اين تلاش ها زيبا سازی و تزيين بناهای حرم و وقف اموالی برای اين بارگاه بوده است. به هر حال، آثارمتعدد تاريخی بازمانده از عصر صفوی از يک سو و گزارش های سياحان خارجی كه در اين عصر از قم ديدن كرده اند از سوی ديگر، و هم چنين شواهد تاريخی و مذهبی ديگر، حكايت از آن دارند كه قم در عصر صفويه از شكوفايی خاصی برخوردار بوده است.
با حمله افغان ها به ايران و تصرف اصفهان، قم به عنوان خط مقدم دفاع از اصفهان دچار خسارات سنگينی شد. افغان ها که در قم مستقر شده بودند، تمام مدارس قم را به انبار غله و علوفه برای سربازان سواره نظام تبديل كردند. حضور افغان ها در قم در دوره هاي ديگر نيز خسارات اقتصادی مهمی را در بر داشته است. از اين ميان می توان به غارت تمام اشيای گران بهای آستانه حضرت معصومه(س) توسط اشرف افغان اشاره کرد که در راه اصفهان، و پس از شكست از نادر شاه در مهمان دوست دامغان انجام داد.
در سال 1208 هـ . ق قم به تسلط آقا محمد خان قاجار- اولين پادشاه سلسله قاجار - درآمد. خان قاجار با آتش زدن خانه ها و كشتن مردم، شهر مذهبی قم را بار ديگر دچار ويرانی و مصيبت كرد. بيش تر شاهان سلسله قاجار به خصوص فتح علی شاه قاجار، توجه مناسبی به اين شهر و بارگاه حضرت معصومه(س) داشتند.
در حال حاضر، قم يكی از مراكز مهم تشيع در ايران و جهان است و علما و محدثين بزرگی از اين منطقه برخاسته اند. وجود حوزه علميه قم بر اهميت مذهبی اين شهر فزونی خاصی بخشيده است. اين حوزه در سال 1340 هجری قمری با آمدن حاج شيخ عبدالكريم حايری به اين شهر بنيان گذاشته شد و در سال های بعد با ورود علمای ديگر، حوزه های علمی و روحانی كنونی قم تاسيس و توسعه يافتند.
 

  

مشخصات جغرافيايي

استان قم با دربرگرفتن كم تر از يك درصد از مساحت كل كشور؛ عنوان كوچك ترين استان ايران را دارد كه در سال 1373 از استان مركزی جدا و يک استان مستقل به مركزيت شهر قم شد. قم در قلمرو كوير مركزی ايران واقع شده است و از نظر جغرافيايي بين 50 درجه و 6 دقيقه تا 51 درجه و 58 دقيقه درازای خاوری و 34 درجه و 9 دقيقه تا 34 درجه و 11 دقيقه پهنای شمالی واقع شده است. استان قم؛ از طرف شمال به استان تهران، از خاور به استان سمنان, از جنوب به استان اصفهان و از طرف جنوب باختری تا شمال باختری به استان مركزی محدود می شود. بر اساس آخرين تقسيمات كشوری در سال 1375، اين استان دارای يک شهرستان و يک شهر بوده است. ارتفاع مركز شهرستان از سطح دريا 928 متر و ارتفاع بلندترين نقطه استان؛ در مناطق كوهستانى،3330 متر ارتفاع و پست ترين نقطه آن در حاشيه درياچه نمک قم حدود 700 متر است.
استان قم از شمال به استان های تهران و مركزی، از جنوب به استان های مركزی و اصفهان و از باختر به استان مركزی محدود است. استان قم به دليل ارتفاع اندک، بارش ناچيز، اقليم نامساعد و زمين های شور، بخشی از كوير مركزی ايران به شمار می رود و از نظر استفاده از زمين مطلوبيت چندانی ندارد. ميزان درجه حرارت در ماه های يادشده؛ بين 20 تا 25 درجه سانتيگراد است. با توجه به دما و آب و هوای اين استان ماه های ارديبهشت، خرداد، شهريور و مهر، مناسب ترين زمان برای سفر به استان قم است. راه های مهم شهرستان قم عبارتند از: 1- اتوبان قم – تهران به درازای 145 كيلومتر2- راه اصلی قم – تهران به سوی شمال 3- راه قم – كاشان به درازای 103 كيلومتر4- راه اصلی قم – سلفچگان به سوی جنوب باختری به درازای 40 كيلومتر 5- راه فرعی جنوب باختری به درازای 52 كيلومتر تا روستای نيزار قم – دليجان – اصفهان.
طبق سرشماری عمومی نفوس و مسكن در سال 1375، جمعيت استان قم در برابر 852946 نفر بوده است. از اين تعداد 16/ 91 درصد در نقاط شهری و 82/8 درصد در نقاط روستايی سكونت داشته و بقيه غير ساكنان بوده اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 16:48  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان قزویناستان قزوین

 

مرکـــــز :  قزوین

موقعیت : 

map_qazvin
مجاورت : شمال: گیلان   جنوب:  همدان شرق: تهران   غرب:  زنجان
آب و هوا:
وسعــــت: ۱۵۸٬۲۰۰ کیلومتر
جمعـیــت:  ۱٫۳ میلیون نفر
تقسیمات:  ۵ شهرستان، ۱۹ بخش، ۲۳ شهر، ۴۴ دهستان و ۱۵۴۷ روستا
شهرستانها: قزوین، تاکستان، بوئین زهرا ، آبیک و الوند 

 

مکان های دیدنی و تاریخی 

قزوين ازجمله مناطق زيبا, با فرهنگ و متمدن ايران است كه در كنار طبيعت زيبا, خدادادي و مناظر بهشت گونه خود از غناي تاريخي و فرهنگي قابل توجهي نيز برخوردار است. رودخانه هاي پرآب, قله هاي زيبا ومشهور, چشمه هاي آب گرم‏, حيات وحش, پوشش گياهي غني و درياچه هاي چشم نوازاين منطقه؛ در كنار آثار متعدد تاريخي, معماري, فرهنگي, باستاني و مردمان هنردوست, سخت كوش و متمدن؛ مجموعه كم نظيري را دراين خطه از كشور ايران به وجود آورده است كه ديدار از آن ها براي همه گروه هاي گردشگري جذاب است. قزوين بيش ترين آثارثبت شده تاريخي كشور را در خود جاي داده است. در اين منطقه مي توان در كنار طبيعت كم نظير و زيبا؛ مسجد هاي قديمي با ارزش معماري و تاريخي بالا, مدرسه هاي مهم و تاريخي‏, بازارهاي پررونق با انبوه اجناس و صنايع دستي, حمام ها و آب انبارهاي قديمي‏, تپه هاي متعدد باستاني كه نشان از تمدن باستاني منطقه دارد‏, شهرها, دهستان ها و روستاهاي قديمي با ارزش بالاي طبيعي و تاريخي‏, كاران سراهاي خاص دوره صفوي, قلعه هاي نظامي و مسكوني تاريخي‏, پل ها و بندهاي تاريخي و ده ها اثر قابل توجه ديگر را مشاهده كرد كه هر يك از آن ها قادراست ساعت ها بازديد كنندگان را سرگرم نموده و تاريخ و تمدن اين منطقه را به رخ بكشد. قزوين از جمله مناطق زيبا و با ارزش ايران در همه زمينه ها است كه همواره پذيراي گردشگران داخلي و خارجي بوده است.  

  

صنايع و معادن

استان قزوين ازمراكز مهم صنعتی كشور است كه داراي صنايع دستي و ماشيني با ارزشي است. صنايع دستی دراستان قزوين رونق چشمگيری دارد. مهم ترين صنايع دستی اين استان عبارتند از: سنگ تراشی و حكاكی، كاشی سازی، منبت كاری, گچ بری، قالی بافی، آيينه سازی‏. استان قزوين استقرار اين استان در نزديكی تهران و ممنوعيت احداث صنايع در محدوده 120 كيلومتری تهران، متقاضيان احداث واحدهای صنعتی را به سرمايه گذاری در اين استان راغب كرده است. از طرف ديگر وجود معادن متعدد و موقعيت مهم ارتباطی، ‌اهميت اين استان را به منظور سرمايه گذاری صنعتی دو چندان كرده است. استقرارشهر صنعتی البرز در 11 كيلومتری جنوب خاوری شهر قزوين، در زمينی به مساحت حدود 900 هكتار كه 347 كارخانه و حدود 70 كارگاه صنعتی و توليدی را در خود جای داده، بر اهميت صنعتی استان افزوده است. اين شهر صنعتی شامل مناطق صنعتی، تجاری، و مسكونی است. صنايع شهر صنعتی البرز به هفت گروه عمده صنعتی تقسيم شود که عبارتند از: صنايع فلزی، شيميايی، نساجی، سلولزی، الكتريكی، كانی غير فلزی و صنايع غذايی. 

  

کشاورزی و دام داری

استان قزوين يكی از مراكز مهم كشاورزی كشور است که به منظور بهره برداری از اين امكانات، ‌طی دهه های گذشته, با ايجاد سازمان های عمران و صنعتی كردن كشت و زرع توسعه يافته است. استفاده از ماشين آلات كشاورزی از قبيل تراكتور و كمباين، به كار گرفتن دفع آفات نباتی و كودهای شيميايی و به طوركلی فن آوری كشاورزی دراموركاشت و داشت، به نحو چشم گيری به رونق كشاورزی منطقه افزوده و تأثير بسياری درافزايش محصولات، از جمله گندم، جو، چغندرقند، حبوبات، پنبه، انگور، پسته، گردو، صيفی جات و انواع ميوه ها داشته است. در اين ميان انگور؛ بخش قابل توجهی از زمين های زير كشت استان را هم از لحاظ کيفی و هم از لحاظ کمی، به ويژه در نواحی تاكستان، به خود اختصاص داده است. اين دشت حاصل خيز با شبکه آب ياری طالقان رود که آب آن را به محدوده شمالی دشت قزوين انتقال می دهد، آب ياری می شود.
دام داري در استان قزوين بيش تر به دو شيوه سنتی و صنعتی صورت می گيرد. عشاير و كوچ نشيان با رمه گردانی در توليدات دامی مشاركت دارند. دام پروری صنعتی بيش تر به منظور توليد گوشت و شير و دام پروری سنتی برای تأمين مايحتاج خانواده و ايجاد درآمدی برای تأمين هزينه ها انجام می پذيرد. پرورش طيور نيز از ديگر فعاليت های اقتصادی روستايی استان قزوين است. مرغ داري هاي صنعتي زيادي در استان قزوين وجود دارند كه ازفعاليت پررونقي برخوردارند.
 

  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

قزوين را در نوشته هاي قديمي؛ شهر باستاني "آرساس" يا "آرساسيا" و در تاريخ يونان شهر قديمي "راژيا" ناميده اند. قرار گرفتن آن بر سر راه "جاده ابريشم" سرنوشت قزوين را با فراز و فرودهاي تلخ و شيرين گره زده است. تاريخ نگاران ايرانی و عرب عقيده دارند كه واژه «قزوين» از جمله «اين كش وين» گرفته شده است، به اين شرح که وقتی سركرده سپاه كسرا به هنگام نبرد، در صف لشكريان خود خللی ديد، با عبارت «اين كش وين» (يعنی به آن كنج بنگر) زيردست خود را مأمور رفع خلل كرد و در نتيجه سپاهيان او پيروز شدند. آن گاه در آن محل؛ شهری بنا كردند و آن را «كشوين» ناميدند و در دوره اسلامی، عرب ها، اين واژه را معرب كرده و آن را «قزوين» ناميدند. عقيده يونانيان دراين مورد بر اين است که پيش از دوران هخامنشی، مردمی كه آن ها را «كاسی» يا «كاسيت» می ناميده اند، در كرانه باختری دريای قزوين می زيستند كه به گفته بعضی از تاريخ نگاران يونانی و آريايی جزو نژاد «ميت تانی» به حساب می آمدند. گفته مي شود اين قوم مدت ها پيش از مادها به ايران آمده و قرن ها در كرانه باختری دريای كاسپين (خزر) استقراريافته بود. نام قزوين نيز از نظر آنان، از نام دريای كاسپين گرفته شده است.
در مورد وجه تسميه نام قزوين نظر ديگری نيز وجود دارد. گفته می شود كه كوهستان های شمالی قزوين همواره زيستگاه مردمان سركش بوده و آبادی های دشت قزوين پيوسته دست خوش تاخت و تاز و تاراج طايفه های گوناگون قرار داشته است. به فرمان حاكم وقت، برای جلوگيری از تاخت و تاز كوه نشينان، يك دژ درمدخل كوهستان شمالی قزوين و دژ بزرگ ديگری برای استقرارسپاهيان در محل كنونی قزوين بنا كردند. اولی را «دژ بالا» و دومی را «دژ پايين» ناميدند که با گذشت زمان، نام «دژ پايين» دچار دگرگونی شده و به «دژپين»، «گژوين» و سپس «كشوين» تبديل شده است. در دوران شاپور ذوالاكتاف قلعه ای - در جای همان دژ - بنا كرده و همان کشوين ناميده شد. اين نام در دوره اسلامی معرب شده و به قزوين تغيير يافته است. در نظر ديگري گفته شده قزوين در اصل «كزوين» و مركب از «كزو» به معناي پسته و «ين» به معناي شهر- شهر پسته- بوده و بعد ها معرب شده و به قزوين تبديل شده است.
بر اساس اسناد و مدارك موجود، قدمت و تاريخ منطقه قزوين، به دوران حكومت مادها در قرن نهم پيش از ميلاد می رسد. كاوش ها و يافته هاي باستان شناسي در دشت قزوين، نشان گر مرحله يك جانشيني و كشاورزي در هزاره هفتم پيش از ميلاد و برخورداري ساكنان آن از صنايع اوليه و نظام اجتماعي است. منازل مسكوني، معبد، كارگاه هاي صنعتي، اشياي زينتي، مجسمه ها، انبارهاي غله و... از تمدن دير پاي مردمان اين ناحيه در هزاران سال پيش حكايت دارند. درآن زمان، ناحيه كوهستانی جنوب و جنوب باختری قزوين، جزيی از قلمرو مادها به شمارمی رفت كه همواره مورد تاخت و تاز اقوام و قبايل مختلف، از جمله اقوام ديالمه طبرستان، قرارمی گرفت. مؤلف «مرآت البلدان» بانی قزوين را شاپور ابن اردشير بابكان دانسته که شهر را جهت مقابله با حملات و سركشی های ديلميان ساخته و «شار شاپور» ناميده است.
قزوين دردوره های پيشين، از مراكز مهم تمدن ماقبل تاريخ بوده و شامل سرزمين های ميان شهريار، جلگه ری و دشت قزوين بوده است. بررسی های به دست آمده از تپه سگزآباد بويين زهرا، ‌نشان دهنده زيستگاه های انسانی متعددی در هزاره های پيش از ميلاد است. هم چنين دريک کيلومتری جاده كرج به قزوين، تعدادی تپه باستانی کشف شده كه تا حدی وضعيت زندگی اقوام اين ناحيه را در حدود هزاره چهارم قبل از ميلاد روشن می سازد. آثار و اشياء به دست آمده در سگزآباد قزوين، مربوط به دوران نو سنگی و ماقبل تاريخ است. ناحيه قزوين دردوران ماد، آباد بوده و در دوره هخامنشی ها مردان ناحيه قزوين، به دليری شهرت داشته اند. پيرنيا از مردمانی به نام «مرد» در ناحيه قزوين ياد می کند که از فرستادن نماينده به نزد اسكندر و اظهار اطاعت خودداری كردند.
روند شهرسازي و گسترش مناطق مسكوني در قزوين، پس از ورود اسلام به اين سرزمين در سال 24 هجري شتابي دو چندان گرفت و در مدتي كوتاه به عنوان « باب الجنه» يا «دروازه بهشت» ناميده شد. به روايت بلاذري در فتوح البلدان سعيدبن عاص بن اميه در سال هاي پيش از 35 هجري؛ قزوين را « شهري استوار و آباد» مي كند و ورود چهار هزار تن از مسلمانان به فرماندهي ربيع بن خثيم در سال 36 هجري با فرمان اميرالمومنين علي(ع) سيماي قزوين را دگرگون مي سازد.
اقدام محمدبن سنان عجلي در حدود سال 90 هجري گام بزرگ ديگري در توسعه شهر محسوب مي شود و زمينه ساز ساخت دو شهرك مهم « مباركيه و مدينه موسي» در كنار شهر كهن قزوين در سال هاي پيش از 169 هجري مي شود. به دنبال سفرهارون الرشيد در سال 192 هجري به ايران ، به دستور وي مسجد جامع عتيق قزوين بنا شده و بارويي گرداگرد شهرك هاي اقماري پيرامون قزوين كشيده مي شود و چنان كه ابن فقيه همداني و رافعي گزارش كرده اند، كلان شهر قزوين شكل مي گيرد.
وسعت قزوين در سال 253 هجري را مي توان از روايت تاريخ گزيده دريافت كه پس از بركشيدن حصار شهر توسط موسي بن بوقا، داراي دويست و شش برج و هفت دروازه بوده است. تعمير باروي شهر درسال 373 هجري به وسيله صاحب بن عباد – وزير دانشمند آل بويه – و بناي صاحب آباد در شمال خاوري شهر، بازسازي آن در سال 411 توسط امير شريف ابوعلي جعفري، اقدامات گسترده عمراني امير خمارتاش عمادي در دهه نخستين سده ششم و ساخت باروي تازه اي از آجر به سال 527 نشان از توسعه دايمي منطقه دارد.
انتخاب الموت به عنوان مركز اسماعيليان نزاري و چالش هاي فرهنگي ، سياسي و نظامي مربوط به آن ، منطقه قزوين را حدود 200 سال به كانون اصلي رويدادهاي مهم كشور تبديل كرد و بارها شاهد لشكركشي هاي ميليوني و آثار ويران گر آن بود. هرچند اميران سلجوقي ناگزير از فعاليت هاي عمراني نيز بودند و آثار پراكنده سلجوقي در جاي جاي استان نشان گر اين نكته و گسترش قزوين در قرن ششم هجري است .
مولف «آثار البلاد» قزوين را در آغاز قرن هفتم – پيش از حمله مغول –چنين توصيف كرده است: « شــهري بسيــار بزرگ و پر جمعيت است. در دشتي بسيار پهناور و هموار بنا شده و مهندسان در بناي شهر نقشه اي كشيده اند كه نظيرش وجود ندارد. زيرا دو شهر است يكي در آغوش ديگري آرميده. شهر كوچك را كه در وسط قراردارد شهرستان مي نامند كه براي خود دروازه و بارو دارد. شهر بزرگ تر كه پيرامون شهرستان واقع شده داراي برج و باروي ديگري است. باغستان ها و تاكستان ها گرداگرد باروي خارجي شهر دوم را فراگرفته و پس از آن كشت زارهاي سرسبز دو شهر را در بر دارد و دو رودخانه ديزج و ارنزك از آن مي گذرد»
وسعت اين شهر درهنگامه حمله ويران گر مغول به ايران به حدي رسيده كه به گزارش مستوفي در ظفرنامه افزون از يك ميليون نفر جمعيت داشته است. شهر قزوين در دوره ايلخاني پس از ركودي نسبي دوباره زندگي خود را باز مي يابد و چنان كه جهانگردان آورده اند در زمان تيموريان پس از سمرقند بزرگ ترين و آبادترين شهر ايران بوده است.
انتخاب قزوين به عنوان پايتخت صفويان درقرن دهم علاوه بر بازنمايي اهميت شهر، دوره درخشاني از عمران و توسعه شهري را رقم مي زند كه درآثار سفيران و بازرگانان غربي كه به ايران آمده اند؛ مشهود است. طراحي و ساخت نخستين خيابان ايراني، چهارباغ ها، ميدان ها، كاخ ها، مدارس، مساجد، بوستان هاي شهري و … كه به الگويي براي شهرسازي در سراسر ايران تبديل شد؛ از اين منطقه آغاز مي شود. حتي انتقال پايتخت در قرن يازدهم نيز رنگ فراموشي به آن نمي زند و تا پايان دوره افشاريان شاهد سازه هاي فراواني در جاي جاي شهر هستيم كه عمارت باشكوه ايوان نادري از آن جمله است.
در سراسر دوره قاجاريه، قزوين به عنوان يك منطقه حاكم نشين مستقل مرتبط با پايتخت مطرح بود و با وجود ركود نسبي اقتصاد و فرهنگ در آن دوره از اندك مراكز پر رونق ايران به شمار مي رفت.
پايداري قهرمانانه مردم اين سامان در برابر هجوم سپاه مغول و يورش ويران گر تيمور، به ويژه وارد كردن نخستين شكست به مهاجمان افغاني دردشت قزوين پس از سقوط اصفهان از نقش انكار ناپذير قزوينيان در تاريخ ايران حكايت دارد. مشاركت مردم قزوين در نهضت ضد استبدادي مشروطه سر آغاز فصل نويني در تاريخ معاصر ايران است كه تا انقلاب اسلامي تداوم مي يابد. پس از بي مهري هاي دهه هاي گذشته و تخريب بناهاي شكوهمندي هم چون ايوان و حياط نادري، عمارت خورشيد، عمارت ركنيه، دروازه ها و … ، رفته رفته استان قزوين به سوي عمران شهري گام برداشت واين روند با استقرار تشكيلات استاني به بعد شتابي بيش از پيش گرفت.
 

 

مشخصات جغرافيايي

استان قزوين در حوزه مركزي ايران بين 48 درجه و 45 دقيقه تا 50 درجه و 50 دقيقه درازاي خاوري و 35 درجه و 37 دقيقه تا 36 درجه و 45 دقيقه پهناي شمالي قرار گرفته است. اين استان از شمال به استان گيلان، از جنوب به استان مركزی، ازخاور به استان تهران و از باختر به استان های زنجان و همدان محدود مي شود و 1304 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. استان قزوين با توجه به موقعيت جغرافيايی خود مانند پلی، پايتخت ايران را به مناطق شمالی و باختری و كشورهاي اطراف متصل می كند. قزوين به دليل موقعيت مناسب و توسعه كشاورزی، ‌صنعتی، مركزی و خدماتی يكی از قطب های مهم توسعه ايران به شمارمي آيد. آب وهوای ناحيه شمالی استان قزوين؛ كوهستانی است و ناحيه دشتی آن زمستان های سرد و تابستان های گرم وخشكی دارد. رشته كوه هاي البرز مركزي و كوه هاي رامند و خرقان از سه جهت استان قزوين را در بر گرفته و دشت گسترده اي را به وجود آورده اند كه از شمال به جنوب 75 كيلومتر و از خاور به باختر حدود 95 كيلومتر است. كم ترين نقطه استان قزوين از سطح دريا با 300 متر در منطقه طارم سفلي و كناره هاي درياچه سد سفيد رود واقع شده كه تفاوت آشكاري را از نظر توپوگرافي به وجود آورده است. بر اساس سرشماری سال 1375 جمعيت استان قزوين 968257 نفراعلام شده است. اين استان از لحاظ ساختار اجتماعی، ‌تركيب قومی متنوعی دارد. مهم ترين عشاير استان، از نظروابسته گی قومی عبارتند از: لرها و کردها، شاهسون ها و مراغی ها يا کله بزی ها.
مسيرهاي دسترسي به استان قزوين مناسب است و عبارت است از:1- اتوبان بزرگ تهران- قزوين- زنجان.
2- جاده آستارا به درازاي 514 كيلومتر که در كيلومتر 148 به قزوين می رسد.
3- مسير عبوری تهران- خسروی به طول 743 كيلومتر.
4- هم چنين قزوين در مسير قطار سريع السير تهران- زنجان و قطار های عبوری ديگر قرار گرفته است.
قزوين دارای يک فرودگاه محلی نيز هست.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 16:46  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

 

استان فارساستان فارس

 

مرکـــــز : شیراز

موقعیت : 

map_fars

مجاورت : شمال: اصفهان  شمال غربی: استان کهگیلویه و بویراحمد   جنوب: هرمزگان  شرق: استان یزد و کرمان   غرب:استان بوشهر
آب و هوا: سه ناحیه آب و هوایی متمایز در استان فارس وجود دارد. نخست ناحیه کوهستانی شمال و شمال غربی با زمستانهای نسبتاً سرد و تابستانهای معتدل. دوم نواحی مرکزی با زمستانهای نسبتاً بارانی و معتدل و تابستان‌های گرم و خشک. ناحیه سوم در جنوب و جنوب شرقی دارای زمستانهای معتدل و تابستانهای بسیار گرم است.
وسعــــت:  ۱۲۲۴۰۰ کیلومتر مربع
جمعـیــت:  ۴٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر
تقسیمات:   16 شهرستان 48 شهر 60 بخش و 185 دهستان
شهرستانها: آباده، ارسنجان، استهبان، اقلید، بوانات، جهرم، خرم‌بید، داراب، زرین‌دشت، سپیدان، شیراز، فراشبند، فسا، فیروزآباد، قیر و کارزین ، کازرون، لارستان، لامِرد، مرودشت، ممسنی، مهر، نیریز

مکان های دیدنی و تاریخی

استان زيبای فارس که يکی از بزرگ ترين قطب های فرهنگی ايران به شمار می آيد از جمله مناطق بسيار ديدنی و مشهور ايران است که بخش مهمی از تاريخ تمدن کهن و بزرگ ايران را در برگرفته است. طبيعت جذاب و غنی استان فارس به همراه منحصر به فردترين آثار تاريخی و باستانی فارس را در رديف ممتاز ترين مناطق ايران قرار داده است. دره ها و تنگه های متعدد استان فارس، گردشگاه های طبيعی بسيار زيبايی را فراهم نموده اند که همواره پذيرای بازديد کنندگان و دوست داران طبيعت می باشند. تنگ بوان که از طبيعت زيبايی برخوردار است و تنگ خرقه(فيروزآباد) که دره ای سرسبز و خرم است و پوشش جنگلی زيبا، چشمه سارهای فراوان و باغ های پربار دارد، گردش گاه ميان جنگل كه مانند توده ‌ای انبوه در دامنه كوه ميان جنگل و در دو سوی جاده خود نمايی می ‌كند، و ... برخی از اين تنگه ها و گردشگاه ها هستند. مراتع و گل زارهای حاشيه درياچه های منطقه همراه با ماهی های آزاد و پرندگان وحشی چشم اندازهای زيبايی از اين درياچه ها در بهار و پاييز به وجود می آورند که بسيار جذاب و ديدنی هستند. رودخانه ها و آبشارهای جذاب و منحصر به فردی مانند آبشار مارگون سبب شده اند که اين استان توانمندی های قابل توجهی را در زمينه جاذبه های طبيعی داشته باشد و همراه با جاذبه های منحصر به فرد تاريخی خود، پذيرای طبيعت دوستان نيز باشد.
استان زيبای فارس در بر گيرنده کهن ترين آثار فرهنگی ايران است و شهرت جهانی اين استان بی سبب نيست. مجموعه کاخ های تخت جمشيد، کاخ ها و آرامگاه های شاهان اساتیری ایران، آتشکده های قديمی، قلعه ها و دژهای مستحکم، تپه های تاريخی، مسجد هايی که برخی از آن ها شاهکارهای معماری اسلامی هستند، باغ های تاريخی بسياری که به واسطه معماری ارزشمند خود شهرت جهانی دارند و ... بخشی از آثار ديدنی و تاريخی استان فارس هستند که هر ايرانی و غير ايرانی دوست دار فرهنگ و تمدن را به شدت تحت تاثيرقرار می دهد.
 

 

صنايع و معادن

صنایع استان فارس در دو دسته کارخانه ای و دستی قابل بررسی و مطالعه است. صنايع دستی استان به علت زيبايی، جذابيت و مرغوبيت، جايگاه ويژه ای را در بازارهای داخلی و جهانی به خود اختصاص داده و فرش، گبه و خاتم آن از معروفيت خاصی برخوردار است. در بخش صنایع ماشینی؛ استان فارس ازمقام ارزشمندی دركشوربرخورداراست. صنایع ماشینی استان را بيش تر؛ صنايع الكترونيكی، شيميايی، ريسنده ‎گی، بافنده ‎گی و صنايع غذايی تشكيل داده است. بيش ترين سهم صنايع الكترونيكی به كارخانه های مخابراتی ايران (كما) تعلق دارد كه از سال 1348 در اين استان شروع به توليد كرده است. كارخانه لاستيک سازی دنا (بريجستون) يكی از چهار توليد كننده بزرگ لاستيک سازی ايران، دراين استان قرار دارد. در زمينه صنايع ريسنده‎گی، بافنده گی و چرم سازی، اين استان با 50 كارگاه بزرگ و كوچک، سهمی عمده در توليد محصولات نساجی و فرش بافی دارد. در فارس همراه با توليد محصولات كشاورزی، صنايع غذايی نيز رشد چشم گيری يافته است. براساس اطلاعات موجود، بيش از 200 واحد صنايع غذايی در اين استان فعاليت دارند كه توليد مواد غذايی نظير روغن، قند، شكر، ‌گوشت و … را بر عهده دارند. پالايشگاه شيراز از سال 1352 آغاز به كار كرده و فرآورده هايی مانند گاز مايع، بنزين معمولی، بنزين سوپر، و … را توليد می كند. در سال های اخير صنعت پتروشيمی استان نيز توسعه قابل توجهی يافته است. استان فارس، قطب الكترونيک كشور بوده و صنايع پتروشيمی آن از اهميت خاصی برخوردار است.  

  

کشاورزی و دام داری

استان فارس سهمی عمده در بخش های اقتصادی كشور به ويژه كشاورزی و صنعت دارد. اين استان در توليد گندم، ذرت و انجير در كشور مقام اول را داراست. طبق گزارش آمار نامه كشاورزی، اين استان با 1025059 هكتار سطح زير كشت پس از استان های آذربايجان شرقی و خراسان، رتبه سوم را در كل كشور دارد. بر اساس همين آمار، اين استان با 59/12 درصد توليد گندم در كشور رتبه دوم را داراست. دام داری از اركان مهم اقتصادی منطقه فارس است و وجود عشایر قشقایی که یکی از بزرگ ترین و اصیل ترین عشایر ایرانند که دام داری شغل اصلی آنان است سبب رونق دام داری در منطقه فارس شده است.  

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

فارس در كتيبه های هخامنشی به صورت پارسه و در نوشته های يونانی به شكل پرسيس آمده و معرب آن فارس است. يونانيان نام ايالت پرسيس را به اشتباه بر تمام ايران اطلاق می كردند. درجنوب ايران تا كرانه های خليج فارس، سرزمينی گسترده است كه از روزگاران باستان، پارس ‌(فارس) نام داشته و از آغاز دوره اسلامی مركز آن شيراز بوده است. اين سرزمين، از چند هزار سال پيش زيست گاه پر رونق اقوام بومی ايران، و به ويژه، عيلاميان بوده و از اين قوم، آثار بسياری در گوشه و كنار فارس، هم چون كورنگون ممسنی، نقش رستم، تخت جمشيد، ( مرودشت) به جای مانده است.
سه هزار سال پيش از اين، قومی كه خود را آريايی می خواندند، ازجنوب روسيه امروزی به فلات ايران سرازير شدند و پس از زد و خوردهای فراوان با بوميان آن سامان، به پيروزی رسيدند و برای خود سكونت گاه هايی بر پا داشتند. بيش تر اين آرياييان، چوپان و گله دار و كوچ نشين بوده زندگی قبيله ای داشتند. دين آنان، گونه ای بينش توحيدی بود. آنان به خدای يگانه و بزرگی به نام اهورامزدا ايمان داشتند و نيروهای طبيعی، مانند :‌ آب، آتش، باد، خاک و خورشيد را دارای فره ايزدی پنداشته سرچشمه بدی ها و تاريكی ها را در وجود اهريمن می جستند. اين آرياييان، قبيله های بزرگی داشتند كه معروف تر از همه پارسيان، مادها، سكاها، بلخيان، سغديان، خوارزميان، هراتيان و پارتيان بودند. ‹‹ همه ی اين قبيله ها به يک زبان بزرگ، اما، با لهجه های متفاوت سخن می گفتند و سرزمين خود را به نام ‹‹ آريا وئيج›› (ايران ويج) می خواندند. پارسيان، يكی از اقوام ايرانی بودند كه در سه هزار سال پيش به فارس آمدند و در چند مكان، از جمله در انشان (ماليان در 46 كيلومتری شمال شيراز) و پاسارگاد ساكن شدند. پايتخت آنان، نخست، پاسارگاد بود كه بعدا، به همدان انتقال يافت. در اواخر سده هشتم قبل از ميلاد، مادها در ايران غربی نيرو گرفتند و گرد هم جمع شده، با آشوريان تاراج گر به زد و خورد پرداختند و صد سال بعد آنان را از پای درآورده حكومتی بزرگ بر پا داشتند كه 120 سال پايدار ماند، و سرانجام، فرمان روايی آنان توسط كوروش بزرگ فرو پاشيد.
كوروش بزرگ فرزند كمبوجيه (پادشاه پارسيان) و شاه دختی مادی بود و با كارهای درخشانش بزرگ ترين امپراتوری جهان آن روزگار را پديد آورد. ويژه گی های نخستين فرمان روای فارس چنان است كه مورخان او را پادشاهی دانا، مدير و مدبر و مفسران بزرگ قرآن چون علامه طباطبايی او را ذوالقرنين (که قرآن از او به نيکی ياد می کند) می دانند.
كوروش پس از نزديک به 30 سال فرمان روايی در جنگ با كوچ نشينان ماساگتی ـ ازاقوام سكايی آسيای ميانه ـ كشته شد و پسرش كمبوجيه جای او را گرفت و به مصر لشكر كشيد و آن سامان را به فرمان خود آورد ولی با شورش مغان رو به رو شد و پيش از گرفتن کين خويش در مصر در گذشت. آن گاه داريوش بر تخت امپراتوری هخامنشی نشست و 36 سال بر ايران فرمان راند. هخامنشيان نزديک به 218 سال بر اين سرزمين حكومت كردند تا اين كه اسكندر بر ايران تاخت و شاهنشاهی هخامنشی را برانداخت اما دولتش هفت سال بيش نپاييد و آرزوهايش بر باد رفت و او هرگز نتوانست حکومت این سرزمین متمدن و بزرگ را بیش از این در اختیار داشته باشد.
اگرچه حاكمان پارس به سلطه سلاطين اشكانی در روزگار قدرت آنان گردن نهادند، اما، پارس هرگز جزو امپراتوری اشكانی نشد. شاهان پارس قدرت خود را بر سواحل كارمانيا و سواحل عربستان بسط دادند. از روايات مربوط به اردشير اول ساسانی چنين برمی آيد كه در زمان او، پارس به ممالک كوچكی تقسيم شده بود. از سكه های كشف شده آن دوران می توان دريافت كه در آن زمان، تمدن يونانی، به كلی از پارس رخت بر بسته بود و سنت های تاريخی و اساطيری كهن و دين زردشتی استيلای كامل داشته است. بر اساس شواهد، در آن زمان پارس تنها سرزمينی بود كه در آن جا دين زردشتی حقيقی و نوشته های مقدس آن محفوظ مانده بود. به همين دليل، تجديد حيات آيين زردشتی، با قيام اردشير اول و كشور گشايی های او از پارس آغاز شد. اردشير اول دودمان ساسانيان را بنياد گذاشت و دين زردشتی را در سراسر كشور ايران مستقر كرد. استخر كه پايتخت پارس بود، در دوره ی ساسانی شهری بزرگ و آباد بود. پس از بنيان گذاری امپراتوری ساسانی، پايتخت امپراتوری به تيسفون منتقل شد.

با تصرف استخر و فيروزآباد در سال 28 هـ. ق تمامی فارس ضميمه متصرفات اعراب شد و به تدريج مردم فارس نيز مسلمان شدند. اعراب فاتح تقسيم ايالت فارس را به پنج ولايت كه هر يک را يک كوره می گفتند، از ساسانيان به ارث بردند و اين تقسيم بندی، تا حمله مغولان باقی ماند. پنج كوره فارس عبارت بودند از: كوره اردشير خوره كه مركز آن شيراز بود. كوره شاپور خوره كه مركز آن شهر شاپور بود. كوره قباد خوره يا ارجان كه مركز آن ارجان بود. كوره استخركه مركز آن پرس پوليس بود. و كوره داراب گرد (دارابجرد) كه مركز آن شهری به همين نام بود. در زمان ضعف قدرت خلافت در قرن سوم هجری قمری، فارس به تصرف يعقوب ليث موسس سلسله ی صفاريان درآمد. وی شيراز را تصرف كرد و برادرش عمروليث، مسجد بزرگی در اين شهر ساخت كه هنوز پا بر جاست. پس از آن، فارس به تصرف آل بويه درآمد. عضدالدوله ی ديلمی بر بيش تر ايران و قسمتی از بين النهرين مسلط شد. از كارهای برجسته ی او ساختن بند امير بر رود كر بود. پس از آل بويه، سلجوقيان بر فارس مسلط شدند. در زمان ضعف سلاجقه، سنقر ابن مودود، دودمان اتابكان فارس را تاسيس كرد و اين دودمان، در 543 هجری قمری بر سرزمين فارس فرمان روايی يافت و آخرين فرمان روای آن، آبش خاتون، پس از يك سال سلطنت در 667 هجری قمری به همسری منكو تيمور، يكی از پسران هلاكوخان مغول، درآمد و از آن پس، سلطنت وی نامی بيش نبود و چندی نگذشت كه فارس به دست امرای مغول افتاد.
در 754 هجری قمری، امير مبارزالدين محمد، پادشاه سلسله ی آل مظفر، فارس را تصرف كرد. شاهان اين دودمان تا سال 795 هجری قمری، كه امير تيمور خاندان آل مظفر را برانداخت بر فارس فرمان روايی داشتند. در سال 909 هجری قمری، فارس تحت استيلای شاه اسماعيل صفوی درآمد. در زمان او و جانشينانش، فارس و مركز آن شيراز، آبادی و رونق يافت. در اين دوران، الله وردی خان و پسرش امام قلی خان فرمان روايان كاردان و با تدبير فارس درزيبا ساختن و آبادانی شهر شيراز كوشيدند. در جنگ ميان نادر شاه و افاغنه تحت فرمان اشرف افغان، فارس رنج و ويرانی فراوانی ديد. اين جنگ با شكست افاغنه در 1142 هجری قمری پايان يافت. پس از مرگ نادر، بار ديگر فارس دست خوش پريشانی شد اما، با برآمدن كريم خان زند صلح و آبادی به اين ناحيه بازگشت. از كاردانی و تدبير و دورانديشی كريم خان، آثار ارزشمندی، به ويژه در شهر شيراز به جای مانده است. پس از مرگ كريم خان (1193 هـ. ق)، بر سر جانشينی او ميان بازماندگانش اختلاف بسياری پديد آمد و سرانجام، لطف علی خان زند به فرمان روايی رسيد. پس از آن، فارس در جنگ های لطف علی خان زند و آقا محمد خان آسيب فراوان ديد. پس از دودمان زنديه، قاجاريه حاكم شد. پس از وفات فتح علی شاه (1125 هـ. ق) پسرش حسين علی ميرزا فرمان فرما كه در فارس بود به دعوی سلطنت برخاست، اما كاری از پيش نبرد.
پس از قاجار، ‌اگر چه فارس نقش ارتباطی مهم خود را از دست داد، ولی، به علت داشتن آثار گران سنگ سياسی و تاريخی و آرامگاه های دانشمندان، شاعران و عرفای بزرگی هم چون سعدی، حافظ، ابوعبداله خفيف، ملاصدرا، خواجو، شيخ روزبهان و بواسحاق كازرونی، سيبويه و … هم چنان به عنوان يكی از پرآوازه ترين استان های ايران با معروفيتی جهانی در گستره ی فرهنگ و ادب و عرفان جايگاه خود را حفظ كرد
 

  

مشخصات جغرافيايي

استان فارس 6/7 درصد مساحت کل جمهوری اسلامی ايران را به خود اختصاص داده است. استان فارس در جنوب منطقه مركزی ايران بين مدارهای 27 درجه و دو دقيقه و 31 درجه و 42 دقيقه عرض شمالی و 50 درجه و 42 دقيقه و 55 درجه و 36 دقيقه طول خاوری از نيمروز گرينويچ قرارگرفته است. اين استان از شمال با استان اصفهان و يزد، از باختر با استان های كهگيلويه و بوير احمد و بوشهر، از جنوب با استان هرمزگان و از خاور با استان كرمان همسايه است. استان پهناور فارس، منطقه ای چهار فصل بوده و از نظر آب و هوايی می توان سه منطقه ی سردسير، معتدل و گرمسير را دراین منطقه مشاهده كرد. متوسط دما در سردترين ماه سال بين 7- تا 2- درجه ی سانتی گراد و در گرم ترين ماه سال بين 35 تا 40 درجه سانتی گراد در نوسان است. جهت عمومی كوه های اين استان شمال خاوری – جنوب باختری است و هر چه از طرف شمال به جنوب پيش می رويم از ارتفاع كوهستان به طور عمومی كاسته می شود. محدوده استان فارس به دليل تنوع اقليمی و ساختارهای جغرافيايی طبيعی فضاهای خاص و منحصر به فردی را دارا است و از انواع دریاچه های طبیعی، رودخانه های دایمی و فصلی، چشمه های آب گرم و آب سرد برخوردار است. بر اساس سرشماری سراسری سال 1375 جمعیت استان فارس 3759954 نفر برآورد شده

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 16:45  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان سیستان و بلوچستاناستان سیستان و بلوچستان

 

مرکـــــز : زاهدان

موقعیت :  جنوب شرقی ایران

map_baluchistan

مجاورت : شمال: استان خراسان- جنوب:دریای عمان  شرق: کشور پاکستان،کشور افغانستان- غرب: استان کرمان
آب و هوا:
وسعــــت: 187502 کیلومتر مربع
جمعـیــت: 
تقسیمات:7 شهرستان، 29 بخش، 16 شهر، 92 دهستان و 6038 آبادی دارای سکنه
شهرستانها: زاهدان، چابهار، ایرانشهر،خاش، نیک‌شهر، سراوان، سرباز، زابل 

مکان های دیدنی و تاریخی

استان سیستان و بلوچستان از مکان های تاریخی و دیدنی زیادی برخوردار است. باغ های مركبات ايرانشهر، پارک تفتان، پارک جنگلی بمپور، پناهگاه حيات وحش، جنگل های نخل، انواع چشمه های آب گرم، رودخانه سرباز و تمساح های آن، غارتيس، غاركوه پيرک، كوه تفتان، گردشگاه های كشمان، گردشگاه ماليه – گوربند، منطقه حفاظت شده بزمان و گل فشان های طبیعی استان از مهم ترین جاذبه های طبیعی سیستان و بلوچستان است. آتشكده كركوی، بنای امام زاده های متعدد، تپه های باستانی و با ارزش، شهرهای تاریخی، قلعه های باستانی، مسجدهایی با ارزش معماری بالا به همراه جاذبه های دیگرچون: صنایع دستی جذاب، موسیقی جالب وشنیدنی، مردمانی با فرهنگ ها و قومیت های مختلف از مهم ترین و جذاب ترین دیدنی های استان سیستان و بلوچستان است.  

  

صنايع و معادن

صنايع استان سیستان و بلوچستان به دو دسته صنایع دستی و صنایع کارخانه ای تقسیم می شوند. صنايع دستی در بين ايلات و عشاير استان؛ موقعيت مهمی دارد و از لحاظ تأمين درآمد، پس از كشاورزی و دام داری در رتبه سوم اهمیت قراردارد. حصيربافی، قالی بافی، سوزن دوزی، چادربافی، پشتی بافی، خامه دوزی، سفره بافی، جوال بافی، نمد مالی و سكه دوزی مهم ترين صنايع دستی عشاير سيستان و بلوچستان هستند. انواع صنایع کارخانه ای چون: صنايع غذايی، نساجی، پوشاک و صنايع شيميايی؛ بیش تر در اطراف زاهدان و شهرهای بزرگ فعاليت دارند. ساير صنايع استان بيش تر مشتمل بركارگاه‎های فلزكاری، ريخته گری، ساخت لوازم خانگی و تانكر سازی است. صنايع شيلات و ماهی گيری نظير پرورش ميگو و ماهی نيز در سواحل دريای عمان در سيستان رايج است. معادن كشف شده استان سيستان و بلوچستان عبارتند از: معدن مس در شمال باختری زاهدان با ذخيره ای بيش از 15 ميليون تن، ‌معدن كروميت در نواحی خاش و معدن منگنز در منطقه كوتيج. از ديگر معادن مهم استان، معادن سنگ مرمر، سنگ آهک، تراورتن و شن و ماسه سيليسی را می توان نام برد. هم چنين دريای عمان يكی از منابع بسيار غنی نمک است. استخراج نمک ازآب دريا همواره در روستاهای ساحلی رايج بوده است و زمينه بسيار ارزان و مناسبی برای گسترش آن وجود دارد. 

 

کشاورزی و دام داری

مهم ترين محصول منطقه سيستان و بلوچستان گندم است كه درصد قابل توجهی از زمين‎های زيركشت را به خود اختصاص داده است. بعد از گندم، ‌جو بيش ترين سطح زير كشت را دارد. از جمله محصولات ديگر اين منطقه، يونجه، توتون، كنجد و محصولات جاليزی و سبزيجات را می توان نام برد. زراعت در بلوچستان برخلاف آن چه ظاهراً به نظر می رسد، ‌امكانات بالقوه زيادی برای رشد دارد. شرايط آب و هوایی مناسب برای رشد و پرورش گياهان منطقه گرمسيری و آب و هوای متنوع، امكان كشت و برداشت مكرر يک محصول در فصول مختلف را فراهم نموده است.
گندم با سيلاب های بهاری آبياری می شود و بازده محصول آن ها نسبت به عمل كرد كل كشور از وضعيت خوبی برخوردار است. جو نيز به صورت آبی در بیش تر مناطق و به صورت ديم در چابهار، ‌ايرانشهر و سراوان كشت می شود و بيش تر به مصرف دام های مختلف می رسد. برنج نيز درزمین های كوه پايه‎ای و در مسير رودخانه ها كشت می شود. در مناطقی كه در سال دوبار محصول برداشت می شود، محصول ديم؛ غالبا برنج است.
علاوه بر محصولات فوق، يونجه نيز به عنوان مهم ترين منبع غذايی دام ها در بلوچستان كاشته می شود. بخش ديگری از فعاليت های كشاورزی استان سیستان و بلوچستان را باغ داری تشکیل می دهد كه مهم ترين محصول آن انگور است. بيش ترين درصد تاكستان های استان در منطقه سيستان قرار دارد. از سايردرختان ميوه، می توان به انار، ‌انجير، توت، سيب، مركبات و موز اشاره كرد. هم چنين درختان انبه، پاپايا (خربزه درختی)، نارگيل، زيتون خوراكی، چيكو، كائوچو و نيشكر نيز در شرايط آب و هوايی اين استان رشد می کنند. محصول باغ های بلوچستان در دره های كوهستانی متمركز شده و درختانی چون خرما، ‌غالب زمين های زراعی را محصور نموده است.
 

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

نام قديم سيستان «زرنگا» يا «زرنگ» بود، كه پس از مهاجرت «سكاها» به طرف جنوب، و استقرارشان در اين منطقه در زمان فرهاد دوم اشكانی، به نام آنان «سكستان» نام گرفت. شهر زرنگ در حال حاضر جزء افغانستان بوده و در محل آن روستای كوچكی به نام «نادعلی» قرار دارد. در نزديكی اين روستا، تل بزرگی است كه بر فراز آن، هنوز آثار خرابه‎های ارگ، قلعه و باروی آن ديده می شود. در تپه های بلوچستان نيز آثاری به دست آمده كه تاريخ اين سرزمين را به 3000 سال پيش از ميلاد می ‎رساند. آن چه مسلم است، ‌كوروش کبير هنگام لشگركشی به هند، ‌مكران را نيز تصرف كرد. لفظ زرنگ، قديمی ترين نام سيستان و زاولستان است كه در كتيبه داريوش، «زرنگار» آمده است. به عقيده محققين «زرنگ»، «زريه»، «زريا» و «دريا» به زبان امروزی، همه يک مفهوم داشته و مراد از آن ها دريای «زره» يا «هامون» بوده است. نيم روز، ‌نام ديگر سيستان و به معنی جنوب است. بنای بيش تر سيستان را به پهلوانان اسطوره‎ای ايران چون زال، سام و رستم نسبت می دهند و فردوسی نيز در شاهنامه، از گردان بلوچ سخن گفته است.
از سوی ديگر سرزمينی كه اكنون بلوچستان ناميده می ‎شود، درگذشته به«مكا» و«مكه» شهرت داشته است. هم چنين از دير باز اين منطقه را «مكران» ناميده‎اند كه به نظر می ‎آيد تركيبی از دو واژه «اراينا يا ايرنيا» و «مكا» باشد كه در سانسكريت به معنی سرزمين باتلاق ها است. چرا كه در زمان قديم درسرزمين بلوچستان باتلاق‎های بسياری وجود داشته است. كلمه بلوچستان نيز از زمانی به اين سرزمين اطلاق شد كه بلوچ ها در آن سكونت كردند. مورخين بنای سيستان را به گرشاسب – يكی از نواده گان كيومرث – نسبت داده‎اند. سيستان در زمان هخامنشيان، منطقه‎ای آباد بود. اين امر در كتيبه بيستون و كتيبه های تخت جمشيد كه سيستان را يكی از ممالک خاوری داريوش ذكر كرده‎اند، ‌منعكس شده است. سكاها در حدود 128 پيش از ميلاد، سيستان را به تصرف خود درآورده و در پهنه آن استقرار يافته‎اند.
اسكندر مقدونی هنگام بازگشت از هندوستان در اين سرزمين در اثر وجود ريگ های روان، بيابان های خشک و بی آب و سرسختی مردمان اين سرزمين، ‌بيش تر سپاهيان خويش را از دست داد. با فتح سيستان به دست اردشير بابكان اين منطقه در زمره متعلقات دولت ساسانی قرار گرفت. در زمان خلافت خليفه دوم، اين سرزمين به وسيله عرب‎ها فتح و يكی از سرداران عرب به عنوان حاكم آن منصوب شد، ‌ولی در اثر مخالفت ها و جنگ های مردم بلوچستان با وی، سرزمين را ترک كرد. در سال 304 هجری قمری، سرزمين بلوچستان به وسيله ديلميان فتح شد و در زمان حكومت سلجوقيان در كرمان، ‌منطقه بلوچستان نيز توسط آن ها اشغال و تابع كرمان شد.
سرزمين سيستان در سال 23 هـ . ق به تصرف اعراب درآمد. دفاع و مخالفت مردم اين سرزمين تا زمان معاويه (که آنان را به اطاعت واداشت و عبدالرحمان فاتح سيستان را به حكومت آن جا منصوب کرد) به صورت شورش ها و قيام های محلی ادامه داشت؛ به گونه ای که فرمان دار عرب را مجبور به ترک اين سرزمين کردند.
اولين فرمان روای ايرانی اين سرزمين؛ در پس از اسلام يعقوب ليث صفاری بود كه از رودخانه سند تا رود كارون را تحت فرمان داشت. عمرو ليث - برادر وی - نتوانست اين موقعيت مهم را حفظ كند و سرانجام به دست اسماعيل سامانی در بغداد به قتل رسيد. با وجود اين، سيستان تا چندين قرن تحت سلطه امرای صفاری باقی ماند و طاهراز نواده گان عمرو تا 295 هجری قمری ايالت فارس و كرمان و سيستان را تحت فرمان خود داشت و پس از وفات او سلسله صفاری روی به ضعف گذاشت. پس از صفاريان، سامانيان، غزنويان، و سلجوقيان نيز هر يک مدتی در اين سرزمين فرمان راندند. در زمان مغولان و تيموريان، ‌خرابی های زيادی در سيستان به وجود آمد كه به از بين رفتن سدها، كانال‎ها و مناطق آباد سيستان انجاميد. درسال 914 هـ . ق، شاه اسماعيل صفوی سيستان را تصرف كرد. پس از شاه اسماعيل – در زمان حكومت نادرشاه – اختلافات داخلی سبب خرابی های زيادی در اين سرزمين گرديد. سرانجام سپاهيان ايران در 1865 ميلادی، سيستان را از دست امرای سركش بازستاندند. در سال های بعد نيز اين منطقه دستخوش حوادث و وقايع زيادی شد. كشمكش های افغانستان با ايران بر سر ادعاهای آن كشور نسبت به سيستان منجر به دخالت بريتانيا به عنوان داور شد. هيأت تشكيل شده توسط بريتانيا، ‌سيستان را در امتداد خطی از بند سيستان برهيرمند به طرف كوه ملک سياه در باختر گودرز، بين ايران و افغانستان تقسيم نمود. با اين كار، قسمتی كه اروپاييان عنوان «سيستان خاص» به آن داده‎اند (در مقابل «سيستان خارجی» كه به افغانستان واگذار شد) به ايران تعلق گرفت. این سرزمین همواره از فراز و نشیب های تاریخی زیادی برخوردار بوده و سرگذشت طولانی تاریخی داشته است.
 

  

مشخصات جغرافيايي

استان سيستان و بلوچستان ‌درجنوب خاوری ايران و در مختصات جغرافيايی 25 درجه و 3 دقيقه تا 31 درجه و 28 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 47 دقيقه تا 63 درجه و 19 دقيقه درازای خاوری واقع شده است. این استان؛ از دو ناحيه تشكيل يافته که از لحاظ طبيعی با يك ديگر كاملا متفاوت هستند. اين استان پهناور از خاوربا كشورهای پاكستان و افغانستان، از جنوب با دريای عمان ، از شمال و شمال باختر با استان خراسان و از باختر با استان های كرمان و هرمزگان هم جوار است. ناحيه سيستان که 8117 كيلومتر مربع وسعت دارد و در قسمت شمالی استان واقع شده است. اين ناحيه حوزه مسطح و مسدودی است كه از آبرفت های دلتای قديمی و فعلی رود هيرمند تشكيل شده است. ناحيه بلوچستان با مساحت 179385 كيلومتر مربع يک منطقه وسيع كوهستانی است كه حد شمالی آن كوير لوت و حد جنوبی آن دريای عمان است. مرزهای طولانی آبی و خشكی استان؛ با كشورهای افغانستان، پاكستان و كشورهای حوزه خليج فارس، موقعيت ويژه ای به اين استان بخشيده و سبب ايجاد شرايط خاصی در آن شده است. جمعیت این استان برابر سرشماری سراسری سال 1375 حدود 1703094 نفر برآورد شده است.

 

منابع اینترنتی مرتبط:

 

پیام بلوچ

منابع

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 16:43  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

  استان سمناناستان سمنان

 

مرکـــــز : سمنان

موقعیت :

map_semnan

مجاورت : شمال: استان‌های خراسان شمالی، گلستان و مازندران  جنوب:استان‌های یزد و اصفهان  شرق: استان خراسان رضوی   غرب: استان‌های تهران و قم
آب و هوا:
وسعــــت: ۹68۱۵ كيلومتر مربع
جمعـیــت: 579 هزار نفر 
تقسیمات:  ۴ شهرستان 16 شهر ۱2 بخش و ۲۸ دهستان
شهرستانها: سمنان، شاهرود، دامغان و گرمسار 
 
 

مکان های دیدنی و تاریخی 

استان سمنان يكي از استان هاي مهم ايران است كه به سبب ويژگي هاي خاص موقعيتي و تاريخي خود؛ مجموعه اي از زيبايي ها و مناظر بديع طبيعي چون جاذبه هاي كويري و كوهستاني را همراه با جاذبه هاي منحصر به فرد تاريخي چون كاروان سراهاي تاريخي, قلعه هاي قديمي, آب انبارها و قنات هايي با معماري منحصر به فرد؛ مسجد هاي تاريخي؛ بقعه ها و آرامگاهاي مشاهير و... در يك جا به نمايش گذاشته است و مخاطبان و بازديد كنندگان از اين استان را با رضايت مندي از بازديد كم نظير خود بدرقه مي كند.  

  

صنايع و معادن

استان سمنان از مراكز قابل توجه صنايع دستی و از قطب هاي صنعتي كشوربه شمار مي رود. دراين استان انواع صنايع دستی نظير قالی بافی، گليم بافی، نمد مالی، سراميك و سفال سازی و … وجود دارد كه هر يك از آن ها سوغاتی ارزشمندي برای ميهمانان استان به شمار مي آيند.
بر اساس اطلاعات موجود علاوه بر واحدهای صنعتی درحال توليد، واحد هاي قابل توجه ديگري نيز در دست ساختمان است كه از اين تعداد بيش ترين واحد در شهرستان سمنان (56%) و كم ترين واحد در شهرستان دامغان (13%) مستقر هستند.
نظر به وضعيت زمين شناسي منطقه, اين استان از نظر تنوع مواد معدنی نيز يكی از مناطق غنی كشور به شمار می آيد. معادن فعال استان را زغال سنگ، كروميت، گچ، نمك، سيليس، سولفات دوسود، دولوميت، پتاس، خاك های صنعتی، مس، سرب، روی، بوكسيت، منگنز، گوگرد، فسفات و...تشكيل مي دهند.
 

 

کشاورزی و دام داری

استان سمنان به خاطر موقعيت جغرافيايی، اقليم بيابانی و نيمه بيابانی ومحدوديت های آب وخاك، از موقعيت كشاورزی مطلوبی برخوردار نيست. تنها دو درصد از كل مساحت استان زير كشت آبي و ديم است. عمده ترين محصولات اين استان را گندم، ‌جو، سيب زمينی، ‌پنبه ( وش ) بومی و ورامينی، يونجه، اسپرس، شبدر و چغندرقند تشكيل مي دهند.
از لحاظ دام داري اين منطقه به علت دارا بودن مراتع از وضعيت نسبتا” خوبي برخورداراست. استان سمنان با 5/5 ميليون هكتار مرتع و 5/2 ميليون واحد دامی يكی از قطب های دام پروری كشور به شمار مي آيد.
 

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

درباره وجه تسميه نام سمنان كه به اين منطقه اطلاق مي شود, عقايد و نظريات متفاوتی رايج ومعمول است که به برخی از آن ها اشاره می شود:
- در گذشته های دور در محل آتشكده بزرگ هريس در كومش (سمنان) شهری عظيم با بت خانه ای بزرگ با ساختمانی رفيع و با شكوه وجود داشته است. به همين علت احتمال می رود كه مردم اين سرزمين قبل از ظهور زرتشت، دارای مذهب «سمتی» يا «سمينه» بوده اند و بت خانه بزرگ آنان در محل سمنان فعلی واقع بوده است.
- برخی ديگر بر اين باورند كه سمنان در اصل «سكنان» منسوب به طوايف سكه ها می باشد و الف و نون آن نشانه نسبت و مكان است كه در واژه های گيلان و غيره مشاهده می شود.
- عده ای ديگر از اهالی سمنان عقيده دارند كه نام قديم سمنان (سيم لام) بوده كه بنای آن به دست دو نفر از فرزندان نوح پيغمبر به نام های (سيم النبی) و (لام النبی) انجام گرفته كه مقبره آنان در كوه های شمال خاوری سمنان در محلی موسوم به پيغمبران واقع است. بر اين اساس كلمه (سيم لام) در اثر كثرت استعمال به مرور زمان به سمنان تبديل شده است.
- برخی نيز افسانه بنای اوليه را به دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح به دستور تهمورث ديوبند نسبت داده اند. در آن زمان شهر را به سمينا نام گذاری نموده اند كه به مررو زمان به سمنان تغيير يافته است.
- روايت ديگر حاكی از اين است كه نام قديم سمنان در زبان محلی «سه مه نان» بوده و منظور ساكنان آن اين بوده است كه محصولات كشاورزی اين منطقه نان و آذوقه اهالی را بيش از سه ماه تأمين نمی كند. بعدها به مرور زمان «سه مه نان» به سمنان تغيير يافته است. به هر حال آن چنان که از منابع و كتب تاريخی استنباط می شود سمنان يكی از مناطق كهن و قديمی ايران است كه در درازای تاريخ فراز و نشيب های زيادی را پشت سر گذاشته است.
استان سمنان در دوران باستان، بخشی از چهاردهمين ايالت تاريخی ورن ( ورنه ) از تقسيمات شانزده گانه اوستايی بود. برخی از دانشمندان اين ايالت را گيلان فعلی می دانند، ولی قدر مسلم اين كه ورن يا ورنه متشكل از صفحات جنوبی البرز، شمال سمنان، دامغان، خوار، دماوند، ‌فيروزكوه، شهميرزاد، لاسگرد، ده نمك و آهوان، قوشه، ‌ويمه و نقاط كوهستانی مازندران بوده است. اين منطقه در تمام دوره حكومت مادها و هخامنشيان، كوميسنه يا كوميشان ( قومس بعد از اسلام ) جزو ايالت بزرگ پارت يا پرتو به شمار می رفت. در اين دوره سمنان, شهر سرحدی ايالات پارت های پارت و ماد به شمار می رفت. به همين علت برخی از مورخان، زمانی اين شهر را جزو مادها و گاهی جزو پارت ها به حساب می آورند. اين ايالت كه در زمان ساسانيان به پشتخوارگر تغيير نام داده، شامل همان شهرهايی بود كه در ايالت ورن وجود داشتند. حد غربی اين ايالت، خوار ( گرمسار فعلی )، حد شرقی آن شاهرود و حد شمالی آن، كوهستان های جنوبی طبرستان بود.
سلوكيان بزرگ ترين عامل يونانی كردن مشرق بودند و به همين جهت، برای ادامه فرمان روايی خود نظر مساعد مردم را لازم داشتند و برای اين كار تقريبا شصت شهر در مشرق و ايالت پارت بنا كردند. يكی از اين شهرها آپاما يا لاسگرد فعلی است كه در 34 كيلومتری سمنان واقع شده و ديگری شهر هكتا پليس ( صد دورازه ) است كه عده ای آن را دامغان می دانند. اشكانيان ايالات ايران را به هيجده بخش وسيع تقسيم كردند كه يكی از ايالت های مهم آن كميسن قوميس يا قومس در نواحی سمنان و دامغان كنونی بود.
در آغاز قرن هفتم ميلادی تضادهای داخلی در زندگی سياسی – اجتماعی ايران بيش تر شد و مبارزه ای كه به خاطر قدرت و حكومت ميان گروه های گوناگون درگرفت، به تضعيف ايران انجاميد. درهمين زمان يزدگرد سوم، آخرين پادشاه سلسله ساسانی، سرگرم مبارزه با مهاجمان عرب بود كه به تازه گی به ايران تاخته بودند. اين مبارزه كه تا سال 651 ميلادی ادامه داشت، با فتح كامل ايران به دست اعراب خاتمه پذيرفت. اعراب نخست شهر بزرگ و آباد ری را تسخير كردند، سپس به شمال شرقی رفته و به سرزمين كومش ( شهرهای سمنان، دامغان، بسطام ) رسيدند و آن ر اتسخير كردند.

سمنان در دوره های بعد از اسلام جزو سرزمين تاريخی قومس ( كومش ) به شمار می آمد. سمنان طی تاريخ دو هزار ساله خود شاهد فراز و نشيب ها، جنگ ها، شكست ها و پيروزی های بی شمار بوده است. در دوره های بعدی نيز منطقه سمنان مورد توجه خاص حكومت های مركزی قرار گرفت و منازعه ها ومناقشه های متعدد بر سر اين منطقه بين قدرتمندان درگرفت.
دردوران حكومت امويان و عباسيان به ويژه پس از قتل ابومسلم خراسانی به دست منصور دوانيقی، شورش و بلوا سراسر ايران را در برگرفت و نهضت های بی شماری به وقوع پيوست كه از مهم ترين آن ها قيام سنباد زردتشتی بود. در اندك زمان، زرتشتيان طبرستان و نواحی شمال قومس يعنی سنگسر (مهدی شهر)، شهميرزاد و فولاد محله، به دور رهبر اين نهضت جمع شدند و قومس و ری را به تصرف در آوردند، ولی در ساوه شكست خوردند و سنباد به قومس گريخت و پس از ضبط خزاين ابومسلم رو به طبرستان نهاد. وی پس از مدتی در دره های سنگسر و شهميرزاد به قتل رسيد.
ايالت كومش (قومس) از كانون های مهم اسماعيليان در قرن های ششم و هفتم هجری بود. به طوری كه در اين ايالت 150 قلعه در اختيار اين فرقه بود كه هر مجموعه از آن ها را يك كدخدا و هر قلعه مجزای آن را يك محتشم كه به منزله فرماندار كل يا حاكم بزرگ بود، زير نظر داشت.
سمنان در دوران مغول، هم چون ساير نقاط ايران از حمله و كشت و كشتار اين قوم در امان نماند و متحمل خسارات جانی و مالی بسيار شد. اين كشت و كشتار، در زمان تيمور لنگ نيز كه از سال 783 هجری حمله به ايران را شروع كرد، ادامه يافت.
پس از ظهور و استقرار حكومت صفويان، شاه اسماعيل صفوی به سركوب گردن كشان
ولايت ها پرداخت. از جمله، حاكم قلعه فيروزكوه را دستگير كرد و به اين ترتيب، ولايت فيروزكوه و خوار، سمنان و سنگسر به تصرف صفويان درآمد.
كريم خان زند با عنوان وكيل الرعايا مدت 29 سال در ايران سلطنت كرد، ولی در اين مدت شهرهای سمنان، دامغان، شاهرود، بسطام، را در اختيار بزرگان خانواده قاجار قرار داد. بعد از مرگ خان زند، آغا محمد خان شيراز را ترك كرد و به طرف كومش و دامغان رفت و با گرد‌ آوردن عده ای از افراد قبيله خود، سرانجام توانست به ولايت كومش ( سمنان، دامغان و بسطام ) و ولايت جنوبی دريای خزر دست يابد. پس از آغا محمد خان، برادر زاده وی به نام فتحعلی شاه قاجار بر اريكه سلطنت تكيه زد و از همان ابتدای سلطنت، خطه قومس را كه زادگاهش بود مورد توجه قرار دارد و ذوالفقار را به عنوان حاكم سمنان برگزيد. نام جغرافيايی قومس تا اواخر دوران قاجاريه بر سر زبان ها بود، ليكن در دوران حكومت پهلوي اول، سمنان در شمار شهرهای استان دوم، يعنی مازندران در آمد. اين منطقه هم اكنون به عنوان يكي از امن ترين وآبادترين مناطق ايران به صورت استاني درآمده است كه شهرستان ها, شهرها و روستاهاي جذاب و ديدني زيادي را در بر مي گيرد.
 

 

مشخصات جغرافيايي

استان سمنان يكي از استان هاي مهم ايران است كه از نظر مساحت، ششمين استان بوده و وسعت آن حدود چهار برابر استان تهران برآورد مي شود. اين استان بين مدارهای 34 درجه و 17 دقيقه تا 37 درجه عرض شمالی و 51 درجه و 58 دقيقه تا 57 درجه و 58 دقيقه طول شرقی قرار گرفته است. استان سمنان با مركزيت شهر سمنان، از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان اصفهان، از شرق به استان خراسان جنوبي و از غرب به استان تهران محدود شده است.
شهرستان های استان سمنان عبارتند از: سمنان، شاهرود، دامغان، و گرمسار. شهرهای سمنان، مهدی شهر، شهميرزاد، سرخه، شاهرود، بسطام، تجن، كلاته، خيج، ميامی، ‌بيارجمند، دامغان، گرمسار، ايوانكی و آردان نيز شهرهاي تابعه استان را تشكيل مي دهند.
مطالعات زمين شناسي انجام شده نشان می دهد كه قديمی ترين تشكيلات از سنگ های پاليوزوييك تا آبرفت های كوارترنری دراين منطقه وجود دارد. سنگ های دوران پاليوزوييك در شمال سمنان، اطراف شهميرزاد و جنوب ارتفاعات شمال دامغان و شاهرود وجود دارند. سنگ های دوران مزوزوييك در شمال شهميرزاد در حوالی شيخ چشمه سر و جام ديده می شود. رسوبات دوره دوران ترشياری از سمنان تا آهوان و طبقات گچدار در شمال سمنان ديده می شوند. سنگ های دوران كواترنری نيز از كوه هاي شمالي تا دشت كوير ديده مي شوند.
بر اساس سرشماري سراسري سال 1375 استان سمنان داراي 501446 نفرجمعيت بوده است. نژاد مردم سمنان آريايی است و به زبان فارسی با گويش سمنانی سخن می گويند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 16:42  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان زنجاناستان زنجان

 

مرکـــــز : زنجان

موقعیت :  شمال غرب فلات مرکزی ایران

map_zanjan

مجاورت : شمال: استان های اردبیل و گیلان  جنوب: استان همدان   شرق:استان قزوین  جنوب غربی و غرب: استان های کردستان و آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی
آب و هوا:  در زمستان بسیار سرد و در تابستان معتدل می‌باشد
وسعــــت:  ۲۲۱۶۴ کیلومتر مربع
جمعـیــت: ۹۲۷۴۶۱ نفر
تقسیمات: 3 شهرستان، 13 بخش, 8 شهر, 44 دهستان و 981 آبادی دارای سکنه
شهرستانها: ابهر، ایجرود، خدابنده، خرمدره، زنجان، طارم، ماه‌نشان 

مکان های دیدنی و تاریخی 

استان زنجان از توانمندی های بالایی در زمینه توسعه صنعت جهانگردی و جلب گردشگر برخوردار است. جاذبه های طبیعی این استان شامل کوه ها، رودها، آبشارها، چشمه های آب معدنی، دریاچه های طبیعی و مصنوعی در شهرستان های مختلف استان پراکنده شده اند. رودخانه هاى بزرگ و مشهور با شعبات آن ها در كشتزارها و باغ هاى استان، چشمه هاى آب معدنى و آب سرد، غارهاى تاريخى و طبيعى، مناظر زيباى كشتزارها و باغ ها از جمله جاذبه هاى طبيعى استان هستند كه هر بيننده ای را به تحسين وا مى دارند.
با اين كه تاريخ این منطقه فراز و فرود های بسيار به خود ديده و گاهی شعله های خشم و جنگ، برگ های زيادی از تاريخ منطقه و حتی گاه تمام آن را در كام خود فرو برده است ولی به جهت عمق غنای هويت و فرهنگ اين منطقه، هنوز نیز استان زنجان امانت دار ميراث فرهنگی ارزشمند و قابل ملآحظه ای است که فرهنگ و هویت این سرزمین را به نمایش می گذارد. كاخ هاى با ارزش و قدیمی، مدرسه هاى تاريخى، مسجدهایی با معماری کم نظیر، بازارهاى قديمى، بقعه امام زاده ها، زيارتگاه ها و بناهاى تاريخى و مذهبى با معماری های ارزشمند بخشی از اين ميراث شايان توجه هستند. برخى از بناهاى موجود در استان، هم چون بنای بزرگ و تاریخی سلطانیه دارای ارزش هاى درجه يک جهانگردى و شهرت جهانی هستند. اين بنا که يكى از بزرگ ترين و باشكوه ترين بناهاى اسلامى محسوب می شود در خاور استان زنجان واقع شده است. برخی دیگر از بناهای تاریخی این استان با این که از دیرینگی و قدمت چندانی برخوردار نیستند ولی به لحاظ معماری و کاربری از بناهای منحصر به فرد ایران به شمار می آیند و از جمله آن ها می توان بنای کم نظیر رختشوی خانه را نام برد.
 

 

صنايع و معادن

استان زنجان دارای دو نوع صنایع دستی و ماشینی (کارخانه ای) است. صنايع دستی این استان از رشد و شكوفايی برخورداربوده و نمونه های بديع آفريده های دستان هنرمندان و متخصصان برجسته زنجانی امروزه مايه سربلندی و مباهات صنایع ایران در جهان است. به دليل موقعیت ترانزیتی و برخورداری از راه های مناسب و نزديكی به استان تهران این منطقه از امكانات توسعه صنعتی خوبی برخوردار شده است. كارخانه های مختلفی در شاخه های صنايع فلزی، شيميايی، دارويی، غذایی، ‌ريسنده گی و بافنده گی، ساختمانی، الكتريكی، چوبی و سلولزی فعال هستند. معادن فعال استان؛ كائولن، ‌فلدسپات و سيليس است و دیگر معادن که بیش تر شامل معادن سنگ می شوند در نقاط مختلف استان پراکنده شده اند. استان زنجان بزرگ ترین معدن روی خاورمیانه را در خود جای داده است. 

  

کشاورزی و دام داری

شرايط جغرافيايی مشتمل بر تنوع آب و هوايی، برخورداری از منابع آب و حاصل خيزی خاک؛ استان زنجان به صورت يک متطقه مناسب كشاورزی درآورده است. بعضی از محصولات كشاورزی و باغی استان از نظر مقدار سطح زير كشت و توليد انگور مقام اول را در كشوردارد. كشاورزی در اين استان به صورت ديمی و آبی انجام می شود. استان زنجان يكی از قطب های مهم دام داری باخترایران، به شمار می آيد. انواع فعاليت ها دردو بخش به شيوه صنعتی و ستنی انجام می شود. استان زنجان در زمينه دام پروری صنعتی و توليد گوشت و شير در سطح كشور، جايگاه در خور توجهی را احراز نموده يكی از
مهم ترين مراكز مرغ داری كشورنیز به شمار می رود.
 

  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

نام استان زنجان برگرفته از مركز استان يعنى شهر زنجان است. در مورد وجه تسميه شهر زنجان تاكنون نظرات گوناگونى ازسوى پژوهشگران و نويسندگان ارايه شده است. قديمى ترين نامى كه به اين منطقه اطلاق شده است، زنديگان به معناى اهل كتاب زند (معروف ترين كتاب آيين زردشتى ساسانى) و گان از پساوند اهل باستان است كه در دوره ساسانيان بر اين منطقه گذاشته شده است. گفته مى شود بناى شهر زنجان در زمان اردشير بابكان ساخته شده و در آن زمان نام شهين يعنى منسوب به شاه به آن اطلاق مى شده است. از اواخر دوره قاجاريه به علت استقرارايل خمسه فارس، نام خمسه نيز بر آن نهاده شد.
يافته هاى تاريخى و كاوش هاى باستان شناسى كه در نواحى مختلف استان زنجان انجام گرفته، گواهی بر قدمت تاريخى و ديرينگى آن است و آثار كشف شده در اين محدوده، استقرارهاى انسانى از دوران پيش از تاريخ تا دوران اسلامى را در اين منطقه ثابت مى كند. در بيش ترمنابع موجود، نويسندگان و پژوهشگران با استناد به يافته هاى باستان شناسى و متون تاريخى، پيشينه تاريخى استان زنجان را در چهار مرحله، دوران پيش از تاريخ تا دوران آغاز ادبيات شامل هزاره هفتم تا اوايل هزاره سوم پيش از ميلاد، دوران آغاز ادبيات و دوران تاريخى شامل اوايل هزاره سوم تا اواخرهزاره دوم پيش ازميلاد و دوران تاريخى جديد شامل اواخرهزاره دوم پيش از ميلاد تا اوايل قرن هفتم ميلادى و دوران اسلامى که طول زمانی آن از قرن 7 تا 19 ميلادى برابر با قرن 1 تا 14 هجرى قمرى برآورد می شود، مورد مطالعه قرار داده اند.
يافته هايى كه از غار تاريخى گليجک در37 كيلومترى جنوب باخترى شهر زنجان و در محدوده شهرستان ماه نشان به دست آمده، حدود سى هزار سال قدمت دارند و گواهی بر قدمت تاريخى منطقه زنجان در دوران پيش از تاريخ تا دوران آغاز ادبيات است. در منطقه ايجرود واقع در جنوب باخترى شهرستان زنجان، آثارى از دوران آغاز ادبيات به دست آمده است. زيستگاه هاى انسانى منطقه ايجرود در هزاره سوم و دوم پيش ازميلاد در هشت كانون باستانى و تداوم حيات آن ها تا هزاره اول قبل از ميلاد، حكايت از شكوفايى و تداوم تمدن فلات مركزى ايران در اين ناحيه دارد.
تاكنون 65 كانون تاريخى در منطقه زنجان شناسايى و مورد بررسى قرار گرفته اند كه بيش تر اين كانون ها در دره هاى زنجان رود، شاهرود و قزل اوزن شناسايى شده اند. بررسى ها و مطالعات موجود بر وجود نوعى سفال خاكسترى رنگ ساده، كه با مهاجرت اقوام آريايى در منطقه مطابقت دارد گواهی می دهد.
استناد به متون تاريخى نمايان گر آن است كه در اواخرهزاره دوم پيش از ميلاد و در اثر فشارهاى ناشى از كمبود منابع اقتصادى و كشاورزى و بروز جنگ هاى منطقه اى، اقوامى از منطقه ماوراء النهر و حوزه درياچه آرال به طرف باختر حركت كردند. گفته مى شود كه تيره اى از اين اقوام از طريق جنوب درياى خزر و به احتمال زياد از دره سفيد رود و از منتهى اليه شمال خاورى مرز طبيعى زنجان به اين منطقه وارد شده اند، البته گفته مى شود كه مهاجمان براى ورود به فلات ايران از چند راه استفاده نموده اند. برخى دانشمندان معتقدند كه گروهى از اقوام ياد شده از طريق جنوب خاورى درياى خزر و پس از عبور از رود اترک و گروه ديگر پس از عبور از كنار درياچه اروميه وارد فلات ايران شده اند. مطالعاتى كه در مظاهر فرهنگى و تمدنى منطقه زنجان صورت گرفته، تفاوت هايى را در اين زمينه نشان داده است. تفاوت هاى موجود در آثار كشف شده در تپه حسنلو و جنوب درياچه اروميه، با بقاياى موجود در اين نواحى و تراكم استقرارها و مشابهت اشيای تاريخى ناحیه خورين در باختر تهران و املش گيلان با آثار اين منطقه، گوياى اين مطلب است كه اقوام مهاجر از راه سوم كه دره سفيد رود است، به منطقه زنجان سرازير شده اند. گفته مى شود استقرار مهاجران در منطقه زنجان با آرامش صورت گرفته كه شايد تعداد اندک بوميان منطقه دليل اصلی اين امر بوده باشد.
طبق مدارک آشورى، منطقه زنجان در قرن نهم پيش ازميلاد آنديا نام داشته و به احتمال ضعيف اقوام مستقر در آن با اقوام لولوبيان و گوتيان مستقر در زاگرس مرتبط بوده اند. به هر حال اين منطقه از لحاظ جغرافياى تاريخى در آغاز هزاره اول قبل از ميلاد از شمال با كادوسيان و كاسپيان، از باختر با لولوبيان و گوتيان و از طرف جنوب خاورى و خاور با مادها هم مرز بوده است. اقوام مهاجر بعدها پس از جنگ هاى داخلى و منطقه اى فراوان يك سيستم حكومتى تحت عنوان پادشاهى ماد را بنيان گذارى نمودند.
در دوره اشكانيان و ساسانيان دره هاى زنجان رود و قزل اوزن از رونق زيادى برخوردار بوده اند. شواهد موجود از جمله آتشكده عظيم تخت سليمان در باختر و عبادتگاه بهستان در جنوب و آتشكده هاى ساسانى در طارم تاييد كننده اين نظريه است که این ناحیه در دوره اشکانیان و ساسانیان رونق به سزایی داشته و اين رونق در این دوره اتفاقی نبوده است و آن را می توان ناشی از توانمندی های طبیعی منطقه دانست. كشف برخى آثار مانند كشف سكه دريک هخامنشيان در حومه شهرستان خدابنده و پيدايش اتفاقى يک رينون از اين دوره و كشف آثار و اشياى ديگر حكايت از شكوفايى تمدن و فرهنگ اين منطقه در دوران هخامنشيان دارد. در كتب جغرافيايى صدراسلام بر وجود تمدن در دوره ساسانيان و اشكانيان در منطقه زنجان تاكيد شده است. منطقه زنجان در دوران اسلامى شاهد تحولات اساسى بوده است. اين دوران كه از قرن 7 تا 19 ميلادى برابر با قرن 1 تا 14 هجرى را شامل مى شود، مصادف با زمانى است كه مردم اين منطقه اسلام را پذيرفته اند. مدارک باستان شناسى و متون تاريخى موجود، از رونق تاریخی این منطقه در سده های میانی اسلام حکایت دارد. اين منطقه جغرافيايى، در سرتاسر دوران اسلامى به ويژه در قرن چهارم در دوران حكومت كنگريان و سده های پنجم تا هشتم هجرى قمری در دوران حكومت سلجوقيان وايلخانان درحد شكوفايى و از نظر سيستم اقتصادى و مظاهر فرهنگى و هنرى دارای رونق چشمگیری بوده است. بیش تر آثار تاریخی و مذهبی استان زنجان، مانند مساجد جامع قروه، سجاس، قلابر، كاروانسراهاى نيک پى، سرچم، آثار تاريخى سلطانيه، خدابنده و ابهر در این دوران ساخته شده اند و بررسی آن ها به خوبی بر دیرینگی تاریخ منطقه گواهی خواهد داد.
ایلخانان مغول، شهر سلطانیه در خاور استان زنجان را به عنوان مرکز حکومت خود انتخاب كردند و بر آبادانی این منطقه همت گماشتند و به همان اندازه که کمرهمت بر آبادانی منطقه سلطانیه بستند، از آبادانی شهرها و مناطق دیگر غافل شده و به تدریج مناطق اطراف سلطانیه و خصوصاً شهر زنجان بر اثر بی توجهی حاکمان وقت، روبه ویرانی و نابودی گذاشت. پس از انقراض حكومت ايلخانى به دست سربداران، منطقه زنجان، دوباره آرامش و آبادانی نسبی یافت و بار دیگر سلطانیه و مناطق همجوار آن دچار رکود و رخوت گردیدند. فتنه تيمور لنگ در قرن نهم منطقه زنجان را بار دیگر تحت تاثیر خود قرار داد و تقريباً به كلى نابود و علایم آبادانی از آن محو شد. دراين دوره شدت تخريب و فقر به حدى بود كه ادامه حيات تنها در روى تپه ها به صورت جزيى ديده مى شد. به اين ترتيب ملاحظه می شود که تنش هاى سياسى و كشمكش هاى نظامى تا قرن دهم مانع از رشد و اعتلاى اقتصادى و فرهنگى در منطقه زنجان شده است. در دوران حكومت صفويه و قاجاريه به خصوص دوران حكومت شاه طهماسب صفوى، شاه عباس صفوى و آقا محمد خان قاجار فعل و انفعالات انسانى كمك شايانی به رونق نسبى منطقه كرد. اعتلا و رونق نسبی منطقه زنجان، به دوران حکومت صفویه باز می گردد. اهتمام سران حکومت صفویه نسبت به آبادانی تمام مناطق ایران و ساخت کاروانسراها و راه های ارتباطی و امن نمودن این راه ها و همچنین نزدیکی به قزوین که مدتی مرکز حکومت شاهان صفوی بوده، از دلایل مهم رونق منطقه زنجان در دوره صفویه بوده است. بخش بزرگی از روستاها، بخش ها و شهرهاى فعلى محدوده استان زنجان با توجه به سيستم فئودالى تا اواخر قرن سیزدهم هجرى قمرى تكوين و استقرار يافته و ادامه حيات داده اند. این استان به دلیل اهمیت ارتباطی خود در دوره قاجاریه از رونق نسبی برخوردار بوده و هم اكنون نیز يكى از مناطق آباد و با اهميت ايران است كه نقش مهمى را در عرصه هاى مختلف اقتصادى و ارتباطى كشور ايفا كرده و روز به روز هم در جهت آبادانی و رونق بیش تر آن تلاش های پيگيری صورت می گیرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 16:40  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان خوزستاناستان خوزستان

 

 

مرکـــــز :  اهواز
موقعیت :  جنوب غربی ایران
مجاورت : شمال:استان لرستان  شمال شرقی: استان اصفهان   شمال غربی : استان ایلام  جنوب:خلیج فارس  شرق و جنوب شرق: استان چهارمحال و بختیاری و استان کهکیلویه و بویراحمد   غرب: کشور عراق

map_khuzestan

آب و هوا: دارای آب و هوای مختلف است: آب و هوایی نیمه بیابانی که شهرهای آبادان ، خرمشهر ، ماهشهر ، هندیجان ، دشتآزادگان و نواحی دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و نواحی شمال اهواز را در بر می گیرد.آب وهوای استپ گرم که نواحی شمال دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و شمال اهواز را دربرمی گیرد وسعــــت: ۶۴۲۳۶ کیلومتر مربع
جمعـیــت: ۳۷۴۶۷۷۲ نفر
تقسیمات: ۱۶ شهرستان، ۲۹ شهر،۳۶ بخش،۱۱۲ دهستان و ۳۸۸۰ آبادی مسکونی
شهرستانها: آبادان ، امیدیه ، اندیمشک ، اهواز ، ایذه ، باغ‌ملک ، ماهشهر ، بهبهان ، خرمشهر ، دزفول ، دشت آزادگان ، رامهرمز ، شادگان ، شوش ، شوشتر ، لالی، مسجد سلیمان ، هندیجان

 

 

 

مشخصات جغرافيايي 

استان خوزستان یکی از دیدنی ترین مناطق ایران است که از جلوه های طبیعی و باستانی و تاریخی بسیار با ارزش و منحصر به فردی برخوردار است. این استان؛ نه تنها باستانی ترین بنای ایران( چغازنبیل) بلکه تنها رودخانه قابل کشتی رانی ایران را در بر گرفته است. رودخانه کارون در ترانه های عامیانه ایران؛ نامی آشنا برای همگان بوده و از جاذبه های خاصی برای ایرانیان برخورداراست. بعد از جنگ تحمیلی ایران و عراق منطقه جنگی خوزستان نیز به جاذبه ها و مکان های دیدنی آن افزوده شد. هرساله بازدیدکنندگان زیادی از منطقه های جنگی که یادآور سلحشوری های فرزندان با غیرت ایران زمین در برابر تجاوز خارجی است، بازدید می کنند و یاد و خاطره سلحشوران با غیرت ایران را گرامی می دارند.  

 

صنايع و معادن

صنعت نيز مانند كشاورزی در خوزستان سابقه طولانی دارد. در دوران ماقبل تاريخ (دوره عيلامی ها) انواع و اقسام ظروف و كوزه های سفالی در خوزستان ساخته شده است. در دوره ساسانيان؛ خوزستان دارای صنايع مهمی بوده و منسوجات آن به ويژه ديبا و حرير شوشتری، خز شوش و غيره معروف و مشهور بوده اند. صنعت خوزستان به دو گروه صنايع دستی و ماشينی تقسيم می شود. صنايع كارخانه ای را می توان برحسب مقدار مصرف مواد اوليه و كيفيت توليد به دو دسته عمده صنايع سنگين و صنايع سبک تقسيم كرد. از صنايع سنگين استان؛ می توان استخراج و تصفيه نفت مشتمل بر پالايشگاه آبادان، دستگاه تقطير مسجد سليمان، پالايشگاه گاز بيد بلند و صنعت پتروشيمی مشتمل بر مجتمع شيميايی رازی، مجتمع پتروشيمی آبادان، مجتمع شميايی خارک، مجتمع پترو شيمی ايران- ژاپن، كارخانه های نورد و لوله اهواز و ذوب آهن گازی اهواز را نام برد. صنايع سبک خوزستان عبارتند از: قند سازی، كاغذ سازی، بسته بندی خرما، صنعت ماهی گيری و صنعت توليد برق. در خوزستان معادن سرشاری وجود دارد كه برخی از آن ها از روزگاران گذشته شناخته و بهره برداری شده اند. از اين معادن معادن می توان به نفت، گاز، نمک، گوگرد، لاشه آهكی، سيليس، سنگ گچ و سنگ آهک اشاره کرد.  

  

کشاورزی و دام داری

كشاورزی در تمام منطقه خوزستان به ويژه در قسمت جلگه ای از اهميت خاصی برخوردار است، به همين دليل اين استان را«زرخيز» ناميده اند. از آن جا که جلگه خوزستان دنباله بين النهرين است، خاک و آب و هوای اين جلگه برای كشاورزی بسيار مناسب است. استان خوزستان به دو منطقه عمده كشاورزی تقسيم می شود: مناطق كشت فشرده شامل نواحی شمال باختری و مركزی و مناطق كشت گسترده شامل مناطق كوهستانی و خاور استان. محصولات عمده كشاورزی اين استان گندم، جو، برنج، نيشكر، خرما، مركبات است. پس از كشاورزی، دام پروری در اين استان دارای اهميت بوده و پرورش طيور نيز رايج است. استان خوزستان به جهت مجاورت با خليج فارس و جريان رودخانه های بزرگ و پر آب زمينه مساعدی برای پرورش و صيد ماهی دارد. از انواع دام های دايمی خوزستان می توان گوسفند، بز، گاو و گاوميش را نام برد. هم چنين بيش از 3 ميليون راس گوسفند و 2 ميليون و پانصد هزار راس بز دراين منطقه نگه داری می شود.  

 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 16:39  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

استان خراسان شمالی

 

مرکـــــز : بجنورد

موقعیت :  شمال شرق ایران

 

map_north_khorasan


مجاورت : شمال: کشور ترکمنستان   جنوب:استان خراسان رضوی  جنوب غربی: استان سمنان    شرق: استان خراسان رضوی   غرب: استان گلستان
آب و هوا:  دارای آب و هوای متنوعی است ولی آب و هوای غالب در این منطقه؛ سردکوهستانی است
وسعــــت: ۲۸۱۷۹ کیلومتر مربع
جمعـیــت:  حدود ۸۰۰۰۰۰ نفر
تقسیمات: 6 شهرستان ،۱۵ بخش ،۴۰ دهستان و۸۶۲ روستای دارای سکنه
شهرستانها:  اسفراین، بجنورد، جاجرم، شیروان، مانه و سَمَلقان و فاروج 

 

مکان های دیدنی و تاریخی

استان خراسان شمالي از جاذبه هاي طبيعي و تاريخي با ارزشي برخوردار است كه بيش ترين آن ها در شهرستان اسفراين قرار گرفته و شامل قلعه هاي متعدد, امام زاده ها و شهرهاي تاريخي مي شود. شهرستان هاي شيروان, بجنورد و جاجرم نيز در برگيرنده جاذبه هاي متعدد تاريخي و طبيعي هستند كه در مجموع سبب بالا رفتن ارزش هاي جهانگردي ابن منطقه شده اند.  

 

صنايع و معادن

در استان خراسان شمالي صنايع؛ بيش تر به صورت دستي رواج دارد و صنايع ماشيني محدود به كارخانه هاي مواد غذايي و سنگ بري هستند. صنايع دستي اين منطقه را انواع قالي, جاجيم و گليم بافي تشكيل مي دهد. دراين منطقه معادن مختلفي نيز وجود دارند كه كم تر به بهره برداري رسيده اند.  

 

کشاورزی و دام داری

كشاورزي اصلي ترين شغل ساكنان استان خراسان شمالي بوده كه به گونه سنتي و نيمه صنعتی رواج دارد. مهم ترين فرآورده های كشاورزی اين استان؛ پنبه،‌ گندم، جو،‌ زيره، حبوبات، سبزيجات، گياهان صنعتی، جاليزی و علوفه ای است. در اين منطقه هم چنين انواع محصولات باغي چون: آلو، گيلاس، آلبالو، انگور و سيب نيز به عمل مي آيد. به دليل وجود مراتع غني, دام داري اين ناحيه نيز از رونق خاصي برخوردار بوده و انواع محصولات دامي جزو توليدات اهالي به شمار مي آيند. دام داری ساكن و دام داری نيمه كوچ نشينی در تمام نقاط استان خراسان شمالي رواج دارد و پرورش زنبورعسل، كرم ابريشم و طيور نيز در كنار دام داري صورت مي گيرد. ‌فرآورده های دامي به ويژه روغن،‌ پشم, گوشت و پوست، علاوه بر تأمين نياز داخلی،‌ به سايرنقاط نيز فرستاده می شود. 

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

بر اساس نظر محققين؛ واژه خراسان بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جزء «خور» به معنای خورشيد و «آسان» به معنی آمدن است. يعنی جايی که خورشيد از آن برمی آيد و چون اين منطقه در خاورايران قرار گرفته, اين وجه تسميه به نظر درست مي آيد. واژه شمالي نيز به سبب جدا شدن از خراسان سابق و قرار داشتن در شمال ايران به ادامه آن داده شده است.
درباره تاريخ اين خطه از ايران زمين بايستي گفت: به طور كلي خراسان جزء ساتراپی پهناور پرثوه بوده است.اين ايالت پهناور دردوره باستاني قرارگاه و کشور نيرومند اشکانيان شد و درآغاز تاريخ ايران باستان، مادها را به سوی خود کشانيد. خراسان شمالي گذشته از جايگاه طبيعی، جغرافيايی و دارا بودن منابع سرشار زير زمينی، از لحاظ تاريخی نيز از کهن سال ترين مناطق ايران به شمار می رود و از گذشته های دور دارای فرهنگی درخشان بوده است. هريك از شهرستان هاي اين خطه؛ داراي سرنوشت تاريخي طولاني و شنيدني هستند كه در قسمت هاي مربوطه به طور كامل آورده شده است.
 

 

مشخصات جغرافيايي

استان خراسان شمالي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تجزيه استان بزرگ خراسان (سابق) به وجود آمده است. اين منطقه؛ شش شهرستان با نام هاي بجنورد, جاجرم, اسفراين, فاروج, شيروان, مانه و سملقان را دربرمي گيرد. مركزاين استان؛ شهربجنورد است كه در مركز استان و در درازاي جغرافيايي 57 درجه و 19 دقيقه و پهناي جغرافيايي 37درجه و 28 دقيقه واقع شده است. اين منطقه داراي آب و هواي نيمه معتدل و مرطوب با زمستان های سرد و تابستان های گرم است. ميانگين بارش اين استان به 250 ميلي متر می رسد.  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 16:37  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   |