تبليغاتX
ایرانگردی-گردشگری-نقشه-ایران-تور-سفر
ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم،نقشه راههای ایران،ایران گردی،طبیعت ايران
منطقه بسيار معروف نفتی گچساران؛ از نواحی قديمی و معروف صنعت نفت ايران به شمار می آيد. گچساران يكی از شهرستان های استان كهكيلويه و بوير احمد است كه از شمال به كهگيلويه، از خاور و جنوب به ممسنی (از شهرستان های استان فارس) و از باختر به حومه بهبهان محدود می‌شود. عمده‌ترين صنايع دستی در اين شهرستان قالی بافی، جاجيم بافی، گليم‌بافی وعبابافی‌است‌كه‌بيش‌تراين صنايع جنبه مصرف داخلی داشته و كم‌تر صادرمي‌شوند. مردم اين شهرستان مسلمان شيعه و آريايی نژادند و به زبان فارسی با گويش لری، تركی، و قشقايی سخن می‌گويند. بيش تر مردم اين منطقه از ايل قشقايی (طايفه دره شوری) و ايل بوير احمدی (طوايف نگين تاجی، سادات و آقايی) و برخی از ايل باشت و بايونی هستند. به واسطه‌ي فعاليت‌های صنعت نفت، عده‌ای مهاجر اصفهانی و بهبهانی نيز در اين منطقه زندگی می‌كنند. به علت وجود واحدها، تأسيسات و صنايع مختلف در اين شهرستان اين منطقه توانسته جمعيت روستايی را جذب کرده و مركز شهرستان گچساران را به يك شهر مهاجرپذير‌تبديل‌کند.دژسليمان،تل‌دهوه، دو گوردوپا، امام‌زاده شاه‌عباس، امام‌زاده‌بي‌بي‌حكيمه، پل‌هاي باستاني خيرآباد (پل سفلايي) و پل هاي پيرين (برين)از جمله مكان‌‌هاي تاريخي وديدني شهرستان گچساران به شمار مي‌آيند.

مکان های دیدنی و تاریخی


دژ سليمان، تل‌دهوه، دو گوردوپا، امام‌زاده شاه‌عباس، امام‌زاده‌بي‌بي‌حكيمه، پل‌هاي باستاني خيرآباد (پل سفلايي) و پل هاي پيرين (برين)از جمله مكان‌‌هاي تاريخي وديدني شهرستان گچساران به شمار مي‌آيند.  


صنايع و معادن


شهرستان گچساران از لحاظ وجود صنايع، غنی بوده و واحدهای صنعتی از جمله تأسيسات شركت نفت، كارگاه‌های آرد و برنج و هم چنين كارگاه‌های ساختمانی متعدد، مراكز اشتغال افراد مختلف است. مهم‌ترين معادن اين شهرستان را منابع نفت خام و ذخاير گوگرد در روستای نزاع عليا گچساران و معادن سنگ های ساختمانی تشكيل می دهند. از بيش تر معادن شن و ماسه، خاك رس و سنگ آهك در فعاليت های ساختمانی و راه سازی و هم چنين توليد آجر و موزاييك استفاده می شود. اين منطقه از مناطق نفت خيز محسوب شده و در دو خط شاه لوله، نفت از آن صادر می شود.  


کشاورزی و دام داری


به طور كلی اقتصاد شهرستان گچساران بر اساس كشاورزی، دام‌داری و پرورش طيور استوار است. با وجود مشكلات كمبود آب درنواحی جنوبی و باختری، كشاورزی شهرستان پيشرفت نسبتا خوبی داشته است. در حال حاضر كشاورزی بيش تر در دشت های باشت، ليشتر و دوگنبدان به صورت نيمه مكانيزه جريان دارد و آب كشاورزی از رودخانه و چاه ژرف تأمين مي‌شود. از فرآورده های عمده كشاورزی می‌توان گندم، جو، برنج، بنشن، بادام، چغندرقند و مركبات را نام برد. در اين منطقه دام‌داری بيش‌تر به روش سنتی انجام می شود و فرآورده های دامی از جمله صادرات منطقه به شمار می روند. هم چنين دام‌داری صنعتی كمك موثری به اصلاح نژاد دامی نموده است. مرغ‌داری صنعتی نيز در حال گسترش است که بخش كوچكی از گوشت مورد نياز شهرنشينان را تأمين می كند. در اين شهرستان به علت رونق كشاورزی و دام‌داری و پرورش طيور و وجود انواع تأسيسات نفتی و اجتماع كارگران و مهندسان شركت نفت، بازرگانی بسيار پر رونقی است و انواع محصولات كشاورزی، فرآورده های دامی، طيور، نفت و سنگ های ساختمانی به خارج از اين شهرستان صادر می‌شوند.  

 
مشخصات جغرافيايي


گچساران يكی از شهرستان های استان كهكيلويه و بوير احمد از شمال به كهگيلويه، از خاور و جنوب به ممسنی(از شهرستان‌های استان فارس)، از باختر به حومه بهبهان محدود می‌شود. شهر دوگنبدان مركز شهرستان گچساران به دو بخش مركزی و باشت تقسيم شده است. رودخانه زهره مهم ترين رودخانه اين ناحيه در جنوب گچساران جاری است. آب و هوای شهرستان گچساران در خاور معتدل و خشك و در باختر گرمسيری و خشك است. بر اساس سرشماری سال 1375 جمعيت شهرستان گچساران 125491 نفر برآورد شده است.
از مركز شهرستان گچساران (دوگنبدان ) چهار راه جداشده است:
- راه درجه يك اصلی به سوی خاور به درازای 75 كيلومتر تا بابا ميدان (از توابع ممسنی)که از همين راه به درازای 270 كيلومتر تا مركز شهرستان شيراز می پيوندد.
- راه درجه دو اصلی به سوی شمال باختری به درازای 70 كيلومتر تا مركز شهرستان بهبهان.
- راه درجه دو فرعی به سوی جنوب باختری به درازای 66 كيلومتر تا بندر ديلم.
- راه فرعی به سوی شمال باختری به درازای 60 كيلومتر تا مركز شهرستان كهكيلويه (دهدشت). 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


گچساران (دو گنبدان) در گذشته بخشی از كهكيلويه و بويراحمد بود كه اخيرا به شهرستان تبديل شده است. شهر دو گنبدان مركز گچساران در منتهی اليه مناطق نفت خيز ايران قرار گرفته است و در آغاز قرن ششم شهری كوچك با هوايی گرم بوده است. منطقه نفتی گچساران بسيار معروف و از نواحی قديمی و معروف صنعت نفت ايران به شمار می آيد. پيش از اين كه دوگنبدان كنونی ساخته شود، شهركی به نام گچساران در جنوب خاوری آن قرار داشت كه بعدها محل فعاليت های نفتی گرديد. اين شهرك بر اثر ناهمواری زمين، محدوديت فضای شهری، دوری از جاده های اصلی استان، تراكم تأسيسات نفتی و زمين لرزه های متناوب ومكرری كه بر اثر انفجار برای اكتشاف معادن نفت ايجاد می شد، سرانجام به دوگنبدان منتقل شد كه به گويش لری به آن «دو گنبذون» گفته می شود. در دشت‌های خاور و باختر دو گنبدان آثاری از دو گنبد قديمی وجود دارد كه يكی در ناحيه ليشتر (باختر شهر) و ديگری در دشت دوگنبدان (خاور شهر) واقع است. به نظر می رسد كه نام دوگنبدان به واسطه وجود همين دوگنبد در خاور و باختر شهر باشد.  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:39  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

كهگيلويه يكی از شهرستان‌های استان‌كهگيلويه و بوير احمد است كه از شمال به شهرستان های ايذه و بروجن، از خاور به شهرستان بوير احمد، از جنوب به شهرستان گچساران و از باختر به شهرستان های بهبهان و رامهرمز محدود می‌شود. شغل ساكنين اين منطقه را كشاورزي ودام‌داري تشكيل مي‌دهد و اگرچه كشاورزی در اين شهرستان به لحاظ اهميت پس از دام‌داری قرار دارد اما يكی از منابع مهم اقتصادی منطقه است. قلعه چص گچ، تل گرد، تل چگاه، تل گبر،آتشكده هاي گل سرخدان، آتشكده خيرآباد،قبرشاپور، بقعه خضر، امام زاده سيد محمد، بقعه امام زاده چله خان، آرامگاه اميرلاسپا،قلعه دختر، قلعه مانگشت، امام زاده پنجه خل و پل قلعه دختر (دهدشت) برخي از مكان‌هاي تاريخي اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند.

مکان های دیدنی و تاریخی


قلعه چص گچ، تل گرد، تل چگاه، تل گبر،آتشكده هاي گل سرخدان، آتشكده خيرآباد،قبرشاپور، بقعه خضر، امام زاده سيد محمد، بقعه امام زاده چله‌ خان، آرامگاه اميرلاسپا،قلعه دختر، قلعه مانگشت، امام زاده پنجه خل و پل قلعه دختر (دهدشت) برخي از مكان‌هاي تاريخي اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند.  


صنايع و معادن


از صنايع و معادن اين منطقه اطلاعات مستندي در دست نيست.  


کشاورزی و دام داری


اگرچه كشاورزی در اين شهرستان به لحاظ اهميت پس از دام‌داری قرار دارد اما يكی از منابع مهم اقتصادی منطقه است. آب كشاورزی بيش تر از رودخانه ها، چشمه و چاه ژرف تهيه و به صورت كرت بندی انجام می شود. کشاورزی در اين منطقه شامل كشت گندم، جو، بنشن، تره بار، برنج و فرآورده های باغی مانند سيب، انگور، بادام و مركبات می باشد. به دليل بافت عشايری كه در سطح كلی شهرستان به چشم می خورد دامداری از اهميت ويژه ای برخوردار بوده و شغل اصلی و رايج اهالی می باشد و فرآورده های دامی تنها صادرات اين شهرستان را تشكيل می دهند. 


مشخصات جغرافيايي


كهگيلويه يكی از شهرستان های استان كهگيلويه و بوير احمد است كه از شمال به شهرستان های ايذه و بروجن، از خاور به شهرستان بوير احمد، از جنوب به شهرستان گچساران و از باختر به شهرستان های بهبهان و رامهرمز محدود می‌شود. دهدشت مركز اين شهرستان از نظر جغرافيايی در 50 درجه و 33 دقيقه ی درازای خاوری و 30 درجه و 47 دقيقه ی پهنای شمالی و در ارتفاع 800 متری از سطح دريا قرار گرفته است. آب و هوای اين شهرستان به طور كلی گرم و خشك است. مسيرهاي دسترسي به اين منطقه عبارتند از:
- راه فرعی به مركز استان، به درازای 140 كيلومتر به سوی شمال خاوری و راه چرام، بابا ميدان و دشت روم به درازای 175 كيلومتر كه به ياسوج می پيوندد
- راه درجه يك اصلی به درازای 20 كيلومتر به سوی خاور تا مركز شهر چرام ادامه دارد
- راهی به درازای 32 كيلومتر به سوی شمال باختری كه تا مركز بخش لنده، كشيده شده است
- راه دهدشت – بهبهان به درازای 62 كيلومتر به سوی جنوب باختری  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


کهگيلويه به معنی «منطقه كوهستانی گيل» زمانی شهر بزرگی بوده است. حدود 2000 خانه، مسجد، حمام، بازار و كاروان‌سرا در آن وجود داشته، كه اكنون آثار ويرانه بسياری از آن ها بر جای مانده است. دهدشت مركز شهرستان کهگيلويه واقع در قسمت دشت كهگيلويه (زير كوه) از دو قسمت جداگانه تشكيل شده است. قسمت قديمی شهر که مخروبه شده و به دهدشت كهنه معروف است «بلاد شاپور» نام داشته و توسط شاپور اول ساسانی فرزند اردشير اول ايجاد شده است. قسمت جديد آن، فضايی نيمه شهری و نيمه روستايی است كه با توجه به وضع زندگی و شكل ظاهری فعاليت های مردم و نمای ساختمان ها، وجه روستايی آن جلوه بيش تری دارد. كهگلويه در زمان های قديم جزو لرستان بزرگ بوده است. استرابون، جغرافيدان مشهور يونان باستان، كهگلويه را بخشی از خاك اوكسی ها (نام هخامنشی خوزستان) می داند. در دوره ساسانيان قسمت دشتی اين سرزمين را « قباد خوره» ومناطق كوهستانی آن را «رم زميگان» می ناميدند. قباد ساسانی، «ارگان» (ارجان) را در قسمت دشتی آن بنا نهاد. در دوران بعد از اسلام «قباد خوره» به نام شهر حاكم نشين آن ولايت «ارگان» (ارجان) و مناطق كوهستانی آن «رم زميگان» به كهگيلويه شهرت يافت. در قرن های بعدی كه شهر ارگان ويران گرديد و افشارها و لرها سراسر آن را تصرف كردند، تمامی اين خطه، كهگيلويه و قسمت كوهستانی آن، «پشتكوه» و قسمت دشتی آن، «زير كوه» ناميده شدند. اين شهر در اواخر دوره صفويه به خاطر عدم امنيت در راه های بازرگانی آن، صدماتی ديده و در زمان هرج و مرج دوره زنديه توسط چادر نشينان چهار بنيچه كه در اصل بخشی از ايل بزرگ جاكی بود و سراسر منطقه خاوری استان كهكيلويه را در تصرف داشت، غارت و ويران گشت.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:37  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان دنا از جمله جديدترين شهرستان‌هاي استان كهگيلويه و بوير احمد است كه در خاور اين استان واقع شده است و از شمال به لردگان، از جنوب به ياسوج، از باختر به شهرستان بوير احمد و ازخاور به شهرستان سميرم محدود مي شود. اين شهرستان داراي آب و هواي سرد كوهستاني بوده و از قابليت توسعه ورزش هاي زمستاني و اكوتوريستي برخوردار است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:36  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان بوير احمد در شمال خاوری استان كهگيلويه و بوير احمد واقع شده و مركز آن نيز شهر ياسوج است. صنايع دستی در اين منطقه به علت وجود كشاورزی و دام‌داری داراي اهميت زيادي است. قاليچه‌بافی، جاجيم‌بافی و جوال‌بافی از مهم‌ترين صنايع‌دستی اين شهرستان به شمار مي‌رود. مردم اين منطقه به زبان فارسی با گويش لری سخن می گويند و به علت كوچ قبايل و عشاير ايل بزرگ بوير احمد، جمعيت شهر در نوسان است. تل خسروي، تل مهره اي، تپه دم چنار، تپه ملا كانيه (كوشك ملا كانيه)، تل شهداء، قبرستان پاي چل، بقعه امام زاده حسن،بقعه امام زاده قاسم، بقعه امام زاده پهلوان،امام زاده عبدالله، تخت شاه نشين (پايه پل)، آثار تنگ سروك و پل هاي پاتاوه از جمله ديدني هاي شهرستان بوير احمد محسوب مي‌شوند.

مکان های دیدنی و تاریخی


تل خسروي، تل مهره اي، تپه دم چنار، تپه ملا كانيه (كوشك ملا كانيه)، تل شهداء، قبرستان پاي چل، بقعه امام زاده حسن،بقعه امام زاده قاسم، بقعه امام زاده پهلوان،امام زاده عبدالله، تخت شاه نشين (پايه پل)، آثار تنگ سروك و پل هاي پاتاوه از جمله ديدني هاي شهرستان بوير احمد محسوب مي‌شوند.  

 

صنايع و معادن


بعد از اين كه ياسوج به مركز استان كهكلويه و بوير احمد مبدل شد و اقداماتی جهت پايه ريزی شهر مدرن به عمل آمد، با احداث كارخانه قند ياسوج که مهم ترين صنعت اين شهرستان می باشد بر رونق و وسعت شهر افزوده و مراكز متعدد كشاورزی نمونه در آن ايجاد شد. هم چنين معادن و كان های زيادی در اين شهرستان وجود دارد كه می توان سنگ، گچ، سنگ آهك و سنگ ساختمانی را نام برد. .  


کشاورزی و دام داری


شغل عمده و اول مردم اين سرزمين دام‌داری است و كشاورزی نيز در كنار دام‌داری انجام می گيرد. آب كشاورزی از رودها، چشمه ها، كاريز ها و چاه های پيرامون آن تامين می شود. از عمده محصولات كشاورزی ياسوج می توان گندم، جو، چغندر قند، برنج، تره بار، گردو، بادام، انگور را نام برد. دام و فرآورده های لبنی از مهم ترين توليدات دامی اين منطقه به شمار می روند.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان بوير احمد يكی از شهرستان های استان كهگيلويه و بوير احمد، در خاور اين استان واقع شده است. اين شهرستان از شمال به استان اصفهان، از خاور به استان فارس، از باختر به شهرستان كهگيلويه و شهر دهدشت و از جنوب به شهرستان نورآباد از استان فارس محدود می‌شود. مركز اين شهرستان شهر ياسوج است كه در 51 درجه و 36 دقيقه ی درازای خاوری و 30 درجه و 40 دقيقه پهنای شمالی و ارتفاع 1870 متری از سطح دريا واقع شده است. در سرشماری سراسری سال 1375 جمعيت اين شهرستان 263 212 نفر برآورد گرديده كه از اين تعداد 133 69 نفر در مركز شهرستان زندگی می کنند. مسيرهاي ارتباطي و دسترسي به اين منطقه عبارتند از:
- راه ياسوج- اردكان به درازای 80 كيلومتر به سوی جنوب خاوری
- راه ياسوج – سميرم به درازای 160 كيلومتر، به سوی شمال كه ياسوج از راه ميمند به سميرم و از همين راه به اصفهان متصل شده است.
- راه ياسوج – بروجن به سوی شمال باختری به درازای 280 كيلومتر كه ياسوج را از راه ميمند، به بروجن پيوند می دهد.
- راهی به درازای 72 كيلومتر به سوی جنوب كه از اين راه ياسوج به نور آباد- دو گنبدان پيوند يافته است.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


نام محلی ياسوج، «ياسيج» يا «ياسيگ» به معنی «محل و ماوای ياس» بوده است كه در كنار رود بشار در دامنه قله دنا قرار دارد. برخی عقيده دارند كه «ياسيج» معرف سرزمينی می باشد كه گل ياس فراوان در آن می روييده و برخی نيز بر اين باورند که ياس نام قبيله ای از مردم يا مردمانی بوده است. پيش از ايجاد شهر ياسوج در 6 كيلومتری آن، شهرك قديمی به نام «تل خسرو» قرار داشت كه زمانی مركز نفوذ خان های بوير احمد عليا بود که جز تپه های پراكنده روستايی كوچك، اثری ديگر از آن قديمی باقی نمانده است. «تل خسرو» بيش از دوهزار سال قدمت دارد. احداث ابنيه معاصر در پيرامون آن از سال 1309 شمسی شروع و تا سال 1323 ادامه يافته و پس از آن متروك شده است. يكی از عوامل ايجاد شهر، وضع مساعد جغرافيايی و طبيعی اين محل است كه آب و هوا و خاك مناسبی دارد و از فضاهای تفرجگاهی از جمله جنگل های سر سبز بلوط، دره ها، كوه ها و منابع آب كافی برخوردار می باشد. 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:35  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

كرمانشاه يكی از باستانی‌ترين مناطق‌ايران است كه گفته می شود توسط طهمورث ديوبند – پادشاه افسانه‌ای پيشداديان – ساخته شده است. كرمانشاه يكی از باستانی‌ترين شهرهای ايران است و به همين لحاظ از نظر مكان های ديدنی جايگاه ويژه‌ای را در بخش گردشگری كشور دارا است. از طرفی تنوع آب و هوايی و موقعيت جغرافيايی سبب جاذبه های طبيعی اين منطقه شده به گونه‌ای كه مجموع اين جاذبه‌های طبيعی و فرهنگی كرمانشاه را به صورت يكی از کانون‌های مهم گردشگری ايران در آورده است. زبان اهالی كرمانشاه فارسی، كردی و كرمانشاهی است و مذهب آن‌ها شيعه، سنی،‌ يهودی و آسوری است. كرمانشاه يكی از مناطق عشايری ايران محسوب مي‌شود كه نقش مهمی در اقتصاد منطقه ايفا مي‌كنند. در سال های اخير تعداد قابل ملاحظه‌ای از عشاير به زندگی يك جانشينی و كشاورزی اشتغال ورزيده اند كه در شهرها و به‌خصوص روستاها اسكان يافته اند. ايل كلهر و سنجابی از جمله ايل های مشهور كرمانشاه به شمار‌مي‌آيند. عشاير منطقه كرمانشاه به 6 دسته (ايل) كلهر، سنجابی، قلخانی، زنگنه، ذوله و زردلان (بالوند) تقسيم می شوند. بيش‌تر طوايف ايل سنجابی در ماهيدشت و دهستان سنجابی اسكان يافته اند و به كشاورزی می پردازند ناحيه ييلاق ايل سنجابی شاه‌كوه و رودخانه قره سو است كه تا روانسر ادامه می يابد. قشلاق اين ايل ناحيه ای وسيع از قصر شيرين تا نزديكی خانقين، قزل رباط و نفت شهر است. مردم ايل كلهر زمستان را در خانه های روستايی و تابستان را در مراتع سرسبز و خرم پيرامون روستاهای خود زير سياه چادر (كولا) به سر می برند.
اشتغال عمده عشاير كرمانشاه دام‌داری و كشاورزی است و در كنار آن بافت گليم، فرش، سياه چادر، چيغ جوراب، دستكش و شال پشمی رواج دارد كه توليدات شان را در شهرهای منطقه به خصوص كرمانشاه عرضه می نمايند. عشاير كرمانشاه با داشتن بيش از يك ميليون راس دام قسمتی از نيازهای استان و ساير مناطق را تامين می كنند. اساس اقتصاد كرمانشاه بر كشاورزی، دام‌داری و صنايع استوارشده است. كرمانشاه از ديرباز به دليل موقعيت جغرافيايی خاص و نياز اهالی به لوازم و مواد اوليه زيستی مركز صنايع دستی بوده است و در بين مردم بومی، افرادی مستعد و ماهر در هر رشته پرورش يافته اند. انواع قالی و قاليچه، گليم بافی، گيوه دوزی، چيغ بافی، وسايل و لوازم چوبی، قلم‌زنی، نقره كاری، مسگری، زرگری، چرم سازی،‌ نمد مالی كوزه گری، و فلز كاری در محدوده شهرستان از رواج و رونق ديرينه برخوردار بوده و توليدات آن ها بيش‌تر به ساير نقاط ايران و خارج صادر می‌شود.

مکان های دیدنی و تاریخی


كرمانشاه يكی از باستانی ترين مناطق ايران است و به همين لحاظ از نظر مكان های ديدنی جايگاه ويژه‌ای را در بخش گردشگری كشور دارا است. از طرفی تنوع آب و هوايی و موقعيت جغرافيايی سبب جاذبه های طبيعی اين منطقه شده به گونه ای كه مجموع اين جاذبه های طبيعی و فرهنگی شهر كرمانشاه و استان را به صورت يكی از کانون های مهم گردشگری ايران در آورده است.
جاذبه های طبيعی اين منطقه را:
سراب طاق وسان : شمال كرمانشاه
سراب قنبر : جنوب كرمانشاه
سراب نيلوفر : 30 كيلومتری شمال باختر كرمانشاه
سراب های خفر : كيلومتر 18 جاده كرمانشاه – سنندج
سراب ياوری : جاده كرمانشاه – روانسر
غارآسنگران : 22 كيلومتری جاده كرمانشاه – سنندج
غار پراو : شمال كرمانشاه
غار تايله نو : بدره – كوه يرزرد
غار جوجو : ارتفاعات پراو
غار رتيل : مسير كرمانشاه به كرند
غار كليسا : ارتفاعات كرمانشاه
غار مرشكا : ارتفاعات كرمانشاه
غار ميراوی : ارتفاعات كرمانشاه
غار نوروزخان : ارتفاعات كرمانشاه تشكيل مي‌دهند.
هم چنين بناهاي تاريخي و مكان هاي باستاني اين شهرستان را:
تكيه معاون الملك : كرمانشاه
پل ماهيدشت : جاده كرمانشاه – قصر شيرين
قلعه شاهين : 18 كيلومتری جاده كرمانشاه – قصر شيرين
قلعه خاموش : مسير كرمانشاه – ريجاب
قلعه گه : مسير جاده كرمانشاه
كاروانسرای ماهيدشت : ماهيدشت
مسجد جامع : كرمانشاه
مسجد حاج شهبازخان : كرمانشاه
مسجد دولت‌شاه : كرمانشاه
مسجد شاهزاده : كرمانشاه
مسجد عمادالدوله : كرمانشاه
مسجد فيض آباد : كرمانشاه
مسجد معتمد : كرمانشاه تشكيل مي‌دهند.  


صنايع و معادن


صنايع در اين شهرستان هم همانند ديگر شهرستان ها به دو دسته صنايع كارخانه ای و صنايع دستی تقسيم می شود كه انواع فرآورده‌های نفتی، قند و شكر، صنايع غذايی جزو صنايع كارخانه‌ای و انواع قالی و قاليچه، گليم بافی، گيوه دوزی، كارهای ظريف دستی و كوزه گری از جمله صنايع‌ستی شهرستان به شمار می‌آيد. مهم ترين آن ها عبارتند از: الف ـ كارخانه‌هايي كه سرمايه‌گذاری آن‌ها دولتی است. مانند:1ـ سيمان باختر، 2ـ قند بيستون واقع در 32 كيلومتری راه كرمانشاه ـ همدان، 3ـ پالايشگاه كرمانشاه، 4ـ نيروگاه برق گازی، 5ـ شركت سيم و كابل باختر، 6ـ كارخانه شير پاستوريزه، 7 ـ پشم بافی كشمير، 8ـ نوشابه سازی زمزم. ب‌ـ‌ كارخانه و كارگاه‌ هايی كه با سرمايه گذاری بخش خصوصی داير گرديده كه مهم ترين آن ها كارخانه های آرد سازی، شركت های توليد دانه (خوارك دام و طيور)، كارخانه های بيسكويت سازی، الكل صنعتی و طبی، رنگ سازی، وسايل توزين، ريخته گری و كارخانه گونی بافی هستند.
معادن شهرستان كرمانشاه بسيار غنی بودهو مهم ترين آن ها را
1ـ سنگ مرمريت در بخش های دينور، فيروز‌آباد، مركزی و هرسين
2ـ سنگ لاشه و مالون در حومه كرمانشاه
3ـ سنگ چينی
4ـ سنگ لاشه آهكی درحومه كرمانشاه شامل مي شود. 


کشاورزی و دام داری


كرمانشاه با توجه به شرايط مناسب طبيعی (تنوع طبيعت و در پی آن تنوع آب و هوايی) و به علت داشتن خاك مرغوب، دشت های حاصل‌خيز، رودخانه‌ها و سراب‌های پر آب و دايمی يكی از قطب های كشاورزی ايران است. محصولات کشاورزی کرمانشاه عبارتنداز: گندم، جو، بنشن، تره بار، گياهان علوفه ای، بادام، گردو، زردآلو،‌ انگور، و دانه های روغنی. به طور كلی‌بالغ بر 218284 هكتار زمين مزروعی و بالغ بر 5054 هكتار باغ در سطح اين شهرستان وجود دارد. به علت وجود مراتع سر سبز منطقه و عشاير كوچ رو، دام‌داری نيز از رونق خاصی برخوردار است. دام‌داری و دام‌پروری نيز از جمله فعاليت های اقتصادی بسيار مهم شهرستان كرمانشاه محسوب می شود. پرورش طيور و پرورش زنبور عسل دراين منطقه رواج و رونق بسيار دارد. به دليل رونق اقتصادی در بخش های كشاورزی، صنايع، دام‌داری و صنايع دستی و نيز به جهت موقعيت ارتباطی كرمانشاه در كشور، اين شهرستان مركز ثقل مبادلات داخلی به ويژه با استان های هم جوار محسوب می‌شود. به همين جهت در زمينه صادرات به ويژه غلات قالی، گليم، پوست، پشم، روغن حيوانی، گيوه و بعضی كالاهای صنعتی مانند سيمان و نفت تصفيه شده نقش مهمی را ايفا می كند. 


مشخصات جغرافيايي


شهرستان كرمانشاه از شمال باختری به شهرستان سنندج، از باختر به شهرستان های پاوه و اسلام آباد غرب، از جنوب به شهرستان شيروان و چرداول، از خاور به شهرستان های اسدآباد و كنگاور و از شمال خاوری به شهرستان سنقر محدود می‌شود. مركز استان كرمانشاه، در 47 درجه و 4 دقيقه درازای جغرافيايی و 34 درجه و 16 دقيقه پهنای جغرافيايی قرار دارد. اين شهرستان با قرار گرفتن در 6 كيلومتری جنوب رودخانه قره سو و دامنه كوه سفيد و طرفين دره سراب، دارای 1410 متر بلندی از سطح دريا است. شهر كرمانشاه بر جلگه ای در شمال و جنوب رود قره سو برافراشته شده است. اين رود از سراب روانسر سرچشمه گرفته و پس از آبياری مسير خود، با گذشتن از ميان شهر كرمانشاه در نزديكی فرامان به رود گاماسياب می پيوندد. آب و هوای كرمانشاه در زمستان كاملا سرد و در تابستان به شدت گرم می شود، اما شب های آن به علت وزش دايمی نسيم شمالی خنك و فرحبخش است. بر اساس سرشماری سال 1375 كرمانشاه، 692986 نفر جمعيت داشته است. مسيرهاي دسترسي به اين منطقه عبارت اند از:
- راه اصلی كرمانشاه – همدان به سوی شمال خاوری به درازای 189 كيلومتر. از 25 كيلومتری همين راه، راهی به سوی جنوب خاوری تا خرم آباد كشيده شده است.
- راه اصلی كرمانشاه – سنندج به سوی شمال به درازای 136
- راه اصلی كرمانشاه – اسلام آباد غرب به سوی جنوب باختری به درازای 65 كيلومتر. از اسلام آباد سه راهی ای كشيده شده است كه كرمانشاه را به قصر شيرين،‌ ايلام و انديمشك متصل می كند. 

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


كرمانشاه يكی از باستانی‌ترين شهرهای‌ايران است كه گفته می شود توسط طهمورث ديوبند – پادشاه افسانه‌ای پيشداديان – ساخته شده است. برخی از مورخين بنای آن را به بهرام پادشاه ساسانی نسبت می‌دهند. كرمانشاه در زمان قباد اول و انوشيروان ساسانی به اوج عظمت خود رسيد.کرمانشاه در دوره‌هاي گوناگون تاريخی مورد توجه حکومت‌های وقت بوده است، چنان که نادرشاه به منظور آمادگی در مقابل تجاوز عثمانی ها به اين شهر توجهی خاص مبذول داشت. هم‌چنين پادشاهان صفويه نيز برای جلوگيری از تجاوز احتمالی امپراطوی عثمانی، اين شهر را مورد توجه قرار دادند. يکی از حاکمان کرمانشاه در دوره قاجاريه امام قلی ميرزا است که از طرف ناصر الدين شاه به سرحدادی كرمانشاه منصوب شد و مدت 25 سال در اين شهر حكومت كرد، و در همين دوره بناهايی را احداث و به يادگار گذاشت. كرمانشاه به جهت داشتن اراضی وسيع زراعتی يك شهر كشاورزی، از نظر دارا بودن پالايشگاه نفت و كارخانه های متعدد يك شهر صنعتی و به علت دارا بودن آثار متعدد باستانی در بيستون و طاق بستان يك شهر توريستی محسوب می شود. اين شهر در اقتصاد كشور نقش ممتازی دارد. 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:33  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان گيلان‌غرب از نواحی قديمی استان كرمانشاه است‌ كه در نوشته‌های تاريخی نيز به دفعات از آن نام برده شده است. طايفه‌‌هاي مختلفي در اين شهرستان زندگي‌مي‌كنند. طايفه خالدی از ايل بزرگ كلهر كه شامل تيره‌های متعددی است، در اين شهرستان آمد و رفت می كنند. جمعيت اين شهرستان به علت وجود مراتع قشلاقی مرغوب، در فصل زمستان تا حدود سه برابر افزايش می يابد و سرتاسر جلگه گيلان غرب مملو از چادرهای ايل كلهر می شود. ايل کلهر به زبان فارسی با گويش كردی (كلهری) سخن می گويند. اساس اقتصاد شهرستان گيلان غرب بر كشاورزی و دام‌داری استوار شده است. جاجيم و گليم از عمده ترين صنايع دستی مردم گيلان غرب بوده و بافت گليم، جاجيم، گيوه و ساخت ابزار فلزی در سرتاسر شهرستا ن رواج كامل دارد.

مکان های دیدنی و تاریخی


قلاع (قلعه) كه تپه خاکی بسيار بزرگی است؛در وسط شهر گيلان غرب قرار گرفته و گفته مي‌شود سابقه به وجود آمدن آن به دوران پيش از اسلام و زماني كه جنگی ميان ايران و روم درگرفته بود باز مي‌گردد، روادگاه امام حسن، امام‌زاده عباس، حضرت سليمان، بورسوار (اسب قهوه ای رنگ) و امام زاده چهل تن (چهل مردم) از جمله ديدني هاي شهرستان گيلان‌غرب به شمار مي‌آيند.  


صنايع و معادن


شهرستان گيلان غرب از دو رشته صنايع كارخانه‌ای و دستی بهره‌مند است. كارخانه‌های آجر سازی(ماشينی)،ساخت تيرچه بلوك سقفی، گچ ماشينی پاكتی، يخ سازی، توليد سوسيس و كالباس و ساخت انواع پارچه های تريكو از جمله فعاليت های صنعتی در اين شهرستان به شمار می رود. 


کشاورزی و دام داری


شغل اصلی مردم منطقه كشاورزی و دام‌داری است و آب مورد نياز برای كشاورزی از آب رودها و چاه ها تأمين می شود. محصولات کشاورزی گيلان غرب عبارتند از گندم، برنج، ذرت،‌ بنشن،‌ گردو، پنبه، و ذرت. دام‌داری و دام‌پروری از جمله فعاليت های مهم شهرستان گيلان غرب محسوب می‌شود و بهترين مراتع قشلاقی استان در اين شهرستان قرار گرفته و فرآورده های دامی از محصولات اين شهرستان است.  


مشخصات جغرافيايي


گيلان غرب با قرار گرفتن در 150 كيلومتری جنوب باختری شهر كرمانشاه و در انتهای راه اصلی سرچله – گيلان غرب از شمال به شهرستان های سر پل ذهاب و قصرشيرين،‌ از خاور به اسلام آباد، از باختر به خاك عراق و از جنوب به استان ايلام محدود می‌شود. مركز شهرستان گيلان‌غرب، در درازای جغرافيايی 55 درجه و 45 دقيقه و 32 درجه و 8 دقيقه پهنای جغرافيايی، در ارتفاع 900 متری از سطح دريا، قرار گرفته است. آب و هوای گيلان غرب نسبتا گرم ونيمه خشك است و كوه سركشی در شمال و شمال باختر اين شهر و كوه سراوان در خاور و كوه های بند ميدان در جنوب اين شهر قرار دارد. رود دايمی گيلان با گذشتن از ميان شهر، باغ‌هاو زمين‌های كشاورزی را‌ آبياری می كند. راه‌های ارتباطی اين منقه را راه اصلی به سوی خاورتا آبادی سرچله در مسير راه ايلام – كرمانشاه – به درازای 40 كيلومتر و راه اصلی گيلان غرب - قصر شيرين به سوی شمال باختری به درازای 53 كيلومتر تشكيل‌ مي‌دهد. شهرستان گيلان غرب در سرشماری سال 1375 از 67756 نفر جمعيت برخوردار بوده كه از اين تعداد 16813 نفر در مركز شهرستان زندگی می كردند. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


شهرستان گيلان غرب از نواحی قديمی استان كرمانشاه است، كه در نوشته های تاريخی نيز به دفعات از آن نام برده شده است. خرابه های روستای گيلان در منتهی اليه جنوب جلگه كرمانشاه بر سر راه كرمانشاه به بغداد قرار دارد. اين خرابه ها كه به شكل تپه خودنمايی می كنند، احتمالا بناهايی بوده اند كه بنا به ضرورت دفاعی و امنيتی ساخته شده اند. در اين تپه ها آجرهای بزرگ به سبك بابلی و به تعداد زياد پيدا شده كه نشانه هايی از قدمت تپه ها هستند و احتمالا آتشكده های بزرگ مربوط به مغ ها بوده اندكه در دوره اشكانيان به يكی از خدايان محلی اختصاص داشته است. شهرستان گيلان غرب، محل سكونت ايل بزرگ كلهر است و از گذشته های دور، خوانين كلهر زمستان ها را در اين منطقه سر می كرده اند. گيلان غرب ابتدا به نام ‹‹عمله›› شهرت داشته كه اصطلاحا در لغت به معنی محل تجمع نيز می باشد. عمله‌كم‌كم به صورت محلی برای زندگی عشاير و سرانجام بازاری جهت معاملات تجاری ايلات و عشاير منطقه درآمد.در نزديكی شهر كنونی، آبادی ديگری بوده به نام ‹‹گيلان›› كه بعضی آثار و بقايای آن هنوز هم باقی است و پس از توسعه و رونق آبادی ‹‹عمليه›› نام گيلان برای آن انتخاب شد.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:32  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

اولين هسته آثار تمدن در منطقه باستاني كنگاور بنابر مدارك موجود منحصر به معبد ناهيد است و چنين بر مي آيد كه تا زمان ساسانيان جز معبد آناهيتا و بناهاي مختصر خدماتي آن استقراري در اطراف آن نبوده است در اواسط دوره ساساني همراه با نزول آيين مهر پرستي از اعتبار معبد كاسته شد و رو به ويراني گذاشت. سطوح آماده معبد و مصالح ساختماني كه در آن فراهم بود از يك طرف و راه خاور به باختر كه تا تيسفون كشيده شده و راه‌هاي ديگر عبور عشاير از جنوب به شمال از طرف ديگر و وجود آب فراوان چشمه و دشت‌هاي حاصل‌خيز جنوب سبب شدند كه كنگاور منزلگاه مردمي شود كه خدمات راه كاروان رو تيسفون و مبادلات عشاير كوچ نشين را فراهم مي‌آوردند.از‌اين‌‌رو‌مي‌توان با تكيه‌بر‌نتايج‌كاوش‌هاي باستان‌شناسي مقر اولين ساكنان شهر را بر تپه مركزي كنگاور انگاشت كه از نظر حفاظ سوق الجيشي نيز تاييد شدني است. زبان مردم اين شهرستان فارسی بوده و آشنا به كردی هستند و مذهب آن ها شيعه است. مردم كنگاور اغلب لر يا كرد هستند و عده ای هم از اعقاب ايلات ترك زبان هستند. در دهستان «فش» گروهی ارمنی تبار زندگی می كنند كه خود معتقدند نياكان شان از همراهان شيرين - همسر ارمنی خسرو پرويز - بوده و از ارمنستان به اين ناحيه كوچيده و ماندگار شده اند.
چشمه صيفور در شمال خاور كنگاور، چشمه عبدل در شمال كنگاور، چشمه هندی آباد در شمال خاوری كنگاور، امام زاده باقر در گودين – بخش مركزی، امام زاده سيد جمال الدين در فش – بخش مركزی، پل آجری كوچه در دهستان گودين، حمام های قديمی درشهر كنگاور ، شاه‌زاده محمد ابراهيم ، قلعه ساری اصلام، مسجد امام زاده، مسجد جامع و معبد آناهيتا دركنگاور از جمله مهم ترين ديدني‌هاي شهرستان كنگاور به شمار مي‌آيند.

مکان های دیدنی و تاریخی


چشمه صيفور در شمال خاور كنگاور، چشمه عبدل در شمال كنگاور، چشمه هندی آباد در شمال خاوری كنگاور، امام زاده باقر در گودين – بخش مركزی، امام زاده سيد جمال الدين در فش – بخش مركزی، پل آجری كوچه در دهستان گودين، حمام های قديمی درشهر كنگاور ، شاه‌زاده محمد ابراهيم ، قلعه ساری اصلام، مسجد امام زاده، مسجد جامع و معبد آناهيتا دركنگاور از جمله مهم ترين ديدني‌هاي شهرستان كنگاور به شمار مي‌آيند.  


صنايع و معادن


صنايع كارخانه‌ای مانند توليد ادوات كشاورزی، سنگ‌بری، ‌نمك‌كوبی، بتن و تيرچه بلوك سازی و موزاييك سازی و غيره داير و فعال است. معادن سنگ ساختمانی واقع در باختر و خاور كنگاور مورد بهره برداری قرار دارد. 

 

کشاورزی و دام داری


در شهرستان كنگاور به علت منابع آبی فراوان و خاك حاصل‌خيز كشت و زرع از رونق ويژه ای برخوردار بوده و كشاورزی به شيوه سنتی بازدهی خوبی دارد. منابع آب كشاورزی در سطح شهرستان بسيار متنوع بوده و علاوه بر رودخانه، 19 رشته كاريز، 38 دهنه چشمه و تعداد زيادی چاه ژرف و نيمه ژرف مورد استفاده قرار می گيرد. محصولات كشاورزی كنگاور عبارتند از گندم، جو، ذرت، چغندرقند، تره بار، بنشن، گياهان علوفه ای، انگور، سيب، گردو، زردآلو،‌ گلابی. دام داری در شهرستان كنگاور به دو شيوه صنعتی، شامل پرورش بيش از 300 گاو و بيش از 1000 راس گوسفند و سنتی كه توسط روستاييان و عشاير انجام می شود رواج يافته و از بازده نسبتا خوبی برخوردارشده است. به گونه ای كه فرآورده های دامی و دام از جمله اقلام صادراتی كنگاور به شمار می رود. پرورش طيور نيز بسيار رايج است و علاوه بر آن‌چه در روستاها توليد می شود در حوالی شهر كنگاور هم تعداد زيادی واحد صنعتی فعال وجود دارد. زنبورداری شامل بالغ بر 7000 كندوی مدرن، و 200 كندوی بومی است كه ميانگين توليد عسل ساليانه هر كندو به حدود 10 كيلو می رسد. 


مشخصات جغرافيايي


كنگاور مركز شهرستان كنگاور در 87 كيلومتری شمال خاوری كرمانشاه و در مسير كرمانشاه – همدان واقع شده است. كنگاور در 57 درجه و 47 دقيقه درازای جغرافيايی و 30 درجه و 34 دقيقه پهنای جغرافيايی، در بلندی 1500 متری از سطح دريا قرار دارد. كنگاور اولين بخش خاوری استان كرمانشاه است و از شمال به شهرستان اسدآباد، از خاور به شهرستان تويسركان، از جنوب به شهرستان نهاوند و از باختر به شهرستان صحنه محدود است. خرم رود و رود سراب كنگاور از مهم ترين رودخانه های اين شهرستان بوده که رود سراب کنگاور با گذشتن از قسمت های باختری شهر، در كرمانشاه به رود گاماسياب می پيوندد. آب و هوایاين منطقه نسبتا سرد و نيمه خشك بوده و كوه های پر آفتاب (در 5 كيلومتری شمال باختری)، سه سنگه (در حدود 6 كيلومتری شمال باختری) و كوه سرتخت (در حدود 2 كيلومتری شمال) اين شهر را در بر گرفته اند. مطابق سرشماری سال 1375 شهر كنگاور 50269 نفر جمعيت داشته است. 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:30  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

پاوه از مناطق زيبای‌استان كرمانشاه است كه درگذشته به «اورامانات» معروف بوده است. شهرستان پاوه درشمال باختر كرمانشاه واقع شده است كه از شمال به استان كردستان، از جنوب به شهرستان جوانرود، از باختر به مرز ايران و عراق و از خاور به استان كردستان محدود می‌شود. سازمان كنوني شهر پاوه و بافت محلات موجود آن نتيجه تغيير شكل هسته قديمي شهر و رشد آن طي ربع قرن اخير است. البته عمده تغييرات اين شهر طي سال‌هاي اخير صورت گرفته‌است.بافت‌قالي،گليم،جاجيم،شال‌پشمي‌و گيوه از جمله مهم ترين صنايع دستي اين منطقه به شمار مي‌آيند.

مکان های دیدنی و تاریخی


غار قوری قلعه‌در جنگل های اورامانات – 90 كيلومتری كرمانشاه و مسجد جامع پاوه از جمله مكان‌ةاي تاريخي و ديدني شهرستان پاوه به شمار مي‌آيند. 


صنايع و معادن


محصولاتی‌چون گردو، بادام، انگور، انجير‌، فرآورده های دامی، قالی، گليم، و سقز از محصولات صادراتی شهرستان به شمار مي‌آيند.  


کشاورزی و دام داری


بيش‌تر مردم پاوه به علت داشتن آب و هوای مناسب، به كشاورزی و دام‌داری اشتغال دارند. محصولات كشاورزی شهرستان پاوه؛گردو،آلوچه، روغن، پشم، ميوه، توتون، بادام، ‌انگور، انجير، و سقز است. آب كشاورزی از چشمه (سراب هولی) و رود و آب آشاميدنی شهر از سراب هولی فراهم شده است. 


مشخصات جغرافيايي


شهرستان پاوه يكي از شهرستان‌هاي كرمانشاه است كه درشمال باختر اين استان واقع شده است و از شمال به استان كردستان از جنوب به شهرستان جوانرود ازباختربه مرز ايران و عراق و از خاور به استان كردستان محدود مي‌شود. مركز اين شهرستان شهر پاوه است كه در َ21 ْ46 طول جغرافيايي و َ03 ْ35 عرض جغرافيايي و ارتفاع 1540 متري از سطح دريا واقع شده است. براساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين شهرستان 918 16 نفر برآورد شده است. پاوه مركز شهرستان پاوه در 124 كيلومتری راه كرمانشاه – پاوه قرار دارد. پاوه در 566 كيلومتری تهران (فاصله هوايی) قرار گرفته است. شهر پاوه در كنار دره خانقاه برافراشته شده و رود دره گلال يا پاوه از جنوب شهر می گذرد. آب و هوای منطقه نسبتا سرد و مايل به اعتدال و نيمه مرطوب است. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


پاوه از مناطق زيبای استان كرمانشاه است كه در گذشته به «اورامانات» معروف بوده است. نام پاوه را به «پاوه» سردار يزدگرد سوم - آخرين پادشاه ساسانی - منسوب می دانند كه جهت جلب حمايت اكراد، روانه اين منطقه‌شدو مورد احترام اهالی قرار گرفت. بعدها به خاطر تجليل از آن سردار، اين ناحيه را پاوه ناميدند، كه در كتاب‌های عربی‌فاوج آمده است. هم چنين معنای كلمه اورامانات از اورتن (اورامان) نام يكی از سرودهای دينی زرتشتيان گرفته شده است. قلعه دژ و پاسگه كه هنوز در پاوه وجود دارند بازمانده و باروی عهد آن سردار است. ظاهرا در محلی نزديك پاوه كه اكنون جنگاه گفته مي‌شود مردم پاوه با سعدوقاص جنگيده‌اند.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:29  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

هرسين يكی از نواحی باستانی استان كرمانشاه است كه‌پيشينه‌ي‌تاريخی آن‌باقدمت و تاريخ كرمانشاه عجين شده است. هسته اوليه شهر هرسين در پيرامون سراب و ميدان مركزي شهر (قلعه هرسين) شكل گرفته است. هرسين به واسطه آثار تاريخی به جای مانده در ارتفاعات بيستون دارای شهرت ملی و جهانی است. ارتفاعات كم نظير بيستون، غار انار، غار داود، غار شهربانو، غار عسل و غار مرد و زن كه همگي در ارتفاعات بيستون واقع شده اند به همراه امام زاده خلی لله در روستای چم سر، پل خسرو در راه قديمی بيستون به سرماج، جاده باستانی ساسانی درطرفين بقايای پل خسرو بيستون، سراب نوژی وران در 15 كيلومتری جاده بيستون – سنقر، شهر باستانی چمچال در بيستون، قلعه بستون در ابتدای راه بيستون به سنقر كليايی، قلعه هرسين، كاخ شاهپور، كاروان سرای شيخ عليخان، ناحيه باستانی بيستون در هرسين و نقوش و كتيبه های باستانی در بيستون برخي از ديدني هاي شهرستان هرسين را تشكيل مي‌دهند.

مکان های دیدنی و تاریخی


هرسين به واسطه آثار تاريخی به جای مانده در ارتفاعات بيستون دارای شهرت ملی و جهانی است. ارتفاعات كم نظير بيستون، غار انار، غار داود، غار شهربانو، غار عسل و غار مرد و زن كه همگي در ارتفاعات بيستون واقع شده اند به همراه امام زاده خلی لله در روستای چم سر، پل خسرو در راه قديمی بيستون به سرماج، جاده باستانی ساسانی درطرفين بقايای پل خسرو بيستون، سراب نوژی وران در 15 كيلومتری جاده بيستون – سنقر، شهر باستانی چمچال در بيستون، قلعه بستون در ابتدای راه بيستون به سنقر كليايی، قلعه هرسين، كاخ شاهپور، كاروان سرای شيخ عليخان، ناحيه باستانی بيستون در هرسين و نقوش و كتيبه های باستانی در بيستون برخي از ديدني هاي شهرستان هرسين را تشكيل مي‌دهند.  


صنايع و معادن


از صنايع و معادن شهرستان هرسين اطلاعات مستندي در دست نيست.  


کشاورزی و دام داری


مردم‌هرسين به كشاورزی و دام‌داری اشتغال دارند و‌ محصولات گندم، جو،‌ بنشن، چغندرقند، تره بار، سيب، انگور، هلو از محصولات عمده شهرستان است. محصولات سيب درختی، هلو، نخود،‌ پنبه، ‌گندم، جو،‌ پياز، چغندرقند از جمله محصولات‌صادراتی شهر نيز هستند. كشاورزی شهرستان هرسين سنتی و نوع كشت آبی و ديمی است. آب كشاورزی از چشمه مخصوص چشمه سراب هرسين، كاريز، چاه ژرف و نيمه ژرف تامين می‌شود. جنس خاك شنی، رسی و سياه خاك و بسيار حاصل خيز است. دام‌داری نيز در شهرستان هرسين مانند ساير بخش های اين منطقه از موقعيت نسبتا خوبی‌برخوردار است و مواد لبنی از جمله فرآورده های صادراتی هرسين محسوب مي‌شوند.  

 

مشخصات جغرافيايي


شهرستان هرسين يكی از شهرستان های استان كرمانشاه در قسمت خاوری استان واقع شده است. اين شهرستان از شمال به شهرستان صحنه، از جنوب به استان لرستان، از باختر به شهرستان كرمانشاه و از باختر به استان لرستان محدود می‌شود. مركز شهرستان هرسين شهر هرسين است كه از نظر جغرافيايی در 47 درجه و 35 دقيقه درازای خاوری و 34 درجه و 16 دقيقه پهنای شمالی و ارتفاع 1570 متری از سطح دريا واقع شده است. براساس سرشماری سراسری سال 1375 جمعيت اين شهرستان 96019 نفر برآورد گرديده كه از اين تعداد 55079 نفر در مركز اين شهرستان زندگی می كنند. شهر هرسين در دشتی قرار گرفته كه از شمال به كوه شيرزو، از جنوب به كوه زرين و از شمال خاوری به كوه گويی محدود می شود. مركز شهرستان هرسين در 48 كيلومتری خاور كرمانشاه و در مسير راه اصلی خرم آباد – كرمانشاه قرار دارد آب و هوای آن‌نسبتا سرد است.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


هرسين يكی از نواحی باستانی استان كرمانشاه است. پيشينه تاريخی شهرستان هرسين با قدمت و تاريخ كرمانشاه عجين شده است. لسترنج در جغرافيای سرزمين های خلافت خاوری از قول حمدلله مستوفی می نويسد: « در همان حدود قلعه هرسين و در پای آن قلعه كوچكی واقع بود و اين شهر كوچك هنوز در بيست ميلی جنوب خاوری كرمان باقی است». صاحب عالم آرای عباسی، در زمره جلوداران لشگر ايران در مقابل لشگر عثمانی، از شاه سلطان خدابنده لو حاكم هرسين نام می برد. در دوره قاجاريه نيابت اين محل با امين الرعايا و فرزندان او بوده است.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:28  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

قصر شيرين از مناطق بسيار قديمی ايران است كه بنای آن را به خسرو پرويز ساسانی منسوب مي‌دانند.قصرشيرين ديرينه‌ي باستاني مشهوري دارد و دورترين اطلاعاتي كه از اين مكان به‌عنوان يك مكان تاريخي موجود است به دوره ساساني مربوط مي‌شود. شهرستان قصر شيرين از شمال و باختر به خاك عراق، از خاور به شهرستان های سر پل ذهاب‌ و گيلان‌غرب، از جنوب و جنوب خاوری به شهرستان ايلام و از جنوب باختری نيز به خاك عراق محدود می‌شود. قالي بافي، گليم بافي، پارچه بافي و جاجيم بافي از مهم ترين صنايع دستي شهرستان قصر شيرين به شمار مي‌آيند.

مکان های دیدنی و تاریخی


آتشكده چهارقاپو ، عمارت خسروی و كاخ حوش كوری در قصرشيرين از جمله مكان‌ةاي ديدني و تاريخي شهرستان قصر شيرين به شمار مي‌آيند. 


صنايع و معادن


صنايع قصر شيرين به دو دسته صنايع توليدی و صنايع دستی تقسيم می شود. كارخانه‌های قندسازی و كارخانه های آرد، از جمله صنايع شهرستان قصر شيرين به شمار‌مي آيند. صنعت نفت درمحدوده اين شهرستان پايه‌ريزی و تشكيل شده و جمعيت زيادي را از اطراف، به خود جذب نموده است. مهم‌ترين منابع زيرزمينی قصر شيرين نفت است. اولين چاه های آن در ‹‹نفت شهر›› در سال 1308 برابر با 1929 با فعاليت های پی‌گير اكيپ نفت انگليس به سرپرستی ويليام دارسی به نفت رسيد.  


کشاورزی و دام داری


عبور رود حلوان از ميان شهر، سبب حاصل خيزی زمين ها و باغ های فراوان شهرستان قصر شيرين شده و سدی كه بر اين رود زده شده مايه رونق كشاورزی منطقه شده است. در قصر شيرين درصدی از مردم به كشاورزی و بيش‌تر مردم به امور بازرگانی و دولتی اشتغال دارند. محصولات كشاورزی اين شهرستان را گندم، جو، تره بار، مركبات، انگور و خرما تشكيل‌مي دهند.آب مورد نياز برای‌كشاورزی اين منطقه، از رود و چاه‌ها تأمين‌می شود. در زمينه دام‌داری قصر شيرين به علت داشتن مراتع قشلاقی از رونق خاصی برخوردار بوده و فرآورده های دامی از جمله صادرات قصر شيرين به شمار می‌رود. محصولات گندم، جو، تره بار، روغن حيوانی، مركبات، و خرما جزو محصولات صادراتی شهرستان محسوب می شوند. 


مشخصات جغرافيايي


شهرستان قصر شيرين از شمال و باختر به خاك كشور عراق، از خاور به شهرستان های سر پل ذهاب‌ و گيلان‌غرب، از جنوب و جنوب خاوری به شهرستان ايلام و از جنوب باختری نيز به خاك عراق محدود می‌شود. قصرشيرين مركز شهرستان قصرشيرين، در 35 درجه و 45 دقيقه درازای جغرافيايی و در 31 درجه و 34 دقيقه پهنای جغرافيايی، در بلندی 400 متری از سطح دريا و در 167 كيلومتری شهر كرمانشاه، در مسير راه اصلی اسلام آباد غرب – خسروی قرار دارد. رود حلوان (الوند) از وسط شهر می‌گذرد و در مسير خود زمين ها و باغ های فراوانی را‌ آبياری می‌كند. آب‌و هوای قصر شيرين نسبتا گرم و خشك است. مسيرهاي دسترسي به اين شهرستان را راهی به سوی جنوب خاوری به درازای 35 كيلومتر تا سر پل ذهاب، راهی به سوی جنوب باختری به درازای 20 كيلومتر تا خسروی (مرز ايران و عراق) و از آن جا به درازای 60 كيلومتر به سوی جنوب باختری تا نفت شهر تشكيل مي‌دهد.  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


قصر شيرين از شهرهای بسيار قديمی ايران است. بنای اين شهر به خسرو پرويز ساسانی منسوب است، اما در روزگار هخامنشيان نيز آباد بوده است. در اطراف شهر کنونی، ويرانه های قصر شيرين كهنه باقی مانده است كه گفته می شود در زمان سلطنت خسرو پرويز، باغی وسيع با قصرهای دلپذير و فرح انگيز بود و قصر زمستانی محبوبه او شيرين نيز در آن قرار داشته است. رفته رفته در پيرامون اين قصر، شهرهای كوچكی بوجود آمده و سبب گسترش آن شده است. افسانه معروف « شيرين و فرهاد» از نام اين شهر گرفته شده است. پس از حمله عرب ها، قصر شيرين، ويران شد و تا سال 1270 هـ . ق مانند قصبه كوچكی باقی ماند. در جنگ جهانی اول، قصر شيرين مرز سربازان دولت های آلمان و عثمانی از يك طرف و روسيه و انگلستان از طرف ديگر بود. اين شهر هم اكنون گسترش يافته و به شهری بزرگ و جذاب تبديل شده است. 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:26  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان سنقر و كليايی از نواحی جالب توجه و زيبای استان كرمانشاه است كه در جلگه هموار و زيبايی واقع شده و اطراف آن را رودخانه، سبزه زار، باغ‌ها، و بيشه‌زار فرا گرفته است و قله‌ي‌كوه‌های آن تا اواخر تابستان از برف‌می‌درخشد و از جهات طبيعی داراي‌ارزش های جهانگردی است.سنقر از شمال‌به شهرستان‌قروه، از شمال‌باختری‌به‌شهرستان سنندج، از خاور به شهرستان اسدآباد و از جنوب‌و‌جنوب باختری به شهرستان كرمانشاه محدود می‌شود. اهالی سنقر و كليايی در صنايع دستی‌شهرت‌دارند. از جمله صنايع دستی شهرستان می توان به قالی‌بافی، جاجيم بافی، پلاس بافی، جوراب‌بافی و دستكش‌بافی اشاره كرد. غارهای آوازكبوتر در جاده سنقر – كرمانشاه، قلعه بزه رود در روستای بزه رود – جنوب خاوری سنقر و گور دخمه دربند در سنقر از جمله مكان‌هاي تاريخي و ديدني شهرستان سنقر به شمار مي‌آيند.

مکان های دیدنی و تاریخی


غارحاجی در روستای كله‌جوب دينور، غار سيد شهاب‌در روستای ميانراهان دينور، امام‌زاده عباس‌علی، امام زاده محمود، امام زاده سيد ابراهيم در پريان – كندوله، امام زاده سيد جلال الدين در6 كيلومتری‌شمالكندوله، امام زاده پيرتكان در محمودآباد دينور، بقعه نوربخش‌در كندوله دينور، پل خسروی در راه قديمی دينور به صحنه، پل آجری ميان راهان در 22 كيلومتری شمال باختر صحنه، پل نوژی وان در روستای بخوران چمچال – باختر صحنه، حمام پاچمن در شهر صحنه، زيارتگاه شوق علی در ناحيه دربند، زيارتگاه تخت تيمور در ناحيه دربند، قلعه هژير در 18 كيلومتری شمال باختر صحنه، قلعه مروان در كندوله دينور و مقبره صخره ای كيكاووس در شمال شهر صحنه از جمله‌ مكان‌‌هاي ديدني و تاريخي اين شهرستان به شمار مي‌آيند.  


صنايع و معادن


صنايع كارخانه‌ای اين شهرستان شامل كارخانه های قند بيستون و شير پاستوريزه است كه علاوه بر مصارف داخلی به بخش های مجاور نيز صادر می‌شود. معادن سنگ چينی واقع در 12 كيلومتری و سنگ مرمر واقع در 25 كيلومتری صحنه مورد بهره برداری هستند. 


کشاورزی و دام داری


عمده مردم شهرستان صحنه به كشاورزی و دام‌داری اشتغال دارند. محصولات گندم، جو، ‌بنشن، انگور، سيب، گردو، زردآلو،‌ و گلابی از محصولات كشاورزی شهرستان است. آب كشاورزی از طريق رود گاماسياب، چاه‌ها و چشمه‌ها تأمين می‌شود. كشاورزی در شهرستان صحنه رواج كامل داشته و كشت به طريقه سنتی صورت می‌گيرد. دام‌داری نيز در كنار كشاورزی قسمتی از فعاليت‌های مهم اين بخش را تشكيل می دهد كه شامل پرورش گوسفند، بز، گاو و گاوميش بوده و فرآورده های دامی از قبيل لبنيات، پوست و پشم از جمله صادرات صحنه به شمار می رود. 

 

مشخصات جغرافيايي


شهرستان صحنه از شمال به شهرستان سنقر، از شمال خاوری به شهرستان اسد آباد (از استان همدان)، از خاور به شهرستان كنگاور، از جنوب به شهرستان دلفان و از باختر به شهرستان هرسين محدود می‌شود. اين منطقه را كوه‌های كلوسر در شمال باختری و هجر در باختر در برگرفته‌اند و آب و هوای آن نسبتا سرد و نيمه خشك است. مركز شهرستان صحنه، در 56 كيلومتری شمال خاوری شهر كرمانشاه و در مسير جاده كرمانشاه – همدان، در 47 درجه و 47 دقيقه درازای جغرافيايی، و 34 درجه و 28 دقيقه پهنای جغرافيايی و در بلندی 1380 متری از سطح دريا واقع است. رود گاماسياب از 8 كيلومتری جنوب شهر صحنه عبور می كند. صحنه در مسير راه اصلی كرمانشاه – همدان قرار گرفته و تا كرمانشاه 56 و تا همدان 58 كيلومتر فاصله دارد. در سرشماری سال 1375 جمعيت شهرستان صحنه 82043 نفر برآورد شده كه از اين تعداد 31048 نفر در مركز شهرستان ساكن هستند. شغل عده‌ای از مردم بازرگانی و تعدادی ديگر كشاورزی‌است. به علت مجاورت اين شهرستان با بخش كاكاوند (شهرستان دلفان) عده زيادي از ايل كاكاوند كه با گويش لری تكلم می نمايند، در طی سال های گذشته در نواحی جنوبی صحنه ساكن و تخت قاپو شده اند. اهالی شهرستان صحنه به زبان فارسی با گويش های كردی، لری و لكی صحبت کرده مسلمان و شيعه مذهبند. اقتصاد صحنه بر پايه كشاورزی، دام‌داری، باغ‌داری، صنايع دستی و صنايع كارخانه‌ای نهاده شده است. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


شهرستان صحنه يكی از بخش های شهرستان كرمانشاه بود كه در سال‌های اخير، به شهرستان مستقلی تبديل شده است. محدوده اين شهرستان نيز از نواحی قديمی و تاريخی استان كرمانشاه است و آثار و بقايای ادوار گذشته در آن به جا مانده اند. گذشته صحنه چندان روشن نيست. برخی افراد از جمله ناصر الدين شاه صحنه را دهی آباد كه جزو بلوك خدابنده بوده، دانسته اند.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:24  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

سرپل ذهاب در كنار ويرانه‌های شهر قديمی حلوان بنا شده و قلعه مخروبه‌ای نيز در نزديكی آن قرار دارد. سرپل ذهاب به عنوان دژ و پايگاه مرزی ايران باستان بوده كه در زمان حمله عرب ها به ايران از بين رفته و تنها آثاری از پايه های آجری آن بر جای مانده است. اين شهرستان هم اكنون نيز يكي از مهم‌ترين مناطق استان كرمانشاه را تشكيل مي‌دهد. صنايع دستي شهرستان سرپل‌ذهاب‌را ‌قالي، گليم و جاجيم كه محصولات آن‌ها با نقش هاي زيبا و مرغوب تزيين‌داده مي شوند تشكيل مي‌دهند.چشمه آب‌گرم تنگ‌حمام‌در بين سرپل‌ذهاب، قصر شيرين و قلعه منيژه در جاده سر پل ذهاب به ديره، قلعه گبری، كاروا‌ن سرای ساسانی، دكان داود در3 كيلومتری جنوب خاوری سر پل ذهاب و مقبره احمد بن اسحاق در اول جاده سرپل ذهاب – ديره از جمله مكان‌هاي ديني وتاريخي اين ناحيه به شمار مي آيند.

مکان های دیدنی و تاریخی


چشمه آب‌گرم تنگ حمام‌در بين سرپل‌ذهاب، قصر شيرين و قلعه منيژه در جاده سر پل ذهاب به ديره، قلعه گبری، كاروا‌ن سرای ساسانی، دكان داود در3 كيلومتری جنوب خاوری سر پل ذهاب و مقبره احمد بن اسحاق در اول جاده سرپل ذهاب – ديره از جمله مكان‌هاي ديني وتاريخي اين ناحيه به شمار مي آيند.  


صنايع و معادن


دام‌داری تنها با شيوه سنتی رواج داشته و شامل پرورش بيش از 10 هزار راس گاو و 400 هزار راس گوسفند و 20 هزار راس بز است. هم چنين فرآورده‌های دامی به مقدار قابل ملاحظه‌ای صادر می شود. لازم به توضيح است كه مراتع اين شهرستان از بهترين مراتع قشلاقی استان كرمانشاه به شمار می رود. محصولاتی چون فرآورده های دامی و دام، گندم، جو، ‌تره بار، انگور، انار، انجير و سيب در زمره صادرات شهرستان سرپل ذهاب هستند. 


کشاورزی و دام داری


شغل اصلی مردم سرپل ذهاب كشاورزی و دام‌داری است و فرآورده ها و محصولات كشاورزی شهرستان عبارتنداز: گندم، جو، بنشن،‌ كنجد، گياهان علوفه ای، ذرت، انواع تره بار، سيب، گلابی،‌ انار، و انجير. كشاورزی در شهرستان سرپل ذهاب سنتی و نوع كشت آبی و ديمی است. رواج كشاورزی در اين ناحيه به علت خاك مساعد و آب فراوان است. آب كشاورزی از رودخانه های متعدد و چاه های ژرف و نيمه ژرف تامين می‌شود. در اين شهرستان باغ‌داری نيز رواج زيادی داشته و شامل پرورش درختان سيب، انار، گلابی و انجير مي‌شود كه تمام آن ها در زمره اقلام صادراتی سرپل ذهاب محسوب می‌شوند.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان سرپل ذهاب از شمال به شهرستان جوانرود، ‌از خاور و جنوب خاوری به شهرستان اسلام آباد غرب، از جنوب و جنوب باختری به شهرستان گيلان غرب و از باختر به شهرستان قصر شيرين و خاك عراق محدود می‌شود. شهر سرپل ذهاب مركز شهرستان سرپل ذهاب، در 52 درجه و 45 دقيقه درازای جغرافيايی و 28 درجه و 34 دقيقه پهنای جغرافيايی، در 550 متری از سطح دريا و در 147 كيلومتری راه اصلی كرمانشاه – قصر شيرين قرار دارد. رود دايمی الوند از ميان شهر می‌گذرد و آب و هوای آن نسبتا گرم و نيمه خشك است. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


سرپل ذهاب در جوار ويرانه های شهر قديمی حلوان بنا شده و قلعه مخروبه‌ای نيز در نزديكی آن قرار دارد. سرپل ذهاب به عنوان دژ و پايگاه مرزی ايران باستان بود كه در زمان حمله عرب ها به ايران از بين رفته و تنها آثاری از پايه های آجری آن بر جای مانده است. در كتب تاريخی از اين ناحيه به عنوان «زهاو» مركز ايالت حلوان نام برده شده است. كلمه ذهاب در لغت به معنای آب مقطر، خوب و هم چنين به معنی چشمه و منبع آب آمده است و ظاهرا ‌اين شهر به علت چشمه سارها و سراب های فراوان، به ذهاب مشهور شده است. نام ديگر اين ناحيه سرپل است كه از نام پلی بر روی رودخانه الوند در 12 كيلومتری ذهاب اخذ شده است. اين شهر طبيعتی بسيار زيبا دارد. قدمت اين شهر به زمان مادها می رسد كه در نوشته های جغرافی دانان بعد از اسلام بنام حلوان ياد شده و آشوريان به آن «كالمانو» می گفتند. اين منطقه در زمان ساسانيان استانی به نام ‹‹خسرو شادفيروز››‌ و دربردارنده پنج شهر ‹‹فيروز قباد››، ‹‹كهستان››، ‹‹تامرا››، ‹‹ارپل›› و «خانقين» بوده است. در دوران خلفای عباسی اين ناحيه تابع حكومت بغداد بود. اما بعدها به استثنای دوره زنديه و قاجاريه كه توسط پادشاهان عثمانی اداره می شد، همواره جزء قلمرو ايران بوده است.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:19  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان‌صحنه يكی‌از‌بخش‌های‌شهرستان‌كرمانشاه بود كه در سال‌های اخير، به شهرستان مستقلی تبديل شده است. اهالی شهرستان صحنه به زبان فارسی با گويش‌های كردی، لری و لكی صحبت‌کرده مسلمان و شيعه مذهبند. اقتصاد صحنه بر پايه كشاورزی، دام‌داری، باغ‌داری، صنايع دستی و صنايع كارخانه‌ای نهاده شده است. به دليل رونق دام‌داری صنايع دستی از قبيل گليم، قالی، جاجيم و گيوه بافی در صحنه رواج داشته و محصولات آن از اقلام صادراتی شهرستان محسوب می‌شود. غارحاجی در روستای كله‌جوب دينور، غار سيد شهاب‌در روستای ميانراهان دينور، امام‌زاده عباس‌علی، امام زاده محمود، امام‌ زاده سيد ابراهيم در پريان – كندوله، امام‌زاده‌سيد‌جلال‌الدين‌در6 كيلومتری‌شمال‌كندوله، امام زاده پيرتكان در محمودآباد دينور، بقعه نوربخش‌در كندوله دينور، پل خسروی در راه قديمی دينور به صحنه، پل آجری ميان راهان در 22 كيلومتری شمال باختر صحنه، پل نوژی وان در روستای بخوران چمچال – باختر صحنه، حمام پاچمن در شهر صحنه، زيارتگاه شوق علی در ناحيه دربند، زيارتگاه تخت تيمور در ناحيه دربند، قلعه هژير در 18 كيلومتری شمال باختر صحنه، قلعه مروان در كندوله دينور و مقبره صخره ای كيكاووس در شمال شهر صحنه از جمله‌ مكان‌‌هاي ديدني و تاريخي اين شهرستان به شمار مي‌آيند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:17  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

جوانرود همان محلی است كه حمدلله مستوفی در «نزهت القلوب» از آن به عنوان «الانی» نام برده است با اين‌ حال در مورد پيشينه تاريخي جوانرود اطلاعات زيادي در دست نيست. نگاهي به روند تغييرات شهر جوانرود نشان مي‌دهد كه بيش ترين تغييرات اين منطقه طي سال‌هاي اخير رخ داده است شهرستان جوانرود از شمال به شهرستان پاوه، از جنوب به شهرستان اسلام آباد غرب، از جنوب باختری به شهرستان سر پل ذهاب،‌ از باختر به كشور عراق و از خاور به شهرستان كامياران محدود می‌شود. شغل اصلی مردم جوانرود كشاورزی و دام‌داری است. در زمينه‌ي صنايع دستي؛ بافت گليم‌هاي عشايري با طرح‌هاي كردي و جاجيم‌هاي مرغوب و كم نظير و نيز بافت انواع شال‌و جوراب و دستكش پشمي در شهرستان جوانرود از رونق ويژه اي برخوردار است. غار‌كاوات‌در شمال‌ دره‌قوری‌قلعه مهم‌ترين مكان ديدني شهرستان جوانرود را تشكيل مي‌دهد.

مکان های دیدنی و تاریخی


غار كاوات‌در شمال‌ دره‌قوری‌قلعه مهم‌ترين مكان ديدني شهرستان جوانرود را تشكيل مي‌دهد. 


صنايع و معادن


در شهرستان جوانرود رشته های صنايع كارگاهی كمد سازی، كابينت سازی، موزاييك سازی، بلوك زنی و چوب بری رواج كامل يافته است. در زمينه صنايع دستی بافت گليم های عشايری با طرح های كردی و جاجيم های مرغوب و كم نظير و نيز بافت انواع شال و جوراب و دستكش پشمی از رونق ويژه برخوردار است. 


کشاورزی و دام داری


شغل اصلی مردم جوانرود كشاورزی و دام‌داری است. آب كشاورزی از رودخانه ها فراهم شده و محصولات كشاورزی جوانرود عبارتند از گندم، جو، بنشن،‌ گياهان علوفه ای، سيب، آلو، توت،‌ گردو، و انگور، که از اين ميان بنشن، گردو، ‌سيب، و آلو جزء صادرات اين شهر نيز به شمار می آيند. دامداری و دامپروری از فعاليت های بسيار مهم شهرستان جوانرود است. اين امر به دليل وضعيت خاص منطقه و زندگی عشايری رايج در ناحيه و اختلاف آب و هوايی در فواصل كوتاه می باشد. هم چنين در اين شهرستان پرورش زنبور عسل رونق چشمگيری دارد. 


مشخصات جغرافيايي


شهرستان جوانرود از شمال به شهرستان پاوه، از جنوب به شهرستان اسلام آباد غرب، از جنوب باختری به شهرستان سر پل ذهاب،‌ از باختر به كشور عراق و از خاور به شهرستان كامياران محدود می‌شود. جوانرود مركز شهرستان جوانرود، در درازای جغرافيايی 29 درجه و 46 دقيقه و پهنای جغرافيايی 48 درجه و 34 دقيقه و در 1300 متری از سطح دريا، در 86 كيلومتری شهر كرمانشاه و در مسير راه چقا نرگس – باينگان قرار دارد. جوانرود در دره ای قرار گرفته است كه از شمال و شمال باختری به كوه های گرده برگير و چاه قلی محدود است و رود زيمكان با گذشتن از به سوی شمال باختری می رود. آب و هوای اين شهر معتدل و نيمه مرطوب است. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


جوانرود همان محلی است كه حمدلله مستوفی در «نزهت القلوب» از آن به عنوان «الانی» نام برده است. در حال حاضر نيز آب آشاميدنی شهر جوانرود، ‌از آب سراب معروف «الانی» به دست می آيد. حمدلله مستوفی از الانی يا جوانرود امروزه به عنوان قصبه ای معتبر با هوای خوش، آب های روان، علفزارهای نيكو، شكارگاه های خوب و ناحيه ای با محصولات غلات نام برده است. در دوره شاه طهماسب صفوی جوانرود بيش از صد قريه داشته و در اطراف آن قلعه هايی نيز قرار گرفته بوده است. درويش سلطان (فرزند صفی خان سليمان گوران – والی جوانرود) بر خرابه‌های الانی، قلعه، مسجد، بازار و مدرسه ساخته است. جوانرود در دوران افشاريه و تا اواخر دوره زنديه مورد توجه خاص حكمرانان بوده است. در دوره قاجاريه، حكومت جاف و جوانرود در دست برادر و فرزندان امان الله خان والی بود. امان الله خان والی، حكومت جاف و جوانرود را به محمد صادق خان پسرش واگذار نمود. حكومت جوانرود بعد از سال 1320 به يكی از بيك زادگان رستم بيك جاف واگذار شده بود. اين شهر در حال حاضر بسيار آباد و توسعه يافته است و طبيعت و فضايی زيبا دارد.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:16  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

اسلام‌آباد در حوزه تاريخي بسيار مهم باختر كشور و در مسير شاخه اصلي راه ابريشم و در مصب حوزه بزرگ راه بين‌النهرين ، آسياي صغير و درياي مديترانه و تمدن بزرگ مصر و فلسطين قرار دارد. در دوره هاي باستاني و به‌ويژه در دوره ساساني همدان،‌ كرمانشاه و تيسفون سه شهر بزرگ و شاخص بر سر راه ابريشم بوده‌اند و تيسفون كانون تلاقي تمدن‌هاي ايراني و سامي ، يوناني و رومي بوده است. اين منطقه و پس از آن كرمانشاه در كنار كانون قدرت حكومت‌هاي ايران بوده و علاوه بر اهميت سياسي و استراتژيك، حوزه مبادله‌فرهنگ و آثار تمدني نيز محسوب مي‌شده است. بر سر راه ابريشم تمام نقاط زيستي متأثر از نقش بين‌آلمللي اين شاهراه ارتباطي بوده‌اند. يكي از مختصات مهم راه وجود منزلگاه‌هاي متعدد در فواصل منظم بود. در فاصله همدان تا كرمانشاه شهرهاي اسدآباد ، كنگاور ، صحنه و بيستون همگي در فواصل شش فرسنگ يا يك منزلگاه از يك‌ديگر قرار دارند . بعد از كرمانشاه نيز ماهيدشت (كاروانسراي رباط) ، اسلام‌آباد ، كرند ، سر پل ذهاب و قصر شيرين فاصله‌اي نزديك به يك منزلگاه دارند .اما دو منزلگاه يعني دوازده فرسنگ نيز معني خاصي دارد. چاپارها در يك روز دو منزل را طي مي‌كرده‌اند. اسلام‌آباد دو منزل از كرمانشاه فاصله دارد بنابراين هم چاپارخانه‌ و هم محل توقف و منزلگاه بوده‌ است. شهرستان اسلام آباد غرب از وضع اقتصادی نسبتا خوبی برخوردار بوده و پايه های اقتصادی آن بر كشاورزی، باغ‌داری، پرورش دام و طيور استوار شده است. صنايع فلزي كرند اسلام آباد هم اكنون نيز اهميت فراوان دارد. اسلحه شكاري، خودكار قفل و چاقو و تخت‌خواب و وسايل آشپزخانه از صنايع دستي مردم اين منطقه به شمار مي‌آيند. مكان‌هاي تايخي و ديدني شهرستان اسلام آباد غرب را طاق گرا در جاده قديمی ابريشم در شهر اسلام آباد، قلعه زرده در 12 كيلومتری شمال باختر ريجاب، قلعه ژيان رد اسلام آباد، قلعه يزدگردی در 12 كيلومتری شمال باختر ريجاب، كاروان‌سرای صفوی‌در 70 كيلومتری باختر كرمانشاه، مسجد ريجاب در ريجاب و مقبره ابودجاجه در ريجاب تشكيل مي دهند.

مکان های دیدنی و تاریخی


مكان‌هاي تايخي و ديدني شهرستان اسلام آباد غرب را طاق گرا در جاده قديمی ابريشم در شهر اسلام آباد، قلعه زرده در 12 كيلومتری شمال باختر ريجاب، قلعه ژيان رد اسلام آباد، قلعه يزدگردی در 12 كيلومتری شمال باختر ريجاب، كاروان‌سرای صفوی‌در 70 كيلومتری باختر كرمانشاه، مسجد ريجاب در ريجاب و مقبره ابودجاجه در ريجاب تشكيل مي دهند. 


صنايع و معادن


صنايع مشتمل بر صنايع دستی و صنايع كارخانه ای است و معادن سنگ مرمر، سنگ لاشه، مارن و دولوميت در شهرستان اسلام آباد مورد بهره برداری قرار می گيرد.  


کشاورزی و دام داری


آب كشاورزی شهرستان از رودها و چاه‌ها فراهم می شود و گوناگونی محصولاتی چون گندم، جو، بنشن، گياهان‌علوفه‌ای، تره بار، سيب، گلابی، به، انار، انجير،‌ انگور، زردآلو، و بادام نشان از رونق كشاورزی در منطقه دارد. كشاورزی در شهرستان اسلام آباد سنتی و نوع كشتی آبی و ديمی است. باغ‌داری نيز رواج زيادی داشته و محصولات آن از جمله صادرات اين شهرستان محسوب می‌شود. دام‌داری با شيوه سنتی در اين شهرستان رواج دارد و شامل پرورش بيش ازنيم ميليون راس دام و فرآورده های آن به مقدار قابل ملاحظه ای صادرمی‌شود. پرورش طيور به دو روش صنعتی به ميزان 70 درصد و سنتی به ميزان 30 درصد صورت می گيرد كه بيش تر به مصارف داخلی می رسد. صادرات اسلام آباد غرب شامل محصولاتی چون گندم، جو، بنشن، تره بار، گردو، بادام و فرآورده های دامی و قالی می‌شود.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان اسلام آباد غرب از شمال به شهرستان جوانرود، از خاور به شهرستان كرمانشاه، از جنوب به شهرستان شيروان و از باختر به شهرستان های سر پل ذهاب و گيلان غرب محدود می‌شود. رودخانه‌های كرند و زيمكان از مهم ترين رودخانه‌های اين شهرستان می باشند. اسلام آباد غرب در درازای جغرافيايی 46 درجه و 31 دقيقه و در پهنای جغرافيايی 34 درجه و 6 دقيقه و در بلندی 1335 متری از سطح دريا، در 65 كيلومتری جنوب باختری كرمانشاه و در مسير راه كرمانشاه – خسروی قرار دارد. رود دايمی راوند از ميان شهر اسلام آباد غرب می گذرد. آب و هوای اين شهرستان معتدل و نيمه خشك و بارندگی سالانه به طور متوسط 441 ميلي‌متر است. در سرشماری سال 1375 شهرستان اسلام آباد غرب 215392 نفر و شهر اسلام آباد غرب 81614 نفر جمعيت داشته است.مسيرهاي دسترسي به‌اين منطقه عبارت است از:
- راه اصلی به سوی شمال خاوری تا شهر كرمانشاه به درازای 65 كيلومتر
- راهی تا مركز شهرستان ايلام به درازای 130 كيلومتر
- راهی تا پل دختر به درازای 148 كيلومتر
- راهی تا قصر شيرين به درازای 112 كيلومتر
اسلام آباد به علت‌‌قرار داشتن بر سر راه اصلی مركز ايران، مرز عراق، و مسير ارتباطی كرمانشاه – قصر شيرين – خسروی (در كنار مرز) از اهميتی ويژه ای برخوردار است. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


اسلام آباد غرب نخست «مندلی» ناميده می شد که پس از حمله عرب ها، يكی از سرداران عرب به عمران و آبادی آن پرداخت و به مرور زمان به شهر «هارون آباد» شهره گرديد. در سال 1309 هجری شمسی نام شهر به «شاه آباد غرب» و در سال 1357 به «اسلام آباد غرب» تغيير داده شد. اين شهر در روزگار صفويه به ويژه در زمان شاه عباس رونق يافت و كاروان سراهای بسياری برای اقامت تجار، مسافران و زايران عتبات عاليات در آن احداث شد. بخش ماهيدشت در دوره اشكانی ها به «نيستاه» معروف و به دليل آب و هوا و مرتع خوب، محل پرورش اسب جنگاوران اشكانی بوده است. اين ناحيه در زمان صفويه «ماهيدشت» ناميده شده و كاوران‌سرای شاه عباسی در آن بنا می‌شود. بخش كرند نيز از پيشينه کهنی برخوردار است. مورخان، از ذوق فراوان صنعتگران و‌ آهنگران كرندی درعهد داريوش هخامنشی نيز ياد كرده‌اند. اسلام آباد غرب و پيرامون آن، به ‌واسطه مجاورت با تمدن‌های باستانی عيلامی، كاسی و بابلی، آثاری از بقايای اين تمدن ها را، در خود جای داده است. 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:15  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان كهنوج يكی ازشهرستان های استان كرمان در جنوبی ترين نقطه اين استان واقع شده است. شهرستان كهنوج ‌در اصل روستايي از دهستان‌های سرمشك، بخش‌ساردوييه (شهرستان جيرفت) بوده و از اين رو تاريخ آن به شهرستان جيرفت وابسته است. مركز اين شهرستان ازنظر جغرافيايی در 57 درجه و 42 دقيقه درازای خاوری و 27 درجه و 57 دقيقه پهنای شمالی قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دريا 490 متر است. شهرستان كهنوج از شمال به بم و جيرفت از خاور و جنوب خاوری به ايران‌شهر و نيك‌شهر (سيستان و بلوچستان)، از جنوب به شهرستان جاسك (استان هرمزگان) و ميناب (هرمزگان) و از باختر به شهرستان های رودان و حاجی آباد (استان هرمزگان) محدود می‌شود. مركز كهنوج در 86 كيلومتری جنوب سبزواران و در مسير راه بندرعباس ـ سبزه واران قرار گرفته است. آب و هوای کهنوج گرم و خشك و ميزان بارندگی سالانه 180 ميلي‌متر است. كشاورزی و دام داری از پيشه‌های اصلی مردم اين شهرستان بوده و آب كشاورزی از كاريزها، چاه های نيمه ژرف و رود فراهم می شود. محصولات كشاورزی اين شهرستان را گندم، جو، بنشن، تره‌بار، مركبات، خرما و گردو تشكيل مي‌دهد. قالی‌بافی نيز مانند ساير شهرهای استان كرمان در اين شهرستان رايج است. اقتصاد كهنوج بر پايه كشاورزی، دام‌داری و قالی‌بافی استوار بوده و گندم، جو، مركبات، خرما، تره‌بار و تا حدودی قالی صادرات اين شهرستان را تشکيل می‌دهند. مسيرهاي ارتباطي اين منطقه به اطراف را راه كهنوج ـ‌ سبزواران به سوی شمال به درازای 86 كيلومتر و كهنوج ـ بندر عباس به درازای 195 كيلومتر به سمت جنوب باختری تشكيل مي‌دهد. براساس سرشماری سال 1375 جمعيت شهرستان كهنوج 194936 نفر و جمعيت شهر كهنوج 22558 نفر، شامل 4036 خانوار بوده است. مردم اين شهرستان مسلمان شيعه هستند و به زبان فارسی با گويش محلی صحبت می کنند. برخی از طوايف رودباری از جمله كندر در اين منطقه زندگی می کنند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 11:21  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

در مدارك‌تاريخی و جغرافيايی‌اسلامی نام اين منطقه«كرمان»،«كارمانيا»،«ژرمانيا»، «كرمانيا»، «كريمان»، «كارمانی» و «كرمانی» و در كتيبه بيستون به صورت ‹‹يوتيه›› ذكر شده است. شهرستان كرمان از شمال و خاور به كوير لوت از جنوب به شهرستان های بم و جيرفت و از باختر به شهرستان های راور، زرند، رفسنجان و بردسير محدود است. كشاورزی در كرمان رواج داشته ولی به علت كمی باران روش آبياری بيش تر به طريق آبی انجام می شود. از محصولات کشاورزی اين شهرستان می‌توان پسته، زيره، كتيرا، حنا، گندم، جو، يونجه، تره بار و بنشن را نام برد. سابقه هنر خوشنويسی به عنوان يکی از هنر های سنتی و دينی کرمان تا حدود قرنهای پنجم و ششم هجری باز می گردد. بصورت کتيبه آثاری از اين دوران را در کرمان مشاهده می کنيم از جمله کتيبه های بنای خواجه اتابک و مسجد ملک که به خط ثلث و کوفی است. البته کرمان در تاريخ هنر خوشنويسی، هرگز از مراکز مهم اين هنر قلمداد نشده است. از نظر صنايع دستی شهرستان كرمان شهرت فراوان دارد زيرا علاوه بر قالی آن كه بسيار مرغوب است، گيوه دوزی، پته دوزی (نوعی سوزن دوزی)،شال بافي و كرك آن نيز از اهميت ويژه ای برخوردار است. از اين ميان آن‌چه بيش تر جنبه صادراتی دارد قالی و كرك بوده كه در اقتصادكرمان تاثير به‌سزايی داشته است.پته‌دوزي و شال‌بافي مهم ترين و ارزشمندترين صنايع دستي شهرستان كرمان را تشكيل مي دهند. پته حاصل تلاش دست‌های زحمت‌کش و هنرمند دختران و زنان کرمانی است که هركس با چشم دل به آن بنگرد در آن، اثر نگاه‌های خسته‌ای را خواهد يافت که هر صبح تا شام در پی سوزن، از نقطه ای به نقطه ديگر در حرکت بوده و خود يادگار هزاران درد و رنج و گاهی شادی و شعفی که در ذهنشان منقوش بوده؛ است. پته هنر ارزشمندي است كه با وجود آن همه ظرافت و زيبايی، آن‌چنان که بايد و شايد در بازارهای جهانی جايی ندارد. توجه بيش از حد به جنبه اقتصادی و تجاری اين صنعت و به کارگيری نخ‌های نامرغوب و از طرف ديگر افت کيفيت دوخت نيز بی تأثير بر منزوی بودن اين صنعت نبوده است. قيمت بالای پته و آسيب پذيری آن از طرفی، عدم صادرات آن از طرف ديگر از مهم‌ترين دلايل رکود و وقفه در عرضه اين محصول به بازارهای جهانی است. اين هنر که ريشه در تاريخ و گذشته فرهنگی استان کرمان دارد، همانند ساير رشته های صنايع دستی سابقه توليد کاملاً مشخصی ندارد و هر يک از دست اندرکاران، پيدايش آن را به يکی از افسانه های بومی مرتبط می دانند و متأسفانه به دليل آسيب پذيری منسوجات در برابر عوامل جوی در موزه های داخلی و خارجی نمونه هايی از پته که بتواند راهگشای ما به کشف سابقه اين هنر باشد، وجود ندارد. شال‌بافي نيز يكي ديگر از مهم‌ترين و ارزشمندترين صنايع دستي مردم اين منطقه است. در زمينه صنعت شال‌بافي نيز بايد گفت: هوتک يکی از روستاهای چترود است که تنها کارگاه شال‌بافی كرمان را در خود جای داده است. اساس اقتصاد شهرستان كرمان بر صنعت (صنايع دستی و صنايع ماشينی)، كشاورزی، دام‌داری، كارگری و تجارت استوار گرديده است. پسته، قالي، زيره، كتيرا، حنا، گندم و بعضی مواد كانی صادرات اين منطقه را تشکيل می دهند.

صنايع و معادن


كرمان در زمينه صنايع ماشينی نيز دارای فعاليت های قابل توجهی بوده و به علت فراوانی ذغال سنگ، سرب، سنگ مرمر، آهك و گچ ‌كارخانه های زيادی جهت بهره‌برداری از منابع فوق در اين شهرستان تاسيس شده است كه از آن جمله كارخانه‌هاي توليد آجر، ساخت موزاييك و تهيه سيمان را می توان نام برد.  


کشاورزی و دام داری


كشاورزی در كرمان رواج داشته ولی به علت كمی باران روش آبياری بيش تر به طريق آبی انجام می شود. از محصولات کشاورزی اين شهرستان می‌توان پسته، زيره، كتيرا، حنا، گندم، جو، يونجه، تره بار و بنشن را نام برد. دامداری در كرمان به مقدار كم و منحصر به پرورش گوسفند، بز، شتر، اسب و الاغ می باشد. 

مشخصات جغرافيايي


شهرستان كرمان مركز استان كرمان و يكی از شهرستان های آن از نظر جغرافيايی در 57 درجه و 7 دقيقه ی درازای خاوری و 30 درجه و 18 دقيقه ی پهنای شمالی و در ارتفاع 1755 متری از سطح دريا قرار دارد. شهرستان كرمان از شمال و خاور به كوير لوت از جنوب به شهرستان های بم و جيرفت و از باختر به شهرستان های راور، زرند، رفسنجان و بردسير محدود است. آب و هوای اين منطقه خشك و ميزان بارندگی سالانه به طور متوسط 142 ميلي‌ متر است. بر اساس سرشماری سال 1375 جمعيت شهر كرمان 384991 نفر شامل 79483 خانوار بوده است. مردم شهرستان كرمان مسلمان شيعه و آريايی نژادند و به زبان فارسی با گويش كرمانی صحب می کنند.
مسيرهاي ارتباطي و دسترسي به اين شهرستان را راه‌هاي زير تشكيل مي‌دهد.
- راه كرمان ـ اصفهان به سوی شمال باختری به درازای 703 كيلومتر
ـ راهی به سوی جنوب باختری به درازای 572 كيلومتر
ـ راه كرمان ـ شيراز که از 174 كيلومتری كرمان (سيرجان) راهی به درازای 496 كيلومتر به سوی جنوب كرمان ـ بندر عباس جدا می شود.
ـ راه كرمان ـ مشهد به درازای 853 كيلومتر
ـ راه كرمان ـ زاهدان به سوی خاور به درازای 541 كيلومتر که از 170 كيلومتری راهی به درازای 594 كيلومتر به سوی جنوب جدا شده و كرمان ـ بندر عباس را به هم پيوند می دهد
ـ راه كرمان ـ ماهان از طريق جوپار به سوی جنوب به درازای 52 كيلومتر( جوپار در 26 كيلومتری اين راه قرار دارد)
ـ راه آهن كرمان ـ بافق
اين شهرستان دارای فرودگاه است.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


در مدارك تاريخی و جغرافيايی اسلامی نام اين منطقه «كرمان»، «كارمانيا»، «ژرمانيا»، «كرمانيا»، «كريمان»، «كارمانی» و «كرمانی» و در كتيبه بيستون به صورت ‹‹يوتيه›› ذكر شده است. «كارمان» از دو كلمه ‹‹كار›› به معنی جنگ و ‹‹مان›› به مفهوم محل تشکيل شده که به معنی ‹‹جايگاه دلاوری و نبرد›› می باشد. بعضی از جغرافيادانان، نام قديم اين شهر را «گواشير» (بردشير) خوانده اند که همان ‹‹كوره اردشير›› يا شهر اردشير بوده كه به تدريج به ‹‹گواشير›› تبديل شده است. در دوره ساسانيان فرمانروای كرمان، عنوان شاه داشت، چنان كه بهرام چهارم (388- 389 م) كه در زمان پدرش والی كرمان بود لقب كرمانشاه (شاه كرمان) را داشت. در اين دوره سيرجان مهم ترين ناحيه كرمان محسوب می شد.
كرمان در دوره اسلامی و مقارن با 21 تا 24 هـ . ق و سال های بعد از آن تلاطمات سياسی زيادی را شاهد بود. عمر بن خطاب دراين زمان سهيل عدی و عبدالله عتبان را مامور فتح كرمان كرد. سرداران نام برده با گرفتن اندك جزيه ای ازحاكم كرمان به مدينه مراجعت كردند. در سال 31 هـ . ق مردم كرمان به جرم ندادن جزيه مورد هجوم سردار عرب، عبدالله بن عامر قرار گرفتند. وی كه از سوی عثمان مامور فتح كرمان شده بود، بدون مقاومت اهالی، كرمان را فتح كرد و جزيه چندين سال عقب افتاده را هم از اهالی پس گرفت و مجاشع بن مسعود را با يك هزار تن سپاه به حكومت كرمان برگزيد و خود عازم خراسان شد. در درگيری هايی كه بين اهالی و سپاه عرب در گرفت كرمان با مداخله نيروهای كمكی عبدالله بن عامر، به تصرف كامل مسلمانان درآمد و مجاشع در دوران خلافت عثمان و علی بن ابيطالب عليه السلام، حاكم كرمان ماند. در دوره خلافت بنی اميه شورش هايی در كرمان بر پا شد. عبدالرحمن بن اشعث از طرف امويان به جای مجاشع به حكومت كرمان منصوب شد. در زمان خلافت عمر بن عبدالعزيز (99-101 هـ . ق) شخصی به نام غسان حكومت كرمان را بر عهده گرفت. در دوران حكومت وی كرمان رو به آبادی نهاد و بسياری از آتشكده های زرتشتيان كه به آن ها «مجوسيه» می گفتند، خراب شد.
در زمان خلفای بنی عباس حوادث مهمی در كرمان روی نداد. در اين دوره كرمان در معرض حمله اقوامی كه قبل از اسلام در بنادرخليج فارس می زيستند قرارگرفت. اما معتصم آن ها را شكست داده و از كرمان خارج كرد.
در سال 253 هـ . ق كرمان به تصرف يعقوب ليث موسس سلسله صفاريان درآمد. بعد از وی برادرش عمرو فارس، كرمان و سيستان را تصرف کرد. در سال 266 هـ . ق كرمان به تصرف سامانيان درآمده و در سال 267، عمرو بار ديگر بر كرمان استيلا يافت. بعد از درگذشت عمروليث حكام كرمان توسط امرای سلسله سامانی تعيين می شد.
در سال 315 هـ . ق معزالدوله ديلمی كرمان را تصرف و ديلميان چندين دهه بر اين شهر حكومت کردند. بعدها بر سر تصرف كرمان ميان خاندان آل بويه اختلاف افتاد و كشمكش ميان ديلميان و آل بويه تا سال ها ادامه داشت. در سال 433 هـ . ق كرمان به تصرف آلب ارسلان سلجوقی درآمد و وی موسس سلاجقه كرمان شد و حكومت آنان تا سال 583 هـ . ق ادامه داشت. به گفته ياقوت حموی كرمان در دوره سلاجقه از بهترين و آبادترين بلاد محسوب می شد. دراواخر دوران زمامداری اين سلسله، اوضاع داخلی كرمان، دچارهرج و مرج گرديد و نابسامانی آن با حمله غزان شدت يافت.
در سال 583 هـ . ق غزان بر كرمان مسلط شده و زرند را به طور موقت مركز ايالت خود قرار دادند. در اين دوره ملك دينار غزنوی حاكم كرمان بود. بعد از درگذشت وی پسرش علاءالدين فرخ شاه (591 – 592 هـ . ق) جانشين او شد. در دوران وی كرمان دستخوش آشوب و ناامنی گرديد و جمعی از امراء، به نام علاءالدين تكش خوارزمشاه خطبه خواندند (568 – 596 هـ . ق). خوارزمشاه هم از اين موقعيت استفاده كرده و سپاهی را ازخراسان مامور تصرف كرمان كرد. در نتيجه در سال 592 هـ . ق كرمان ضميمه قلمرو خوارزمشاهيان گرديد و هندوخان، پسر علاءالدين تكش خوارزمشاه حاكم آن جا شد. هم زمان با درگذشت تكش كرمان دوباره ميدان تاخت و تاز تركمانان غز شد. در اين زمان ملوك شبانكاره برای سركوبی غزان چندين بار به كرمان حمله کردند، تا سرانجام اين ايالت را به تصرف خود در آوردند. بر اثر ظلم و بيدادگری حكام شبانكاره اهالی عليه اين قوم سر به شورش کرده و عجم شاه يكی ديگر از پسران ملك دينار را كه در زمان هندوخان روانه خوارزم شده بود و در كرمان به سر می برد، به اميری انتخاب كردند. در همين زمان اتابك مظفرالدين سعد بن زنگی (599 – 623 هـ . ق) كه با ملوك شبانكاره در زد و خورد بود، كرمان را يك بار در سال 600 و بار ديگر در سال 602 هـ . ق به تصرف خود در آورده و اين شهر تا سال 607 به وسيله يكی از گماشتگان اتابك سعد اداره می شد. با سرپيچی گماشته اتابك از فرمان و آشفته شدن اوضاع كرمان، تاج الدين ابوبكر كه از طرف سلطان محمد خوارزمشاه بر شهر زوزن و قهستان حكومت می كرد، از اين هرج و مرج استفاده كرده و كرمان را به تصرف خود در آورد.
در سال 619 هـ . ق مقارن رسيدن چنگيز خان به خراسان، براق حاجب ( قتلغ خان)، از امرای خوارزمشاهی، بر كرمان استيلا يافت و رسما سلسله قراختاييان را بنيان نهاد. در زمان سلطنت اين سلسله( 619 تا 703 هـ . ق) در كرمان ماركوپولو سياح معروف ونيزی از كرمان ديدن كرد.
در سال 741 هـ . ق امير مبارزالدين محمد موسس آل مظفر، كرمان را تصرف كرد. بعد از انقراض اين سلسله كرمان ضميمه متصرفات امير تيمور گورگانی شد و پس از تيموريان به ترتيب كرمان تحت تصرف سلسله های قراقويونلو و آق قويونلو بود.
مقارن ظهور شاه اسماعيل اول موسس سلسله صفويه (905 – 930 هـ . ق) كرمان در تصرف پسران سلطان حسين بايقرا بود. شاه اسماعيل با اعزام يكی از سرداران خود به نام جان محمد به كرمان، اين شهر را بدون مقاومت و خونريزی به تصرف درآورد. در اين زمان عده ای از ازبكان از طريق خراسان به كرمان تاختند که برخی از سرداران شاه اسماعيل شكست خورده و عقب نشينی كردند. از اين تاريخ به بعد تا پايان سلسله صفويه كرمان در امنيت و آسايش بود. گنجعلی خان يكی از معروف ترين حكام دوره صفوی درمدت ماموريت خود در كرمان نسبت به آبادی و عمران آن سعی و كوشش زياد كرده و آثار زيادی را در آن شهر از خود به يادگار گذاشته است.
محمود افغان در سال 1132 هـ . ق به قصد تصرف اصفهان پايتخت صفويه از طريق سيستان خود را به كرمان رسانيد. در آن جا از لطفعلی خان والی فارس و برادر زاده فتحعلی خان وزير اعظم به سختی شكست خورد و به قندهار گريخت. محمود افغان بار ديگر در سال 1132 هـ . ق از راه سيستان به كرمان حمله کرد و پس از استيلا بر آن از طريق يزد راهی اصفهان شد. پس از دفع اشرف افغان توسط نادر و خلع شاه طهماسب دوم از سلطنت، كرمان مانند ساير مناطق ايران به تصرف نادر موسس سلسله افشاريه درآمد. بعد از كشته شدن وی كرمان دچار هرج و مرج گرديد و به وسيله افغان ها و بلوچ ها تاراج شد.
كريم خان زند، موسس سلسله زنديه (1163 – 1193 هـ . ق) بعد از سركوبی مخالفين خود، خدامراد خان زند را با سپاهی به كرمان فرستاد. اين سردار بدون هيچ گونه مانعی كرمان را تصرف كرد. بعد از انقراض سلسله زنديه به وسيله آقامحمد خان قاجار، روزهای تاريك و تيره روزی كرمانيان آغاز شد. آقا محمد خان همين كه از حركت لطفعلی خان زند به كرمان و انتخاب آن جا به پايتختی مطلع شد، با شتاب رهسپار كرمان گرديد و نزديك چهار ماه آن جا را در محاصره گرفت و در نهايت كرمان را به تصرف خود درآورد. آقا محمد خان پس از استيلا بر شهر، فرمان قتل عام اهالی بی گناه را صادر كرد و سپاهيان قاجار از هيچ جنايتی در حق اهالی بی گناه كرمان فروگذاری نكردند. روايت است كه به دستور آقا محمد خان بيش از 20 هزار نفر از نعمت بينايی محروم شدند و از سرهای عده ای از ساكنين بی گناه كله مناره ها بر پا گرديد. بعد ازمرگ آقا محمد خان در دوره سلطنت فتحعلی شاه، شهر جديد كرمان در شمال باختری شهر قديم بنا شد. شهر امروزی كرمان، به بركت توسعه صنعتی، كشاورزی و فرهنگی يكی از آبادترين شهرهای ايران به حساب می آيد.  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 11:20  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

سيرجان يكي از شهرستان‌هاي استان كرمان است كه از شمال به بردسير، رفسنجان و شهر بابك، از خاور به بافت، از جنوب به ماهی آباد (استان هرمزگان) و از باختر به نيريز و داراب (استان فارس) محدود مي‌شود. نام سيرجان که بنای آن را به بهمن پادشاه اشكانی نسبت می‌دهند،«سيرگان» بوده و اعراب آن را «سيرجان» ناميده‌اند. در قرون وسطی ايالت كرمان دارای دو حاکم نشين سيرجان و بردسير بوده است. جغرافيا نويسان اسلامی سيرجان را به صورت ‹‹السيرجان›› نوشته اند. خرابه هايی كه در ساليان اخير در محل قلعه سنگ در خاور سعيد آباد بر سر راه بافت كشف شده به احتمال زياد همان محل سيرجان قديم است. پس از استيلای مسلمانان بر ايران، كرمان هم چنان مركز ايالت بود و اين موقعيت را تا اواسط قرن چهارم هجری كه جنوب ايران به تصرف آل بويه درآمد، حفظ كرد. در زمان اين سلسله، كرسی ايالت كرمان از سيرجان به بردسير منتقل شد، به همين علت سيرجان اهميت و اعتبار خود را از دست داد. بنا به گفته مقدسی، سيرجان در زمان آل بويه از شيراز بزرگ تر و دومين شهر ايالت كرمان محسوب می شده و 45 مسجد كوچك و بزرگ داشته است. بعد از حمله مغول، سيرجان به تصرف سلاطين آل مظفر درآمد و بعد از انقراض اين سلسله توسط امير تيمور والی سيرجان، شخصی به نام گودرز هم چنان به نام آل مظفر در آن جا حكومت می كرد. تيموريان بعد از دو سال محاصره، شهر را به تصرف درآوردند و آن را به ويرانه ای مبدل ساختند. سيرجان به دليل موقعيت خاص جغرافيايی و استقرارش بر سر راه ها ی ارتباطی كرمان، يزد، بندرعباس و شيراز و نيز وجود زمين های كشاورزی حاصل خيز و منابع بسيار غنی معدنی، از دير باز تاكنون پذيرای مهاجرين مختلف بوده كه در رشد و توسعه آن موثر بوده اند. سيرجان امروزی به دليل توسعه تجاری و صنعتی شهری آباد است و بارانداز معروف و پررونقی دارد.
مركز شهرستان سيرجان از نظر جغرافيايی در 55 درجه و 40 دقيقه درازای خاوری و 29 درجه و 27 دقيقه پهنای شمالی و در ارتفاع 1735 از سطح دريا قرار دارد. شهر سيرجان در 182 كيلومتری شهر كرمان و در مسير راه كرمان ـ بندرعباس واقع است. آب و هوای سيرجان معتدل و خشك بوده، بيش ترين درجه گرما در تابستان ها 40 درجه بالای صفر و كم ترين درجه گرما در زمستان‌ها 7 درجه زير صفر و ميزان بارندگی سالانه به طور متوسط 70 ميلي‌متر است. كشاورزی در سيرجان به صورت آبی بوده و آب كشاورزی از كاريزها و رودخانه ها تامين می شود. از فرآورده های كشاورزی اين منطقه می توان گندم، جو، پنبه، پسته، بادام، يونجه، تره بار، چغندرقند، سيب و زردآلورا نام برد. از نظر دام‌داری اين شهرستان رونق زيادی داشته و دام‌داران بيش تر از عشاير اطراف سيرجان هستند.دام ها شامل گوسفند، گاو و طيور مي‌شوند. از معادن اين شهرستان می‌توان به معدن مس چهار گنبد پلنگی و معدن مرمر تنگو اشاره کرد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 11:18  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

زرند يكي از شهرستان‌هاي مهم‌ استان كرمان است كه از شمال و شمال باختری به شهرستان بافق (استان يزد)، از خاور به شهرستان راور، از جنوب به كرمان و رفسنجان و از جنوب باختری به رفسنجان محدود مي‌شود. واژه زرند در اصل «زراوند» به معنی درياچه يا رودخانه بوده كه در اثر استفاده‌ زياد به «زرند» تبديل شده‌است. از نظر قدمت نيز، اگرچه آثار تاريخی قابل ارزشی در آن باقی نمانده اما شواهد موجود و هم چنين واقع بودن بر سر راه تجاری كرمان ـ خراسان در زمان هخامنشيان نشان می‌دهد که زرند دراين دوران دارای اهميت و اعتبار زيادی بوده است. مركز شهرستان زرند از نظر جغرافيايی در 56 درجه و 34 دقيقه درازای خاوری و 30 درجه و 49 دقيقه‌ پهنای جغرافيايی و ارتفاع 1650 متری از سطح دريا واقع شده است. زرند درحدود 82 كيلومتری شمال باختری كرمان و در مسير راه كرمان ـ باب آبدان قرار دارد. آب و هوای زرند معتدل و خشك بوده، بيش ترين درجه گرما در تابستان به 38 درجه بالای صفر و كم‌ترين درجه گرما در زمستان ها 25 درجه زير صفر و ميزان بارندگی سالانه 115 ميلی متر است. كشاورزی زرند رونق چندانی ندارد و محدود به باغ‌هاي پسته است كه زمين های كمی به آن اختصاص يافته است. نوع كشت به صورت آبی بوده و آبياری زمين ها به وسيله چاه های ژرف و نيمه ژرف و كاريز صورت می‌گيرد. از مهم ترين محصولات كشاورزی زرند می توان پسته، گندم، جو و تره بار را نام برد. دام‌داری بيش تر به روش سنتی و درحد محدود انجام می شود كه آن هم شامل گاو، گوسفند و شتر می‌شود. منابع زيرزمينی منطقه زرند بسيار متنوع بوده و معادن مختلفی از قبيل ذغال سنگ، سنگ آهك، سرب، ‌روی و گچ دارد كه برخی راكد و بعضی در حال بهره برداری هستند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 11:17  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان جيرفت يكی از شهرستان های استان كرمان است كه از شمال به كرمان، از خاور به بم، از جنوب به كهنوج و از باختر به بافت محدود مي‌شود. به عقيده مورخين و جهانگردان شهر قديمي جيرفت در اثر سيل نابود شده است. خرابه های شهرقديمی جيرفت را که به عهد دقيانوس نسبت داده اند، در يك كيلومتری جيرفت فعلی (سبزواران) قرار داشته و از اين خرابه ها سكه و آثار عتيقه بسيار به دست آمده است. جيرفت از دو كلمه ‹‹جير›› به معنی پست و پايين و ‹‹افت›› به معنی افتاده تشكيل شده که به طور كلی به معنای ‹‹جلگه پست آبرفتی›› می باشد. اين سرزمين ديرپای كهن به علت درختان سر به فلك كشيده و انواع محصولات گرمسيری و سردسيری به ‹‹هند كوچك›› معروف شده است. نام جيرفت در سال 35 هـ . ق برای اولين بار به دليل تصرف آن توسط مجاشع بن مسعود در تاريخ ثبت و از آن به بعد نيز از آن شهر نام برده شده است. ابن حوقل درقرن چهارم هجری از جيرفت به نام شهری بزرگ كه سه فرسخ درازای آن بوده و يكی از مراكز مهم خراسان و سيستان محسوب می شده و محصولات نواحی گرمسيری و سردسيری در آن به عمل می آمده ياد كرده است. بنا به گفته مقدسی جيرفت از استخر بزرگ تر بوده و خانه های آن را از خشت با پايه های سنگی بنا كرده بودند. به استناد گفته ياقوت حموی، جيرفت ‹‹جرودس›› نام داشته است. جيرفت قبل از حمله مغول يكی از شهرهای آباد و ثروتمند جهان اسلام بود. شاه راهی كه از خليج فارس و بندر هرمز عبور می كرد و راهی كه از هندوستان و از طريق جالق امتداد می يافت درجيرفت به هم متصل می شد. كالاهای تجارتی كه از هندوستان به ايران صادر می شد از جيرفت به ساير شهرهای ايران توزيع می گرديد. ماركوپولو تاجر و سياح ونيزی از اين شهر به نام ‹‹كامادای›› ياد كرده است. ظاهرا در زمان عبور وی اين شهر به كلی ويران شده بود.
مركز شهرستان جيرفت از نظر جغرافيايی در 57 درجه و 44 دقيقه‌ی درازای خاوری و 28 درجه و 40 دقيقه‌ی پهنای شمالی و ارتفاع 685 متری از سطح دريا قرار دارد.منطقه جيرفت دارای آب و هوای گرم و مرطوب و در نواحی كوهستانی جبال بارز و ساردوييه هوا معتدل و سرد است.
كشاورزی و باغ‌داری در دره ها و زمين های پست اين شهرستان رواج داشته و آب كشاورزی آن از رودخانه و چاه های ژرف تامين می شود. محصولات كشاورزی و باغ‌داری اين شهرستان گندم، جو، عدس، ماش، لوبيا، صيفی جات، پنبه، تره بار، قيسی، زردآلو، گردو، هلو، انگور و انجير می باشند. از محصولات كشاورزی مناطق گرمسيری می توان انواع مركبات، خرما، گز، كهور، كنار(سدر)، جگ و اسكمبيل را نام برد. دام‌داری به علت وجود طوايف كوچ نشين از مشاغل اصلی مردم اين منطقه به شمار مي‌آيد. مهم‌ترين صنايع دستي كنوني شهرستان جيرفت قالي و گليم بافي است كه بيش‌تر در ميان ايلات و عشاير رواج دارد. بهترين نوع قالي جبال بارز قالي‌هاي امگز و گاوكان هستند كه طرحي مخصوص دارند و بيش تر در اندازه هاي 2×3 بافته مي‌شوند. هم‌چنين قالي هاي اسفندقه و سارودوييه در نوع خود از لحاظ طرح و نقش معروفند و مخصوصا قالي اسفندقه در اندازه هاي مختلف شهرت خاصي دارد. بافت گليم هايي با طرح معروف ابرو باد و شمل عنابي در سال‌هاي گذشته رواج بيش تري داشت اما اكنون كم‌تر بافته مي‌شود در صورتي‌كه صادرات گليم مي تواند نقش مهمي در كسب درآمد توليدكنندگان آن داشته باشد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 11:16  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   |