تبليغاتX
ایرانگردی-گردشگری-نقشه-ایران-تور-سفر
ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم،نقشه راههای ایران،ایران گردی،طبیعت ايران
شهرستان يزد اولين شهر خشت‌خام و دومين شهر تاريخي جهان است. اين شهرستان به دليل وجود جاذبه‌هاي شغلي، رفاهي و تمركز اداري پرجمعيت‌ترين شهرستان اين استان به شمار مي‌رود و با جمعيتي حدود چهارصدوپنجاه هزار نفر، تقريباً نيمي از كل جمعيت اين استان را تشكيل مي‌دهد. يزد شهر بادگير ها و نگين كوير چندين سده پيش از آمدن اسكندر مقدونی به ايران، ناحيه ای آباد و از اهميت نظامی، راه‌داری و بازرگانی برخوردار بود. در دوران ساسانيان، استخر بزرگ ترين كوره فارس بود و ناحيه يزد، بزرگ ترين منطقه استخر به شمار می‌رفت. يزد هم‌اكنون از سوی شمال به شهرستان های ميبد و اردكان، از خاور به شهرستان های اردكان و بافق، از باختر به استان اصفهان و از جنوب به شهرستان تفت، ابركوه و مهريز محدود می شود. انواع صنايع ماشيني سنگين و صنايع سبك و دستي در اين منطقه رواج دارد. زبان‌شناسان نيم زبان‌هاي (لهجه‌هاي) جديد ايراني را به دو دسته باختري و خاوري تقسيم كرده‌اند. لهجه يزدي جزو نيم‌زبان‌هاي مركزي دسته باختري است كه در بخش باختري فلات ايران، تا حدود مرزهاي عراق رواج دارد.در بيش‌تر نيم‌زبان‌هاي مركزي از جمله لهجه شيرين يزدي، اثر آميختگي كم‌تري با زبان عربي ديده مي‌شود. زرتشتيان يزد به زبان نياكان خويش ـ زبان فارسي دري ـ سخن مي‌گويند. زبان زرتشتيان يزد به دليل پاره‌اي عوامل اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آميختگي بسيار با زبان فارسي پيدا كرده،‌ به طوري كه آهنگ ناتوان شدن و حتي، فراموش شدن آن روز به روز تندتر مي‌شود؛ ولي گونه زبان دري برخي از روستاهاي يزد از جمله روستاي «زين‌آباد» كه كم‌تر زير رخنه اين عوامل بوده، پاك‌تر و دست‌ نخورده‌تر از گونه دري شهرستان يزد باقي مانده است. فرش بافی، چاقو سازی، سبد بافی، سنگ تراشی، پارچه بافی، زيلو بافی، سراميك، سفال سازی، كرباس بافی، طلا و نقره كاری از مهم‌ترين صنايع دستی يزد به شمار مي‌روند.شهرستان يزد از ديدني‌هاي متعددي برخوردار است كه مجموعه امير چخماق، مسجد جامع كبير، زندان اسكندر، مجموعه حمام و بازارخان، خانه لاري‌ها، بقعه دوازده امام، باغ دولت‌آباد، موزه آيينه و روشنايي، مجموعه تاريخي هشت، مسجد چهل محراب، مسجد يعقوبي، دخمه زرتشتيان، آب انبار شش بادگير، آتشكده زرتشتيان، مسجد ملا اسماعيل، خانقاه نعمت‌اللهي، خانه محمودي، بقعه سيد شمس‌الدين، مسجد ريگ، گنبد مصلي عتيق، بقعه شيخ احمد فهادان تنها برخي از آن‌ها به شمار مي‌روند.
يزد سرزمين قنات ها نيز است. در سي كيلومتري جنوب باختري شهر يزد، در دره‌اي به عرض تقريبي يك و نيم كيلومتر، شش رشته قنات به نام‌هاي «وقف‌آباد»، «رييس‌الديني»،«ميرزايي»،«روشن‌آباد»، «نهر خيلي» و «خواجه غياث» حفر شده كه عمق مادر چاه آن‌ها بين 28 تا 68 متر متفاوت است. آب اين قنات‌ها به شهرستان يزد و آبادي‌هاي «اهرستان»، «خيرآباد» و«عيش‌آباد»مي‌رسد. قنات ها نيز يكي از ديدني هاي مهم اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند.

مکان های دیدنی و تاریخی


شهرستان يزد از جاذبه‌هاي متعدد طبيعي و تاريخي برخوردار است و مجموعه‌ي آن‌ها همراه با مردم خونگرم و مهربان يزد سفري به ياد ماندي را به مهمانان اين خطه از ايران زمين نويد مي‌دهد. برخي از مهم‌ترين مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان يزد عبارتند از:

كويرهاي اطراف يزد
آتشكده يزد
آرامگاه دوازده امام (دوره سلجوقی)
آرامگاه سيد ركن الدين يامدرسه ركنيه (سده 8 هـ . ق)
آرامگاه شاه محمود
باغ دولت آباد
بنای مصلی ديگر يزد
پيرانگاها، مانند پيرن اركی : در جنوب يزد
دخمه زرتشتيان : كوی صفاييه
زيارتگاه درب مهرها
شهر اشك زر
شهر زارچ
گاهنبار خانه موبدان : يزد، كوچه دبستان دينياری
گنبد ‌شيخ جنيد (543 هـ . ق)
گنبد عتيق (سده 8 هـ . ق)
مدرسه خانقاه يا آرامگاه سيد شمس الدين (167 هـ . ق)
مدرسه ضياييه (زندان اسكندر از 631 هـ . ق)
مدرسه كماليه (720 هـ . ق)
مدرسه و خانه حسينيان
مسجد جامع كبير (سده 6 هـ . ق)
مسجد جامع كنونی (دوره آل مظفر)
مسجد مير چقماق (سده 9 هـ . ق)
مسجد بندرآباد(معروف به خانقاه شيخ تقی الدين دادا، از آثار اواخر سده 8 هـ . ق)  

 

صنايع و معادن


يزد علاوه بر كارگاه های كوچك نساجی و شيرينی سازی، دارای كارخانه های توليدی بزرگ و كوچك پشم ريسی، ‌پشم بافی، نخ بافی، فرآورده های نايلونی، ابريشم بافی، پتوبافی، تويلد فرش ماشينی و موكت، ميخ سازی، قند، بيسكويت، ملامين و پلاستيك، صنايع فلزی، توليد آرد، يخ سازی، نان ماشينی و ‌دستمال كاغذی است.  


کشاورزی و دام داری


كشاورزی يزد به دليل بارش اندك به گونه كشت آبی است و رونق چندانی ندارد، تنها تلاش كشاورزان اين ناحيه است، كه با بهره گيری از كم ترين آب و خاك حاصل خيز، توانسته اند كشاورزی را در محدوده ای اندك به ديگر بخش های اقتصادی پيوند دهند. از مهم ترين فرآورده های كشاورزی يزد می توان گندم، جو، آفتاب گردان، نباتات علوفه ای، جاليز، زيره، گوجه فرنگی، ‌بادمجان و سردرختی به ويژه انار، انجير و پسته را نام برد. دامپروری نيزبه روش سنتی و صنعتی رواج دارد، اما به دليل كمبود علوفه رونق زيادی ندارد. مردم آبادی های پيرامون شهر يزد، به پرورش گوسفند، بز، گاو و شتر می پردازند.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان يزد‌ در مركز استان يزد، در دره ای خشك و پهناور بين كوه های شيركوه و خرانق، ‌در 15 درجه و 53 دقيقه تا 40 درجه و 54 دقيقه درازای خاوری و46 درجه و 31 دقيقه تا 15 درجه و 32 دقيقه پهنای شمالی واقع شده است. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان های ميبد و اردكان، از خاور به شهرستان های اردكان و بافق، از باختر به استان اصفهان و از جنوب به شهرستان تفت، ابركوه و مهريز محدود می شود. ميانگين بلندی شهرستان يزد از سطح دريا 1200 متراست. آب و هوای اين شهرستان بيابانی و نيمه بيابانی با تابستان های گرم و خشك و زمستان های سرد و خشك بوده ‌و باران ساليانه اندك است. هر چه از نقاط دشتی به كوه های پيرامون آن نزديك می شويم، زمستان ها سردتر و بارندگی بيش تر و تابستان ها معتدل تر می شود.
بر اساس سرشماری سال 1375جمعيت شهرستان يزد، 416569 نفر شامل 215850 نفر مرد و 200719 نفر زن بوده است. مردم يزد آريايی نژاد و از ايرانيان باستان هستند كه از آميختن با ساير نژادها مصون مانده‌اند. زبان مردم يزد فارسی است، كه به لهجه شيرين محلی سخن می گويند. زرتشتيان شهر يزد نيز به زبان فارسی دری تكلم می كنند. مردم شهر يزد مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفری هستند. اقليت های مذهبی زرتشتی، كليمی و مسيحی نيز در اين منطقه زندگی می كنند. پيش از ورود مسلمانان به ايران، مردم استان يزد نيز مانند مردم ساير نقاط ايران زرتشتي بودند. با انقراض حكومت ساسانيان در نيمه نخست سده اول هـ.ق، مردم بيش‌تر نقاط ايران از جمله يزد نيز به دين اسلام گرويدند؛ ولي برخي از آنان با پرداخت جزيه، آيين خود را حفظ كردند و زرتشتي باقي ماندند. قريب به اتفاق مردم استان يزد، مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري هستند. از اقليت‌هاي مذهبي كه در اين منطقه زندگي مي‌كنند، مي‌توان از زرتشتيان، يهوديان و مسيحيان نام برد. يزدی ها مردمانی پاك انديش و سخت كوش بوده و عيدهای ملی و مذهبی چون جشن سده، نوروز، زادروز زرتشت و مهرگان برگزار می کنند.
مهم ترين راه های آسفالته اصلی به يزد عبارتند از :
- راه يزد – اردكان – نوگنبد، به درازای 130 كيلومتر
- راه يزد – مهريز – شمس، به درازای 110 كيلومتر
- راه يزد – تفت، به درازای 18 كيلومتر
- راه دهشير – ابركوه، به درازای 33 كيلومتر 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


يزد‌ازكهن‌ترين مناطق ايران زمين است. يزدواژه‌اي باستاني است كه ريشه در «يشت yast »يا «يزت yazt» و «يسن yasn»به معناي ستايش، نيايش، پرستش، ايزد و ... دارد. يكي‌از فصول پنج‌گانه اوستا هم به يكي از اين نام‌ها يعني «يشت» خوانده شده است. در پاره‌اي از متون قديمي، يزد را «دارالعباد» يا «دارالعباده» نيز گفته‌اند.«احمد كاتب» مورخ يزدي قرن نهم هـ.ق نوشته است: «در سال 504 هـ.ق، ملك‌شاه سلجوقي حكومت يزد را به علاءالدوله كالنجار واگذار كرد و آن را دارالعباده ناميد.» در دوران هخامنشی و شايد بيش از آن «ايستاتيس» ناميده می‌شده که «هرفته» (فرافر) و «سريزد» كنونی، در 30 كيلومتری خاور شهر يزد بازمانده اين منطقه واقع شده اند. يزد، يعنی آفريننده خوبی ها، پاكی ها و شهر خداست. نام گذاری اين شهر با واژه «يزش» به معنای ستايش و نيايش در زبان پارسی ميانه و با واژه يزدان يا يزتان به معنی پاك، مقدس، فرخنده و هم‌چنين به معنی ذات خدا در ارتباط است. يزد شهر بادگير ها و نگين كوير چندين سده پيش از آمدن اسكندر مقدونی به ايران، ناحيه ای آباد و از اهميت نظامی، راه‌داری و بازرگانی برخوردار بود. در دوران ساسانيان، استخر بزرگ ترين كوره فارس بود و ناحيه يزد، بزرگ ترين منطقه استخر به شمار می رفت. يزد، در زمان خلافت عثمان به دست مسلمانان افتاد. با روی كار آمدن صفاريان سيستان، يزد جزو قلمرو يعقوب ليث شد و در دوره آل بويه به دست فخرالدوله ديلمی افتاد.
از سال 536 تا 718 هـ . ق، اتابكان يزد يا آل وردان، خاندانی از امرای ديلمی از فرزندان وردان زور نام، كه خويشاوندان امرای اخير بنی كاكويه بوده اند، بر اين ناحيه حكومت می كردند. در زمان آل مظفر، حاكمان دوره تيموری و حكومت صفوی شهر يزد گسترش يافته و رو به آبادانی نهاد. سده های 7 تا 11 هـ . ق را دوران شكوفايی، آبادی و پر از جمعيت يزد خوانده اند. دورانی كه در آن، آثار زيبا، مسجدهای باشكوه، ‌مدرسه های بزرگ ومعماری اصيل شهری پديد آمد. در دوره زنديه، كريم خان زند مدت ها در باغ دولت آباد اين شهر، كه از بناهای محمد تقی خان يزدی وهم زمان با شاهرخ ميرزای افشار بود، به سر برد. در يورش افغان ها به ايران، مردم دلاور و آزاده يزد به رهبری ميرزا عنايت سلطان، با آنان جنگيدند. محمود افغان در گشودن يزد ناكام ماند و سرانجام يزد را راها كرده و اصفهان را گشود. اشرف افغان پس از محمود، ‌حدود 4 سال با عنايت سلطان و جنگجويان رشيد يزد جنگيد و با نيرنگ، بر او و يارانش پيروز شد و جز مومن خان و محمد تقی خان، همه را كشت. مومن خان، از سوی نادرشاه افشار به حكومت كرمان گمارده شد و محمد تقی خان و بازماندگانش تا اواخر دوران قاجار، گاه در سمت حاكم و گاه مستوفی يزد خدمت كردند.  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:45  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان ميبد در پنجاه كيلومتري شمال‌باختري شهرستان يزد قرار دارد. اين شهرستان با 1271 كيلومتر مربع وسعت، كوچك‌ترين شهرستان استان و است و به لحاظ تراكم نسبي جمعيت، بعد از يزد قرار دارد. در حال حاضر جمعيت اين شهرستان بالغ بر 62286 هزار نفر است. شهرستان ميبد شامل يك بخش «مركزي» و دو دهستان «بفروييه» و «شهدا»است. اگرچه بافت سنتي اين شهرستان در طول زمان گزندهاي فراوان ديده است، اما يكي از نمونه‌هاي نادر شهرهاي باستاني ايران به شمار مي‌رود. يك روايت افسانه‌اي حكايت از آن دارد كه ميبد در زمان «كيومرث» بنيان‌گذاري شد و نخستين آدميان از راه آب و دريا به اين سرزمين پا گذاشتند. راه‌هاي باستاني آن را سواران مادي، پارسي، اشكاني و ساساني در نورديدند. «نارين قلعه» ميبد كهن‌ترين سند تاريخي و شهرسازي استان يزد است. سكه‌هاي به جاي مانده از دوران «پوراندخت ساساني» كه در اين شهرستان ضرب مي‌شد، از جمله اسناد تاريخي است كه اهميت سياسي و مدنيت شهرستان ميبد را در دوران ساساني نشان مي‌دهد. صنايع دستی مردم ميبد را زيلوبافی، سراميك سازی، سفال سازی، كرباس بافی، فرش بافی و موتابی تشكيل مي‌دهند كه از گذشته های دور در اين ناحيه رواج داشته است. مهم‌ترين مراكز ديدني و تاريخي شهرستان ميبد را نارين قلعه ميبد، مسجد جامع ميبد، مسجد جامع فيروزآباد، مسجد جامع بفروييه، مسجد جامع زيرگ بيده (معماري بوكني)، قلعه‌هاي پراكنده، مجموعه كارواني رباط، زيارت‌گاه‌هاي امام‌زاده خديجه خاتون، ميرصدرالدين قنبر، پير چراغ، پير بفرو، موزه زيلو، آسياب‌ها، حسينيه‌هاي قديمي، آب‌انبارها، برج‌ها، مراكز مذهبي زرتشتيان، خانقاه، باروي شهر قديم شامل برج‌ها، حصارها، خندق‌ها و دروازه‌هاي شهر ميبد از دوره ساساني به بعد تشكيل مي‌دهند.

مکان های دیدنی و تاریخی


آب انبارهای تاريخی، آتشكده‌های حسن آباد، آرامگاه مير شمی الحق، آرامگاه مير صدر الدين قنره، امام زاده خديجه خاتون، برج كبوترخان، برج محمودآباد، برج عبدالوهاب، برج كاظم آباد، پير چراغ، ‌پير خرمن، چاپار خانه، حسينيه های تاريخی، خانقاه ( سده 8 هـ. ق )، دخمه شورك، 33راه باستانی، كاروان سرا، مزرعه كلانتر، ‌مسجدجامع (از سده نخست هجری قمری)، مسجد جامع فيروز آباد (سده 8 هـ. ق)، مسجد جامع بفروييه (سده 8 هـ. ق)، مسجد زيرگ بيده، نارين قلعه ( كهن‌دژ) و يخچال هاي طبيعي از جمله مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان ميبد به شمار مي آيند. 


صنايع و معادن


کاشی و سرامیک ، صنايع ماشينی ميبد ملامين سازی، ريسندگی، نخ تابی و پنبه پاك كنی است. از معادن اين شهرستان می‌توان معدن های سنگ گچ، سرب، روی و ماسه سنگ را نام برد. 


کشاورزی و دام داری


از ديرباز کشاورزی ميبد رونق داشته و جزو كارهای مهم اين منطقه به شمار می رفته است و بخش بزرگی اززمين های پيرامون شهر در محله ها به كشت يا به باغ انار اختصاص دارند. در زمين های خارج از محدوده شهری نيز كشت گندم، صيفی، يونجه، پسته، پنبه و ديگر فرآورده های كشاورزی رواج دارد. مهم ترين نقاط دام‌پروری ميبد، آبادی های كوه‌پايه ای باختر و روستای حسن آباد است. هم‌چنين شماری مرغ‌داری در ميبد وجود دارد كه علاوه بر تأمين نياز ناحيه، به ديگر نقاط نيز مرغ صادر می کنند. 

 

مشخصات جغرافيايي


شهرستان ميبد، در شمال شهرستان يزد قرار داشته و از سوی شمال و خاور به شهرستان اردكان، از جنوب و باختر به شهرستان يزد محدود می شود. بلندی مركز اين شهرستان از سطح دريا 1234 متر است. آب و هوای ميبد گرم و خشك است، ولی در دامنه كوه های باختری گرما كاهش يافته و بر بارندگی افزوده می شود. ميانگين باران، ساليانه در حدود 62 ميلی متر است. شهر ميبد، مركز شهرستان ميبد استان يزد، با پهنه ای حدود 1810 هكتار، در شمال باختری شهر يزد، در كناره كوير مركزی ايران، از نظر جغرافيايی در 53 درجه و 29 دقيقه ی درازای خاوری و 32 درجه و 13 دقيقه ی پهنای شمالی نسبت به نيم روز گرينويچ قرار دارد. اين شهر از سوی شمال به اردكان، از باختر به حسن آباد، از خاور به جاده سنتو، و آبادی بارجين و از جنوب به روستای ركن آباد محدود مي شود. سرشماری سال 1375جمعيت شهرستان ميبد 59141 نفر شامل 31121 نفر مرد و 28020 نفر زن بوده است. مردم اين شهرستان مسلمان شيعه هستند و به زبان فارسی و لهجه شيرين يزدی سخن می گويند. زرتشتی های ساکن در اين منطقه به زبان ويژه خود سخن می گويند. مردم ميبد سخت كوش، سخن سنج، متدين و مقاوم اند و به آداب و رسوم باستانی خود پای بند هستند.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


ميبد، در روزگار پادشاهی قباد، پادشاه ساسانی ساخته شده و دليل آن را چنين روايت كرده اند. يكی از فرزندان شاه به نام موبد بيمار شد و پزشكان هوای اين منطقه را برای او بهبودی بخش دانستند، از اين رو با ايجاد اين شهر و بنای قلعه ای، آن را «موبدگر» خواندند که به مرور زمان «گرد» از بين رفته و «موبد» را «ميبد» ناميدند. نام ميبد (ميبذ) كه از واژگان فارسی ميانه است خود، نشان از دوران ساسانی دارد. در آثار تاريخی و جغرافيايی سده‌های نخستين پيش از اسلام، بارها از اين نام ياد شده است. اما با توجه به پيشينه دراز شهر ميبد، گمان می رود اين نام دگرگون شده نام پيشين و يا نام تازه ای از دوران ساسانی باشد. با اين حال بايد خاطر نشان ساخت ميبد را که در آثار تاريخی وجغرافيايی، از سرهنگان يزدگرد دانسته‌اند، همان «مهبود» از سپهبدان نام‌دار زمان قباد و انوشيروان است. بنياد نخستين ميبد از دوران های كهن تاريخ ايران است، اما در زمان ساسانيان، كه يكی از دوره های بنيان گذاری و گسترش شهرها در ايران به شمار می‌رود، محدوده كهن شهر ميبد نيز گسترش يافت. بعضی از منابع تاريخی و جغرافيايی كه به معرفی شهر پيشين ميبد پرداخته‌اند، بارزترين مشخصه شهرسازی پيشين ميبد را كهن‌سالی شهر، دژ استوار «نارين قلعه» و تأسيسات دفاعی آن دانسته‌اند. سكه های بازمانده از روزگار پوراندخت ساسانی، كه در ميبد ضرب می‌شده، بيان گر اهميت سياسی و جايگاه ويژه اين شهر باستانی است. ميبد، در روزگار مغول شهری آباد و پرجمعيت بوده و اهميت شهر ميبد و قلعه آن به شاهان آل مظفر مربوط است. محمدبن مظفر در سال 737 هـ . ق با به دست آوردن گنجی كه در يزد بود، به ميبد آمد و قلعه دالان (نارين قلعه) را بازسازی و دور آن را خندق ايجاد كرد.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:44  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان مهريز در سي‌كيلومتري جنوب شهرستان يزد و در همسايگي شهرستان‌هاي تفت، بافق و خاتم و استان كرمان قرار دارد. اين شهرستان داراي دو بخش «هرات ـ مروست» و «مركزي» و پنج دهستان است. بناي شهرستان مهريز را به «مهرنگار» دختر «انوشيروان» نسبت داده‌اند. به دليل حاصل‌خيزي اراضي اين شهرستان، بيش‌تر مردم اين منطقه به كار كشاورزي اشتغال دارند. يكي از چشمه‌هاي پر آبي كه بخش عمده آب كشاورزي منطقه مهريز و يزد را تأمين مي‌كند، چشمه زيبا و تماشايي «غربالبيز» در نزديكي روستاي «مذوار» است. مردم اين منطقه در كنار كشاورزي و دام‌داري به صنايع دستي نيز اشتغال دارند. از مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان مي توان از قالي بافي نام برد. نقشه‌هاي اصيل فرش مهريز با طرح‌هاي يزد و كرمان بافته و به بازار عرضه مي شود. از ديگر صنايع دستي اين شهرستان مي توان آهنگري، سريشم، گيوه بافي، سبدبافي و چاقوسازي را نام برد. مراكز ديدني اين شهرستان را مسجد جامع مهرپادين، مسجد جامع بغدادآباد، مسجد جامع خورميز قلعه تاريخي خورميز، پير ناركي، كاروان‌سراي زين‌الدين، مسجد جامع خوانزا (هنزا)، چشمه غربالبيز،قلعه،‌كاروان‌سرا و چاپارخانه سريزد، قلعه‌باغ‌دهك،سروتاريخي منگ‌آبقاد، باغ پهلوان‌پور و موزه مردم‌شناسي تشكيل مي‌دهد.

مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه شيخ عبدالله ( دوره صفوی)، آسياب های مزوار و مهريز، آرامگاه بهاء الدين، امام زاده پيرغيب با سنگ های تاريخی ، برج و آسياب پير نوركی، چشمه باستانی غربال بيز، دژ خور ميز، غار آهكی كوه بيروييه، قلعه مروست، قلعه و رباط سر يزد، قلعه محمد كريم خان، قلعه محمد باقری، قلعه ملكی، قدمگاه حضرت علی ( ع )، قلعه گبری كوه سرچشمه، كاروان سرای زين الدين، كاروان‌سرای شمس، كشته خانه، گنبد مروست، مار سيد نورالدين، مسجد جامع مهر پادين، مسجدجامع بغداد آباد، مسجد جامع خونزا (هنزا)، مسجد جامع و مسجد فتح آباد ( سده 8 هـ . ق) مهم‌ترين مناطق ديدني اين شهرستان را تشكيل مي دهند. 


صنايع و معادن


ازصنايع شهرستان مهريز اطلاعات مستندي در دست نيست. معدن های شهرستان مهريز تراورتن، مرمر، گل سفيد، سنگ چينی و سنگ های ساختمانی هستند.  


کشاورزی و دام داری


كشاورزی شهرستان مهريز رونق داشته و فرآورده های كشاورزی آن را انار، انجير، پسته، گندم، جو، ذرت، خربزه، هندوانه، ‌گوجه و بادمجان شكيل مي‌دهد. در اين شهرستان دام‌پروری به روش سنتی و صنعتی رواج دارد، به طوری که در سال های اخير مردم اين ناحيه به ايجاد گاوداری صنعتی پرداخته اند. انار، پسته، انجير و گندم صادرات مهم اين شهرستان را تشکيل می دهند.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان مهريز، در جنوب استان يزد، در 10 كيلومتر ی باختر جاده يزد – كرمان قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان يزد، از شمال خاوری به شهرستان بافق از خاور به شهرستان های رفسنجان و شهر بابك استان كرمان، از باختر به شهرستان های تفت، ابركوه، و استان فارس و ازجنوب به شهرستان های شهر بابك استان كرمان و شهرستان نی ريز استان فارس محدود می‌شود. بلندی مركز شهرستان مهريز از سطح دريا، 1366 متر است. آب و هوای اين شهرستان نيمه بيابانی است و هر چه به سوی باختر حركت كنيم، بارندگی زياد شده و درجه حرارت نيز كاهش می يابد. هوای مهريز معتدل خشك بوده و باران ساليانه آن اندك است. بر اساس سرشماری سال 1375جمعيت شهرستان مهريز 74202 نفر شامل 37284 نفر مرد و 36918 نفر زن بوده است. مردم مهريز ايرانی الاصل و آريايی نژادند و به زبان فارسی و لهجه شيرين يزدی سخن می گويند. مردم اين ناحيه مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفری هستند و شماری زرتشتی نيز در كنار شهروندان مسلمان خود، برادرانه زندگی می كنند.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


مهريز، در گذشته «مهری گرد»، «مهرجو»، «مهری جرد»، «ميگرد» و «ميجرد» ناميده شده است. بنای اين شهر را به «مهرنگار» دختر انوشيروان ساسانی نسبت داده و يكی از آبادی های آن، به نام «خورميز» را از بناهای هرمز، پادشاه ساسانی دانسته اند. اين شهر از پيوستن چند آبادی نزديك به هم تشكيل شده و اندك اندك گسترش يافته است. نام آن، در كتاب جامع مفيدی و تاريخ يزد به گونه «مهر گرد»، «مهرجو»، «مهری جرد» نگاشته شده است. از آن جا كه مهريز، در نزديكی شهر يزد قرار گرفته، می توان گفت كه اين شهر از لحاظ تاريخی، سياسی و تا اندازه ای اجتماعی و اقتصادی بستگی زيادی با شهر يزد دارد. 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:42  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان تفت در هجده كيلومتري جنوب‌باختري استان يزدقرار دارد و يكي از مناطق خوش آب و هواي استان يزد است. بيش‌تر فضاهاي اين شهرستان، به ويژه در محلات قديمي، را باغ‌هاتشكيل مي‌دهند. بافت كلي و قديمي تفت، باغ ـ محله و خانه ـ باغ است. 65% جمعيت اين شهرستان به كشاورزي و باغ‌داري اشتغال دارند. در تاريخ يزد، همواره آب تفت زبان‌زد عام و خاص بوده و اكنون نيز كوچه‌اي به نام «آب‌تفت» در شهرستان يزد وجود دارد كه نشانه‌اي از توجه به طراوت شهرستان تفت است. شهرستان تفت يكي از بزرگ‌ترين مراكز پرورش كرم ابريشم و توليد انار در استان است و انار آن به مناطق مختلف صادر مي‌شود.مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان را گيوه دوزي و قالي بافي تشكيل مي‌دهد. قالي‌هاي اين منطقه با طرح كاشاني بافته مي‌شوند. زنان روستايي با ابزار ساده رويه گيوه را مي بافند و يا به قول خودشان مي چينند. ماده اوليه گيوه نخ پنبه اي است پس از مرحله بافت؛ بايستي رويه به تخت دوخته شود. كار تهيه تخت و دوخت به وسيله مردان انجام مي‌شود. گيوه هاي اين منطقه از شهرت زيادي در استان برخوردار هستند. مراكز ديدني اين منطقه را آب‌انبار سرده، آب‌انبار برسه، سنگ‌قبر صفي قلي بيك، حسينيه شاه‌ولي، سنگ قبر خانش بيگم، خانقاه يا بقعه شاه خليل ثاني، مسجد شاه ولي، حسينيه غياث‌آباد، مسجد و حسينيه محله گرمسير، قلعه گرمسير، مسجد شاه يحي، مسجد جامع بيدا خويد،‌مسجد شيخ علي بنيمان، مسجد توران پشت، بقعه سيدگل سرخ توران پشت، بقعه پير مراد توران پشت، بقعه چهل دختران توران پشت، بقعه شيخ جنيد توران پشت، مزار توران پشت، قلعه شواز، مسجد اسلاميه (فراشاه) تشكيل مي‌دهد.

مکان های دیدنی و تاریخی


درختان كهن‌سال، آتشكده‌هاي زرتشتي، آسياب و دژ پهلوان، حسينيه شاه ولی خانقاه و مسجد شاه ولی، آب‌انبار سرده، آب‌انبار برسه، سنگ‌قبر صفي قلي بيك، سنگ قبر خانش بيگم، خانقاه يا بقعه شاه خليل ثاني، حسينيه غياث‌آباد، مسجد و حسينيه محله گرمسير، قلعه گرمسير، مسجد جامع بيدا خويد،‌ مسجد شيخ علي بنيمان، مسجد توران پشت، بقعه سيدگل سرخ توران پشت، بقعه پير مراد توران پشت، بقعه چهل دختران توران پشت، بقعه شيخ جنيد توران پشت، مزار توران پشت، قلعه شواز، مسجد اسلاميه (فراشاه) از جمله مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان تفت به شمار مي‌آيند.  


صنايع و معادن


از صنايع ومعادن شهرستان تفت اطلاعات مستندي در دست ما نيست. مهم ترين صنايع دستي اين منطقه را گيوه‌دوزي و قالي‌بافي تشكيل مي‌دهد كه توسط زنان و دختران در داخل كارگاه ها و يا در منازل مسكوني انجام مي‌گيرد. 


کشاورزی و دام داری


با توجه به استعداد ناحيه؛ بيش تر مردم تفت كشاورز و باغ‌دار هستند. از فرآورده‌های کشاورزی اين منطقه می توان گندم، جو، بنشن، تره بار، انار، هلو، زردآلو، گوجه و گردو را نام برد كه انار تفت فراوان و از کيفيت خوبی برخوردار بوده و به نقاط ديگر صادر می شود. مردم اين شهرستان همراه كشت به دام‌داری نيز می پردازند.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان تفت،در كنار راه يزد – شيراز در باختر استان قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان يزد، از باختر به شهرستان های يزد و ابركوه، از جنوب به شهرستان های ابركوه و مهريز و از خاور به شهرستان مهريز محدود می‌شود. بلندی مركز شهرستان تفت از سطح دريا، 1560 متر است. اين شهرستان ناحيه ای كوهستانی است و بيش از 60 درصد روستاهای آن، در دامنه كوه ها قرار دارند. آب و هوای تفت نيمه بيابانی است، كه به دليل قرار گرفتن در دامنه شيركوه نسبت به يزد، دارای تابستان های ملايم تر و بارندگی بيش تری است. بيش ترين درجه حرارت، در تابستان 34 و كمترين آن در زمستان 12 درجه سانتي‌گراد است. رطوبت در تابستان 15 درصد و در زمستان 30 درصد بوده و ميانگين بارندگی ساليانه برف 70 سانتي‌متر و باران تا 60 سانتي‌متر است. مردم اين شهرستان مسلمان شيعه و آريايی نژادند و به زبان فارسی و لهجه شيرين محلی يزدی سخن می گويند. زرتشتيان ساکن در اين شهر با گويش ويژه خودشان سخنی می گويند. تفتی ها، مردمی پاك انديش، سخت كوش، درستكار، ‌متدين و مهمان نواز هستند. مسيرهاي ارتباطي اين منطقه به اطراف عبارتند از:
- راه تفت – يزد به سوی شمال خاوری و به درازای 20 کيلومتر
- راه تفت – ده نو – ده شير به سوی باختر و سپس به سوی جنوب
- راه تفت – ترزجان به درازای 24 کيلومتر
- راه تفت – منشاد – ده بالا
- راه تفت – ابرکوه به درازای 150 کيلومتر
فاصله هوايی شهر تفت تا تهران، 520 كيلومتر است  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


تفت منطقه‌اي باستانی با پيشينه‌ای دراز است. اين شهر از هر لحاظ با يزد پيوند تاريخی داشته و نامش هميشه با آن، همراه بوده است. شهر تفت را، كه زادگاه علامه تفتازانی است، به دليل وجود چشمه «نصيری» در پای «چنار سرده»، «تفت نصيری» نيز ناميده اند. واژه تفت، در اوستا «تفته» به معنی «گرم شده»است. مردم تفت بر اين باورند که به دو دليل اين شهر تفت ناميده می‌شود. يکی به دليل وجود تفته كوه در جنوب شهر، كه هنگام تابش خورشيد، بسيار داغ و سوزان شده و به اصطلاح محل تفتيده می شود و ديگر سبد و طبق ميوه که در گويش محلی به آن ها «تفت» می گويند، که هر دو مورد درست بوده و كاربرد دارند. در ديگر فرهنگ ها تفت به معنی قهر و غضب، خرام و خرامان، گياه دارويی كه خوردن بيخ آن مانند تاتوله جنون آورد، نيز آمده است.  
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:41  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان طبس با 55464 كيلومتر مربع وسعت، بزرگ‌ترين شهرستان اين استان است و در دامنه باختري ارتفاعات «شتري»در حاشيه كوير نمك قرار دارد و از شمال و خاور با استان خراسان‌رضوي و جنوبي‌همسايه است. اين شهرستان داراي دو شهر و هشت دهستان است و حدود 63400 نفر جمعيت دارد. آب و هواي طبس گرم و خشك و كويري و از لحاظ پوشش گياهي و جانوري فقير است. محصولات كشاورزي طبس را خرما، مركبات، زعفران، پنبه، گندم، جو و پسته‌تشكيل مي‌دهد.مهم‌ترين صنعت دستي اين منطقه قالي‌بافي است و معادن ارزشمندي از خاك نسوز، ذغال‌سنگ و بارتين در اين ناحيه وجود دارد. مركز طبس، شهر جديد طبس با ارتفاع 690 متر از سطح دريا است. شهر قديم طبس و بسياري از روستاهاي توابع آن، در زلزله 25 شهريور سال 1357 به كلي ويران شد و حدود 250۰0 نفر در اين حادثه جان باختند.باغ‌گلشن، مدرسه‌دو مناره گلشن، بقعه امام‌زاده حسين‌بن موسي(ع)، حسينيه عمادالملكي و مزار پير حاجات از جمله مهم‌ترين مناطق ديدني اين شهرستان به شمار مي‌روند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:40  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان صدوق با وسعت 5486 كيلومتر مربع در شمال باختري استان يزد قرار گرفته است. جمعيت اين شهرستان در سال 1375 بيش از 27924 نفر بوده است. مركز اين شهرستان «اشكذر»است و داراي دو بخش «مركزي» و «خضرآباد» و سه دهستان است. مناطق ديدني و تاريخي شهرستان صدوق را مجموعه حجت‌آباد وزير شامل حمام، آب‌آبنار و بازار، مجموعه سلطانيه در بندرآباد، مسجد ريگ، مسجد اميرالمؤمنين زارچ و مجموعه آثار تاريخي ندوشن تشكيل مي‌دهد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:39  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان خاتم يكي از جديدترين شهرستان‌هاي استان يزد است. شهرستان خاتم 7931 كيلومتر مربع وسعت و جمعيتي معادل 27947 نفر دارد. آب و هواي خاتم بياباني و نيمه بياباني است. بخش عمده اين شهرستان، زير پوشش جنگلي قرار دارد. جنگل‌هاي پسته وحشي «باغ شادي» و جنگل‌هاي بادام كوهي «چنار ناز» از جمله پوشش گياهي اين منطقه به شمار مي‌روند. اين شهرستان مهم‌ترين قطب كشاروزبي استان يزد محسوب مي‌شود. وجود منابع آبي فراوان از جمله سفره‌هاي وسيع آب‌هاي زيرزميني، هم‌جواري با شهرستان سرسبز بوانات و قرار گرفتن در مسير رودخانه بوانات، چشم‌انداز نويدبخشي را براي كشاورزي اين منطقه ترسيم كرده است. چاه آرتزين شهرستان خاتم نمونه‌اي از فراواني آب در اين منطقه است. صنايع دستي شهرستان خاتم عبارتند را قالي‌بافي،‌گيوه‌بافي،‌گليم‌بافي و جوال‌بافي تشكيل مي‌دهند. پرنده زيبا و نادر «هوبره» در شهرستان خاتم بسيار يافت مي‌شود.قلعه مروست، بقعه شيخ‌عبدالله،‌بقعه شيخ‌بهاءالدين، مسجد شاه‌حسين و قلعه محمد كريم‌خان هرات مهم‌ترين مكان‌هاي ديدني اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:38  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان اردكان در شصت كيلومتري شمال باختر استان و در حاشيه كوير نمك قرار دارد. قدمت اردكان در هاله‌اي از ابهام قرار دارد اما آن‌چه مسلم است اين شهر در زمان شاه طهماسب صفوي وجود داشته است. عده اي معقتدند كه اردكان ابتدا در محل خوش مكان كنوني (واقع در 5 كيلومتري شهر) مستقر بوده و بعدها در محل كنوني خود استقرار يافته است. گفته شده است اردكان در قرن هفتم هـ.ق در محل «زردك» (قديمي‌ترين آبادي اين منطقه) بنا شده است. اين شهرستان داراي سه بخش «مركزي»،«خرانق» و«عقدا»است. مرتفع‌ترين قسمت اين شهرستان قله «ميل» و پست‌ترين ناحيه آن كوير «سياه‌كوه»است. آب و هواي اردكان‌صحرايي است. كمي نزولات جوي، بالا بودن ميزان تبخير، پديده بيابان‌زايي و حركت شن‌هاي روان از ويژگي‌هاي خاص اين منطقه است. بيش‌تر مردم اين منطقه به كشاروزي و باغ‌داري اشتغال دارند. صنايع دستي اين شهرستان چادرشب، حصيربافي، خورجين بافي، (لبافي) آهنگري، قالي بافي، زيلوبافي، نساجي وحلواسازي است. شهرستان اردكان از مكان‌هاي ديدني و تاريخي متعددي برخوردار است. مسجد جامع اردكان، مسجد زيرده، تكيه بازار نو، امام‌زاده ميرسيد محمد(ع)، امام‌زاده سيد نورالدين(ع)، موزه مردم‌شناسي، چهارسوق، آب‌انبار دو راه، آب‌انبار قلعه،‌تكيه بازار نو، سنگ‌قبر ملاعارف و مراكز مذهبي زرتشتيان عبارت از:پيرشاه اشتادا يزد، پيرشاه تشترا يزد، پيرشاه مهرايزد، پيرشاه‌مراد، پيرشاه فريدون، پيرهريشت، پير سبز چك‌چك، زيارتگاه پارس بانو از جمله مكان‌هاي ديدني اين منطقه به شمار مي روند.

مکان های دیدنی و تاریخی


آب انبار دوراه، آب انبار قلعه، آتشكده شريف آباد، آتشكده احمد آباد، پيران زرتشتی، پير سبز هريشت، پيرسوز، چهارسوق، چك چكو، حسينيه بازار نو، خانقاه اردكان، دخمه ترك آباد، دخمه شريف آباد، زيارتگاه پيربفروييه، زيارتگاه پارس بانو، زيارتگاه زرتشتيان، شريف آباد، مدرسه علميه، مسجد جامع، مسجد زيرده، مسجد كچيب، مسجد زردك و ميل ترك آباد از جمله مكان‌ةاي تاريخي و ديدني اين منطقه به شمار مي‌آيند.  


صنايع و معادن


از كارگاه های صنعتی اردكان می توان موزاييك سازی، آجر پزی، سنگ‌بری و برخی صنايع كوچك را نام برد. مهم ترين معادن اردكان و پيرامون آن اورانيوم، ‌باريم، آهن، سرب، روی، گچ و نمك هستند.فرآورده اردكان ارده و حلوا ارده است كه در عصاری ها و كارگاه های حلوا ارده سازی، از روغن كنجد توليد و صادر می شوند. 


کشاورزی و دام داری


كشاورزی در اردكان به دليل‌ نداشتن آب كافی رونق چندانی ندارد.از فرآورده مهم اين شهرستان می توان انار، روناس، گندم، ميوه، يونجه، پنبه و پسته را نام برد. پسته اردكان از گونه پسته مرغوب ايران به حساب می آيد. با توجه به آب و هوای اردكان دام‌داری به گونه پراكنده انجام می شود و دام اصلی آن بز است. با اين حال گوسفند، گاو، شتر نيز نگه‌داری می کنند و مرغ‌داری نيز در اين منطقه رايج است.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان اردكان در شمال استان يزد، در دل كوه كوير مركزی ايران، در مسير راه تهران – يزد قرار دارد و پهناورترين شهرستان منطقه است. اين شهرستان از سوی شمال خاوری و خاور به استان خراسان، از شمال باختری به استان اصفهان، از باختر به استان های اصفهان و فارس، از جنوب به شهرستان های بافق، يزد، و ميبد محدود می‌شود. حدود 5 درصد اين ناحيه كوهستانی بوده و ميانگين بلندی آن از سطح دريا 1234 متر است. اختلاف درجه حرارت در اين ناحيه زياد بوده و ميانگين اندازه بارندگی سالانه در اردكان 56 ميلی متر است. بيش ترين بارندگی در پاييز و زمستان و اندكی در بهار است و بيش ترين درجه حرارت سالانه 42 و گاهی به 45 درجه سانتي‌گراد می رسد. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


اردکان از زمان پيدايش، زادگاه و محل سكونت عالمان و دانشمندان بوده است. کلمه اردكان از دو بخش «ارد» به معنی مقدس و «كان» به معنی معدن و مكان تشكيل شده كه به معنی مكان مقدس است. در زبان پهلوی «ارد» به معنی خشم و دلاوری بوده و چون در گذشته دور، مردمی دلاور و جنگجو، در اين ناحيه زندگی می كرده اند، به نام مركز دلاوری و خشم نيز سرشناس شده است. محمد مفيد مستوفی بافقی درباره نام اردکان چنين می گويد : «ارد» به لفظ فرس، دور را گويند و چون در اطراف و جوانب آن محل، كوه بسيار است و در ازمنه سابقه، در آن جبال معادن مس و سرب و فيروزه و غيره بود لهذا، در افواه عوام اسم آن قصبه به اردكان موسوم گشته است. و اين قصبه شريفه، از قديم الايام محل موطن فضلا و علما و حكما و منجمين و دانشمندان بوده و هست و در ميان اصحاب هوش به «يونان كوچك» اشتهار دارد. با توجه به منابع موجود، در گذشته آبادی اردكان در محلی كه اكنون «زردك» خوانده می شود بنا شده و آثار خرابه های آن نيز به چشم می خورد. در سده های باستانی، نامی از اردكان در آثار تاريخی برده نشده است. نخستين باری، كه در تاريخ از اين شهر ياد شده، سده 7 هـ. ق است كه نامی از اردكان و خانقاه ساختن شيخ تقی الدين دادا محمد از بزرگان و سالكان راه دين به ميان آمده است. پس از شيخ محمد و پسرانش، اردكان به گونه علم، حكمت و ادب درآمد و از آن پس، درستی واژه «يونان كوچك» به اردكان تحقق يافت و نام اردكان را بيش از پيش روشنايی بخشيد. در دوران افشاريه (1163 هـ. ق) علی قلی خان، برادرزاده نادرشاه، عليه شاهرخ شاه افشار شورش كرد و عازم خراسان شد. پس از پيمودن مسير تا نزديكی اردكان، از سوی سپاهيان شاهرخ شاه سركوب و دستگير و به مشهد فرستاده و در آن جا كشته شد. درسال 1207 هـ. ق لطفعلی خان زند، در جريان جنگ های خود با آقا محمد خان طبسی، سپاه كوچكی تدارك ديد و به سوی شيراز رهسپار شد. درنزديكی يزد، محمد تقی خان يزدی، راه را بر لطفعلی خان بست. لطفعلی خان با دلاوران زند و سپاهيان طبسی، در ناحيه اردكان، برخان يزدی تاخت و آنان را شكست داده و رهسپار ابركوه شد. در تمامی دوران قاجار، شهر اردكان و پيرامون آن، جزو حكومت يزد محسوب می شد. در سال 1236 هـ. ق شاهزاده محمد ولی ميرزا، حكمران يزد شد و حاجی ميرزا محمد خان قزوينی را به حكومت اردكان و ميبد فرستاد. پس از قزوينی، ‌ميرزا مهدی قلی وزير و پس از او محمد كريم خان، حاكم اردكان شدند.  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:37  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان بافق با مركزيت شهر بافق، در فاصله يك‌صدوبيست كيلومتري جنوب‌خاوري يزد و در ارتفاع 927 متر از سطح دريا قرار دارد. مردم بافق علاوه بر استفاده از خرما، از الياف و شاخه های اين درخت پادری، بادبزن، كلاه حصيری، ريسمان تهيه می کنند. مهم ترين صنايع دستی اين شهرستان را قالی‌بافی، صابون پزی، كرباس بافی، جارو، بادبزن، حصير و پادری تشكيل مي‌دهد كه به مناطق ديگر نيز صادر می شود. به علت وجود درختان خرما در اين منطقه؛ صنايع دستي وابسته به نخل در اين شهرستان رونق فراوان دارد. هم‌چنين اين شهرستان به لحاظ وجود معادن غني بسيار داراي اهميت بوده و شغل بسياري از مردم آن معدن‌كاري است. شهرستان بافق از مكان‌هاي تاريخي و ديدني متعددي برخوردار است. امام‌زاده عبدالله‌بن موسي‌بن‌جعفر(ع)، مسجد جامع (قرن 12 هـ.ق)، مسجد سراستخر، مسجد امام حسين(ع)، مسجد حاج حسين، مسجد چهارده معصوم(ع)، مسجد فاطميه بافق و مسجد فاطميه آهن‌شهر، مسجد صاحب‌الزمان(ع) مباركه،‌حسينيه امام‌زاده و مسجدحاجي سيد حسن از جمله ديدني هاي اين منطقه محسوب مي‌شوند.

مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه عبدالله‌، باغ تيتو، پير مراد، چشمه پيروزی، خانه های پيشين، خانه های وحشی بافقی، قاضی مير جعفر، قلعه كافر، مسجد جامع، مدرسه علميه و محله لرد از مهم‌ترين مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان بافق به شمار مي‌آيند.  


صنايع و معادن


از معادن بافق می توان معدن آهن چغارت، در 14 كيلومتری شمال خاوری شهر بافق، معدن آهن چادرملو، معدن آهن سه چاهون، معدن ناريگان و معدن سرب و روی كوشك در شمال خاوری شهر بافق و معادن زير زمينی مس، سرب، روی و زغال سنگ را نام برد. 


کشاورزی و دام داری


جايگاه جغرافيايی اين ناحيه سبب شده كه هميشه دست‌خوش كم آبی باشد. شوره زارها نه تنها با خاك های شور و قليايی خود، عامل ركورد كار كشاورزی می شوند، بلكه كاهش بازدهی فرآورده های كشاورزی را به دنبال دارند. با وجود اين شغل بيش تر مردم بافق كشاورزی بوده است. از مهم ترين فرآورده های كشاورزی اين شهرستان می توان گندم، جو، پنبه، روناس، نارنج، پسته و خرما را نام برد که هرساله مقداری از اين فراورده ها به نقاط ديگر صادر می‌شود. نخلستان های بافق بيش از 400 هزار اصله درخت خرما دارند، كه ‌در شكوفايی اقتصاد آن تأثير زيادی داشته اند.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان بافق در جنوب خاوری استان يزد و در كنار راه آهن تهران – كرمان قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان اردكان، از باختر به شهرستان های يزد و مهريز، از جنوب به استان كرمان و كوير لوت و از خاور به كوير لوت محدود می گردد. آب و هوای شهر بافق، در تابستان ها گرم، اما در زمستان ها ملايم تر از ديگر نواحی استان يزد است. ريزش باران بيش تر در زمستان و بهار روی می دهد. در بخش باختر و جنوب خاوری بافق تپه های ريگ روان وجود دارد، كه بلندی آن ها از چند متر تجاوز نمی كند. بزرگ‌ترين نمك زار استان يزد، يعنی كوير درانجير و در شمال باختری اين شهرستان، در اثر شوراب های رود شور به وجود آمده است. مراتع شهرستان بافق از گونه فقير است و بالا بودن تبخير و نامناسب بودن ميزان بارندگی سبب شده است، كه مراتع خوب نيز دوام چندانی نداشته باشند. مراتع لرد شيطور جزو بهترين مراتع استان يزد می باشند. طبق سرشماری سال 1375جمعيت شهرستان بافق 41835 نفر شامل 9027 خانوار بوده است، كه از اين شمار 20738 نفر مرد و 21097 نفر زن بوده اند. مردم بافق سخت كوش، متدين، ميهمان نواز، پاك انديش، آزاده و وطن دوست هستند. بافقی ها ايرانی الاصل و آريايی نژادند و به زبان فارسی و لهجه شيرين محلی سخن می گويند. همه مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفری می باشند. فاصله هوايی بافق تا تهران 599 كيلومتر و فاصله زمينی آن تا يزد 117، تا چغارت 7، تا زرند 157، تا تهران 794، تا اردكان 17 كيلومتراست. با گشايش راه آهن بافق – بندرعباس و انجام طرح راه آهن بافق- مشهد، اين شهر از جايگاه اقتصادی ويژه ای برخوردار شده و رونق تازه ای يافته است.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


بافق از شهرهای پيشين و تاريخی استان يزد به دليل جايگاه طبيعی، جغرافيايی و ارتباطی خود در دوران های گوناگون مورد توجه بوده و بارها مورد چپاول سركشان و كشورگشايان قرار گرفته است. اين شهرستان پيش از اسلام جزو قلمرو هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان بوده است. در روزگار ساسانيان منطقه يزد، از جمله شهر بافق رو به آبادانی نهاد و از جايگاه ويژه ای برخوردار شد. بافق، در روزگار عثمان بن عفان به دست مسلمانان گشوده شد و در نيمه دوم سده سوم هـ. ق، يعقوب ليث صفاری بر اين منطقه دست يافت. در روزگار ديلميان، فخر الدوله ديلمی و از سال 536 تا 718 هـ . ق اتابكان يزد بر اين ناحيه حكومت كردند و نماينده ای به بافق فرستادند. در زمان آل مظفر، صفويان و حاكمان دوره تيموری، شهر بافق گسترش يافته و آباد شد. در حمله افغان ها به ايران، به مردم منطقه يزد، از جمله شهر بافق خسارت وارد شد و اين شهر، به قلمرو محمود و اشرف افغان درآمد. در دوره نادرشاه افشار و جانشينان او، شهر بافق تابع ايالت يزد بود و محمد تقی خان و بازماندگانش بر اين ناحيه حكمرانی داشتند.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:36  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان‌ابركوه‌در يك صدوچهل كيلومتري باختر شهرستان يزد قرار دارد. مركز اين شهرستان، شهر ابركوه با وسعت شش كيلومتر مربع است و بيش‌تر اهالي آن به كشاروزي اشتغال دارند. ابركوه يكي از شعب راه ابريشم است كه در گذشته آباد و پر جمعيت بود. نام آن در منابع قديم و جديد به صورت‌هاي «ابرقو»، «ابرقويه»،«برقوه» و «دركوه»آمده است. در نزديكي ابركوه تپه‌هاي سياه‌رنگي وجود دارد كه به آن «تل خاكستر» نيز مي‌گويند. برخي از مردم معتقدند كه آتش «ابراهيم(ع)» در اين مكان افروخته شد و عده‌اي نيز آن‌ها را به آتش «سياوش» نسبت مي‌دهند. اگرچه اين روايات جنبه افسانه دارد، اما «سرو پنج هزار ساله» ابركوه نشاه از قدمت و ديرينگي اين شهر مي‌دهد. از صنايع دستي اين شهرستان مي توان كرباس‌بافي، گليم‌بافي، صابون شيري را نام برد. قالي بافي از قديمي ترين صنايع دستي رايج در اين شهرستان است اغلب زنان اين شهرستان به قالي بافي اشتغال دارند و طرح هاي مختلف نايين و اصفهان و كاشان در اين شهرستان رايج است. اين منطقه از مكان‌هاي ديدني متعددي برخوردار است كه گنبد عالي، مزار پير حمزه سبزپوش، مقبره حسن‌بن كيخسرو، گنبد سيدون و گنبد گل سرخي، قطبيه، مسجد حاجي كامل،‌امام‌زاده احمد بن جعفر(ع)، مناره‌هاي مسجد نظاميه، مسجد جامع ابرقو، مسجد بيرون يا مسجد امام رضا(ع)، پريشك يا پير صدق، پير حسين، مقبره اشرف‌الدوله حسن بن شمس‌الدين مهر، امامزاده عباس بن‌علي بن‌الحسن بن‌علي ابي‌طالب(ع)، يخچال دوره قاجاري، تل‌هاي خاكستري، بي‌بي سارا خاتون، بناهاي كوه صفه، بادگيرها، محله‌هاي‌قديمي چون:درقلعه،بنادان،جرمدين،صفاييه، جهانستان، دروازه ميران. گل‌كاران، نظاميه، طاووس، بازار، پشت آسياب، محله خواجه از جمله مهم‌ترين آن‌ها به شمار مي‌آيند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:34  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

كبودرآهنگ يكی از شهرستان‌های استان همدان است كه دربرگيرنده‌ي يكي از آثار طبيعي وبا اهميت ايرانيان يعني غار عليصدر است. گفته مي‌شود در اين منطقه چون در گذشته رودهای متعدد و بركه‌هايی وجود داشته كه كبوتران از هر سو به آن می شتافتند از اين رو آن‌را كبوتر آهنگ ناميدند اما در زبان تركی كورنگ گفته می شود كه به معنی رودهای آب است.
مركز شهرستان كبودر آهنگ در 48 درجه و 43 دقيقه درازای جغرافيايي و 35درجه و 12 دقيقه پهنای جغرافيايي و در ارتفاع 1675 متری از سطح دريا واقع شده است. كبودر آهنگ از شمال به خدابنده ( استان زنجان ) از خاور به رزن، از جنوب به همدان و از شمال باختر به شهرستان بيجار و قروه محدود می‌شود. اين شهرستان با آب و هوايی سرد و خشك، در شمال خاوري استان همدان قرار دارد. صنايع دستی به‌ويژه قالی بافی كبودر آهنگ از شهرت فراوانی برخوردار بوده و به عنوان قديمی ترين صنايع اين بخش محسوب می شوند. در بيش‌تر خانه های روستايي اين منطقه دار قالی وجود دارد و نقش به سزايي در تامين معاش مردم منطقه ايفا می كند. آب كشاورزی منطقه از چاه های عميق و قنات ها تامين می شود و گندم، جو، يونجه، بنشن، تره بار، انگور و سيب از مهم ترين محصولات آن است. گندم و جو آن به خارج از شهرستان صادر می شود. وجود مراتع غنی در اين منطقه سبب تقويت دام‌داری شده و روستاييان روی پرورش گوسفند و گاو تاكيد فراوانی دارند به خصوص اهميت دام‌داری در دهستان مهربان بر كشاورزی بيش‌تر است.غار عليصدر،قلعه‌باشقوتاران و پل‌كوريجان مهم‌ترين ديدني هاي اين منطقه راتشكيل مي‌دهد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:7  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

مطالعات تاريخی نشان داده است که پيدايش ملاير از دوره قاجاريه و با اهتمام شاهزادگان قاجار آغاز شده و توسعه يافته است. در گذشته در خاور و باختر شهر فعلی ملاير و با فاصله كمی از آن، دو آبادی وجود داشته كه در حال حاضر خرابه های قلعه های آن ها به چشم می خورد. اين محلات هسته اوليه شهر ملاير را تشكيل داده و قلعه های آن ها قسمتی از محله های كنونی شهر را نيز در بر می گرفته است. مطالعات انجام شده نشان می دهد كه اين قلعه احتمالا دارای هفت راه ورودی در اطراف خود بوده است كه هر يک به منظوری خاص و جهت افراد به خصوص و در زمان های معينی مورد استفاده قرار می گرفته اند. بيش‌ترين‌جمعيت شهرستان ملاير به كار كشاورزی اشتغال دارند. نوع كشت در اين منطقه آبی و ديمی بوده و انواع محصولات در آن به عمل مي‌آيد. صنايع دستی يكی از فعاليت های مهم اقتصادی مردم اين بوده و قالی بافی و فرش های جوزان و حسين آباد آن از معروفيت خاصی برخوردار است. هم چنين قالی های معروف به كسب‌ و ننج(دو روستای ملاير) دارای شهرت خاصی هستند كه بيش‌تر صادر می‌شوند. در برخی از روستاهای اين شهرستان منبت كاری نيز معمول است كه بيش‌تر شامل مبل و صندلی و ميز می‌شود و از صادرات عمده اين شهرستان محسوب مي‌شود. اقتصاد اين شهرستان به ترتيب اهميت مشاغل بر پايه كشاورزی، دام‌داری، باغ‌داری و صنايع دستی نهاده شده است كه ديگر فعاليت ها غالبا در كنار كار كشاورزی انجام می شود. منبت كاری كه بيش تر شامل مبل و صندلی و ميز می شود، از صادرات عمده ملاير به تهران و ساير نقاط است. علاوه بر آن چه گفته شد زنبور داری و پرورش عسل نيز در اين شهرستان رايج است. بنابراين انگور، كشمش، شيره انگور، باسلق، گردو،‌ بادام، تره بار،‌ دام زنده، فرآورده های دامی، فرش، آجر، سنگ سيليس، سرب، نقره، لوازم منبت كاری،‌ عسل،‌ بوقلمون،‌ مرغ و تخم مرغ مهم ترين اقلام صادراتی ملاير را تشكيل می دهند. سنگ های استخراجی از معادن سنگ ساختمانی به مصرف كارخانه های سنگ بری اين شهرستان می رسد. به دليل غنای معادن در اين منطقه اغلب كارخانه ها و صنايع در ارتباط با معادن منطقه مشغول فعاليت هستند. شهرستان ملايرداراي مكان‌هاي تاريخي و ديدني متعددي است.آتشكده باستاني نوشيجان، تالاب آق‌گل، زيستگاه حيات وحش لشگر، درياچه مصنوعي و مجتمع سياحتي كوثر، يخچال ميرفتاح بوستان سيفيه برج سامن، آرامگاه‌حيقوق نبي(ع)، آرامگاه ميررضي‌الدين آرتيماني، مدرسه علميه شيخ علي‌خان زنگنه و امام‌زاده اسماعيل سرابي (امام‌زاده كوه) از جمله مهم‌ترين مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان ملاير به شمار مي‌آيند.

مکان های دیدنی و تاریخی


آتشكده باستاني نوشيجان، تالاب آق‌گل، زيستگاه حيات وحش لشگر، درياچه مصنوعي و مجتمع سياحتي كوثر، يخچال ميرفتاح بوستان سيفيه برج سامن، آرامگاه حيقوق نبي(ع)، آرامگاه ميررضي‌الدين آرتيماني، مدرسه علميه شيخ علي‌خان زنگنه و امام‌زاده اسماعيل سرابي (امام‌زاده كوه) از جمله مهم‌ترين مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان ملاير به شمار مي‌آيند.  


صنايع و معادن


سنگ های استخراجی از معادن سنگ ساختمانی به مصرف كارخانه های سنگ بری اين شهرستان می رسد. به دليل غنای معادن در اين منطقه اغلب كارخانه ها و صنايع در ارتباط با معادن منطقه مشغول فعاليت هستند. شهرستان ملاير از جهت معادن غير فلزی به ويژه سنگ سيليس و سنگ های ساختمانی جزو مناطق غنی كشور محسوب می شود. در شهرستان ملاير جمعا يازده معدن غير فعال وجود دارد كه شامل هفت معدن سنگ سيليس و 4 معدن سنگ ساختمانی و مرمريت، سنگ گچ و فلدسپات می باشد كه هنوز به مرحله استخراج نرسيده است. مهم ترين معادن فعال شهرستان ملاير عبارتند از :
1- معدن سرب و نقره آهنگران
2- معدن سيليس آبدر
3- معدن سيليس ازندريان
4- معدن سيليس يا بارييس
5- معدن فلدسپات چغانی  


کشاورزی و دام داری


بيش‌ترين‌جمعيت شهرستان ملاير به كار كشاورزی اشتغال دارند. نوع كشت آبی و ديمی بوده و مهم ترين محصولات كشاورزی در شهرستان ملاير عبارتند از : گندم، جو، بنشن، تره بار و چغندر قند. فرآورده های باغی نيز عبارتند از انگور،‌ بادام، گردو، زرد آلو و سيب كه بعضی به صورت تازه و بعضی ( از جمله انگور ) به صورت خشكبار صادر می گردد. انگور مهم ترين محصول شهرستان ملاير محسوب می شود كه از آن فرآورده های متنوعی چون شيره انگور، باسلق و كشمكش تهيه می شود. كشمكش ملاير علاوه بر استان های ديگر به خارج از کشور، به ويژه به اروپا صادر می‌شود. دام‌داری نيز از رشته های اقتصادی مهم شهرستان ملاير به شمار می رود كه بيش تر به صورت سنتی رواج يافته و در روستاها به صورت پرورش گوسفند، بز، گاو و گوساله رايج است. هم چنين شير گاوداری ها به كارخانه شير پاستوريزه همدان حمل می‌شوند. بعضی از اقلام فرآورده های دامی به خصوص روغن، پنير و كشك از صادرات مهم اين شهرستان به شمار مي‌آيند.هم چنين از ديگر فعاليت‌های مهم در اين زمينه، پرورش طيور است كه گوشت آن به خوزستان و همدان صادر می‌شود. تعداد مرغ‌داری ها و مراكز پرورش طيور در اين شهرستان زياد و قابل توجه است. 


مشخصات جغرافيايي


ملاير از شهرستان های استان همدان است كه از شمال به شهرستان همدان، از خاور به شهرستان اراك ( استان مرکزی )، از جنوب به شهرستان بروجرد ( استان لرستان ) و از باختر به شهرستان های تویسركان و نهاوند محدود می‌شود. شهرستان ملاير به سه قسمت مركزی،‌ جوكار و سامن تقسيم شده و رود حرم آباد مهم ترين رود اين شهرستان می باشد. شهرستان ملاير را می توان جزء مناطق كوهستانی دانست كه در حوزه سلسله جبال زاگرس قرار گرفته و در اين كوه ها عوارض طبيعی جانبی زيبايی های خاصی را بوجود آورده اند. جمعيت شهرستان ملاير بر اساس سرشماری سال 1375 برابر با 062/297 نفر بوده است. اهالی شهرستان ملاير به زبان فارسی با گويش لری صحبت می كنند و دين آنها اسلام و مذهب شان شيعه می باشد.
1- راه آسفالت درجه يك اصلی ملاير – بروجرد به طول 59 كيلومتر به سمت جنوب
2- راه آسفالت فرعی ملاير – نهاوند به سمت جنوب باختر به طول 41 كيلومتر 

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


مورخان در مورد وجه تسميه ملاير نظرهای مختلفی ارائه داده اند. برخی باور دارند که از آن جهت که در زمان مادها با روشن كردن آتش بر روی تپه ها و كوه های اين منطقه، اخبار را به ساير مناطق می رساندند، اين ناحيه « مل آگر » به معنی تپه آتش ناميده شد. روايت ديگری می گويد كه اعراب در زمان حمله به ايران، هنگام عبور از اين منطقه به آب دست نيافته بودند و به همين دليل آن را « ماء لايری » به معنی آب ديده نمی شود خواندند. بعدها منطقه به همين نام معروف شده و ملاير كنونی صورتی از آن عبارت است. ملاير از زمان های بسيار دور منطقه ای آباد و پر جمعيت بوده است. اسامی بعضی از روستاها مانند مانيزان، گوراب، اسكنان و ابنيه و آثار تاريخی به جای مانده منطقه از جمله دژگوراب و تپه نوشيجان حاكی از قدمت تاريخی اين منطقه است. بنای شهر فعلی ملاير با حكومت فتح‌علی شاه قاجار در سال 1188 هجری مقارن است كه توسط محمد علی ميرزا دولتشاه احداث شد و نخست به نام بانی آن دولت آباد خوانده شد، و سپس با انقراض سلسله قاجاريه به ملاير تغيير نام يافت.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:6  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

همدان‌يكي‌ازديدني‌ترين،باستاني‌ترين و معروف‌ترين نواحي گردشگري ايران است. بنای‌همدان را به‌دياآكو پادشاه ماد (حدود 700 سال قبل از ميلاد) نسبت می‌دهند كه در دوره باستان؛ بانام هگمتانه و اكباتان موجوديت داشته است. وسعت منطقه‌ي باستانی هگمتانه محدود به منطقه‌ای می‌شود كه اكنون به نام تپه هگمتانه معروف است. اگر چه محدوده باستانی اين منطقه، هنوز تعيين نشده اما اين دو محل در گذشته بخش‏ هايی از يک شهر بزرگ بوده ‏اند. فاصله اين دو تپه، يعنی هگمتانه و پيسا، تقريباً دو و نيم كيلومتر است كه تپه هگمتانه به كوه‌های الوند نزديک تر است و نسبت به تپه پيسا گسترده‌تر است. شهرستان همدان از شمال به استان قزوين و زنجان، از خاوربه استان مرکزی، از جنوب به شهرستان های ملاير و تويسركان، از باختر به اسد آباد و از شمال باختري به كبودر آهنگ محدود می‌شود. شهرستان باستانی همدان از ديرباز در رشته های كشاورزی، دام‌پروری و صنايع دستی فعاليت چشم‌گير داشته و در سال‌هاي اخير صنايع كارخانه‌ای نيز به توسعه‌ي زير بنای اقتصادی آن كمك شايانی كرده است. پوست، چرم، سراميك، شيشه، قالی، تره بار، بنشن، فرآورده های دامی، انگور، سيب، گلابی و گردو و بادام اقلام مهم صادراتی همدان را تشكيل می دهد. توليدات پوست، پشم و چرم در رونق صنايع دستی اين شهرستان تاثير داشته و در نتيجه صنايع چرم‌سازی، كفاشی، پوستين دوزی و قالي‌بافی رشد و توسعه زيادی يافته است. قالی های همدان نيز كه اغلب با طرح های همدان و ساروق و با پشم مرغوب يا گل ابريشم بافته شده از جمله صادرات با ارزش همدان به شمار می رود. گيوه بافی، سراميك سازی، سفال‌گری، فلزكاری از قبيل : طلا سازی و توليد ابزارهای مختلف فلزی و صنايع چوبی از ديگر صنايع دستی شهرستان همدان به شمار مي‌آيند. از اين ميان صنعت سراميك سازی همدان كه به ويژه در شهر لالجين تمركز بيش‌تری يافته، اهميت و شهرت فوق العاده ای دارد تا آن‌جا كه جهت توسعه و اعتلای اين صنعت دانشكده‌ای در رشته سراميك سازی در شهر لالجين احداث شده است. گنج‌ نامه كه در يكي از دامنه‌هاي كوهستان الوند، در انتهاي دره باصفاي عباس‌آباد و به فاصلة 5 كيلومتري جنوب باختري همدان قرار گرفته و در آن دو سنگ نبشته حاوي پيام‌هاي داريوش و پسرش خشايار شاه (دو تن از شاهان هخامنشي) به يادگار مانده است، آرامگاه دانشمند بزرگ ايراني ابوعلي سينا، مقبره استر و مردخاي كه بنايي متعلق به قرن هفتم هجري است،آرامگاه عارف وارسته باباطاهر همداني، شهر باستاني و موزه هگمتانه كه تپه‌اي به وسعت بيش از 25 هكتار در دو سوي خيابان اكباتان همدان است و در گذشته‌هاي دور مركز اين شهر بوده است، برخي از مهم‌ترين آثار تاريخي و باستاني شهرستان همدان را تشكيل‌مي‌دهند. علاوه برآن غار معروف عليصدر، مجتمع سياحتي و تفريحي تپه عباس‌آباد، برج قربان كه از آثار قرن هفتم يا هشتم هجري است، گنبد علويان كه در چهارباغ علويان واقع شده، ميدان ميشان، پيست اسكي تاريك دره و ده‌ها اثر تاريخي، ديگر ديدني‌هاي اين ناحيه باستاني ايران را تشكيل مي‌دهند.


مکان های دیدنی و تاریخی


گنج‌ نامه كه در يكي از دامنه‌هاي كوهستان الوند، در انتهاي دره باصفاي عباس‌آباد و به فاصلة 5 كيلومتري جنوب باختري همدان قرار گرفته و در آن دو سنگ نبشته حاوي پيام‌هاي داريوش و پسرش خشايار شاه (دو تن از شاهان هخامنشي) به يادگار مانده است، آرامگاه ابوعلي سينا، مقبره استر و مردخاي كه بنايي متعلق به قرن هفتم هجري است،آرامگاه عارف وارسته باباطاهر همداني، شهر باستاني و موزه هگمتانه كه تپه‌اي به وسعت بيش از 25 هكتار در دو سوي خيابان اكباتان همدان است و در گذشته‌هاي دور مركز اين شهر بوده است، برخي از مهم‌ترين آثار تاريخي و باستاني شهرستان همدان راتشكيل‌مي‌دهند. علاوه برآن غار معروف عليصدر، مجتمع سياحتي و تفريحي تپه عباس‌آباد، برج قربان كه از آثار قرن هفتم يا هشتم هجري است، گنبد علويان كه در چهارباغ علويان واقع شده، ميدان ميشان، پيست اسكي تاريك دره از ديگر ديدني هاي اين ناحيه باستاني ايران را تشكيل مي‌دهد. مسجد جامع همدان، امام‌زاده محسن (امام‌زاده كوه)، امام‌زاده عبدالله،امام‌زاده شاه‌زاده حسين و بازارهاي قديمي همدان از ديگر مكان‌هاي ديدني شهرستان همدان به شمار مي‌آيند.  


صنايع و معادن


در زمينه صنايع كارخانه‌ای در سطح شهرستان فعاليت زيادی وجود دارد كه عمده ترين آن ها عبارتنداز: كارخانه‌های شيشه‌سازی، كشت و توليد قارچ، توليد قارچ، توليد موكت، چرم‌سازی، ريسندگی و بافندگی، نساجی، توليد لوازم خانگی، ( از قبيل اجاق گاز و آبگرمكن ) توليد انواع مواد غذايی و دارويي، لوازم چوبی، توليد لوازم برقی، كاغذ سازی و لاستيك سازی.
معادن مهمی در شهرستان همدان وجود دارد كه مورد استخراج و بهره برداری قرار گرفته و توسعه صنايع همدان نقشی حساس را ايفا می كنند:
1- معادن آهك ( 5 معدن با استخراج ساليانه نزديك به 306 هزار تن )
2- چهار معدن سيليس ( به ميزان استخراج ساليانه بيش از 20 هزار تن كه تماما به مصرف كارخانه شيشه سازی همدان می رسد )
3- دو معدن ديوريت ( به ميزان 20 هزار تن )
4- يك معدن تراورتن ( به ميزان 7 هزار تن ) 


کشاورزی و دام داری


اين شهرستان به دليل آب كافی و زمين قابل كشت و حاصل‌خيز در زمينه كشاورزی رونق قابل ملاحظه‌ای دارد. نوع كشت آبی و ديمی است و مهم ترين اقلام كشاورزی در سطح شهرستان عبارتند از : گندم، جو، تره بار، بنشن، ذرت و نباتات علوفه ای. هم چنين باغداری در شهرستان همدان رواج زيادی دارد و شامل پرورش انگور، گردو، بادام، سيب، گلابی، انار و … می‌شود كه بيش‌تر آن‌ها جزو اقلام صادراتی همدان به شمار می‌روند. دام‌داری و دام‌پروری‌از دوران های بسيار دور در تاريخ همدان رواج زيادی داشته و علاوه بر عشاير منطقه، روستاييان نيز در رونق آن كوشا بوده اند. در حال حاضر در سطح شهر همدان نزديك به 2 ميليون راس دام به صورت سنتی يا صنعتی وجود دارد كه بازدهی آن ها در اقتصاد منطقه نقش بسزائی ايفا می كند.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان همدان از شمال به استان قزوين و استان زنجان، از خاوربه استان مرکزی، از جنوب به شهرستان های ملاير و تويسركان، از باختر به اسد آباد و از شمال باختري به كبودر آهنگ محدود می‌شود. به طور كلی اين شهرستان از آب و هوای نسبتا سرد و خشك برخوردار است. شهرهمدان مركز شهرستان و استان همدان در فاصله 337 كيلومتری جنوب غربی تهران و در مسير جاده اصلی غرب كشور ( تهران – كرمانشاه ) قرار گرفته است. شهرستان همدان در سرشماری سال 1375 تعداد 563466 نفر جمعيت داشت. مردم اين شهرستان به زبان فارسی و تركی صحبت می كنند. مردم همدان مسلمان و شيعه مذهبند. ايلات و عشاير مهمی كه منصوب به اين شهرستان هستند عبارتند از : تركاشوند، جمير، يارم و تاقلو که تابستان ها را در نقاط ييلاقی همدان به سر می برند و در نتيجه جمعيت اين شهرستان در نيمه اول سال به نحو چشم‌گيری افزايش می يابد. چون علاوه بر ايلات ياد شده و عشاير ساير نواحی نيز به نقاط خوش آب و هوای همدان كوچ و تردد می كنند.
1- راه همدان – قزوين به سمت شمال شرقی به طول 186 كيلومتر كه از اين طريق همدان به طول 337 كيلومتر با پايتخت مرتبط می شود.
2- راه همدان – اسدآباد به سمت جنوب غربی به طول 52 كيلومتر كه همدان از اين طريق به شهرهای غربی كشور متصل می گردد. از اين طريق همدان به طول 177 كيلومتر با شهر سنندج ( مركز استان كردستان ) و به طول 189 كيلومتر با شهر كرمانشاه ( مركز استان كرمانشاه ) مرتبط می شود.
3- راه همدان – ملاير به سمت جنوب شرقی به طول 83 كيلومتر كه از طريق همدان به شهرهای جنوبی كشور ارتباط پيدا می كند. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


بنای همدان را به دياآكو پادشاه ماد ( حدود 700 سال قبل از ميلاد ) نسبت می دهند. هرودت می گويد پادشاه ماد اين محل را كه اكباتان و هگمتانه ناميده می شد به پايتختی برگزيد. گويا در كتيبه تيكلات پالاسر اول ( پادشاه آشور ) كه مربوط به 11 قرن قبل از ميلاد است، نام آنادانا يا « همدانا » نوشته شده است. كلمه ايرانی هگمتانه به معنی محل اجتماع و كلمه عيلامی « هل مته نه » به معنی سرزمين مادهاست.
همدان در زمان فرامان‌روايی بخت النصر ( بنوكد نصر ) ويران شد و بعدها داريوش بزرگ آن را مرمت كرد. در زمان اشكانيان، كه تيسفون پايتخت كشور بود، همدان پايتخت و اقامتگاه تابستانی شاهان اشكانی شد. بعد از اشكانيان، ساسانيان نيز قصرهای تابستانی خود را در اين شهر بنا كردند. خرابه های باروی قلعه اشكانی بر فراز تپه مصلی و مجسمه شير سنگی يكی از دروازه های همدان، از آثار اين دوره است.
در سال 23 هجری با جنگ نهاوند، همدان به تصرف اعراب درآمد و از آن زمان به بعد گاهی كانون آبادی و ثروت و زمانی دچار چپاول و فقر و ركود بوده است. همدان در زمان ديلميان ( 319 هجری ) لطمات فراوانی ديد. در قرن ششم هجری،‌ سلجوقيان مركز خود را از بغداد به اين شهر منتقل کردند و مدت 50 سال اين شهر قديمی پايتخت سلجوقيان بود، تا اين كه در اين قرن با حمله مغول به تصرف آن ها درآمد و به ويرانه ای مبدل گرديد. بايدوخان مغول پس از تاج گذاری در اين شهر آن را مرمت و بازسازی كرد. اما اين شهر كه هميشه مورد تاخت و تاز سلاطين و سلسله های شاهی بود، باز هم در زمان تسلط تيموريان بر ايران به دست آن ها ويران شد.
در زمان سلاطين صفوی شهر همدان از نعمت آبادانی بهره مند گرديد. پس از انقراض صفويه و بروز هرج ومرج در سال 1138 هجری قمری، همدان به تصرف احمد شاه، والی عثمانی، درآمد، ‌ولی شش سال بعد به همت نادر شاه افشار از نيروهای مهاجم عثمانی تخليه و باز پس گرفته شد. پس از اين دوره نيز همدان بارها مورد تهاجم و تسلط اقوام مختلف بود، تا اين كه طبق قرارداد 1145 هجری كاملا به ايران تعلق گرفت. شهر همدان به علت قرار گرفتن در مسير جاده ابريشم، و هم چنين راه های اصلی منطقه غربی ايران، همواره از نظر بازرگانی مورد توجه بوده است.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:4  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

نظريه‌های مختلفی از پيشينه‌ي تاريخي اين منطقه باستانی باقی مانده است. برخی از مورخين نهاوند را محل پهلو گرفتن کشتی نوح می‌دانند. به استناد تحقيقات باستان‌شناسان در تپه گيان (روستايی در 18 كيلومتری جنوب باختری نهاوند ) در حدود 37 قرن قبل از ميلاد مسيح قومی در اين منطقه زندگی می‌كرد كه تمدنی شبيه تمدن بين النهرين داشت و بعدها به دست اقوام ديگر اروپايی و آسيايی از بين رفت. شهرستان نهاوند از شمال به شهرستان تویسركان، از شمال باختری به شهرستان كنگاور (از استان كرمانشاه)، از خاور به بخش سامن (از شهرستان ملاير)، از جنوب به شهرستان سلسله و دلفان (از استان لرستان) و از باختر به شهرستان كرمانشاه محدود می‌شود. منطقه نهاوند دارای سراب های زيادی است كه باعث شده اند كشاورزی منطقه از رونق خاصی برخوردار باشد. دام‌داري و پرورش طيور نيز از ديگر مشاغل اصلي مردمان اين ناحيه است. صنايع دستی نيز در كنار دام‌داري و كشاورزي از فعاليت‌های‌ مهم مردم اين شهرستان به شمار مي‌آيد. بافت قالی، قاليچه،‌ گليم و گيوه كه بيش‌تر توسط روستاييان و عشاير انجام می شود. قالی های اين شهرستان با طرح همدان بافته و صادر می‌شود. شهرستان نهاوند به علت دارا بودن موقعيت جغرافيايی ويژه، آب فراوان و خاك مستعد از نواحی ممتاز استان همدان به شمار می‌رود و اساس اقتصاد آن بر كشاورزی، دام‌داری و صنايع دستی استوار است. عمده صادرات اين منطقه را گندم، چغندر قند،‌انواع‌ميوه، بنشن، خشك‌بار، قالی، لبنيات،‌ دام زنده و تره‌بار تشكيل می‌دهد. شهرستان نهاوند از مكان‌ هاي ديدني و تاريخي متعددي برخورداراست. سرآب‌گاماسياب،سرآب‌ملوسان،سرآب‌فارسبان،سرآب‌كنگاور،كهنه‌جنگل‌‌وسرآب‌گيان،خرابه‌هاي قلعه سرسام گبري،كتيبه و ستون‌هاي معبدلااوديسه، تپه باستاني گيان، حمام حاج آقا تراب، مسجد جامع نهاوند،مقبره شيخ‌ ابوالعباس نهاوندي، مقبره نعمان‌ابن مقرن، شاه‌زاده محمد و علي، تالاب وسج، تالاب (آب‌بند) رودباري و بوستان جنگلي ابوذر از جمله مكان‌هاي ديدني و تاريخي اين شهرستان به شمار مي‌آيند.

مکان های دیدنی و تاریخی


سرآب‌گاماسياب،سرآب‌ملوسان،سرآب‌فارسبان،سرآب‌كنگاور،كهنه‌جنگل‌‌وسرآب‌گيان،خرابه‌هاي قلعه سرسام گبري،كتيبه و ستون‌هاي معبدلااوديسه، تپه باستاني گيان، حمام حاج آقا تراب، مسجد جامع نهاوند،مقبره شيخ‌ ابوالعباس نهاوندي، مقبره نعمان‌ابن مقرن، شاه‌زاده محمد و علي، تالاب وسج، تالاب (آب‌بند) رودباري و بوستان جنگلي ابوذر از جمله مكان‌هاي ديدني و تاريخي اين شهرستان به شمار مي‌آيند.  


کشاورزی و دام داری


منطقه نهاوند دارای سراب های زيادی است كه باعث شده اند كشاورزی منطقه از رونق خاصی برخوردار باشد. مهم ترين محصولات اين شهرستان عبارتند از گندم، چغندر قند، تره بار مانند خيار و هندوانه، توتون و دانه های روغنی. هم چنين باغ‌داری نيز در شهرستان نهاوند دارای رونق خاصی است و انواع ميوه مانند سيب، آلبالو، گيلاس، گلابی و انگور به حد وفور به عمل می آيد كه بعضی به صورت تازه و بعضی به صورت خشك‌بار صادر
می‌شود. دام داری را می توان مهم ترين رشته فعاليت اقتصادی نهاوند و توابع آن دانست كه از دير باز به علت موقعيت خاص منطقه و مراتع مرغوب آن رونق ويژه داشته است. پرورش دام در اين شهرستان بيش‌تر شامل گوسفند و بز بوده كه توسط روستاييان و عشاير صورت می‌گيرد. دام‌داری در اين شهرستان برسه نوع است : دام‌داری روستايی، دام‌داری ايلات (متحرك) و دام‌داری صنعتی كه شامل 86 مرغ‌داری گوشتی، واحدهای توليد تخم‌مرغ و چندين واحد زنبور داری صنعتی با تعداد 25 هزار كندوی مدرن در سطح شهرستان می‌شود.  

 

مشخصات جغرافيايي


شهرستان نهاوند از شمال به شهرستان تویسركان، از شمال باختری به شهرستان كنگاور ( از استان كرمانشاه )، از خاور به بخش سامن ( از شهرستان ملاير )، از جنوب به شهرستان سلسله و دلفان (از استان لرستان) و از باختر به شهرستان كرمانشاه محدود می‌شود. مركز شهرستان نهاوند در 48 درجه و 22 دقيقه درازای جغرافيايی و 34 درجه و 12 دقيقه پهنای جغرافيايی و بلندی 1660 متری از سطح دريا قرار گرفته است. اين شهرستان از 2 بخش مركزی و خزل تشكيل شده است. رود گاماسياب مهم ترين رودخانه شهرستان نهاوند
است كه پس از عبور از دشت نهاوند با نام سيمره وارد استان لرستان می شود و سپس با نام كرخه به خوزستان سرازير شده و در نهايت به باتلاق هور العظيم در خاك عراق
می ريزد. بر اساس سرشماری سال 1375 جمعيت نهاوند برابر با 184160 نفر بوده است. مردم منطقه به فارسی با گويش لری ( لكی ) سخن می گويند و مسلمان و شيعه مذهبند.
مركز شهرستان نهاوند توسط راه های زير با شهرستان های مجاور مرتبط می شود:
1- راه آسفالت درجه يك نهاوند- بروجرد با جهت جنوب خاور به طول 50 كيلومتر
2- راه آسفالت درجه يك نهاوند - ملاير به طول 55 كيلومتر به سمت خاور
3- راه آسفالت درجه يك نهاوند - كنگاور- اسد آباد - همدان به طول 115 كيلومتر
4- راه آسفالت درجه يك نهاوند- كرمانشاه به طول 120 كيلومتر
5- راه آسفالت فرعی نهاوند - ملاير به طول 50 كيلومتر  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


نظريه‌های مختلفی از پيشينه اين منطقه باستانی باقی مانده است. برخی از مورخين نهاوند را محل پهلو گرفتن کشتی نوح می دانند. به استناد تحقيقات پروفسور گريشمن در تپه گيان (روستايی در 18 كيلومتری جنوب باختری نهاوند ) در حدود 37 قرن قبل از ميلاد مسيح قومی در اين منطقه زندگی می كرد كه تمدنی شبيه تمدن بين النهرين داشت و بعدها به دست اقوام ديگر اروپايی و آسيايی از بين رفت. نهاوند همگام با همدان از شهرهای مهم و آباد دوران مادها و در زمان هخامنشيان يكی از مراكز لشگری و سوق الجيشی خشايار شاه بوده است. نهاوند مقارن انقراض هخامنشيان در حمله اسكندر مورد تاخت و تاز قرار گرفت، اما به كمك دژ و باروهای محكم در امان ماند. سلوكيان نيز به اين شهر حمله كردند و پس از فتح آن مدتی در آنجا اقامت داشتند. وضعيت شهر نهاوند در دوره فرمان‌روايی اشكانيان به درستی معلوم نيست، اما می دانيم که در دوره ساسانيان، يزدگرد سوم دژ محكمی در آن بنا كرد كه تابستان ها را در آن به سر می برد. در اين زمان نهاوند يكی از هفت اسپهبد نشين ايران بوده از نظر سوق الجيشی از نقاط مهم محسوب می شده است. در حمله اعراب به ايران، نهاوند محل يکی از سخت ترين پایداری های سپاهيان ايران در مقابل اعراب بود. گفته می شود كه مقبره خواجه نظام الملك وزير ملك شاه سلجوقی، كه در بين راه بازديد از نظاميه بغداد به دست يكی از فداييان اسماعيليه به قتل رسيد، در شهر نهاوند است. در دوره قاجار، ناصر الدين شاه ضمن بازديد از اين شهر دستور داد تا قلعه نهاوند را كه اثری تاريخی محسوب می شد، خراب و ويران كنند.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:3  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

قدمت منطقه تويسركان به دوران قبل از ميلاد مسيح (ع) می‌ رسد. شهرستان تويسركان با در‌ه‌هاي پر از گردوي خود يكي از مهم‌ترين شهرستان‌هاي استان همدان را تشكيل مي‌دهد تويسركان از شمال به شهرستان‌های همدان و اسدآباد، از خاور به شهرستان ملاير، از جنوب به شهرستان نهاوند و از باختر به شهرستان كنگاور محدود می‌شود. اساس اقتصاد اين ناحيه را كشاورزي، باغ داري، دام‌داري و صنايع دستي تشكيل مي‌دهد. اين منطقه به لحاظ صنايع از رونق نسبي برخوردار بوده و صنايع‌ماشينی،‌ كارخانه‌های فيلترسازی، نساجی،ساخت وسايل كشاورزی مانند بيل سازی، صنايع غذايي، آجر فشاری، كارگاه ريسندگی و بافندگی، سنگ بری، سرنگ سازی و مصنوعات فلزی در اين شهرستان داير و مشغول به كار هستند.صنايع دستی يكی از فعاليت‌های اقتصادی اين شهرستان است كه شامل نجاری، منبت‌كاری، صابون سازی، قالی،گليم و گيوه‌بافی مي‌شود. پل‌تاريخي فرسفج، قلعه اشتران، دره سركان، دره آرتيمان، امام‌زاده شاه‌زاده ناصر، پير كمر بسته سركان، قلعه دختر (قز قلعه سي)، مسجد جامع تويسركان، درخت چنار كهنسال مسجد باغوار، كاروان‌سراي شاه‌عباسي فرسفج، دره‌ي گزندر، دره‌ي فاران، دره‌ي شهرستانه، شهر بازي و بوستان نبوت و بازار سنتي سرپوشيده مهم‌ترين ديدني‌هاي شهرستان تويسركان را تشكيل مي‌دهند.

مکان های دیدنی و تاریخی


پل تاريخي فرسفج، قلعه اشتران، دره سركان، دره آرتيمان، امام‌زاده شاه‌زاده ناصر، پير كمر بسته سركان، قلعه دختر (قز قلعه سي)، مسجد جامع تويسركان، درخت چنار كهنسال مسجد باغوار، كاروان‌سراي شاه‌عباسي‌فرسفج، دره‌ي گزندر، دره‌ي فاران، دره‌ي شهرستانه، شهربازي و بوستان نبوت و بازار سنتي سرپوشيده مهم‌ترين ديدني‌هاي شهرستان تويسركان را تشكيل مي‌دهند. 


صنايع و معادن


صنايع ماشينی،‌ كارخانه‌های فيلترسازی، نساجی،ساخت وسايل كشاورزی مانند بيل سازی، صنايع غذايي ( آرد )، آجر فشاری، كارگاه ريسندگی و بافندگی، سنگ بری، سرنگ سازی و مصنوعات فلزی در اين شهرستان داير و مشغول به كار هستند. كانی‌های شهرستان تويسركان را كان سنگ گرانيت،‌ كوارتز، فلدسپات، و ميكا تشكيل‌ مي‌دهد که در اطراف روستای شهرستانه به طور مكانيكی بهره‌ برداری می شود.  


کشاورزی و دام داری


تويسركان يك ناحيه‌كشاورزي و دام‌داري است. مهم‌ترين محصولات كشاورزی و باغ‌داری تويسركان را گندم، جو، بنشن، تره بار، سيب، گلابی، هلو، زرد آلو، بادام، انگور و گردو تشكيل مي‌دهد که گردوی آن بسيار شهرت دارد. ديگر محصولات کشاورزی نيز بعضی به صورت تازه و بعضی به صورت خشك‌بار صادر می‌شوند. پرورش دام در اين استان توسط روستاييان صورت گرفته و بيش‌تر شامل گوسفند، گاو و بز مي‌شود فرآورده‌های دامی اين شهرستان صادر می شوند. علاوه بر آن پرورش طيور به شيوه صنعتی در حد خود كفايی اهالی انجام می شود.  


مشخصات جغرافيايي


تويسركان از شمال به شهرستان های همدان و اسدآباد، از خاور به شهرستان ملاير، از جنوب به شهرستان نهاوند و از باختر به شهرستان كنگاور محدود می‌شود. تويسركان در 48 درجه و 28 دقيقه درازای جغرافيايي و34 درجه و 34 دقيقه پهنای جغرافيايي و بلندی 1780 متری از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از دو بخش مركزی و بخش قلقل رود تشكيل شده است. كوه مرتفع الوند كه از كوهستان های فرعی گران‌كوه زاگرس به شمار می‌رود مرز طبيعی تويسركان، همدان و ملاير را تشكيل می‌دهد. آب و هوای تويسركان نسبتا سرد و خشك است. جمعيت شهرستان تويسركان 118954 نفر در سرشماری 1375 بر آورد شده است. اقتصاد شهرستان تويسركان بر كشاورزی، دام‌داری و صنايع (ماشينی و دستی) استوار شده است. مهم ترين ايل اين شهرستان، ايل تركاشوند است كه محل ييلاقی آن ها تويسركان و قشلاق شان انديمشك است. مدت استقرار آن ها بين 4 تا 6 ماه بوده و در مناطقی بين اسد آباد، كنگاور و تويسركان در رفت و آمد هستند. بخشی از اين ايل از طريق دام‌داری و بخش ديگر از طريق كشاورزی و صنايع دستی امرار معاش می كنند. زبان مردم شهرستان تويسركان تركی و فارسی با گويش لری ( لكی) بوده و دين آن ها اسلام و مذهب شان شيعه است. مركز شهرستان تويسركان در مسير راه آسفالت فرعی كنگاور - جوكار قرار گرفته و از اين طريق به طول 38 كيلومتر به سمت جنوب خاوری تا جوكار و به طول 45 كيلومتر به سمت غرب تا كنگاور فاصله دارد. هم چنين يك راه فرعی شنی به سمت شمال باختري به طول 73 كيلومتر تا اسد آباد كشيده شده است.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


شهر قديمی «رودآور» دارای سه قصبه « توی »، « سركان » و « شكان » بود. اين شهر پس از حمله مغول اهميت خود را از دست داد و مردم آن به قصبه « توی » روی آوردند و به تدريج آن جا را آباد كردند. قصبه شكان در اثر زلزله خراب شد،‌ اما سركان به فاصله 10 كيلومتری شمال غرب تويسركان هنوز پابرجاست و اكنون يكی از شهرهای شهرستان تويسركان است. تويسركان فعلی كه از تركيب دو كلمه « توی » و « سركان » ساخته شده است، همان قصبه « توی » قديمی است. از سوی ديگر وجود آرامگاه حضرت حبقوق نبی (ع ) ( در مركز آن شهر و نزديك « رود آور » سابق ) با توجه به زمان زندگی آن حضرت در حدود 700 سال قبل از ميلاد و كاوش های باستان شناسی اطراف بقعه، نشان‌گر قدمت و وجود آبادانی منطقه در آن عصر است. تويسركان در دوره های صفويه و قاجاريه نيز مورد توجه بوده است و از اين دو دوره آثاری در شهر به جا مانده كه می توان به بازار دوره قاجار اشاره کرد. 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:1  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

اسدآباد منطقه‌اي تاريخي است كه قدمت آن به پيش از اسلام مي‌رسد. دليل اصلي اهميت اسدآباد، قرار گرفتن آن بر سر راه اصلي و قديمي ايران مركزي به بين‌النهرين است. از آن‌جا كه اسدآباد، در دوره‌هاي مختلف تاريخي صحنه كارزارهاي بسياري بوده تغييرات فراواني در طول تاريخ در آن به وجود آمده است. شهرستان‌اسدآباد در 47 كيلومتری باختر همدان و در مسير راه اصلی همدان – كرمانشاه قرار دارد.اساس‌اقتصاد شهرستان اسد آباد بر كشاورزی، دام‌داری و تا حدودی‌بر صنايع دستی استوار است. محصولات كشاورزی و باغی و انواع فرآورده های دامی و صنايع دستی از صادرات مهم اين شهرستان محسوب می‌شود. درشهرستان اسدآباد صنايع دستی از جايگاه خوبی برخوردارهستند. بافت قالی، گليم و جاجيم در اين شهرستان رواج دارد. در منطقه اسدآباد در حدود 8000 دستگاه قالي بافي وجود دارد كه عمدتا در روستاهاست. دارها عموما از نوع تبريزي و با چله گردان بوده و بعضا از نوع دارهاي فارسي (با چله دوختي) نيز استفاده مي‌شود. بافت معمولا با قلاب و بيش‌تر يك پوداست و فرش‌هاي خوب گاه‌بادو پود بافته مي شود. بناي يادبود سيدجمال‌الدين اسدآبادي، سنگ‌نبشته‌آقاجان بلاغي، تالاب و امام‌زاده پير سلمان، منطقه شكار ممنوع دشت اسدآباد، پل شكسته خسروآباد، باغ‌هاي دربند و آب‌انبار شاه‌عباسي از جمله مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان اسدآباد به شمار مي‌روند.

مکان های دیدنی و تاریخی


بناي‌يادبود سيدجمال‌الدين اسدآبادي، سنگ‌نبشته‌آقاجان بلاغي، تالاب و امام‌زاده پير سلمان، منطقه‌شكارممنوع‌دشت اسدآباد، پل شكسته خسروآباد، باغ‌هاي دربند و آب‌انبار شاه‌عباسي از جمله مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان اسدآباد به شمار مي‌روند.  

 

صنايع و معادن


اسدآبادبه لحاظ صنايع و معادن داراي رونق است. از كارخانه‌های مهم اين شهرستان می توان كارخانه‌های صنايع غذايي، آسفالت‌پزی، سنگ بری، بلوك زنی، پلاستيك سازی، قندريزی، واشر سازی، توليد لولا و ابزار يراق نام برد. سه معدن سنگ آهن، ‌چنار، سنگ آهن گلالی و سنگ سيليس واقع در كوه گردنه اسدآباد مورد بهره برداری هستند. 


کشاورزی و دام داری


اسد آباد يك منطقه‌ي است و آب مورد نياز برای كشاورزی از قنات ها و رود ها تامين می شود عمده محصولات كشاورزی اين شهرستان عبارتند از : گندم، جو، ذرت، بنشن، تره بار، انگور، سيب درختی، آلو، زرد آلو، هلو، گردو و بادام. شهرستان اسد آباد به علت موقعيت جغرافيايی ويژه، و بهره مندی از دو ناحيه جلگه و کوه پايه‌ای، دارای شرايط مناسب برای کشاورزی و دام‌داری است. در مراتع ييلاقی مرغوب اين شهرستان دام‌داری به شيوه‌ی روستايي و عشايری رواج داشته، دام و فرآورده های دامی از جمله صادرات اين منطقه محسوب می شوند. تيره هايی از ايل تركاشوند در اين منطقه كوچ و رفت و آمد می كنند كه تابستان ها را در مناطق شمال تويسركان به دام‌داری و كشت محدود می پردازند.  

 

مشخصات جغرافيايي


شهرستان‌اسدآباد در 47 كيلومتری باختر همدان و در مسير راه اصلی همدان – كرمانشاه قرار دارد. آب‌و هوای اسد آباد نسبتا سرد و نيمه خشك است و مركز اين شهرستان در 48 درجه و 7 دقيقه درازای خاوری جغرافيايی و 34 درجه و 47 دقيقه پهنای شمالی و بلندی 1585 متری از سطح دريا واقع شده است. شهرستان اسدآباد از شمال به قروه ( از شهرستان های استان كردستان ) و سنقر ( از شهرستان های استان كرمانشاه ) از خاور به شهرستان های همدان و تويسركان، از جنوب به كنگاور ( از شهرستان های استان كرمانشاه ) و از باختر به شهرستان كرمانشاه محدود می‌شود. اسدآباد از يك بخش مركزی تشكيل شده است و قوری‌چای، خرم‌رود و دربندرود مهم ترين‌رودخانه های اين شهرستان به شمار مي‌آيند.
تيره هايی از ايل تركاشوند در اين منطقه كوچ و رفت و آمد می كنند كه تابستان ها را در مناطق شمال تويسركان به دامداری و كشت محدود می پردازند. اهالی شهرستان اسد آباد به زبان تركی و فارسی با گويش های كردی و لری صحبت می كنند. دين آن ها اسلام و
مذهب شان شيعه است. شهرستان اسد آباد در سرشماری سال 1375 تعداد 077/110 نفر جمعيت داشته است. اسد آباد در مسير راه اصلی همدان – كنگاور و در 47 كيلومتری شهر همدان و در 32 كيلومتری شهر كنگاور واقع شده و راهی فرعی به طول 53 كيلومتر تا شهر سنقر و راهی فرعی به طول 49 كيلومتر تا شهر تويسركان از مهم‌ترين مسيرهاي دسترسي به اطراف به شمار مي‌آيند. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


قرار گرفتن اسد آباد در يكی از نواحی باستانی و بر سر راه اصلی و قديمی ايران مركزی به بين النهرين،‌ پيوسته اهميتی منزل‌گاهی و ارتباطی به اين شهر كوچك داده است. به روايت مورخين مطبخ خسرو پرويز در دهی به همين نام در ناحيه اسد آباد قرار داشته است. اسد آباد در 811 م. صحنه نبرد ميان لشگريان مأمون و امين، پسران هارون الرشيد بود كه به پيروزی طاهر، فرمانده سپاه مأمون انجاميد و به دنبال آن ايالت جبال به دست مأمون افتاد. اسد آباد به روايت مورخين، تا كنون صحنه كارزارهای زيادی بوده است. اسد آباد در دوره قاجار يكی از توابع همدان بوده است. در اين زمان دو راه اين شهر را به همدان، از طريق گردنه اسد آباد متصل می ساخت كه عبور از هر دو راه، به ويژه در زمستان با مشكلاتی همراه بوده است. ناصر الدين شاه در سفر به كربلا از بسياری آبادی های متعلق به خان های افشار در اين ناحيه گزارش می دهد. اسد آباد در سال های اخير به سبب اينكه زادگاه سيد جمال الدين اسد آبادی بوده اهميتی دوباره يافته است. آثار و ابنيه تاريخی و به جای مانده از گذشته نشان از پيشينه غنی تاريخی اين منطقه دارد.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 11:59  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

شهرستان رزن يكي از شهرستان‌هاي استان همدان است كه از شمال با استان قزوين، از خاور با استان مركزی و از جنوب و باختر با شهرستان كبودر آهنگ هم جوار و آب و هوای آن سرد و خشك است. به علت وجود مراتع مناسب در اطراف رزن، دام‌داری به عنوان يكی از اركان اصلی اقتصاد شهر مطرح شد و مهم ترين عامل توجه بيش تر به شهر رزن، قرارگرفتن آن بر سر راه تهران ـ همدان است. در مورد چگونگی نام‌گذاری و پيشينه تاريخی رزن دو روايت نقل شده است: اول آن‌كه رزن از كلمه رايزن گرفته شده كه در اصطلاح رايزن به معنی مهمان‌دار بوده است. در شرح اين مطلب آمده كه رزن بر سر راه اصفهان – زنجان و قزوين – همدان بنا شده است و بنای اوليه آن جنبه كاروان‌سرا داشته كه مسافران بعد از استراحت در كاروان سرای شاه عباسی واقع در آوج، منزل بعدی را رزن می دانستند و به مرور زمان رايزن به رزن تبديل شده است. در روايت دوم درباره رزن آمده كه به علت وجود باغ های انگور (رز) اين منطقه به رزان معروف شده كه به مرور زمان به رزن تغيير يافته است. رزن مركز شهرستان رزن در 83 كيلومتری شمال خاوري همدان، در 49 درجه و 2 دقيقه درازای جغرافيايي و 35 درجه و 33 دقيقه پهنای جغرافيايي و بلندی 1860 متری از سطح دريا قرار دارد. اين منطقه كشاورزي و دام‌داري بوده و آب كشاورزی از چاه های عميق و نيمه عميق، رود ها و كاريزها تامين شده و عمده ترين محصول كشاورزی اين شهرستان گندم، ‌جو، بنشن، تره بار و بادام است. به لحاظ كوهستانی بودن منطقه و وجود مراتع خوب دام‌داری شهرستان از رونق خوبی برخوردار است و انواع فرآورده های دامی گوشت و پوست جزو صادرات اين منطقه به شمار مي آيند. مهم‌ترين صنايع دستي اين منطقه را قالي، گيوه دوزي، گليم بافي، جوراب بافي و كوزه گري تشكيل مي‌دهد. مقبره‌ي امام‌زاده اظهربن علي و مقبره‌ي امام‌زاده هود مهم‌ترين مكان‌هاي مذهبي اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 11:58  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

گفته مي‌شود وجه تسميه بهار به خاطر اسكان ايل بهارلو در اين منطقه است. بهار در گذشته مركز حكم‌رانان كردستان و لرستان بوده و در كتب قديم از آن به آبادی بسيار ياد شده است. شهرستان بهار در 8 كيلومتری شمال باختري همدان و در مسير راه اصلی همدان – لالجين – كبودر آهنگ قرار دارد. به علت وجود سفره آب زير زمينی، كاريزهای زيادی در اطراف اين منطقه وجود دارد كه از آب آن ها جهت كشاورزی استفاده می شود. شهرستان بهار در زمينه صنايع دستی نيز از رونق نسبی برخوردار است و كوزه، اشياي‌سفالی و قالی‌بافی از مهم ترين صنايع دستی منطقه محسوب مي‌شوند. كارگاه‌ها‌و فروشگاه‌هاي سفال و سراميك لالجين مهم‌ترين و جذاب‌ترين ناحيه ديدني بهار را تشكيل مي‌دهند. بر اساس شواهد تاريخي، از آغاز پيدايش لالجين (تقريباً از حدود 700 سال گذشته) توليدات سفال و سراميك همواره در اين‌منطقه رايج بوده است. اهميت سفال لالجين‌دراصالت‌طرح‌ها، رنگ‌ها و سفالينه‌هاي دوغابي و زيباي آن بوده است كه دستان هنرمند سفال‌كاران لالجيني به گل مرده‌ جان مي‌بخشد. علاوه بر محصولات صنايع دستي لالجين كه خود يكي از جاذبه‌هاي گردشگري به شمار مي‌آيند،ديدن كارگاه‌هاي توليدي آن‌ها نيز خالي از لطف نيست.

مکان های دیدنی و تاریخی


كارگاه‌ها و فروشگاه‌هاي سفال و سراميك لالجين مهم ترين و جذاب ترين ناحيه ديدني بهار را تشكيل مي‌دهند. بر اساس شواهد تاريخي، از آغاز پيدايش منطقه‌لالجين (تقريباً از حدود 700 سال گذشته) توليدات سفال و سراميك همواره در اين شهر رايج بوده است. اهميت سفال لالجين عمدتاً در اصالت طرح‌ها، رنگ‌ها و سفالينه‌هاي دوغابي و زيباي آن بوده است كه دستان هنرمند سفالاكاران لالجيني به گل مرده‌ جان مي‌بخشد. علاوه بر محصولات صنايع دستي لالجين كه خود يكي از جاذبه‌هاي گردشگري به شمار مي‌آيند، ديدن كارگاه‌هاي توليد آن نيز خالي از لطف نيست. 


صنايع و معادن


شهرستان بهار از نظر معادن تقريبا غني است و مهم‌ترين كان های شهرستان بهار عبارتند از :
1- سنگ مرمريت كه در جاده همدان - قروه واقع شده است.
2- معدن آهن كه كار استخراج آن توسط شركت توفيران انجام می گيرد.
3- معدن گرانيت حصار قره باغی كه در دهستان سيمينه رود واقع است.
4- معدن سنگ آهك مهاجران واقع در روستای مهاجران كه به صورت خصوصی بهره برداری می گردد. 


کشاورزی و دام داری


به علت وجود سفره آب زير زمينی، كاريزهای زيادی در اطراف اين شهر وجود دارد كه از آب آن ها جهت آبياری اراضی كشاورزی استفاده می شود. گندم، جو،‌ يونجه، بنشن، تره بار و انگور مهم ترين اقلام كشاورزی بهار را تشكيل می دهد. به دليل كوهستانی بودن منطقه و وجود مراتع فراوان، دامداری در بهار رونق كامل دارد و هم چنين پوشش گياهی جهت چرای دام به فراواني‌موجوداست.  

 
مشخصات جغرافيايي


شهرستان بهار در 8 كيلومتری شمال باختري همدان و در مسير راه اصلی همدان – لالجين – كبودر آهنگ قرار دارد. بهار در 48 درجه و 26 دقيقه درازای جغرافيائی و 34 درجه و 54 دقيقه پهنای جغرافيائی و ارتفاع 1700 متری از سطح دريا واقع است. آب و هوای منطقه بهار نسبتا سرد و خشك است. بهار از شمال به كبودرآهنگ، از جنوب به شهرستان همدان، از باختر و جنوب باختري به استان كردستان و شهرستان اسدآباد، و از خاور به بخش نهاوند محدود می شود. رودخانه‌های‌فرجين و سيمين از مهم‌ترين رودخانه‌های منطقه است. برابر با سرشماری سال 1375 شهرستان بهار 635/127 نفر جمعيت داشته است. زبان اهالی بهار فارسی و تركی است و دين آن ها اسلام و مذهب شان شيعه است. مركز بخش سيمينه رود در مسير راه آسفالت درجه يك اصلی همدان – لالجين قرار گرفته و از اين طريق به طول 8 كيلومتر به سمت جنوب خاوری تا شهر همدان و به طول 5 كيلومتر به سمت شمال شرقی تا شهر لالجين فاصله دارد. هم‌چنين يك راه اصلی به سمت باختر كشيده شده كه بهار را به طول 10 كيلومتر به صالح آباد و از آن‌جا به طول 40 كيلومتر به مركز شهرستان اسد آباد مرتبط می سازد. 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


گفته مي‌شود وجه تسميه بهار به خاطر اسكان ايل بهارلو در اين منطقه است. بهار در گذشته مركز حكمرانان كردستان و لرستان بوده و در كتب قديم از آن به آبادی بسيار ياد شده است. هم چنين در يكی از اسنادی كه در مورد شهر بهار باقی مانده از بهار به عنوان قلعه ای كه در زمان سليمان شاه حاكم كردستان ساخته شده است، ياد شده است. در اوايل قرن پنجم هجری سلجوقيان عراق پايتخت خود را شهر همدان قرار داده بودند و نام قلعه بهار مرغزار قراتكين بوده است. خرابی‌های قلعه، در كوی قلعه شهر به نام دولت قلعه لی هنوز موجود است. بهار در طول تاريخ، چندين بار مورد هجوم واقع شده و اينك يكی از شهرستان های آباد استان همدان است. 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 11:57  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

از دشت ميناب با نام پيشين هرمز كهنه يادشده و از دير باز تاكنون به نام های منا، مناب، مناو، مينا، ميناو، مينو، … نيز خوانده شده است. ميناب را به دليل نزديكی با دريا و وجود رودهايی در پيرامون آن، «ميان آب» نيز گفته اند كه اندك‌اندك به ميناب تغيير يافته است. شهرستان ميناب، با پهنه‌ای حدود 5/6878 كيلومتر مربع، در خاور استان هرمزگان، در كناره كرانه‌ای دريای مكران (دريای عمان)، در شمال خاوری تنگه هرمز، در 27 درجه و 8 دقيقه‌ی پهنای شمالی و 57 درجه و 5 دقيقه‌ی درازای خاوری نسبت به نيم روز گرينويچ قرار دارد و بلندی آن از سطح دريا حدود 27 متر است. كشاورزی و باغ داری ميناب و پيرامون آن از رونق ويژه‌ای‌برخوردار است. آب‌شيرين فراوان همراه با خاك حاصل‌خيز دشت ميناب، جايگاه مناسبی را برای كشاورزی در اين ناحيه فراهم ساخته است مجتمع صنايع تبديلی مركبات (كارخانه آبليموگيری) يكی از صنايع مهم ميناب به شمار می‌رود كه دگرگونی بزرگی در جايگاه اقتصادی اين شهرستان به وجود آورده است. از جمله صنايع دستي در اين شهرستان مي توان گلابتون دوزي وحصيربافي را نام برد كه برخي از آن ‌ها به مناطق اطراف صادر مي شوند. علاوه بر آن ها چادرشب بافي يا كاربافي و طناب كنفي و نوعي كفش چوبي به نام سواس كه توسط زنان تهيه مي‌شود نيز از ديگر صنايع دستي اين منطقه محسوب مي‌شوند. سواحل‌زيباي درياي مكران(عمان)، كوه زندان در 27 كيلومتری شمال شهر ميناب و بازمانده قلعه هزاره«‌ قلعه بی بی مينو» در اين منطقه مهم‌ترين ديدني هاي شهرستان ميناب را تشكيل مي‌دهند.

مکان های دیدنی و تاریخی


سواحل زيباي درياي عمان، كوه زندان در 27 كيلومتری شمال شهر ميناب و بازمانده قلعه هزاره«‌ قلعه بی بی مينو» در اين منطقه مهم‌ترين ديدني هاي شهرستان ميناب را تشكيل مي‌دهند.  


صنايع و معادن


مجتمع صنايع تبديلی مركبات (كارخانه آبليموگيری) يكی از صنايع مهم ميناب به شمار می رود كه با بهره برداری روزانه 50 تن، در سال 1367 هـ . ش، گشايش يافته و به دنبال آن دگرگونی بزرگی در جايگاه اقتصادی اين شهرستان به وجود آورده است. از صنايع ديگر شهرستان ميناب می توان كارخانه‌مواد خوراكی، كارگاه های نساجی، كارخانه های مصالح ساختمانی، كارخانه تهيه ابزار فلزی را نام برد. هم‌چنين به دليل همسايگی بخش بزرگ كرانه های شهرستان ميناب با كرانه های خاوری تنگه هرمز ( حدود 120 كيلومتر) ماهی گيری يكی از كارهای مهم بوده كه تاثير زيادی در اقتصاد شهرستان داشته است.  


کشاورزی و دام داری


كشاورزی و باغ داری شهر ميناب و پيرامون آن از رونق ويژه‌ای برخوردار است. آب شيرين فراوان همراه با خاك حاصل خيز دشت ميناب، جايگاه مناسبی را برای كشاورزی در اين ناحيه فراهم ساخته است. از اين رو توليدات زراعی شهرستان ميناب، 40-50 روز روزدتر از توليدات كشاورزی خوزستان وارد بازار می‌شود. فرآورده‌های كشاورزی و باغ داری ميناب خرما، مركبات (ليمو ترش و نارنگی)، صيفی، سبزی، … است. مركبات اين شهرستان از مرغوبيت ويژه‌ای برخوردار بوده و خرما به عنوان يك توليد سنتی جای ويژه ای در كشاورزی و زندگی مردم اين ديار دارد. آب كشاورزی ميناب از چاه نيمه ژرفا و آب آشاميدنی آن از چاه معمولی تامين می شود. كشت دربندر سيريك شهرستان ميناب به گونه سنتی بوده و مهم ترين فرآورده‌های كشاورزی آن خرما، ليمو ترش و تره بار هستند.دام‌داری در اين شهرستان بسته به جايگاه مراتع و شرايط زيستی مناسب از رونق خوبی برخوردار است. در ميناب پرورش بز، گوسفند، گاو و گوساله به روش سنتی انجام می شود.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان ميناب، با پهنه ای حدود 5/6878 كيلومتر مربع، در خاور استان هرمزگان، در كناره كرانه ای دريای مكران (دريای عمان)، در شمال خاوری تنگه هرمز، در 27 درجه و 8 دقيقه ی پهنای شمالی و 57 درجه و 5 دقيقه‌ی درازای خاوری نسبت به نيم روز گرينويچ قرار دارد و بلندی آن از سطح دريا حدود 27 متر است. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان رودان، از باختر به شهرستان بندر عباس و دريای پارس، از خاور به شهرستان جاسك و استان كرمان و از جنوب به شهرستان جاسك و تنگه استراتژيك هرمز محدود است. بخش های شمالی و خاوری شهرستان ميناب كوهستانی و بخش مركزی و باختری آن، دشتی است. بخش دشتی آن به درازای حدود 120 كيلومتر از بندر تياب تا نزديكی روستای كرگوشكی نوار كرانه ای ( كرانه خاوری تنگه هرمز) قرار دارد. آب وهوای اين شهرستان، مانند ديگرنواحی استان هرمزگان گرم و مرطوب است. رطوبت هوا زياد و هر چه به كرانه نزديك تر شويم، اثر آن محسوس تر است. درجه حرارت گاهی به 50 درجه بالای صفر می رسد. بيش ترين درجه حرارت 6/47 و كم ترين آن 5/6 و ميانگين سالانه آن 9/26 درجه سانتی گراد است. جمعيت شهرستان ميناب، در سرشماری عمومی نفوس و مسكن 1375 هـ . ش، 204588 نفر، شامل 103053 نفر مرد و 101535 نفر زن بوده است. مردم ميناب سخت كوش، استوار، وطن دوست، مهمان نواز و متدين هستند و به زبان فارسی و لهجه شيرين مينايی سخن می گويند. ساكنان شهر ميناب مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفری و سنی بوده و زبان مردم شهرستان ميناب، فارسی و لهجه های مينابی، بشاگردی، بلوچی در اين منطقه رايج است. شمار زيادی مهاجر لاری و بحرينی در اين شهرستان ساكن شده اند و به لهجه های خود سخن می گويند.
فاصله هوايی ميناب تا تهران 1094 كيلومتر و فاصله زمينی آن تا تهران 1616، تا بندر عباس 110، تا دهبارز 64 كيلومتر است. دو راه آسفالته درجه 2 از سيريك، كه يكی به سوی شمال به درازای 75 كيلومتر تا مركز شهرستان ميناب و ديگری به سوی جنوب خاوری به درازای 150 كيلومتر تا بندر جاسك كشيده شده است. بندر های مهم شهرستان ميناب، عبارتند از: تياب، كلاهی، كرگان، كوهستك، سيريك. بعضی از اين بندرها، خليج های كوچكی دارند كه به آن «خور» می گويند.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


از دشت ميناب با نام پيشين هرمز كهنه، ياد شده و از دير باز تا كنون به نام های منا، مناب، مناو، مينا، ميناو، مينو، … نيز خوانده شده است. ميناب را به دليل نزديكی با دريا و وجود رودهايی در پيرامون آن، «ميان آب» نيز گفته اند، كه اندك اندك به ميناب تغيير يافته است. واژه ميناب، در گذشته به جهت شفافيت آب رود ميناب، مينا آب بوده، كه به مرور زمان و به دليل دگرگونی، حرف«آ» از بين رفته و به گونه ميناب درآمده است. مردم محل بر اين باورند كه در روزگاران كهن، دو خواهر به نام‌های «بی‌بی مينو» و«بی‌بی نازنين» اين شهر را پايه گذاری كرده اند. ناحيه ميناب از ديرباز نه تنها به نام های گوناگون، نظر جهانگردان را به خود جلب کرده، بلكه دست‌خوش يورش های ويران‌گر نيز بوده است. در محل امروزی ميناب، شهری آباد، كه مركز ايالت هرمز كهنه بوده، قرار داشته كه تيمورلنگ با يورش وحشيانه خود، آن را خراب كرده و هفت دژ استوار آن را نيز ويران ساخته است. يكی از دژهای ويران شده شهر به نام دژ«بی بی می نو»، كه همان «بی بی مينو» باشد، در گوشه خاوری شهر باز مانده است و به اين دژ «هزاره» هم می‌گويند. از بازمانده‌های تاريخی اين شهر، دژ ميناب است، كه شهر ميناب بر دامنه آن بنا شده است. اين دژ تا اواخر دوران قاجاريه، مركز حكومت بوده و اكنون خرابه ای بيش نيست.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 11:56  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   | 

قشم بزرگ ترين جزيره‌ي مسكوني ايران و يكي از زيباترين و با صفاترين مناطق گردشگري سرتاسر ناحيه‌ي جنوب ايران به شمار مي‌آيد. اين شهرستان از مهم‌ترين مناطق استان هرمزگان بوده و داراي تاريخي طولاني است. سابقه حكومت درقشم به پيش از اسلام مي‌رسد. امراي قشم با داشتن نيروي زميني و دريايي حاكميت خود را حفظ مي‌كرده‌اند. چنان‌كه در كتب تاريخي آمده، توجه به قشم در دوره ايلخاني مغول‌ها بالا مي‌گيرد. با ورود پرتغالي‌ها به خليج فارس، قشم به‌دست آن‌ها مي‌افتد و اين استيلا تا قرن يازدهم هجري (دوره صفويان) ادامه مي‌يابد. از اين هر سه دوره بقايايي به‌جامانده كه امروزه جزو آثار ديدني اين منطقه محسوب مي‌شوند. شهرستان قشم، با پهنه ای حدود 9/1609 كيلومتر مربع در جنوب استان هرمزگان، در شمال باختری تنگه استراتژيك هرمز، در 26 درجه و 45 دقيقه ی پهنای شمالي و 55 درجه و 47 دقيقه‌ی درازای خاوری نسبت به نيم روز گرينويچ قرار دارد و بلندی آن از سطح دريا 6 متر است. صادرات شهرستان قشم گونه های ماهی وميگو، صنايع دستی، قايق، لنج و خاك سرخ است. از آن‌جايی که صيد آبزيان در اين شهرستان از جايگاه خوبی برخورداربوده وبيش‌تر مردم اين شهرستان ماهی گير و كارگر معدن خاك سرخ هستند، ماهی، ميگو و خاك سرخ مهم‌ترين صادرات منطقه را تشكيل می‌دهند. از مهم‌ترين صنايع دستي مردم شهرستان قشم می توان به لنج سازي، گلابتون دوزی، خوس دوزی، شك دوزی، سوند و حصيربافی، توربافی، گرگور سازی اشاره کرد. به‌جرات مي توان گفت كه لنج سازي قديمي ترين صنعت سازمان يافته و منظم سواحل جزاير جنوبي ايران است شايد بتوان با احتياط گفت كه عمر اين حرفه و صنعت بومي با تاريخ دريانوردي و بازرگاني ايرانيان قديم درهم آميخته است. در حال حاضر بيش‌ترلنج هاي ساخته شده در جزيره قشم چه از نظر حجم و اندازه و چه نوع شناور به وسيله استادان محلي طراحي و پرداخته مي‌شود. يادگيري و آموزش فن جلافي (نجار لنج) به‌طور تجربي است و پسران از پدرانشان به ارث برده اند. اين صنعت يك صنعت كاملا مردانه است و زنان در آن دخالتي ندارند.
گلابتون دوزي كه يكي از حرفه هاي سنتي و بومي سواحل و جزاير است به هنري اطلاق مي شودكه طي آن دوخت طرح‌هاي زيبا و منقش روي پارچه با نوارهاي طلايي گلابتون و جهت تزيين و زيبايي لباس‌هاي زنانه و بيش‌تر بروي روسري و شلوار محلي به كار مي رود. طرح اصلي از لباس‌هاي زنانه هند و بنگال گرفته شده است و بيش‌تر مصرف محلي دارد اما در حال حاضر به‌خاطر دارا بودن پوشش و راحتي در استفاده از آن كم و بيش مورد توجه زنان ساير شهرها نيز قرار گرفته است. ابزار كار گلابتون را قلاب، مواد، كپيه وچهارپايه (هاون چوبي) تشكيل مي‌دهند.
خوس دوزي نيز يكي‌ديگر صنايع دستي اين ناحيه است و به عبور نواري نقره‌اي با پهناي متفاوت از لابه‌لاي پارچه هاي توري، با طرح‌هاي دل‌خواه اطلاق مي‌شود. در خوس نوار نقره اي را بيش تر بر روي روسري كه در اصطلاح محلي «جلويل فوسي» نام دارد به كار مي برند.
شك دوزي بافي نيز نواري است كه به وسيله نخ‌هاي طلايي و نقره اي فلزي بافته مي‌شود. وسايل كار شامل يك هاون چوبي و چند قرقره است كه بيش‌تر براي لبه پيراهن و آستين و دور يقه لباس زنانه مورد استفاده قرار مي گيرد.
سوند و حصيربافي نيز از مهم‌ترين صنايع دستي مردمان اين ناحيه و سرتاسر ناحيه جنوب ايران است. براي ساختن سوند از شاخه برگ‌دار درخت خرما استفاده مي‌شود شاخه برگ دار را با طناب‌هايي‌كه از برگ درخت خرما بافته شده است به‌هم متصل كرده و جهت پوشش خانه هاي مسكوني مورد استفاده قرار مي دهند. حصير نيز از برگ درخت خرما تهيه مي‌شود اما در بعضي از آبادي‌هاي ساحلي جهت حصيربافي استفاده مي‌شود. حصيرهاي بافته شده بيش‌تر جهت فرش زيرپا، پوشش سقف خانه و لوازم خانگي مورد استفاده قرار مي گيرد در گذشته نه چندان دور محصولات ساخته شده از برگ نخيلات يكي از اقلام صادراتي اهالي جنوب، شيخ نشينان بوده است اما در حال حاضر توليد آن بسيار پايين‌بوده و بيش‌تر جنبه مصرفي دارد.
توربافي نيز از ديگر صنايع دستي رايج در اين منطقه است. اهالي جزيره به‌خصوص‌آن‌ها كه از طريق دريا و ماهي‌گيري امرار معاش مي كنند؛ مهارت خاصي در بافتن و وصله كردن تور دارند. در گذشته كه حجم صيد و تعداد صيادان كم‌تر از حالا بوده است تمامي تور مورد احتياج جهت صيد توسط خود صيادان و اهالي جزيره بافته مي‌شده است كه نخ نايلوني مورد نياز را از كشورهاي عربي وارد مي كردند. در حال حاضر بخش عمده اش از تور مورد نياز صيادان توسط عمليات تامين مي‌شود اما هنوز در آبادي‌هاي قشم، سوزا، رمچاه و هلر تور بافي متداول است و كم و بيش مي توانند جواب‌گوي نياز مصرف خانوار صياد باشد.
گرگورسازي از ديگر صنايع دستي مردمان جزيره‌ي قشم به شمار مي‌آيد. گرگور تله‌هاي سيمي و نيم‌دايره شكلي است كه به‌عنوان وسيله اصلي صيدماهيان كف‌زي از آن‌ها استفاده مي‌شود و گرگورسازي در حال حاضر به خاطر كمبود و گراني سيم مخصوص آن كه وارداتي است رونق گذشته را ندارد اما در صورت تهيه و تامين سيم آن در آبادي‌هاي صيادي جزيره‌ قشم ساختن گرگور كم و بيش رواج دارد. كوزه گري، گل‌دوزي، برودوزي نيز از ديگر صنايع دستي شهرستان قشم به شمار مي‌آيند. از نظر كشاورزی، به ويژه باغ‌داری، شهرستان قشم جايگاهی در حد خودكفايی دارد و از مكان های زير كشت آن می توان رمكان، توريان، كوشه، كاروان، ديرستان را نام برد. از نظر صنعت و معدن نيز اين شهرستان غني است و از لحاظ جاذبه هاي گردشگري طبيعي و تاريخي داراي جايگاه ويژه‌اي در استان هرمزگان بوده و اهميت بسيار زيادي دارد. سواحل‌زيبا و رويايي خليج‌فارس، جنگل‌هاي حرا، غار خوربس، كيش كوه) نمكدان)در35 كيلومتری خاور باسعيدو، كوه های اسب رستم و كلاه رستم در حدود 5 كيلومتری جنوب خاوری قشم، دره هشتاد گزی در جنوب باخترقشم و دره سياه كوه‌ در جنوب خاورقشم برخي از جاذبه‌هاي طبيعي شهرستان قشم را تشكيل مي‌دهند. اين در حالي است كه ده ها اثر تاريخي و باستاني در اين ناحيه وجود دارد و نيز بازارهاي متعدد خريد از سنتي تا مدرن در اين شهرستان به بازديدكنندگان خدمات ارائه مي‌كنند.


مکان های دیدنی و تاریخی


سواحل زيبا و رويايي خليج فارس، جنگل‌هاي حرا، غار خوربس، كيش كوه) نمكدان)در35 كيلومتری خاور باسعيدو، كوه های اسب رستم و كلاه رستم در حدود 5 كيلومتری جنوب خاوری قشم، دره هشتاد گزی در جنوب باخترقشم و دره سياه كوه در جنوب خاورقشم برخي از جاذبه‌هاي طبيعي شهرستان قشم را تشكيل مي‌دهند. شهرستان قشم به خاطر داشتن اهميت در طول تاريخ داراي اماكن و بناهاي متعدد تاريخي نيز بوده كه برخي از مهم‌ترين آن‌ها عبارتند از:
آب انبارهای لافت از روزگار ماد و هخامنشی : شهر قشم در كناره شمال خاوری روستای لافت
آرامگاه شيخ شاه شهيد : جزيره قشم بر بالای تپه باستانی خربس
آرامگاه و زيارتگاه شيخ شاه عمر : جزيره قشم بر بالای تپه ای، در كرانه سوزا.
آرامگاه و زيارتگاه سيد حسن بن سيد منصور: جزيره قشم در لافت
اسكله باسعيدو از دوران ساسانی در 144 كيلومتری شهر قشم
اسكله لافت از دوران ساسانی : در گوشه شمال جزيره قشم و در كنار خور لافت
برج تيرانداز: شهر و جزيره هرمز قشم
برج ناقوس : شهر و جزيره هرمز قشم
بركه مرمت شده شهر باستانی خوربس : جزيره قشم
بنای حاكمان جزيره : در شمال باختری زمين های كرانه ای شهرهرمز
تكيه و مسجد ويران باسعيدو : جزيره قشم
چاه ترنبك : شهر و جزيره هرمز قشم
خانه زعفرانی : شهر و جزيره هرمز قشم
خرابه های خوربس از دوران ساسانی : در15 كيلومتری جنوب باختری قشم و در كناره خليج فارس
خرابه های دژ پرتغالی ها : شهر و جزيره هرمز قشم
خرابه های مكتب خانه (3 بنای چهارطاقی) : شهر و جزيره هرمز قشم
دخمه خربس از دوران اشكانی : شهر قشم
دژ پرتغالی ها : جزيره هرمز
زيارت خضر و الياس: شهر و جزيره هرمز قشم
زيارتگاه بی‌بی مريم‌در ميان گورستان كهنه : جزيره قشم
ساختمان شيخ عبدالرحمان (قلعه نادری) : در قشم
سد ساسانی تل بالا، ‌از دوران پيش از اسلام : در 3 كيلومتری باختر قشم در مسير راه قشم، درگاهان
سد دم از دوران ساسانی : شهر قشم
هم چنين انواع بازارهاي سنتي و جديد در اين شهرستان اقدام به ارائه كالاهاي مرغوب با قيمت هاي مناسب براي جهانگردان مي كنند كه در سال هاي اخير اين وجهه از قشم نيز بسيار مورد توجه گردشگران قرار گرفته است.  

 
صنايع و معادن


شهرستان قشم از لحاظ صنايع نيز دارای توانايی‌هايی است كه از مهم‌ترين صنايع اين شهرستان می توان لنج سازی، قايق فايبرگلاس، شيلات، پارچه بافی و صنعت پالايش نفت و گاز كورزين را نام برد. مرا كز اوليه ساخت لنج در جزيره قشم لافت،گوران، و دولاب هستند. اين آبادی‌ها با داشتن خورهای طبيعی امروزه نيز از مراكز بزرگ توليد و ساخت لنج های سنتی هستند. در حال حاضر بيش تر لنج ها در شهر قشم، كولقان، ‌درگهان، رمچاه، سوزا لافت، دولاب، و گوران ساخته می شوند. پالايشگاه گازگورزين قشم، كه از پنج حلقه چاه تغذيه می كند، پس از پالايش، به وسيله لوله های 12 اينچی از لافت كهنه به بندر پل و پس از 70 كيلومتر به نيروگاه بندرعباس می رسد تا انرژی گازی را به الكتريسيته تبديل كند. توان پالايش و حمل گاز طبيعی به نيروگاه حرارتی بندرعباس در صورت امكان مصرف روزانه يكصد ميليون فوت مكعب است.
از معادن شهرستان قشم می توان معدن نمک، منابع گاز قشم، معدن سنگ لاشه، شن و ماسه و معدن خاک سرخ در شهر هرمز را نام برد. كوه نمكدان در 85 كيلومتری شهر قشم قرار دارد. اين منابع به كونه تپه های گنبدی شكل و به قطر 7 كيلومتری و بلندی 237 متر از سطح دريا قرار گرفته اند و انبارهای آن 420 هزار تن برآورده شده است. در حال حاضر از معدن نمكدان، سه گونه نمك آبی (پايو)، كوهی، بلور (تركه) بهره برداری می شود. به دنبال اجرای پروژه هايی مانند صنايع فولاد، مس سرچشمه و نيروگاه حرارتی توانير، بهره برداری از گاز گورزين جزيره قشم آغاز شد و منابع گاز سلخ جزيره به دليل نامرغوب بودن (ترش) مورد استفاده قرار نگرفت. شركت ملی نفت ايران از چندين سال پيش اقدام به كاوش، ‌حفاری در جزيره قشم كرده و در همه كاوش ها به منابع گاز طبيعی دست يافته است.  


کشاورزی و دام داری


از نظر كشاورزی، به ويژه باغ‌داری، شهرستان قشم جايگاهی در حد خودكفايی دارد و از مكان های زير كشت آن می توان رمكان، توريان، كوشه، كاروان، ديرستان را نام برد. فرآورده های كشاورزی اين شهرستان مانند گندم، جو، تره‌بار به اندازه نياز محلی توليد شده و فرآورده های باغی شامل خرما و مركبات (ليموترش و پرتقال) علاوه بر نياز محلی، صادر نيز می شوند. بيش تر فرآورده های جزيره قشم در دشت توريان به عمل می آيد و آب كشاورزی آن، به وسيله 300 حلقه چاه نيمه ژرف و يك سد خاكی تأمين می شود. علاوه بر آن، ‌5 سد خاكی در اين شهرستان بنا شده است. دام‌داری به ويژه پرورش بز، گوسفند، گاو، گوساله و شتر در اين شهرستان رواج دارد، كه از ميان آن ها بز تالی (جزيره ای و پاكستانی) اهميت ويژه ای داشته، به طوری كه پرورش بز تالی جزيره ای به دليل دارا بودن پاره ای ويژگی از رونق زيادی برخوردار می باشد.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان قشم، با پهنه ای حدود 9/1609 كيلومتر مربع در جنوب استان هرمزگان، در شمال باختری تنگه استراتژيك هرمز، در 26 درجه و 45 دقيقه ی پهنای شمال و 55 درجه و 47 دقيقه‌ی درازای خاوری نسبت به نيم روز گرينويچ قرار دارد و بلندی آن از سطح دريا 6 متر است. درازای جزيره 112 كيلومتر و پهنای آن، 11 تا 33 كيلومتر است. شهرستان قشم جزو نواحی گرم ومرطوب بوده و رطوبت هوا در آن بالا است. در اين ناحيه تنها دو فصل وجود دارد. فصل طولانی گرم و مرطوب كه از اواخر اسفند آغاز شده و تا اواخر آبان ادامه دارد. دو فصل كوتاه و معتدل ديگر، كه بيش‌تر بارندگی‌های شهرستان، در اين فصل ها صورت می گيرد. درجه حرارت هوا در تابستان 35 تا 46 و در زمستان 15 تا 25 درجه سانتی گراد در نوسان است. اندازه بارندگی قشم، در بخش بندی آب و هوايی، قسمتی از منطقه گرمسيری ايران می باشد و چهره رويشی آن، جزو جنگل های نيمه حاره‌ای يا شبه حاره‌ای به شمار می رود. اين ناحيه به دليل فرسايش بادی و آبی، شنی بودن ژرفای اندك خاك رويشی و ديگر عامل های محدود كننده چون اندازه بارندگی، آب و هوای گرمسيری و … از نگاه پوشش گياهی، فقيرمی باشد. جزيره قشم را كوهستان های آهكی با بريدگی های بيش تر تند و پابرجا فرا گرفته اندكه از كرانه جزيره فاصله های گوناگونی دارند، بعضی به كرانه چسبيده و برخی ديگر تا چند كيلومتر از آن فاصله دارند. بلندترين نقطه اين كوهستان، در 35 كيلومتری خاور باسعيدو و به نام «كيش كوه» حدود 350 متر بلندی دارد و از نمك تشكيل يافته است. به همين جهت مردم آن را«نمكدان» ناميده اند. جمعيت شهرستان بندرقشم، ‌در سرشماری عمومی نفوس و مسكن سال 1375 هـ . ش، 72981 نفر، شامل 37346 نفر مرد و 35635 نفر زن بوده است. مردم محلی قشم ايرانی الاصل بوده و شماری هم عرب نژاد در اين شهر به سرمی برند. مردم اين شهرستان مسلمان پيرو مذهب سنی شافعی و شيعه جعفری بوده و به زبان فارسی و گويش شيرين بندری و عربی سخن می گويند. قشمی ها متدين، سخت كوش، پاك انديش، و ميهمان نوازند. مردم قشم مانند زبان های هند واروپايی نام پسران و دختران خود را از نام اشياء، درختان و جانوران انتخاب می کنند. («آهن» و«كهور» برای پسران و«ليتک» كه گونه ای نام است برای دختران)
فاصله هوايی شهر قشم تا تهران 1074 كيلومتر و فاصله دريايی آن تا خرم‌شهر 570، تا بندر امام خمينی 550، تا كويت 540، تا بندر گناوه 450، تا جزيره كيش 165، تا جزيره سوری 120، تا جزيره بوموسی 100، تا بندر لنگه 120، تا شارجه 120، تا بندرعباس 11، تا بندر جاسك 125، تا بندر چابهار 295، تا عمان 245 مايل است. از شهر و بندر قشم كه در گوشه خاوری جزيره قرار گرفته، راه آسفالته ای به درازای 124 كيلومتر به سوی باختر تا بندر باسعيدو كه در گوشه باختری جزيره قرار دارد، کشيده شده است. از طريق همين راه، مركز شهرستان به نواحی و آبادي‌های مهم جزيره مانند سوزا، ( 30 كيلومتر )، درگهان ( 20 كيلومتر ) و لافت (56كيلومتر ) می پيوندد.  

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


جزيره قشم، در گذر زمان به نام های آرا راكتا، آاراكتا، كاون، ابركاون، بركمان، ‌ابركافان، بنی كاوان، ابن كاوان، كيش، قيس، طويله(دراز)، لافت، لار، باسعيد(باسعدو )، كسم، كشم، جاسك، ‌خاسك، قاسمی، جسم و قشم سرشناس بوده است و ايرانيان پيش از اسلام، اين شهر و جزيره را «برخت» و «ابركاوان» می خوانده اند. اين جزيره به دليل دراز بودن، از سوی عرب ها، به طويل ( طويله، دراز)، نام گذاری شد. نام گذاری آن به يافت يا لافت نيز، به دليل وجود‌ آبادی لافت، كه از بزرگترين روستاهای قشم است، می باشد. عرب ها شهر و جزيره قشم را بيش تر با( ك) فارسی نوشته اند و همچنين فارسی زبانان و ساكنان محلی لارستان نيز( ك) را جايگزين (ق) کرده و قشم را به گونه فارسی آن «كشم» گويند. يكی از نام های پيشين شهر و جزيره قشم «لار» بوده است، زيرا روزگاری بخش بزرگی از كرانه ها، بندرها وجزيره های خليج فارس، زير نظر حكمرانان لارستان اداره می شد، و به اين بندرها و جزيره ها لار می گفتند و نام های جزيره لارك و لارستان نيز از اين نام، ريشه گرفته اند. در گذشته جزيره قشم را به دليل مركز توانايی و حاكم نشين آن، نام گذاری كرده بودند. روزگاری كه باسعيدو(باسعدو)، مركز حكومت بوده جزيره قشم را «باسعيدو» ناميده بودند.
شهر و جزيره قشم پيش از اسلام، از هزاره 3 پ . م و به گفته ای از هزاره 8 پ . م به بعد در قلمرو ايلاميان، هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان بوده است. با برافتادن دولت ساسانی، قشم كه از پايگاهای دريايی، بازرگانی و نظامی ساسانيان بود، به دست مسلمانان افتاد ومردم شهر و جزيره قشم خانه های خود را رها نموده و به نواحی آرام تری كوچ كردند. اين وضع تا دوران حكومت خاندان های ايرانی ادامه داشت تا اين که در سده های 3 و 4 هـ . ق، قشم بار ديگر پيشرفت كرد وبه دليل وجود آب شيرين در مركز جزيره، گروههای تازه ای به كار كشت پرداختند. از اواخر سده 7 هـ . ق شهر و بندر قشم بار ديگر پايگاه خوبی برای بازرگانان حوزه خليج فارس گرديد. اما ناآرام بودن ايران (سده 8 تا 10 هـ . ق) ميدان را برای تاخت و تاز عرب های قاسمی باز گذاشت و مردم قشم سال ها در رنج بودند. حكومت صفوی، با پايان بخشيدن به اين اوضاع، کارهای عمرانی بسياری را انجام دادند. متأسفانه در اين دوران به دليل دخالت های استعمارگران اروپايی و گرفتاری های ايران با كشورهای عثمانی، شهر و جزيره قشم به دست پرتغالی ها افتاد. اما به كوشش شاه عباس بزرگ صفوی دست پرتغالی ها برای هميشه از پهنه دريای پارس و قشم كوتاه شد. باوجود فراز و نشيب های زيادی که شهر و جزيره قشم در350 سال بعد داشت، اين جزيره از نواحی ويژه و مورد توجه دولت است و برنامه های عمرانی و اقتصادی بزرگی كه در دست انجام است، دگرگونی های شگرفی را‌ در جايگاه مردم قشم از نظر فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی به وجود خواهد آورد.  
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 11:54  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   |