جزيره ابوموسي يكي از مهم‌ترين جزاير ايران از نظر جغرافياي سياسي بوده و از اهميت بسيار زياد ژئوپوليتيكي براي جمهوري اسلامي ايران برخوردار است. آب های پيرامون بوموسی دارای بهترين گونه مرواريد ايران است. ابوموسی از ديرباز تا كنون به نام های بوموسی، بابا موسی، بوموف، ابوموسی و گپ سبزو خوانده شده است. واژه بوموسی از دو پاره « بو» و «موسی» تشكيل شده است، كه«بو» به معنی رايحه است‌و كوتاه شده آن«بود»، «باشد»، «باشيم» و «بوم» است. «بوم» به معنی‌جا، مقام، منزل، ماوا، و سرزمين است و «موسی» هم نام شخص است و بوموسی، يعنی سرزمين موسی.آب و هوای جزيره بوموسی گرم و مرطوب است و چون به خط استوا نزديك است، هوای آن از هوای ساير جزيره های ايرانی خليج فارس گرم تر است. آب و هوای جزيره ابوموسی گرم و مرطوب است و چون به خط استوا نزديك است، هوای آن از هوای ساير جزيره های ايرانی خليج فارس گرم تر است. بارش، بيش تر در اواخر زمستان و اوايل بهار بوده و بارندگی به گونه رگبار لحظه‌ای و موقت است. آن‌چه ابوموسي را مورد توجه‌اقوام مختلف قرار مي‌داده وجود آب شيرين و كشت‌زار و پوشش گياهي مناسب در آن بوده است. هر چند كه قدمت و تمدن در جزيره تاريخي چند هزار ساله دارد، اما از اين پيشينه تاريخي آن اثر چنداني بر جاي نمانده است ولي آن‌چه جزيره ابوموسي را هم اكنون داراي اهميت مي‌‌كند، وجود بهترين گونه‌ي مرواريد در آب‌هاي پيرامون آن و نيز وجود معدن اكسيد سرخ آهن در آن و از همه مهم‌تر نفت در پيرامون آن است. درجزيره ابوموسی باغ‌های پراكنده‌ای همراه‌درختان نخل خرما وجود دارد و نخلستان از چشم اندازهای آشنای آن است. درختان و درختچه‌های جنگلی اين جزيره را تاغ، كنار، چيرغ و سمر تشكيل مي‌دهد. سواحل زيباي خليج فارس و غروب هاي رويايي آن مهم ترين جاذبه ‌ي شهرستان ابوموسي را تشكيل مي‌دهد.


مکان های دیدنی و تاریخی


در جزيره ابوموسی باغ‌های پراكنده‌ای همراه درختان نخل خرما وجود دارد و نخلستان از چشم اندازهای آشنای آن است. درختان و درختچه های جنگلی اين جزيره را تاغ، كنار، چيرغ و سمر تشكيل مي‌دهد. سواحل زيباي خليج فارس و غروب هاي رويايي آن مهم ترين جاذبه ‌ي شهرستان ابوموسي را تشكيل مي‌دهد.  


صنايع و معادن


در جزيره بوموسی معدن اكسيد سرخ آهن و نفت وجود دارد. نفت اين جزيره، كه به ميدان مبارك، در بخش دريايی خاور جزيره محدود است، از نظر گونه و كيفيت، بهترين نفت در خليج فارس شناخته شده است. منابع نفت جزيره سوری كه نقش مهمی در صادرات نفتی كشور دارد را می توان از مهمترين منابع زير زمينی اين شهرستان نام برد.  


کشاورزی و دام داری


كشاورزي و دام‌داري به مفهومي كه براي اقتصاد اين منطقه تعيين كننده باشد در اين جزيره وجود ندارد و ساكنان اين جزيره بيش تر به ماهي‌گيري اشتغال دارند. در جزيره بوموسی باغ های پراكنده‌ای همراه درختان نخل خرما وجود دارد و نخلستان از چشم اندازهای آشنای آن است. 


مشخصات جغرافيايي


جزيره بوموسی، با پهنه ای حدود 12 كيلومتر مربع، در 41 مايلی ( 75 كيلومتری ) بندر لنگه، در 25 درجه و 52 دقيقه ی پهنای شمالی و 55 درجه و 1 دقيقه ی درازای خاوری نسبت به نيم روز گرينويچ قرار دارد. جزيره های كناره ايران، از جمله جزيره های شهرستان بوموسی، دنباله‌ي چين‌خوردگی‌های زاگرس، دركف دريا و يا برجستگی طاقديس‌‌هستند و يا سرچشمه نمكی دارند. در بعضی جزيره‌ها، سنگ‌های ماسه‌ای مربوط به دوران«پليستوسن»، روی تشكيلات دوران سوم قرار گرفته و در برخی ديگر سنگ ماسه ها به سوی روی طاقديس های زيرين زاگرسی خم شده اند. در جنوب بندر لنگه و جزيره قشم، يك چاله دريايی در راستای كرانه به ژرفای 30 متر، جزيره هايی را از كرانه جدا می سازد. اين چاله به ظاهر يك ناوديس زير دريايی است و پس از آن نيز جزيره های فارور و تنب، روی يك طاقديس زير دريايی قرار دارند و يك برآمدگی ديگری هم جزيره های سوری و بوموسی را در بر می گيرد. پستی و بلندی های جزيره بوموسی به سوی شمال افزايش يافته تا سرانجام، در بخش شمالی به بلند ترين نقطه جزيره، يعنی كوه حلوا می رسد. اين بلندی مخروطی شكل و تيره رنگ حدود 110 متر بلندی دارد.
آب و هوای جزيره بوموسی گرم و مرطوب است و چون به خط استوا نزديك است، هوای آن از هوای ساير جزيره های ايرانی خليج فارس گرم تر است. بارش، بيش تر در اواخر زمستان و اوايل بهار بوده و بارندگی به گونه رگبار لحظه ای و موقت است. اين جزيره رودخانه ندارد و تنها در شمال آن، چند مسيل خشك وجود دارد، اما دارای آب شيرين بوده و آب آشاميدنی مردم از چاه و باران تامين شده، يا با لنج وكشتی از بندر لنگه و بندر عباس به اين جزيره حمل می شود. از رايج ترين بادهايی که در جزيره بوموسی و پيرامونش می وزد، می توان به بادهای « شمال»، « قوس»، « سهيلی» و« نعشی» اشاره کرد. جزيره بوموسی از لحاظ پوشش گياهی فقير و دارای فلور گرمسيری است و برخی گياهان نواحی خشك درآن می رويند كه به مصرف چرای دام های محلی می رسد. در سال های پر باران، گياهان علفی و بوته ها، رشد زيادی كرده و تمامی سطح جزيره و كف دره ها پوشيده از گياه و يكپارچه سبز می شود. اين جزيره زير تاثير محيط جغرافيايی گرم و مرطوب، از پوشش گياهی استپی و خاردار نيز پوشيده است. مردم بوموسی از تبار آريايی و ايرانی الاصل هستند و چند خانوار ايرانی عرب زبان هم در بين آنان وجود دارند. ساكنان بوموسی سخت كوش، ايران دوست، متدين، پاك انديش و مهمان نوازند. شماری از ساكنان جزيره از راه صيد ماهی و مرواريد امرار معاش می كنند. آب های پيرامون بوموسی دارای بهترين گونه مرواريد است. تا دهه نخست سده 14 هـ. ش، 50 فروند كشتی بزرگ صيد صدف مرواريد، در كرانه اين جزيره فعاليت داشته اند.
فاصله دريايی بوموسی تا خرم‌شهر 480، تا بندر امام خمينی 460، تا كويت 450، تا بوشهر 235، تا دوحه 205، تا كيش 70، تا سوری ( سيری) 31، تا لنگه 41، تا مسقط 310 مايل دريايی است.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


ابوموسی از ديرباز تا كنون به نام های بوموسی، بابا موسی، بوموف، ابوموسی و گپ سبزو خوانده شده است. واژه بوموسی از دو پاره « بو» و «موسی» تشكيل شده است، كه« بو » به معنی رايحه می باشد و كوتاه شده آن، « بود»، « باشد»، « باشيم» و « بوم» است. «بوم» به معنی جا، مقام، منزل، ماوا، و سرزمين است و «موسی» هم نام شخص است و بوموسی، يعنی سرزمين موسی. بنابراين می توان گفت كه پيش از اسلام، شخص ايرانی الاصل سرشناسی به نام موسی، در اين جزيره زندگی می كرده و شايد هم حكومت می نموده و نام جزيره از نام او گرفته شده و به « بوموسی » يا سرزمين موسی سرشناس شده است. با توجه به آن چه گفته شد، به نظر می رسد نام اين جزيره، در اصل « بوموسی» كه يك نام كهن ايرانی است، بوده، و از سده 19 م، با دخالت بيگانگان استعمارگر به ابوموسی كه يك نام عربی است، تبديل شده است. بررسی های انجام شده تا كنون، نشان گر آن است كه از هزاره 2پ . م، جزيره بوموسی، همانند ديگر جزاير دريای پارس توسط ايرانيان اداره می شده و جزو قلمرو ايران بوده است. اين جزيره از لحاظ استراتژيك نه تنها از جزيره های ايرانی ارزشمند و مهم در تنگه هرمز و دهانه خليج فارس می باشد، بلكه همراه جزيره های تنب بزرگ، هرمز، لارك، قشم و هنگام، خط قوسی دفاعی ايران را در تنگه هرمز تشكيل می دهد. دريای پارس و جزيره های آن، از جمله بوموسی، در دوران ايلاميان در دست ايلامی ها بوده است. حدود امپراتوری ماد، در زمان پادشاهی هوخشتره از جنوب به كرانه های جنوبی دريای پارس كشيده شد. در اين دوره، جزيره های دريای پارس، از جمله ابوموسی، نخست جزو يكی از ايالت های جنوب باختری و سپس جزو ساتراب ( استان) چهاردهم ماد به نام «درنگيانه» و بخشی از كرمان بوده و در روزگار هخامنشيان، به موجب بند 6 ستون نخست سنگ نبشته بيستون، جزو استان پارس شده است. در دوران اشكانيان، به ويژه در روزگار حكومت مهرداد اول ( 171-138 پ . م ) بندر ها و جزيره های دريای پارس، زير فرمانروايی اشكانيان قرار گرفت. در دوران ساسانيان، جزيره ها و بندرهای دريای پارس، جزو قلمرو ايران و كوره (شهر) اردشير خوره استان پارس، جزو پادكيسان نيم روز بوده است.
در 23 هـ . ق، در زمان خلافت عمربن خطاب، جزيره بوموسی و ديگر شهرها و ولايت های كرانه شمالی خليج فارس به دست عرب ها افتاد. در روزگار حكومت امويان و عباسيان، كرانه ها و جزيره های خليج فارس، توسط فرستادگان آنان اداره می شد. درميانه سده 3 هـ . ق، يعقوب ليث صفاری، ‌نخستين حكومت مستقل ايرانی را در سيستان پايه گذاری كرد. پس ازدر گذشت وی، برادرش عمروليث صفاری، جانشين او شده و به فرمانروايی فارس، بوشهر، بندرها، جزيره ها و كرانه های شمالی و جنوبی دريای پارس رسيد. در 323هـ . ق، علی ( عماد الدوله ) ديلمی، فارس، بندرها و جزيره های دريای پارس، از جمله جزيره بوموسی را گشود. در تمام مدت حكومت آل بويه فارس، بندرها، جزيره ها و كرانه های دريای پارس در قلمرو آنان بود. پس ازآل بويه، سلجوقيان كرمان، درآن منطقه حكومت يافتند که نخست کرمان، مكران و فارس و سپس كرانه های شمالی و جنوبی جزيره های دريای پارس، از جمله ابوموسی، تنب، بحرين، كيش و خوزستان راگشودند. جزيره بوموسی تا 583 هـ . ق، جزو قلمرو سلجوقيان به شمار می رفت و توسط حكومت دست نشانده آنان، يعنی بنی قيصر يا ملوك كيش اداره می شد. پس از ملوك كيش، در 626 هـ . ق، حكومت جزيره كيش و ديگر جزاير خليج فارس، از سوی اتابك فارس به ملوك هرمز واگذار شد. در روزگار اتابكان فارس و ايلخانان مغول، والی های دريای پارس يا ملوك هرمز، در جزيره كيش ساكن بودند و تا 779 هـ . ق، بر تمامی جزيره های دريای پارس حكومت می كردند. تيمور لنگ، در يورش های خود، فارس، بندرها و جزيره های دريای پارس، از جمله بوموسی را جزو قلمرو خويش ساخت. تيموريان خراج جزيره كيش و ديگر جزيره های دريای پارس را تا 873 هـ . ق، كه در ايران حكومت داشتند، جزو فارس شمرده و دريافت می كردند. در 1147 هـ . ق ( 1735 م)، لطيف خان دشتستانی از سوی نادر شاه افشاربه حكمرانی دشتستان، شولستان و فرماندهی كل كرانه ها، بندرها و جزيره های خليج فارس انتخاب شد و جزيره كيش و ساير جزيره ها، از جمله بوموسی را از دست دزدان دريايی و شورشيان بيرون آورد و به بحرين لشكر كشيد و شيخ جباره هوله را شكست داد و كليد دژ بحرين را برای نادر شاه فرستاد. كريم خان زند، در 1179هـ . ق(1765 م)، بر سراسر فارس، جزيره ها و بندرهای خليج فارس، از جمله جزيره بوموسی، …. اعمال حاكميت كرد. آقا محمد خان قاجار پس از زد و خوردها و كشمكش های بسيار، سرانجام پيروز گرديد و بر تمامی ايران، ‌از جمله بندرها و جزيره های دريای پارس چيره شد. در روزگار حكومت فتحعلی شاه، جزيره های دريای پارس، چون كيش، بحرين، بوموسی، هندرابی، تنب بزرگ، تنب كوچك، فارور، سوری، …. جزو ايالت فارس به شمار می رفتند.
 

+ نوشته شده توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 11:52 |