تبليغاتX
ایرانگردی-گردشگری-توریسم-ایران-تور-سفر - باستانشناسی ایران1
ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم،نقشه راههای ایران،ایران گردی،طبیعت ایران

باستان شناسی

 و

 تاریخ هنر آثار و اشیاء ایران زمین

 

 

بررسی مبانی و اصول باستان شناسی وشناخت تحلیل ها و نظریه های تفسیری کاوشگران و مورخین این علم جایگاه ویژه ای در مطالعات هنرها و صنایع دستی ایران دارد .در مورد اهمیت این موضوع و تحولی که کاوش های باستان شناسی و تجزیه و تحلیل ارزش های آثار و ارتباط آنها بااشیاء معاصر ، تفاسیرمتعددی وجود دارد و هر یک به گونه ای متفاوت این مساله را مورد بررسی قرار داده اند، اما وجه غالب این مطالعات تاکید تمامی کارشناسان بر تاثیر اجتناب ناپذیر هنرهای قدیمی و ماقبل تاریخ در دوره های اسلامی و همینطور تاثیر و ماندگاری ویژگی های هنری اسلامی تا دوره های معاصر می باشد . اساسا این یک خصلت ارزشمند است و ایرانیان شاید تنها ملتی هستند  که در طول تاریخ همواره علی رغم تهاجم ها و تاخت و تازهای اقوام بیگانه هیچگاه اصالت و اعتبار هنرها و فرهنگ خود را از دست نداده اند بلکه با جذب هنرهای بیگانه و مدارا کردن موقتی ومقطعی با بیگانگان مهاجم ، فرهنگ و صنعت آنها را در خود حل نموده و ریشه های هنر خویش را نیز حفظ نمودند . در مبحث شناخت مبانی و دیدگاه های باستان شناسی دو مقوله مورد نظراست : ابتدا نقش ساختاری فنی شامل مهندسی فرمی اشکال  و احجام دستی و شناخت فرم فضایی و تجریدی این آثار و سپس تاثیر نقوش و تزئینات آثار قدیم بر جدید و نحوه شکل گیر و تعدیل و استحاله شدن آن که در نهایت به شکل گیری نوعی از تزئینات کاملا انتزاعی و مجرد منجر می گردد که مختص به صنایع ایرانی شده  و د وم بررسی فرهنگی و تدریجی آثار و احوال سازندگان است که بر اساس دیدگاه مذ هبی ما شکل می گیرد .

در قرآن  مجید نیز آیاتی مبنی بر دعوت به بررسی وتعمق در احوال گذشتگان وجود دارد ؛ از جمله آیه 136 و 137 سوره مبارکه آل عمران. حضرت باریتعالی در این آیات می فرمایند : ( قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض... ) آیات و سوره های مبارکه نحل آیه 36 ، سوره مبارکه انعام آیه 11 ، سوره مبارکه   فاطر آیه 44 ، سوره مبارکه عنکبوت آیه 20 ، سوره مبارکه نمل آیه 69 ، سوره مبارکه اعراف آیه 86 ، و ...

در کنار این نکات احادیثی د ر کتب مختلف از جمله د ر خطبه های نهج البلاغه در این خصوص وجود دارد . به طور اصولی مطالعات و کاوش های باستان شناسی در سده های گذشته د ر انحصار محققین خارجی بوده که آنها نیز  غالبا نظریه و تحلیل ها را بر اساس شناخت های علم وفرهنگی قومی خویش مطرح می کنند ، هر چند  نقش و کار ارزشمند اکثر آنها قابل تقدیر است و در واقع بسیاری از آثار و ابنیه به دست آمده و یادگار مانده مرهون زحمات و مطالعات آنها بوده است اما به هرصورت اجتناب ناپذیر خواهد بود که نتیجه پژوهش ها گاها حاوی اطلاعات سطحی و غیر عمیق از نوع فرهنگ و ارزش های ملی و مذهبی ایرانیان شده است . در اینجا برای شناخت مبانی دیدگاه های باستان شناسی هنرها و صنایع دستی ؛ ارائه چند تعریف از این علم ضروری به نظر می رسد.

1-       باستان شناسی عبارت است از : علم انسان شناسی

2-     باستان شناسی عبارت است از : علم شناخت ومطالعه آثار ، حالات و نحوه زندگی انسانها و جوامع بشری د ر  گذشته

3-   باستان شناسی عبارت است از : علمی که در باره انسان و جوامع انسانی در گذشته به مطالعه می پردازد .

4-   باستان شناسی عبارت است از : علم شناخت انسان بر اساس  مدارک ، اسناد و شواهد و همینطور تحقیقات ومطالعات که از طریق بررسی و پژوهش و کاوش در یک یا چند منطقه و به طور کلی در جهان صورت می گیرد .

5-   باستان شناسی عبارت است از : علم شناخت انسانی و جو امع بشری از روی آثار اشیاء و ابنیه باقی مانده از گذشته ؛  د ر واقع مورخ تنها به مطالعه احوال به صورت نظری و تئوری عمل می کند در حالی که باستان شناس مطالعات فوق را بر اساس آثار فیزیکی و ظاهری به دست آمده تکمیل می کند.

 

آثار فیزیکی نیز تعریف خاص خود را دارند وعبارتند از : هر  شی یا قطعه یا وسیله و ابزار کار بردی یا تزئینی ونمایشی که به وسیله دست ساخته شده باشد و د رآن تمامی ویژگی های خاص فکری و اعتقادی ، مذهبی و آئینی ، مبانی فرهنگی و هنری و سایر خصلت های قومی و حتی شخصی سازنده اثر نهفته و نمایان باشد.

در عین حال این آثار بایستی حاوی اطلاعاتی راجع به زمان و مکان بوده و نوع ارتباطشان را با مردم و با سایر آثار مشخص نمایند واگر یک شی حداقل بیش از یک نسل قدمت داشته باشد جزو آثار قدیمی باستانی محسوب می شود و اگر این ویژگی را نداشته باشد جزو صنایع دستی معاصر بشمار می رود .

 

 

معیار ارزش گذاری آثار و اشیاء قدیم و جدید

 

 

1-نوع و جنس و مقدار مواد اولیه ( به طور مثال یک شی زرین یا نقره ای یا ابریشمی دارای ارزشی بیشتر از شی مشابه و با موادی مانند آهن ، مفرغ یا پشم می باشد )

2-زمان ساخت یا وقتی که از شروع تا اتمام یک اثر صرف می شود در ارزش آن مد نظر خواهد بود

3-تجربه ، مهارت و استادی سازنده

4-نایابی و کم یابی تکنیک و فنون بکار رفته در  ساخت اثر

5-فرم و هندسه فضایی اثر

6-نقوش ، طرح ها و تزئینات بکار رفته که خود شامل سه بخش می شود.

الف – نوع طرح ونقش واصالت فرهنگی و تاریخی آن

ب- تکنیک و مهارت استفاده از نقوش وتزئینات

ج – میزان هماهنگی و ارتباط نقش و فرم

7 - داشتن امضاء یا خط اثر و آن به این معنی است که از روی ویژگی خاص یک اثر و شخصیت آن شی بتوان به نام سازنده اش  پی برد . مثال بهتر این است دو میناتور کاملا مشابه یکی توسط  فردی ناشناس ترسیم شد ه و دومی به طور مثال توسط رضا عباسی و یا بهزاد

8- داشتن ویژگی های بارز فرهنگی هنری بومی یا منطقه ای و ملی

9- در نهایت دو یا چند عملکردی بودن (Multi-Function) که می تواند بر  نحوه و میزان  ارزش گذاری شی دستی اثر بگذارد . به طور  مثال یک قالی یا گلیم زیبا علاوه بر  عملکرد زیر انداز دارای عملکرد زیبایی نیز هست و در عین حال دارای ارزش اقتصادی فعال و غیر ثابت نیز می باشد و ...

به هر صورت از دیدگاه باستان شناسی و مبادی علمی ، یک کاوشگر و  کارشناس کاوش ، دست به مطالعه و بررسی اسناد  و مدارک مختلف تاریخی و فرهنگی می زند تا قادر به شناسایی و تعیین محل دقیق دفن آثار ،اشیاء و ابنیه گردد . این عمل ، تنها با تسلط به تاریخ جغرافیای قومی وتاریخی ، ویژگی های اجتماعی و فرهنگی اقوام وهمینطور  شناسایی آثار موجود ومعاصر برای پیگیری و ره یابی سابقه و پیشینه تاریخی آن است  که محقق ر ا قاد ر به اکتشاف  و مطالعه علمی خواهد نمود .اما علاوه بر آن برای تعیین دقیق قدمت و تاریخچه آثار بعد از اکتشاف باید به دنبال کشف حقایق و مجهولات فرهنگی نیز بود.

 

تاریخچه شکل گیری و تحولات علم باستان شناسی

 

علم و دانشی که امروزه ما تحت عنوان باستان شناسی می شناسیم علاوه بر داشتن شاخه های مختلف بسیار تخصصی در زمینه های بسیار خاص بر اساس دوره های تاریخی و ما قبل تاریخ ، تخصص بر اساس آثار و بقایای اجتماعی ، فرهنگی ، نحوه زندگی و مشاغل ، تخصص د ر مطالعه و کاوش  بناها و ابنیه و ... به دلیل گستردگی عملیاتی و ویژگی  خاص خود از بسیاری علوم و فنون دیگر تغذیه می شود ؛ در واقع امروزه نیز بین اغلب کارشناسان انتخاب و گزینش باستان شناسی به عنوان هنر یا علم و دانش ، اختلاف نظر وجود دارد . اما عقیده مشترک تمامی  محققین این است که دانش و هنر باستان شناسی وابستگی تام به علوم دیگر دارد  و مجموعه ای ترکیبی و تلفیقی از این د انسته ها است که یک کاوشگر و دانشمند علوم باستانی را در  انجام مطالعات و تحقیقاتش یاری می کند . این علوم عبار تند از : علوم طبیعی ، زیست شناسی ، اقلیم شناسی ، گیاه شناسی ، مواد  شناسی ، اقتصاد ، زمین شناسی ( کانی شناسی ) فیزیک ، شیمی ، معماری ، هنرهای تجسمی و تزئینی و حتی فلسفه ، علوم ادیان و د ر کنار اینها نیاز به داشتن حداقلی از دانش های خاص و دروس عملی مانند تکنیک های کاوش و مرمت ، نگهداری و حفظ آثار ، اشیاء وابنیه و همینطور استفاده از ابزار و تجهیزات مورد استفاده ؛ همگی گسترده ای از فنون و دانش های مورد نیاز یک باستان شناس خبره و ماهر بود ه که مالا سبب بالا بردن د قت علمی این شاخه خواهد بود .

بنابراین تعریف جامع و کلی این است که باستان شناسی با استفاده از مجموعه ای از علوم و دانش ها در قالب یک سیستم یا مکانیزم قادر به مطالعه ، شناسایی ، کاوش و کاوش ، کشف ، طبقه بندی ، تاریخ گذاری و مراحل بعدی شامل حفظ ونگهداری خواهد بود که این قسمت به تخصص جداگانه ای نیاز خواهد داشت . بدین ترتیب وی خواهد توانست بخش هایی از ارتباطات انسان با آثار و ابنیه به دست آمده و  محل کشف آنها را مشخص نماید و از  این طریق علوم بشری را قادر به شناسایی کل ادوار گذشته وانطباق آن با علوم واجتماعات جدید وتعمیم و پیش بینی اجتماعات آینده نماید . برای تعریف نحوه شکل گیری و  پا گرفتن  علم جدیدی به نام باستان شناسی شاید نتوان تاریخ و محل بسیار دقیقی را مشخص نمود چرا که بر  اساس نوشته ها واسناد تخصصی اقوام ممالک مختلف از گذشته های دور تاکنون بسته به نوع فرهنگ همیشه نسبت به آثار و اشیاء ما قبل خود واحساس و اعتبار خاصی قائل بوده اند  افرادی که به طور پراکنده به مطالعه و تحقیق و کاوش پرداخته اند  .

در سال 1816 م وقتی که یک موزه دار اهل کپنهاک به نام کریستین تامسون به طبقه بندی و مرتب کردن آثار موزه خود پرداخت یک شیوه علمی و مدون را برای موزه داری پایه گذاری کرد . پس از او دستیار جوانش به نام جان جاکوب وارسا به کمک به استادش و کاوش هایی که د ر محل ها و قبور قدیمی نموده بود نام اولین باستان شناس علمی معاصر را بر خود گرفت . وی بعدها به مقام استادی بخش باستان شناسی دانشگاه کپنهاک رسید و در سال 1843 . م اولین کتاب خود را به نام ( ادوار تاریخی دانمارک ) تحریر نمود . در آن کتاب علاوه بر طبقه بندی نظریات تامسون در مورد طبقه بندی و دوره های تاریخی به دوره سنگ ، برنز و آهن ، توانست مطالعاتی در مورد انجام کاوش  و پیشنهاداتی در زمینه حفظ و نگهداری آثار  باستانی و همینطور اهمیت استفاده از روش های مقایسه ای برای تعیین قدمت و تاریخ  آثار ارائه دهد. وی همچنین برای اولین بار تعریف نسبتا دقیقی از علم باستان شناسی ارائه داد و با تعریف دیدگاه و مبانی باستان شناسی به عنوان یک علم ودانش جدید توانست آنرا تا حد زیادی با گنج یابی، عتیقه فروشی و عتیقه جمع کنی متمایز نماید .

هر چند در زمان معاصر و با پیشرفت علوم و تکنولوژی این موارد نیز مانند گنج یابی ، عتیقه فروشی ، و عتیقه جمع کنی نیز تا حدی علمی تر شد و عتیقه جمع کنی هایی به وجود آمدند که به دلیل داشتن ثروت و مکنت فراوان مجموعه های کوچک و بزرگ اما خصوصی بر پا نمودند که هر یک به شیوه ای دقیق و علمی وتوسط کارشناسان و مرمت کنندگان تحصیل کرده حفظ و نگهداری می شد  که در واقع به شکل موزه هایی خصوصی درآمد ند .

اولین مجمع باستان شناسی در تاریخ 1872 میلادی به نام مجمع عتیقه داران انگلیسی تاسیس گردید . حر کت های جسته گریخته  و نامنظمی در جهت جمع آوری و حفظ آثار باستانی در سرتاسر جهان شکل می گرفت و در قر ن 18 میلادی تقریبا زمان تدریجی وتکوینی قوانین باستان شناسی فرا رسید . در همان زمان در اواسط قرن شخصی به نام جان وینگلمن اولین شخصی بود که با ارائه کتاب معروف خود به نام تاریخ هنر قدیم  وجود اختلاف در سبک ها هنری را بیان نمود و معیاری نیز برای تکفیک ومتمایز نمودن آنها از یکدیگر ارائه داد به همین دلیل مدتها پدر باستان شناسی جدید شخص وینگلمن بود .

اما زمینه شروع باستان شناسی علمی د ر ایران و مناطق نزدیک و وابسته مانند بین النهرین به مطالعات و بررسی کتب و مضامین مذهبی از قبیل تورات و انجیل بر می گردد که در آنها اروپائیان با نام و محل شهرهای مشرق زمین مثل بابل و کلده آشنا می شد ند همچنین بسیاری از دست نو شته ها و گزارشات مربوط به بازدیدها و مسافرینی که به قصدزیارت ، تفریح و جهانگردی به مناطق شرقی و آسیایی می آمدند در قالب سفرنامه های مختلف درج و نشر می گردید. بسیاری از ماجراجویان و محققین نیز با مطالعه این گزارشات حس کنجکاوی شان برانگیخته می شد بدین ترتیب قصد و عزم سفر و اکتشافات این مناطق خصوصا شام ، عراق ، مصر و ایران را می نمودند . از جمله این افراد پیترو دلاواله جهانگرد ایتالیایی را نام برد که پس از سفر به بین النهرین و ایران نتیجه مطالعاتش را در دوجلد سفر نامه تدوین نمود این کتاب در سال 1658 میلادی چاپ گردید. مدتها قبل از او مقارن با دوره حکومت سلجوقیان بین سال های 1164 تا 1175 میلادی یک خاخام یهودی به نام بنیامین بن جناح پس از مسافرت به ایر ان از ویرانه های شهر باستانی شوش دیدن نمود و گزارش بازدیدش را در سفرنامه اش توضیح داد.

حدود یک قرن بعد یعنی در سال 1271 میلادی جهانگردی ایتالیایی به نام مارکوپولو هنگام سفر به چین سر راه خود از ایران گذر نمود وی نیز در نوشته های خود با بیان زیباتیی ها و جادبه های مشرق زمین افراد زیادی را تشویق و تر غیب سفر به این مناطق کرد . دوباره در حدود نیم قرن بعد در سال 1318 . م یک کشیش آلمانی به نام اوریش فون پو مسیر حرکت مارکوپولو را به چین طی نمود  و سر راه خود از کاشان ، یزد و فارس عبور کرد و نیز مشاهدات خود را در این باره ثبت نمود . ازاین دوره به بعد مرکز توجه جهانگردان و گردشگران غربی د ر آسیا ، ایران و در ایران تخت جمشید گردید .

در  قرن بعد نیز در سال 1474 میلادی یک جهانگرد ایتالیایی به نام جوزفات باربارو از طریق یزد به شیراز آمد وی برای دیدن چهل منار( همان تخت جمشید که هنوز کاوش نشده بود )به این محل آمد و گزارشی از بازدید خود تکمیل نمود. جریان این سفرها وتنظیم نتایج آن در قالب سفرنامه های مکتو ب در خلال قرون متمادی ادامه یافته و به مرور نیز رو به تزاید بود . در زمان صفویه باگسترش ارتباطات خارج مرزی ایرانیان سیاحان و جهانگردان بسیاری به صورت انفرادی و تیمی به ایران آمدند ، اغلب این سیاحان با غرض یا تنها به منظور غلو کردن و برانگیختن حس خوانندگان غربی نوشته های خود را به صورت بسیار اغراق آمیز و غیر واقعی تنظیم می نمودند از جمله این افراد شخصی به نام جئوفری داکت بود وی پس از دیدن تخت جمشید با طمطراق فراوان به گزافه گویی و غلو پرداخت. شاید این دروغ پردازی و اغراق سفرنامه ها  بود که روز به روز بر تعدا مشتاقان وسیاحان ایرانی  می افزود و همین مساله باعث به تاراج و به غارت رفتن ذخایر و گنجینه ها  ملی ایران د ر آن زمان ها توسط همین سیاحان می شد . شاید هم سبب خیری شده بود برای سفر و انجام تحقیقات باستان شناسان ، مرمت گران ، تاریخ نویسان و محققین راستین غربی که به ایران می آمدند و غالبا تحقیقات خود را بر اساس پژوهش ها و کاوش های دیگران گردآوری و تالیف می نمود ند . به هر حال حضور تعدادی از آنها نقش بسیار مهم و ارزشمندی در کشف و حفظ آثار و ابنیه تاریخی ایران که امروزه جزو افتخارات ملی ما محسوب می شود ایفا نمود.

افرادی همچون گیرشمن و آندره گدار از موسسین موزه ها و مدارس هنری ایران ، آرتو پوپ از خدمتگزاران واقعی و دلسوز هنر ها و فرهنگ و معماری ایرانی ، پاپا دوپائولو ، کریستین ولف ، دیماند ، ویلسن ، انگلبرت کمپفر ( از پیشگامان حفظ آثار باستانی ) کارستن نیبور ( خدمت بزرگ وی منجر به کشف رمز خطوط میخی شد )  و سه دانشمند دیگر که در  به دست آوردن کلید رمز خطوط میخی نقش ارزنده ای داشتند: 1- محققی آلمانی به نام اولاف گرها رد تیشن ( علامت واژه جدا کن در میخی باستان ر ا کشف نمود ) 2- دانشمند دانمارکی به نام فردریک مونتر 3- جرج فردریک گروتفند  آلمانی ( کسی که خط میخی را خواند )

 این افراد  نتایج کارشان را در چند مقاله منتشر نمودند  گرچه این  موفقیت ها با بی اعتنایی و فراموشی روبه رو شد اما بعد ها  شخصی به نام هنری گرسویک راولینسون کار گروتفند را ادامه داد و به نتیجه قطعی رسید وی برای خدمات خود دو نشان لیاقت شیر و خورشید و شوالیه را از ناصر الدین شاه و ملکه ویکتوریا  دریافت نمود. بجز اینها افراد دیگری نیز  بودند که هر یک به نوعی در شناسایی آثارو ابنیه تاریخی ایران نقش داشته اند  منجمله : جمیز موریه انگلیسی که در حدود 1808 میلادی به ایران سفر کرد، وی اولین کسی بود که مو فق به شناسایی کاخ بزرگ وعمارت ستون دار مادی در همدان شد .وی به شیراز ، کازرون وتخت جمشید و پاسارگار نیز سفر نمود و در گرگان ، آذربایجان و فارس نیز اکتشافاتی انجام داد و علاوه بر تهیه نقشه از کاخ هکمتانه ، شش عدد نقش برجسته دوره ساسانی را در  صخره های دره چوگان در شهر شاپور ثبت نمود .

از جمله معروف ترین افرادی که درهمین زمان به مطالعه آثار باستانی ایران مشغول بودند می توان از هیات نظامی فرانسوی  شامل ویلیام اوزلی ، گوردون ، دارسی تاد ، آدوپره و سرهنگ تره زل یاد نمود که در همین زمان بعد از چاپ گزارشات موریه جی بی فر یزر در ویرانه های جرجان شروع به کاوش نمود . در بین سال های 1840 تا 1852 . م بعد از کاوش هایی که توسط لوفتوس انگلیسی در شوش  صورت گرفت اولین هیات رسمی که در شوش اقدام  به کاوش  و کاوش نمود گروهی فرانسوی به سرپرستی دیولافوا بودند که در  1886 میلادی رسما و به صورت علمی اقدام به کاوش نمودند البته افرادی هم بودند که در قالب و پوشش امور فنی و امور فرهنگی و باستان شناسی به ایران می آمدند و علاوه بر این کار ماموریت های دیگری مانند جاسوسی ،سوء استفاده های مالی و غیره داشتند . ازجمله ؛ دو تاجر یا جاسوس انگلیسی به نام ث.آ. باد و هنری لایارد.  اینها افرادی بودند که نقض عهد نموده و منافع خود  را به منافع ایران ترجیح دادند .

آنها با خارج نمودن آثار و اشیاء مکشوفه به فرهنگ و تاریخ این سرزمین خیانت نمودند از جمله خانم دیولافوای فرانسوی که پس از کاوش هایش در شوش تقریباً تمامی آثار مکشوفه را با خود به لوور در فرانسه انتقال داد . به هر ترتیب تبیین مبانی باستان شناسی  آثار و اشیاء ایران مقوله ای بسیار مفصل بوده و اگر بخواهیم کاملا حق مطلب را ادا کنیم حداقل به  چند جلد کتاب نیاز است .

اما منظور از ارائه این فصل تنها پی گیری مختصر مسیر نسبتا علمی شده شناسایی و کشف آثار است که  به هر حال مقدمه  مطالعات بعدی شامل روش های مختلف تحلیل و بررسی آثار باستانی و شیوه های مختلف ارائه شده توسط محققین ایرانی و خارجی خواهد بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نقش تمدن های پیش از تاریخ در صنایع ایران

 

در دوره های ما قبل تاریخ مردمی در فلات ایران زندگی می کردند که نژاد و جایگاه اولیه آنان هنوز در پرده ابهام قرار دارد . اما از دوره های بعد در عصر حجر قدیم و عصر حجر جدید و دوره های بعد که سفال و فلز اهمیت یافتند مستنداتی وجود دارد که اساس یافته ها و اکتشافات باستان شناسی مناطق مختلف فلات و نواحی اطراف می باشند .

برای مطالعه دوره های مختلف تاریخی فرهنگی پیشین ایران معمولا مورخین ، باستان شناسان و دانشمندان علوم مختلف زیست شناسی ، نجوم و ... هر کدام دارای دیدگاه های خاص خود بود ه و هر یک علاوه بر تعمق بر نظرات دیگران روش های ویژه خود را برای تجربه و بررسی  ادوارگذشته بکار می گرفتند: مانند طبقه بندی بر اساس دوره های شکل گیری لایه های زمین و مراحل گذر از یخچال ها و آبها ویا تقسیم بندی بر اساس ویژگی های فرهنگی و اجتماعی مانند  تقسیم دوره ها به دوره توحش ، دوره بربریت ، دوره میانی ، دوره تمدن و الی آخر . اما در همگی این تقسیم بندی ها روش های زندگی و ساخت و بکار گیری ابزار وادوات کشاورزی مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند . در مناطق دیگر جهان طبقه بندی اعصار مختلف بیشتر حول محور پیدایش و بکار گیری مواد خام و یا گاه نگاری های مختلفی صورت می گیرد و اما در ایران می توان تمدن های ما قبل تاریخ را قبل از شروع شکل گیری دهات و قصبات بر اساس مفاهیم کارکرد اجتماعی طبقه بندی نمود که عبارتند از :

1-       مرحله آزاد و غیر متمرکز

2-       مرحله جمع آوری غذا

3-       مرحله آغاز کشاورزی و زراعت

4-       مرحله روستا نشینی همراه زراعت

5-   مرحله رام کردن حیوانات و استفاده از گوشت ، پوست ، مو ، کرک ، شاخ و استخوان حیوانات برای ساخت مصنوعات و بکار گیری آنها در امور روزمره

6-       مرحله قصبه های بزرگ و شهرهای کوچک

7-       مرحله آغاز تمدن غنی ابتدایی یا اولیه

بنابراین پس از شکل گیری کلنی های اولیه اجتماعات در مناطق مختلف کوهستانی در روستا و  شهرها که غالبا در مصب رودها و در جوار مناطق خوش آب و هوا و کوهپایه ها و یا در نواحی دشت های حاصل خیز ، در دامنه ها شکل می گرفته است ،در سراسر  پهنه گسترده و وسیع فلات ایران از بخش های مرکزی گرفته تا نواحی خاص جهات اربعه شمال وجنوب و شرق و غرب ، اقوام گوناگون اسکان یافتند  و بدین ترتیب به دلایل خاصی از جمله عوامل زیر اسکان در این مناطق  صورت می گرفت :

1-       دسترسی به غذا ، شکار و صید

2-       دستیابی آسان به منابع مواد اولیه

3-       استفاده از مناطق و نواحی خوش اب و هوا وشرایط ویژه اقلیمی

4-       دسترسی به آب

5-       امکان  ایجاد نوارهای حفاظتی و امنیتی

6-       مناطق امن از وقایع و بلایای طبیعی مانند  سیل ، زلزله ، طوفان و حمله حیوانات وحشی

7-   جلوگیری و حفاظت در مقابل حمله و تهاجم دشمنان و در نهایت امکان احیای استقلال وتسلط بر طبیعت پیرامون

 

این دلایل خاص باعث انتخاب و گزینش نواحی واماکن خاص شد که بیشترین و بهترین شرایط مورد نیاز را در بر می داشت مانند سکنی در تپه ها و تل ها،  زیگورات ها و  قلعه ها ،غارها و پناهگاه های سنگی ، صخره های طبیعی ، کوهپایه ها و کناره های مناسب رودها و دریاچه ها.

اصولا مطالعه نقش تمدن های ما قبل تاریخ علاوه بر بررسی اماکن فوق ، محل های دیگر ی رادر بر می گیرد که به شکل آشکار  یا پنهان وجود دارند بقایای این تمدن ها بر روی خاک باقی مانده و یا تو سط کاوشگران از زیر خاک خارج شده اند : زیگورات ها ،قلعه ها ، تپه ها ، منازل مخروبه ، مقابر ، دخمه ها ، و گورها و.... از این قبیل اند .

به هر حال بدون رعایت تقدیم و تاخیر کامل برای انواع، این تمدن ها تنها با توجه نسبی به نحوه و تاریخ شکل گیری آنها تشریع گردیده اند . در اینجا به منظور آشنایی دانشجویان  با جهات کلی و پراکندگی تمدن ها در سرتا سر ایران ،  مناطق جغرافیایی تقسیم بندی شده اند :

 

 

 

 

 

 

 

 

مراکز تمدن ها  و بقایای مسکونی ما قبل تاریخ و  تاریخی با تو جه به پراکند گی جغرافیایی درسطح فلات ایران :

 

1-       منطقه شمال : گیلان ،مازندران، تهران و....

تپه مارلیک – تپه املش – تپه چشمه علی ( تهران )

2-       منطقه شمال شرقی : خراسان ،گرگان ،گنبد و ...

تورنگ تپه – تپه حصار – شاه تپه – تپه دره گز – غار هوتو – غار کمربند  یاریم تپه

3-       منطقه شمال غربی : آربایجان ، ادبیل ، ارومیه و ...

گوی تپه – تپه حسنلو – حاجی فیروز – یانیک تپه – دالما – پیزدلی – دینخواه تپه

4-       منطقه جنوب غربی : خوزستان ، لرستان ، دهلدان و....

شوش- چغارنبیل – جعفر آباد – چغابنووت – چغامیش – تپه تولائی – قبر شیخان – تپه موسیان – چغاسفید – چغا سبز – چغا سرخ – محمد جعفر – خزینه – بوهلان و ....

5-       منطقه جنوب شرقی : کرمان ، هرمزگان ، مکران و...

تل ابلیس – تپه یحیی ، بمپور

6-       منطقه جنوب : فارس ، بوشهر و....

تخت جمشید – تل با کون – تل شقا – تل شموران – تل کپک – تل موشکی-  تل نخودی – تل جاری – جلگه مرودشت

7- منطقه شرق : سیستان ، بلوچستان و ...

شهر سوخته – گدروزیه و...

8-       منطقه غرب : کرمانشاه ، لرستان ، همدان و ....

نوشیجان تپه – تپه گیان – تپه زیویه – گودین تپه – تپه گوران – گنج دره – تپه سیاه بید – سه گابی – تپه جمشیدی و...

9-       منطقه مرکزی : فلات مرکز ی ایران ، قزوین ، یزد ، اراک ، کاشان ، اصفهان و ...

تپه سیلک – تپه زاغه – سنگ چخماغ – شیر ژیان – مسره – قره تپه – اسماعیل آباد – مهران آباد – تپه چشمه علی

10- مناطق پراکنده : ایلات – عشایر – قبایل کوچ نشین و...

 

 

 

 

 

 

       فهرست جهاتی مناطق و شهرهای اصلی :

 

 

 

1-       شمال : گیلان : مازندران ، تهران و ...

2-       شمال شرقی : خراسان ، گرگان ، گنبد و...

3-       شمال غربی : آذربایجان غربی و شرقی ، اردبیل ، ارومیه و ...

4-       جنوب : فارس ، بوشهر و...

5-       جنوب شرقی : کرمان ، هرمزگان ، مکران و...

6-       جنوب غربی : خوزستان ، لرستان ، دهلدان و....

7-       مشرق : سیستان ، بلوچستان و ...

8-       مغرب : کرمانشاه ، لرستان ، همدان و ....

9-       مرکزی : فلات مرکزی ایران ، قزوین ، یزد ، اراک ، کاشان ، اصفهان ...

10- ییلاق و قشلاق : یا مناطق پراکنده و فرهنگ های کوچنده و غیر ثابت در لرستان ، خوزستان و سایر نو احی .

د ر فصل بررسی دیدگاه باستان شناسی در مورد چگونگی شکل گیری و منشاء آثار و اشیاء دستی به تفصیل در مورد تقسیمات صورت گرفته در مورد دوره های تار یخی و مناطق اصلی این دوره ها به تفکیک مناطق جغرافیایی صحبت خواهد شد در اینجا تنها به منظور دستیابی به ارتباط تمدن ها و سیر تکوینی و جریان تکامل آثار هنری و صنایع صخره ها ، مقبر ها، دخمه ها و تعدادی از غارها مور د بررسی قرار می گیرند .

 

 

 

 

 

کاوش ها

 

 

1-  کاوش های شوش

یکی از اولین اکتشافات بزر گ تاریخ باستان شناسی ایران مربوط به  دوره های ما قبل تاریخ را می توان کاوش منطقه شوش واقع در جنوب غربی ایران ذ کر  نمود . شوش یا شوشن و سوزا یکی از سرزمین  های عیلام بود که بعدها به عنوان پایتخت جزو قلمرو پادشاهان هخامنشی قرار گرفت . خرابه های این تمدن در چهار  تپه مهم به دست آمده است .

 

تپه اول – یا شهر مرکزی یا قلعه مرکزی دارای سی و هشت متر ارتفاع است .

تپه دوم – در بخش شر قی قرار دارد و مکانی است که قصر داریوش اولین بار در آنجا بنا شده بود .

تپه سوم – که درسمت جنوب منطقه واقع شد ه و ویرانه های شهر بزرگ عیلام را نشان می د هد .

تپه چهارم – مشتمل بر تعدادی خانه یا کلبه ساده معمولی و مربوط به رعایا می باشد .

 

 در حفریات 1891 میلد ی آثار و بقایای دوره های قبل از تاریخ و همینطور قبرستانی که شامل حدود دو هزار قبر بود  کشف گردید . نحوه خاکسپاری مردگان در آئین  زرتشت احتمالا با اقتباس از این دوره ها انجام می شده است چرا که در این نواحی نیز مردگان را ابتدا در هوای آزاد باقی گذارده پس از زایل شدن گوشت و مو اد غیر استخوانی بقایای جسد را دفن می نمودند .

 

شوش I

 

شوش الف : پایین تر ین طبقه در حفریات شوش به نام شوش الف نامیده می شود و نماینده اولین تمدن کشف شده در این محل است که با توجه به کشف تعدادی آلات و اد وات مسین تاریخ آن را به ابتدای دوره مس نسبت می دهند .

مردم این دوره در کنار کشاورزی و زراعت به امو ر دیگری در قالب فنون سفالگری ،  فلز کاری و بافند گی اشتغال داشته اند .ابزار جنگی و شکار آنها نیز شامل انواع بسیار ساده تیر  و کمان و فلاخن می باشد و ابزاری مانند تبر و نوک تیرها غالبا با تکه ای سنگ تیز چخماق تکمیل می شده است . در مقادیر حفر شد ه مربوط به این دوره انواع دیگری از ابزار کار و اشیاء زینتی مانند تبر مسی، سوزن کوچک و بزرگ سوراخ دار و تعدادی الواح ساده و صیقلی مسی که احتمالا به عنوان آینه استعمال  می شده یافت گردیده است که عمده ترین ویژگی صنعتی این لایه وجود سفال های زرد رنگی است که با استفاده از رنگ سیاه تزئین شده اند فرم فضایی و ترکیبات نقوش این سفالینه ها بیانگر این مساله است که ساخت ماهرانه و سبک دار آنها احتمالا دارای پیشینه ای طولانی تر بوده و سده های متمادی طول کشیده تا این سفال ها به این مرحله رسیده اند. این ظروف که با سه شکل کلی آبخوری ته صاف ، کاسه و قدح و دیگ به دست آمده اند دارای اشکال متفاوتی بوده و به صور مختلفی فرم  گرفته اند . تعدادی از دیگ ها دارای لوله هستند تمامی دیگ ها بدون دسته بوده و تعدادی نیز دارای سوراخ هایی در لبه برای بکار گرفتن نخ یا ریسمان به عنوان دسته می باشند . تصاویر تزئینی روی این ظروف نیز شامل اشکال ساده حیوانی نقش گاو نر ، بز کوهی ،  سگ ، مار ، لاک پشت و پرنده های پا کوتاه و گردن بلند ، عقاب و به ندرت اشکال انسانی است . در تعدادی از ظروف به تنهایی یا همراه نقوش ذکر شده اشکال هندسی نیز  ترسیم گردیده است . از جمله آثار مکشوفه تعدادی مجسمه کوچک گلی و سفالی متعلق به همین طبقه است که احتمالا سمبل و نمادهای جادویی یا طلسم و نمودهایی از رب النوع می باشد . و از جمله دیگر آثار  ظریف تر این لایه تعدادی گردن بند است که از ستگ های رنگی و گوش ماهی ساخته شده اند . انگشتری گوش ماهی ، و تعدادی مهر و منقوش نیز جزو آثار مکشوفه می باشد .

شوش ب :

تعدادی اشیاء سفالی مربوط به این لایه منسوب هستند که غالبا در مکان های نزدیک شوش مانند موسیان ، جعفر آباد و دیگر نواحی یافت شده اند ؛ کیفیت ظاهری و فرم آنها نشان می دهد که به دوره ای قدیمی تر از شوش الف تعلق دارند .همچنین سفال های قر مز رنگی به دست آمده که به شکل ظروف کاربردی هستند .

 

شوش ج و د :

 این دولایه یا طبقه را حد واسط دوره های شوش یک و دو می دانند . ظروف گلدانی این دوره دارای رنگ قرمز صیقلی شده هستند و جزو اولین نمونه های سفال چرخی محسوب می شوند کوزه ها و دیگ ها غالبا دارای دسته و لوله هستند و تقریبا در هیچ یک از آثار تزئینی وجود ندارد . علاوه بر سفال قطعاتی به شکل تبر و بیلچه به دست آمده اند که تعدادی از آنها با مس و تعدادی نیز از سنگ ساخته شده اند نشانه هایی از تعبیه قسمتی برای  قرار دادن دسته جداگانه بر انتهایی تبر حاکی از وجود تجربه و مهارت بیشتر این دوران است این امر در واقع قدم مهمی در شکل گیری ابزارهای بعدی محسوب می شود .

تعدادی مهره متعلق به این دوران به دست آمده که به شکل دکمه مسطحی است که در قسمت دسته یا وسط آنها سوراخی تعبیه شده و جنس شان از سنگ و سفال می باشد . در کنار این اشیاء تعدادی قطعات استخوانی منقوش و منقور با طرح های مختلف هندسی و انسانی و حیوانی تهیه  شده اند .  همینطور تعدادی ظروف مرمرین  غالبا با فرم حیوانات مه ره های استوانه ای با فرم سر یا بدن حیوانات ساخته شده انداین آثار بیشتر مربوط به طبقه ج هستند . باستان شناسان آثار این طبقات را به هزاره های دوم و اول قبل از میلاد نسبت داده اند .

 

شوشII :

 

بعد از سفال های ساده و نقش دار ابتدایی که بعضا نشانه های نبوغ و مهارتی جزئی در آنها دیده می شد ، می توان گفت در این طبقه تکنیکهای ساخت سفالینه ها به طور کلی با سبک جدیدی تهیه می گردید . علت این تغییرات را کارشناسان،  نفوذ هنر سفال جلگه های بین النهرین بر این مناطق دانسته اند اشیاء این لایه تماماً با چرخ سفالگری ساخته شده اند اما سفال های زرد که بعضا در مجاورت آتش به رنگ قرمز تبدیل شده اند نیز همچنان ساخته و رنگ های سیاه و اخرای تیره در نقاشی و تزئین استفاده می شد.  انواع کوزه ها و دیگ های بزرگ و مدور ( با نظم هندسی بهتر ) تنگ های گردن کوتاه و لوله دار که غالبا با اشکال هندسی شامل خطوط دوار و منحنی و نیم دایره مثلث و خطوط متوازی بر زیر خطوط رسم شده قرار  گرفته اند تهیه می شده و در کنار اینها نقوش طبیعی پرندگان و حیوانات شامل تصویر عقاب در حال صید با بال های گشوده و همچنین ردیف های مرغان دریایی ، تصاویر بز کوهی ، گاو ، گاو کوهان دار و ماهی ها می باشند. در زمینه ابزار کار و ادوات جنگی و شکار، اشیایی کشف گردید که عموما تفاوت چندانی با نمونه های لایه های قبلی ندارند و به جای سر تیرهای سنگی از نو ک های تیز تر شده مسی استفاده شده و از نحوه ساخت این وسایل و تزئینات و نقوش اشیائی که به این وسیله تکمیل می گرد یده اند می توان حدس زد که غلبه ونفوذ تمدن های غیر ایرانی این دوره در واقع به جای آنکه تکنیک های ساخت وتزئین را بهتر کند به حالتی از رکود و رخوت مبدل و کیفیت آثار در سطح سده های بسیار قبل تر از خود نزول کرده است .

 

 

1-1- نواحی چهارگانه شوش

 

شهر باستانی شوش پایتخت عیلامی ها بود. آبادی این نواحی بسیار مهم تاریخی تا اوایل دوره اسلام نیز  ادامه داشته و همانطور که ذکر شد در نتیجه کاوش هایی که توسط هیات های باستان شناسی فرانسوی در سال 1891 میلادی در این منطقه صورت گرفت آثار و بقایای تمدن های ما قبل تاریخ دراین سرزمین از زیر  خاک بیرون آمد . و در  طبقات متعددی این آثار کشف گردید اما نواحی قدیمی شوش که از نظر قدمت و اهمیت آثار به چهار بخش متمایز تقسیم شده اند عبارتنداز :

1-       آکروپل ( گورستان دوران اور )

2-       شهر شاهی

3-       آپادانا

4-       بخش پیشه وران

در کلیه این بخش ها آثار فراوانی از نوع ظروف سفالین ، اسلحه وسایل و لوازم تزئینی ، اشیاء و ابزارهای فلزی ، ( مس و مفرغی ) و همچنین الواحی که دارای علائم خط تصویری ما قبل تاریخی است کشف گردیده است .

الواح گلی و سنگی متعددی که مربوط به 1700 قبل از میلاد می باشد در شوش به دست آمده است . متن این الواح اکثرا شامل اسناد و قرار دادهای حقوقی می باشد. د ر دوره های بعدی در زمان هخامنشیان ، داریوش نیز شهر تاریخی شوش را به پایتخت زمستانی خویش تبدیل کرد وی کاخ مجللی با تزئینات فراوان در آن بر پا کرد با این وجود عمراه این آثار کتیبه هایی که حاکی از تاریخچه ساختمان کاخ و کارنامه شاهنشاهی و حدود کشور بوده است کشف گردید .بعد از داریوش ، خشایار شاه و ادشیر دوم و سوم در تکمیل این پایتخت زمستانی کوشیدند در اراضی اطراف شوش و هفت تپه آثار زیادی از ادوار مختلف عیلام ، هخامنشی ، اشکانی ، ساسانی و اوایل اسلام به دست آمده است که شامل ظروف سفالی ، استخوانی ، فلزی و