تبليغاتX
ایرانگردی-گردشگری-نقشه-ایران-تور-سفر - باستانشناسی ایران1
ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم،نقشه راههای ایران،ایران گردی،طبیعت ايران

باستان شناسی

 و

 تاریخ هنر آثار و اشیاء ایران زمین

 

 

بررسی مبانی و اصول باستان شناسی وشناخت تحلیل ها و نظریه های تفسیری کاوشگران و مورخین این علم جایگاه ویژه ای در مطالعات هنرها و صنایع دستی ایران دارد .در مورد اهمیت این موضوع و تحولی که کاوش های باستان شناسی و تجزیه و تحلیل ارزش های آثار و ارتباط آنها بااشیاء معاصر ، تفاسیرمتعددی وجود دارد و هر یک به گونه ای متفاوت این مساله را مورد بررسی قرار داده اند، اما وجه غالب این مطالعات تاکید تمامی کارشناسان بر تاثیر اجتناب ناپذیر هنرهای قدیمی و ماقبل تاریخ در دوره های اسلامی و همینطور تاثیر و ماندگاری ویژگی های هنری اسلامی تا دوره های معاصر می باشد . اساسا این یک خصلت ارزشمند است و ایرانیان شاید تنها ملتی هستند  که در طول تاریخ همواره علی رغم تهاجم ها و تاخت و تازهای اقوام بیگانه هیچگاه اصالت و اعتبار هنرها و فرهنگ خود را از دست نداده اند بلکه با جذب هنرهای بیگانه و مدارا کردن موقتی ومقطعی با بیگانگان مهاجم ، فرهنگ و صنعت آنها را در خود حل نموده و ریشه های هنر خویش را نیز حفظ نمودند . در مبحث شناخت مبانی و دیدگاه های باستان شناسی دو مقوله مورد نظراست : ابتدا نقش ساختاری فنی شامل مهندسی فرمی اشکال  و احجام دستی و شناخت فرم فضایی و تجریدی این آثار و سپس تاثیر نقوش و تزئینات آثار قدیم بر جدید و نحوه شکل گیر و تعدیل و استحاله شدن آن که در نهایت به شکل گیری نوعی از تزئینات کاملا انتزاعی و مجرد منجر می گردد که مختص به صنایع ایرانی شده  و د وم بررسی فرهنگی و تدریجی آثار و احوال سازندگان است که بر اساس دیدگاه مذ هبی ما شکل می گیرد .

در قرآن  مجید نیز آیاتی مبنی بر دعوت به بررسی وتعمق در احوال گذشتگان وجود دارد ؛ از جمله آیه 136 و 137 سوره مبارکه آل عمران. حضرت باریتعالی در این آیات می فرمایند : ( قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض... ) آیات و سوره های مبارکه نحل آیه 36 ، سوره مبارکه انعام آیه 11 ، سوره مبارکه   فاطر آیه 44 ، سوره مبارکه عنکبوت آیه 20 ، سوره مبارکه نمل آیه 69 ، سوره مبارکه اعراف آیه 86 ، و ...

در کنار این نکات احادیثی د ر کتب مختلف از جمله د ر خطبه های نهج البلاغه در این خصوص وجود دارد . به طور اصولی مطالعات و کاوش های باستان شناسی در سده های گذشته د ر انحصار محققین خارجی بوده که آنها نیز  غالبا نظریه و تحلیل ها را بر اساس شناخت های علم وفرهنگی قومی خویش مطرح می کنند ، هر چند  نقش و کار ارزشمند اکثر آنها قابل تقدیر است و در واقع بسیاری از آثار و ابنیه به دست آمده و یادگار مانده مرهون زحمات و مطالعات آنها بوده است اما به هرصورت اجتناب ناپذیر خواهد بود که نتیجه پژوهش ها گاها حاوی اطلاعات سطحی و غیر عمیق از نوع فرهنگ و ارزش های ملی و مذهبی ایرانیان شده است . در اینجا برای شناخت مبانی دیدگاه های باستان شناسی هنرها و صنایع دستی ؛ ارائه چند تعریف از این علم ضروری به نظر می رسد.

1-       باستان شناسی عبارت است از : علم انسان شناسی

2-     باستان شناسی عبارت است از : علم شناخت ومطالعه آثار ، حالات و نحوه زندگی انسانها و جوامع بشری د ر  گذشته

3-   باستان شناسی عبارت است از : علمی که در باره انسان و جوامع انسانی در گذشته به مطالعه می پردازد .

4-   باستان شناسی عبارت است از : علم شناخت انسان بر اساس  مدارک ، اسناد و شواهد و همینطور تحقیقات ومطالعات که از طریق بررسی و پژوهش و کاوش در یک یا چند منطقه و به طور کلی در جهان صورت می گیرد .

5-   باستان شناسی عبارت است از : علم شناخت انسانی و جو امع بشری از روی آثار اشیاء و ابنیه باقی مانده از گذشته ؛  د ر واقع مورخ تنها به مطالعه احوال به صورت نظری و تئوری عمل می کند در حالی که باستان شناس مطالعات فوق را بر اساس آثار فیزیکی و ظاهری به دست آمده تکمیل می کند.

 

آثار فیزیکی نیز تعریف خاص خود را دارند وعبارتند از : هر  شی یا قطعه یا وسیله و ابزار کار بردی یا تزئینی ونمایشی که به وسیله دست ساخته شده باشد و د رآن تمامی ویژگی های خاص فکری و اعتقادی ، مذهبی و آئینی ، مبانی فرهنگی و هنری و سایر خصلت های قومی و حتی شخصی سازنده اثر نهفته و نمایان باشد.

در عین حال این آثار بایستی حاوی اطلاعاتی راجع به زمان و مکان بوده و نوع ارتباطشان را با مردم و با سایر آثار مشخص نمایند واگر یک شی حداقل بیش از یک نسل قدمت داشته باشد جزو آثار قدیمی باستانی محسوب می شود و اگر این ویژگی را نداشته باشد جزو صنایع دستی معاصر بشمار می رود .

 

 

معیار ارزش گذاری آثار و اشیاء قدیم و جدید

 

 

1-نوع و جنس و مقدار مواد اولیه ( به طور مثال یک شی زرین یا نقره ای یا ابریشمی دارای ارزشی بیشتر از شی مشابه و با موادی مانند آهن ، مفرغ یا پشم می باشد )

2-زمان ساخت یا وقتی که از شروع تا اتمام یک اثر صرف می شود در ارزش آن مد نظر خواهد بود

3-تجربه ، مهارت و استادی سازنده

4-نایابی و کم یابی تکنیک و فنون بکار رفته در  ساخت اثر

5-فرم و هندسه فضایی اثر

6-نقوش ، طرح ها و تزئینات بکار رفته که خود شامل سه بخش می شود.

الف – نوع طرح ونقش واصالت فرهنگی و تاریخی آن

ب- تکنیک و مهارت استفاده از نقوش وتزئینات

ج – میزان هماهنگی و ارتباط نقش و فرم

7 - داشتن امضاء یا خط اثر و آن به این معنی است که از روی ویژگی خاص یک اثر و شخصیت آن شی بتوان به نام سازنده اش  پی برد . مثال بهتر این است دو میناتور کاملا مشابه یکی توسط  فردی ناشناس ترسیم شد ه و دومی به طور مثال توسط رضا عباسی و یا بهزاد

8- داشتن ویژگی های بارز فرهنگی هنری بومی یا منطقه ای و ملی

9- در نهایت دو یا چند عملکردی بودن (Multi-Function) که می تواند بر  نحوه و میزان  ارزش گذاری شی دستی اثر بگذارد . به طور  مثال یک قالی یا گلیم زیبا علاوه بر  عملکرد زیر انداز دارای عملکرد زیبایی نیز هست و در عین حال دارای ارزش اقتصادی فعال و غیر ثابت نیز می باشد و ...

به هر صورت از دیدگاه باستان شناسی و مبادی علمی ، یک کاوشگر و  کارشناس کاوش ، دست به مطالعه و بررسی اسناد  و مدارک مختلف تاریخی و فرهنگی می زند تا قادر به شناسایی و تعیین محل دقیق دفن آثار ،اشیاء و ابنیه گردد . این عمل ، تنها با تسلط به تاریخ جغرافیای قومی وتاریخی ، ویژگی های اجتماعی و فرهنگی اقوام وهمینطور  شناسایی آثار موجود ومعاصر برای پیگیری و ره یابی سابقه و پیشینه تاریخی آن است  که محقق ر ا قاد ر به اکتشاف  و مطالعه علمی خواهد نمود .اما علاوه بر آن برای تعیین دقیق قدمت و تاریخچه آثار بعد از اکتشاف باید به دنبال کشف حقایق و مجهولات فرهنگی نیز بود.

 

تاریخچه شکل گیری و تحولات علم باستان شناسی

 

علم و دانشی که امروزه ما تحت عنوان باستان شناسی می شناسیم علاوه بر داشتن شاخه های مختلف بسیار تخصصی در زمینه های بسیار خاص بر اساس دوره های تاریخی و ما قبل تاریخ ، تخصص بر اساس آثار و بقایای اجتماعی ، فرهنگی ، نحوه زندگی و مشاغل ، تخصص د ر مطالعه و کاوش  بناها و ابنیه و ... به دلیل گستردگی عملیاتی و ویژگی  خاص خود از بسیاری علوم و فنون دیگر تغذیه می شود ؛ در واقع امروزه نیز بین اغلب کارشناسان انتخاب و گزینش باستان شناسی به عنوان هنر یا علم و دانش ، اختلاف نظر وجود دارد . اما عقیده مشترک تمامی  محققین این است که دانش و هنر باستان شناسی وابستگی تام به علوم دیگر دارد  و مجموعه ای ترکیبی و تلفیقی از این د انسته ها است که یک کاوشگر و دانشمند علوم باستانی را در  انجام مطالعات و تحقیقاتش یاری می کند . این علوم عبار تند از : علوم طبیعی ، زیست شناسی ، اقلیم شناسی ، گیاه شناسی ، مواد  شناسی ، اقتصاد ، زمین شناسی ( کانی شناسی ) فیزیک ، شیمی ، معماری ، هنرهای تجسمی و تزئینی و حتی فلسفه ، علوم ادیان و د ر کنار اینها نیاز به داشتن حداقلی از دانش های خاص و دروس عملی مانند تکنیک های کاوش و مرمت ، نگهداری و حفظ آثار ، اشیاء وابنیه و همینطور استفاده از ابزار و تجهیزات مورد استفاده ؛ همگی گسترده ای از فنون و دانش های مورد نیاز یک باستان شناس خبره و ماهر بود ه که مالا سبب بالا بردن د قت علمی این شاخه خواهد بود .

بنابراین تعریف جامع و کلی این است که باستان شناسی با استفاده از مجموعه ای از علوم و دانش ها در قالب یک سیستم یا مکانیزم قادر به مطالعه ، شناسایی ، کاوش و کاوش ، کشف ، طبقه بندی ، تاریخ گذاری و مراحل بعدی شامل حفظ ونگهداری خواهد بود که این قسمت به تخصص جداگانه ای نیاز خواهد داشت . بدین ترتیب وی خواهد توانست بخش هایی از ارتباطات انسان با آثار و ابنیه به دست آمده و  محل کشف آنها را مشخص نماید و از  این طریق علوم بشری را قادر به شناسایی کل ادوار گذشته وانطباق آن با علوم واجتماعات جدید وتعمیم و پیش بینی اجتماعات آینده نماید . برای تعریف نحوه شکل گیری و  پا گرفتن  علم جدیدی به نام باستان شناسی شاید نتوان تاریخ و محل بسیار دقیقی را مشخص نمود چرا که بر  اساس نوشته ها واسناد تخصصی اقوام ممالک مختلف از گذشته های دور تاکنون بسته به نوع فرهنگ همیشه نسبت به آثار و اشیاء ما قبل خود واحساس و اعتبار خاصی قائل بوده اند  افرادی که به طور پراکنده به مطالعه و تحقیق و کاوش پرداخته اند  .

در سال 1816 م وقتی که یک موزه دار اهل کپنهاک به نام کریستین تامسون به طبقه بندی و مرتب کردن آثار موزه خود پرداخت یک شیوه علمی و مدون را برای موزه داری پایه گذاری کرد . پس از او دستیار جوانش به نام جان جاکوب وارسا به کمک به استادش و کاوش هایی که د ر محل ها و قبور قدیمی نموده بود نام اولین باستان شناس علمی معاصر را بر خود گرفت . وی بعدها به مقام استادی بخش باستان شناسی دانشگاه کپنهاک رسید و در سال 1843 . م اولین کتاب خود را به نام ( ادوار تاریخی دانمارک ) تحریر نمود . در آن کتاب علاوه بر طبقه بندی نظریات تامسون در مورد طبقه بندی و دوره های تاریخی به دوره سنگ ، برنز و آهن ، توانست مطالعاتی در مورد انجام کاوش  و پیشنهاداتی در زمینه حفظ و نگهداری آثار  باستانی و همینطور اهمیت استفاده از روش های مقایسه ای برای تعیین قدمت و تاریخ  آثار ارائه دهد. وی همچنین برای اولین بار تعریف نسبتا دقیقی از علم باستان شناسی ارائه داد و با تعریف دیدگاه و مبانی باستان شناسی به عنوان یک علم ودانش جدید توانست آنرا تا حد زیادی با گنج یابی، عتیقه فروشی و عتیقه جمع کنی متمایز نماید .

هر چند در زمان معاصر و با پیشرفت علوم و تکنولوژی این موارد نیز مانند گنج یابی ، عتیقه فروشی ، و عتیقه جمع کنی نیز تا حدی علمی تر شد و عتیقه جمع کنی هایی به وجود آمدند که به دلیل داشتن ثروت و مکنت فراوان مجموعه های کوچک و بزرگ اما خصوصی بر پا نمودند که هر یک به شیوه ای دقیق و علمی وتوسط کارشناسان و مرمت کنندگان تحصیل کرده حفظ و نگهداری می شد  که در واقع به شکل موزه هایی خصوصی درآمد ند .

اولین مجمع باستان شناسی در تاریخ 1872 میلادی به نام مجمع عتیقه داران انگلیسی تاسیس گردید . حر کت های جسته گریخته  و نامنظمی در جهت جمع آوری و حفظ آثار باستانی در سرتاسر جهان شکل می گرفت و در قر ن 18 میلادی تقریبا زمان تدریجی وتکوینی قوانین باستان شناسی فرا رسید . در همان زمان در اواسط قرن شخصی به نام جان وینگلمن اولین شخصی بود که با ارائه کتاب معروف خود به نام تاریخ هنر قدیم  وجود اختلاف در سبک ها هنری را بیان نمود و معیاری نیز برای تکفیک ومتمایز نمودن آنها از یکدیگر ارائه داد به همین دلیل مدتها پدر باستان شناسی جدید شخص وینگلمن بود .

اما زمینه شروع باستان شناسی علمی د ر ایران و مناطق نزدیک و وابسته مانند بین النهرین به مطالعات و بررسی کتب و مضامین مذهبی از قبیل تورات و انجیل بر می گردد که در آنها اروپائیان با نام و محل شهرهای مشرق زمین مثل بابل و کلده آشنا می شد ند همچنین بسیاری از دست نو شته ها و گزارشات مربوط به بازدیدها و مسافرینی که به قصدزیارت ، تفریح و جهانگردی به مناطق شرقی و آسیایی می آمدند در قالب سفرنامه های مختلف درج و نشر می گردید. بسیاری از ماجراجویان و محققین نیز با مطالعه این گزارشات حس کنجکاوی شان برانگیخته می شد بدین ترتیب قصد و عزم سفر و اکتشافات این مناطق خصوصا شام ، عراق ، مصر و ایران را می نمودند . از جمله این افراد پیترو دلاواله جهانگرد ایتالیایی را نام برد که پس از سفر به بین النهرین و ایران نتیجه مطالعاتش را در دوجلد سفر نامه تدوین نمود این کتاب در سال 1658 میلادی چاپ گردید. مدتها قبل از او مقارن با دوره حکومت سلجوقیان بین سال های 1164 تا 1175 میلادی یک خاخام یهودی به نام بنیامین بن جناح پس از مسافرت به ایر ان از ویرانه های شهر باستانی شوش دیدن نمود و گزارش بازدیدش را در سفرنامه اش توضیح داد.

حدود یک قرن بعد یعنی در سال 1271 میلادی جهانگردی ایتالیایی به نام مارکوپولو هنگام سفر به چین سر راه خود از ایران گذر نمود وی نیز در نوشته های خود با بیان زیباتیی ها و جادبه های مشرق زمین افراد زیادی را تشویق و تر غیب سفر به این مناطق کرد . دوباره در حدود نیم قرن بعد در سال 1318 . م یک کشیش آلمانی به نام اوریش فون پو مسیر حرکت مارکوپولو را به چین طی نمود  و سر راه خود از کاشان ، یزد و فارس عبور کرد و نیز مشاهدات خود را در این باره ثبت نمود . ازاین دوره به بعد مرکز توجه جهانگردان و گردشگران غربی د ر آسیا ، ایران و در ایران تخت جمشید گردید .

در  قرن بعد نیز در سال 1474 میلادی یک جهانگرد ایتالیایی به نام جوزفات باربارو از طریق یزد به شیراز آمد وی برای دیدن چهل منار( همان تخت جمشید که هنوز کاوش نشده بود )به این محل آمد و گزارشی از بازدید خود تکمیل نمود. جریان این سفرها وتنظیم نتایج آن در قالب سفرنامه های مکتو ب در خلال قرون متمادی ادامه یافته و به مرور نیز رو به تزاید بود . در زمان صفویه باگسترش ارتباطات خارج مرزی ایرانیان سیاحان و جهانگردان بسیاری به صورت انفرادی و تیمی به ایران آمدند ، اغلب این سیاحان با غرض یا تنها به منظور غلو کردن و برانگیختن حس خوانندگان غربی نوشته های خود را به صورت بسیار اغراق آمیز و غیر واقعی تنظیم می نمودند از جمله این افراد شخصی به نام جئوفری داکت بود وی پس از دیدن تخت جمشید با طمطراق فراوان به گزافه گویی و غلو پرداخت. شاید این دروغ پردازی و اغراق سفرنامه ها  بود که روز به روز بر تعدا مشتاقان وسیاحان ایرانی  می افزود و همین مساله باعث به تاراج و به غارت رفتن ذخایر و گنجینه ها  ملی ایران د ر آن زمان ها توسط همین سیاحان می شد . شاید هم سبب خیری شده بود برای سفر و انجام تحقیقات باستان شناسان ، مرمت گران ، تاریخ نویسان و محققین راستین غربی که به ایران می آمدند و غالبا تحقیقات خود را بر اساس پژوهش ها و کاوش های دیگران گردآوری و تالیف می نمود ند . به هر حال حضور تعدادی از آنها نقش بسیار مهم و ارزشمندی در کشف و حفظ آثار و ابنیه تاریخی ایران که امروزه جزو افتخارات ملی ما محسوب می شود ایفا نمود.

افرادی همچون گیرشمن و آندره گدار از موسسین موزه ها و مدارس هنری ایران ، آرتو پوپ از خدمتگزاران واقعی و دلسوز هنر ها و فرهنگ و معماری ایرانی ، پاپا دوپائولو ، کریستین ولف ، دیماند ، ویلسن ، انگلبرت کمپفر ( از پیشگامان حفظ آثار باستانی ) کارستن نیبور ( خدمت بزرگ وی منجر به کشف رمز خطوط میخی شد )  و سه دانشمند دیگر که در  به دست آوردن کلید رمز خطوط میخی نقش ارزنده ای داشتند: 1- محققی آلمانی به نام اولاف گرها رد تیشن ( علامت واژه جدا کن در میخی باستان ر ا کشف نمود ) 2- دانشمند دانمارکی به نام فردریک مونتر 3- جرج فردریک گروتفند  آلمانی ( کسی که خط میخی را خواند )

 این افراد  نتایج کارشان را در چند مقاله منتشر نمودند  گرچه این  موفقیت ها با بی اعتنایی و فراموشی روبه رو شد اما بعد ها  شخصی به نام هنری گرسویک راولینسون کار گروتفند را ادامه داد و به نتیجه قطعی رسید وی برای خدمات خود دو نشان لیاقت شیر و خورشید و شوالیه را از ناصر الدین شاه و ملکه ویکتوریا  دریافت نمود. بجز اینها افراد دیگری نیز  بودند که هر یک به نوعی در شناسایی آثارو ابنیه تاریخی ایران نقش داشته اند  منجمله : جمیز موریه انگلیسی که در حدود 1808 میلادی به ایران سفر کرد، وی اولین کسی بود که مو فق به شناسایی کاخ بزرگ وعمارت ستون دار مادی در همدان شد .وی به شیراز ، کازرون وتخت جمشید و پاسارگار نیز سفر نمود و در گرگان ، آذربایجان و فارس نیز اکتشافاتی انجام داد و علاوه بر تهیه نقشه از کاخ هکمتانه ، شش عدد نقش برجسته دوره ساسانی را در  صخره های دره چوگان در شهر شاپور ثبت نمود .

از جمله معروف ترین افرادی که درهمین زمان به مطالعه آثار باستانی ایران مشغول بودند می توان از هیات نظامی فرانسوی  شامل ویلیام اوزلی ، گوردون ، دارسی تاد ، آدوپره و سرهنگ تره زل یاد نمود که در همین زمان بعد از چاپ گزارشات موریه جی بی فر یزر در ویرانه های جرجان شروع به کاوش نمود . در بین سال های 1840 تا 1852 . م بعد از کاوش هایی که توسط لوفتوس انگلیسی در شوش  صورت گرفت اولین هیات رسمی که در شوش اقدام  به کاوش  و کاوش نمود گروهی فرانسوی به سرپرستی دیولافوا بودند که در  1886 میلادی رسما و به صورت علمی اقدام به کاوش نمودند البته افرادی هم بودند که در قالب و پوشش امور فنی و امور فرهنگی و باستان شناسی به ایران می آمدند و علاوه بر این کار ماموریت های دیگری مانند جاسوسی ،سوء استفاده های مالی و غیره داشتند . ازجمله ؛ دو تاجر یا جاسوس انگلیسی به نام ث.آ. باد و هنری لایارد.  اینها افرادی بودند که نقض عهد نموده و منافع خود  را به منافع ایران ترجیح دادند .

آنها با خارج نمودن آثار و اشیاء مکشوفه به فرهنگ و تاریخ این سرزمین خیانت نمودند از جمله خانم دیولافوای فرانسوی که پس از کاوش هایش در شوش تقریباً تمامی آثار مکشوفه را با خود به لوور در فرانسه انتقال داد . به هر ترتیب تبیین مبانی باستان شناسی  آثار و اشیاء ایران مقوله ای بسیار مفصل بوده و اگر بخواهیم کاملا حق مطلب را ادا کنیم حداقل به  چند جلد کتاب نیاز است .

اما منظور از ارائه این فصل تنها پی گیری مختصر مسیر نسبتا علمی شده شناسایی و کشف آثار است که  به هر حال مقدمه  مطالعات بعدی شامل روش های مختلف تحلیل و بررسی آثار باستانی و شیوه های مختلف ارائه شده توسط محققین ایرانی و خارجی خواهد بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نقش تمدن های پیش از تاریخ در صنایع ایران

 

در دوره های ما قبل تاریخ مردمی در فلات ایران زندگی می کردند که نژاد و جایگاه اولیه آنان هنوز در پرده ابهام قرار دارد . اما از دوره های بعد در عصر حجر قدیم و عصر حجر جدید و دوره های بعد که سفال و فلز اهمیت یافتند مستنداتی وجود دارد که اساس یافته ها و اکتشافات باستان شناسی مناطق مختلف فلات و نواحی اطراف می باشند .

برای مطالعه دوره های مختلف تاریخی فرهنگی پیشین ایران معمولا مورخین ، باستان شناسان و دانشمندان علوم مختلف زیست شناسی ، نجوم و ... هر کدام دارای دیدگاه های خاص خود بود ه و هر یک علاوه بر تعمق بر نظرات دیگران روش های ویژه خود را برای تجربه و بررسی  ادوارگذشته بکار می گرفتند: مانند طبقه بندی بر اساس دوره های شکل گیری لایه های زمین و مراحل گذر از یخچال ها و آبها ویا تقسیم بندی بر اساس ویژگی های فرهنگی و اجتماعی مانند  تقسیم دوره ها به دوره توحش ، دوره بربریت ، دوره میانی ، دوره تمدن و الی آخر . اما در همگی این تقسیم بندی ها روش های زندگی و ساخت و بکار گیری ابزار وادوات کشاورزی مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند . در مناطق دیگر جهان طبقه بندی اعصار مختلف بیشتر حول محور پیدایش و بکار گیری مواد خام و یا گاه نگاری های مختلفی صورت می گیرد و اما در ایران می توان تمدن های ما قبل تاریخ را قبل از شروع شکل گیری دهات و قصبات بر اساس مفاهیم کارکرد اجتماعی طبقه بندی نمود که عبارتند از :

1-       مرحله آزاد و غیر متمرکز

2-       مرحله جمع آوری غذا

3-       مرحله آغاز کشاورزی و زراعت

4-       مرحله روستا نشینی همراه زراعت

5-   مرحله رام کردن حیوانات و استفاده از گوشت ، پوست ، مو ، کرک ، شاخ و استخوان حیوانات برای ساخت مصنوعات و بکار گیری آنها در امور روزمره

6-       مرحله قصبه های بزرگ و شهرهای کوچک

7-       مرحله آغاز تمدن غنی ابتدایی یا اولیه

بنابراین پس از شکل گیری کلنی های اولیه اجتماعات در مناطق مختلف کوهستانی در روستا و  شهرها که غالبا در مصب رودها و در جوار مناطق خوش آب و هوا و کوهپایه ها و یا در نواحی دشت های حاصل خیز ، در دامنه ها شکل می گرفته است ،در سراسر  پهنه گسترده و وسیع فلات ایران از بخش های مرکزی گرفته تا نواحی خاص جهات اربعه شمال وجنوب و شرق و غرب ، اقوام گوناگون اسکان یافتند  و بدین ترتیب به دلایل خاصی از جمله عوامل زیر اسکان در این مناطق  صورت می گرفت :

1-       دسترسی به غذا ، شکار و صید

2-       دستیابی آسان به منابع مواد اولیه

3-       استفاده از مناطق و نواحی خوش اب و هوا وشرایط ویژه اقلیمی

4-       دسترسی به آب

5-       امکان  ایجاد نوارهای حفاظتی و امنیتی

6-       مناطق امن از وقایع و بلایای طبیعی مانند  سیل ، زلزله ، طوفان و حمله حیوانات وحشی

7-   جلوگیری و حفاظت در مقابل حمله و تهاجم دشمنان و در نهایت امکان احیای استقلال وتسلط بر طبیعت پیرامون

 

این دلایل خاص باعث انتخاب و گزینش نواحی واماکن خاص شد که بیشترین و بهترین شرایط مورد نیاز را در بر می داشت مانند سکنی در تپه ها و تل ها،  زیگورات ها و  قلعه ها ،غارها و پناهگاه های سنگی ، صخره های طبیعی ، کوهپایه ها و کناره های مناسب رودها و دریاچه ها.

اصولا مطالعه نقش تمدن های ما قبل تاریخ علاوه بر بررسی اماکن فوق ، محل های دیگر ی رادر بر می گیرد که به شکل آشکار  یا پنهان وجود دارند بقایای این تمدن ها بر روی خاک باقی مانده و یا تو سط کاوشگران از زیر خاک خارج شده اند : زیگورات ها ،قلعه ها ، تپه ها ، منازل مخروبه ، مقابر ، دخمه ها ، و گورها و.... از این قبیل اند .

به هر حال بدون رعایت تقدیم و تاخیر کامل برای انواع، این تمدن ها تنها با توجه نسبی به نحوه و تاریخ شکل گیری آنها تشریع گردیده اند . در اینجا به منظور آشنایی دانشجویان  با جهات کلی و پراکندگی تمدن ها در سرتا سر ایران ،  مناطق جغرافیایی تقسیم بندی شده اند :

 

 

 

 

 

 

 

 

مراکز تمدن ها  و بقایای مسکونی ما قبل تاریخ و  تاریخی با تو جه به پراکند گی جغرافیایی درسطح فلات ایران :

 

1-       منطقه شمال : گیلان ،مازندران، تهران و....

تپه مارلیک – تپه املش – تپه چشمه علی ( تهران )

2-       منطقه شمال شرقی : خراسان ،گرگان ،گنبد و ...

تورنگ تپه – تپه حصار – شاه تپه – تپه دره گز – غار هوتو – غار کمربند  یاریم تپه

3-       منطقه شمال غربی : آربایجان ، ادبیل ، ارومیه و ...

گوی تپه – تپه حسنلو – حاجی فیروز – یانیک تپه – دالما – پیزدلی – دینخواه تپه

4-       منطقه جنوب غربی : خوزستان ، لرستان ، دهلدان و....

شوش- چغارنبیل – جعفر آباد – چغابنووت – چغامیش – تپه تولائی – قبر شیخان – تپه موسیان – چغاسفید – چغا سبز – چغا سرخ – محمد جعفر – خزینه – بوهلان و ....

5-       منطقه جنوب شرقی : کرمان ، هرمزگان ، مکران و...

تل ابلیس – تپه یحیی ، بمپور

6-       منطقه جنوب : فارس ، بوشهر و....

تخت جمشید – تل با کون – تل شقا – تل شموران – تل کپک – تل موشکی-  تل نخودی – تل جاری – جلگه مرودشت

7- منطقه شرق : سیستان ، بلوچستان و ...

شهر سوخته – گدروزیه و...

8-       منطقه غرب : کرمانشاه ، لرستان ، همدان و ....

نوشیجان تپه – تپه گیان – تپه زیویه – گودین تپه – تپه گوران – گنج دره – تپه سیاه بید – سه گابی – تپه جمشیدی و...

9-       منطقه مرکزی : فلات مرکز ی ایران ، قزوین ، یزد ، اراک ، کاشان ، اصفهان و ...

تپه سیلک – تپه زاغه – سنگ چخماغ – شیر ژیان – مسره – قره تپه – اسماعیل آباد – مهران آباد – تپه چشمه علی

10- مناطق پراکنده : ایلات – عشایر – قبایل کوچ نشین و...

 

 

 

 

 

 

       فهرست جهاتی مناطق و شهرهای اصلی :

 

 

 

1-       شمال : گیلان : مازندران ، تهران و ...

2-       شمال شرقی : خراسان ، گرگان ، گنبد و...

3-       شمال غربی : آذربایجان غربی و شرقی ، اردبیل ، ارومیه و ...

4-       جنوب : فارس ، بوشهر و...

5-       جنوب شرقی : کرمان ، هرمزگان ، مکران و...

6-       جنوب غربی : خوزستان ، لرستان ، دهلدان و....

7-       مشرق : سیستان ، بلوچستان و ...

8-       مغرب : کرمانشاه ، لرستان ، همدان و ....

9-       مرکزی : فلات مرکزی ایران ، قزوین ، یزد ، اراک ، کاشان ، اصفهان ...

10- ییلاق و قشلاق : یا مناطق پراکنده و فرهنگ های کوچنده و غیر ثابت در لرستان ، خوزستان و سایر نو احی .

د ر فصل بررسی دیدگاه باستان شناسی در مورد چگونگی شکل گیری و منشاء آثار و اشیاء دستی به تفصیل در مورد تقسیمات صورت گرفته در مورد دوره های تار یخی و مناطق اصلی این دوره ها به تفکیک مناطق جغرافیایی صحبت خواهد شد در اینجا تنها به منظور دستیابی به ارتباط تمدن ها و سیر تکوینی و جریان تکامل آثار هنری و صنایع صخره ها ، مقبر ها، دخمه ها و تعدادی از غارها مور د بررسی قرار می گیرند .

 

 

 

 

 

کاوش ها

 

 

1-  کاوش های شوش

یکی از اولین اکتشافات بزر گ تاریخ باستان شناسی ایران مربوط به  دوره های ما قبل تاریخ را می توان کاوش منطقه شوش واقع در جنوب غربی ایران ذ کر  نمود . شوش یا شوشن و سوزا یکی از سرزمین  های عیلام بود که بعدها به عنوان پایتخت جزو قلمرو پادشاهان هخامنشی قرار گرفت . خرابه های این تمدن در چهار  تپه مهم به دست آمده است .

 

تپه اول – یا شهر مرکزی یا قلعه مرکزی دارای سی و هشت متر ارتفاع است .

تپه دوم – در بخش شر قی قرار دارد و مکانی است که قصر داریوش اولین بار در آنجا بنا شده بود .

تپه سوم – که درسمت جنوب منطقه واقع شد ه و ویرانه های شهر بزرگ عیلام را نشان می د هد .

تپه چهارم – مشتمل بر تعدادی خانه یا کلبه ساده معمولی و مربوط به رعایا می باشد .

 

 در حفریات 1891 میلد ی آثار و بقایای دوره های قبل از تاریخ و همینطور قبرستانی که شامل حدود دو هزار قبر بود  کشف گردید . نحوه خاکسپاری مردگان در آئین  زرتشت احتمالا با اقتباس از این دوره ها انجام می شده است چرا که در این نواحی نیز مردگان را ابتدا در هوای آزاد باقی گذارده پس از زایل شدن گوشت و مو اد غیر استخوانی بقایای جسد را دفن می نمودند .

 

شوش I

 

شوش الف : پایین تر ین طبقه در حفریات شوش به نام شوش الف نامیده می شود و نماینده اولین تمدن کشف شده در این محل است که با توجه به کشف تعدادی آلات و اد وات مسین تاریخ آن را به ابتدای دوره مس نسبت می دهند .

مردم این دوره در کنار کشاورزی و زراعت به امو ر دیگری در قالب فنون سفالگری ،  فلز کاری و بافند گی اشتغال داشته اند .ابزار جنگی و شکار آنها نیز شامل انواع بسیار ساده تیر  و کمان و فلاخن می باشد و ابزاری مانند تبر و نوک تیرها غالبا با تکه ای سنگ تیز چخماق تکمیل می شده است . در مقادیر حفر شد ه مربوط به این دوره انواع دیگری از ابزار کار و اشیاء زینتی مانند تبر مسی، سوزن کوچک و بزرگ سوراخ دار و تعدادی الواح ساده و صیقلی مسی که احتمالا به عنوان آینه استعمال  می شده یافت گردیده است که عمده ترین ویژگی صنعتی این لایه وجود سفال های زرد رنگی است که با استفاده از رنگ سیاه تزئین شده اند فرم فضایی و ترکیبات نقوش این سفالینه ها بیانگر این مساله است که ساخت ماهرانه و سبک دار آنها احتمالا دارای پیشینه ای طولانی تر بوده و سده های متمادی طول کشیده تا این سفال ها به این مرحله رسیده اند. این ظروف که با سه شکل کلی آبخوری ته صاف ، کاسه و قدح و دیگ به دست آمده اند دارای اشکال متفاوتی بوده و به صور مختلفی فرم  گرفته اند . تعدادی از دیگ ها دارای لوله هستند تمامی دیگ ها بدون دسته بوده و تعدادی نیز دارای سوراخ هایی در لبه برای بکار گرفتن نخ یا ریسمان به عنوان دسته می باشند . تصاویر تزئینی روی این ظروف نیز شامل اشکال ساده حیوانی نقش گاو نر ، بز کوهی ،  سگ ، مار ، لاک پشت و پرنده های پا کوتاه و گردن بلند ، عقاب و به ندرت اشکال انسانی است . در تعدادی از ظروف به تنهایی یا همراه نقوش ذکر شده اشکال هندسی نیز  ترسیم گردیده است . از جمله آثار مکشوفه تعدادی مجسمه کوچک گلی و سفالی متعلق به همین طبقه است که احتمالا سمبل و نمادهای جادویی یا طلسم و نمودهایی از رب النوع می باشد . و از جمله دیگر آثار  ظریف تر این لایه تعدادی گردن بند است که از ستگ های رنگی و گوش ماهی ساخته شده اند . انگشتری گوش ماهی ، و تعدادی مهر و منقوش نیز جزو آثار مکشوفه می باشد .

شوش ب :

تعدادی اشیاء سفالی مربوط به این لایه منسوب هستند که غالبا در مکان های نزدیک شوش مانند موسیان ، جعفر آباد و دیگر نواحی یافت شده اند ؛ کیفیت ظاهری و فرم آنها نشان می دهد که به دوره ای قدیمی تر از شوش الف تعلق دارند .همچنین سفال های قر مز رنگی به دست آمده که به شکل ظروف کاربردی هستند .

 

شوش ج و د :

 این دولایه یا طبقه را حد واسط دوره های شوش یک و دو می دانند . ظروف گلدانی این دوره دارای رنگ قرمز صیقلی شده هستند و جزو اولین نمونه های سفال چرخی محسوب می شوند کوزه ها و دیگ ها غالبا دارای دسته و لوله هستند و تقریبا در هیچ یک از آثار تزئینی وجود ندارد . علاوه بر سفال قطعاتی به شکل تبر و بیلچه به دست آمده اند که تعدادی از آنها با مس و تعدادی نیز از سنگ ساخته شده اند نشانه هایی از تعبیه قسمتی برای  قرار دادن دسته جداگانه بر انتهایی تبر حاکی از وجود تجربه و مهارت بیشتر این دوران است این امر در واقع قدم مهمی در شکل گیری ابزارهای بعدی محسوب می شود .

تعدادی مهره متعلق به این دوران به دست آمده که به شکل دکمه مسطحی است که در قسمت دسته یا وسط آنها سوراخی تعبیه شده و جنس شان از سنگ و سفال می باشد . در کنار این اشیاء تعدادی قطعات استخوانی منقوش و منقور با طرح های مختلف هندسی و انسانی و حیوانی تهیه  شده اند .  همینطور تعدادی ظروف مرمرین  غالبا با فرم حیوانات مه ره های استوانه ای با فرم سر یا بدن حیوانات ساخته شده انداین آثار بیشتر مربوط به طبقه ج هستند . باستان شناسان آثار این طبقات را به هزاره های دوم و اول قبل از میلاد نسبت داده اند .

 

شوشII :

 

بعد از سفال های ساده و نقش دار ابتدایی که بعضا نشانه های نبوغ و مهارتی جزئی در آنها دیده می شد ، می توان گفت در این طبقه تکنیکهای ساخت سفالینه ها به طور کلی با سبک جدیدی تهیه می گردید . علت این تغییرات را کارشناسان،  نفوذ هنر سفال جلگه های بین النهرین بر این مناطق دانسته اند اشیاء این لایه تماماً با چرخ سفالگری ساخته شده اند اما سفال های زرد که بعضا در مجاورت آتش به رنگ قرمز تبدیل شده اند نیز همچنان ساخته و رنگ های سیاه و اخرای تیره در نقاشی و تزئین استفاده می شد.  انواع کوزه ها و دیگ های بزرگ و مدور ( با نظم هندسی بهتر ) تنگ های گردن کوتاه و لوله دار که غالبا با اشکال هندسی شامل خطوط دوار و منحنی و نیم دایره مثلث و خطوط متوازی بر زیر خطوط رسم شده قرار  گرفته اند تهیه می شده و در کنار اینها نقوش طبیعی پرندگان و حیوانات شامل تصویر عقاب در حال صید با بال های گشوده و همچنین ردیف های مرغان دریایی ، تصاویر بز کوهی ، گاو ، گاو کوهان دار و ماهی ها می باشند. در زمینه ابزار کار و ادوات جنگی و شکار، اشیایی کشف گردید که عموما تفاوت چندانی با نمونه های لایه های قبلی ندارند و به جای سر تیرهای سنگی از نو ک های تیز تر شده مسی استفاده شده و از نحوه ساخت این وسایل و تزئینات و نقوش اشیائی که به این وسیله تکمیل می گرد یده اند می توان حدس زد که غلبه ونفوذ تمدن های غیر ایرانی این دوره در واقع به جای آنکه تکنیک های ساخت وتزئین را بهتر کند به حالتی از رکود و رخوت مبدل و کیفیت آثار در سطح سده های بسیار قبل تر از خود نزول کرده است .

 

 

1-1- نواحی چهارگانه شوش

 

شهر باستانی شوش پایتخت عیلامی ها بود. آبادی این نواحی بسیار مهم تاریخی تا اوایل دوره اسلام نیز  ادامه داشته و همانطور که ذکر شد در نتیجه کاوش هایی که توسط هیات های باستان شناسی فرانسوی در سال 1891 میلادی در این منطقه صورت گرفت آثار و بقایای تمدن های ما قبل تاریخ دراین سرزمین از زیر  خاک بیرون آمد . و در  طبقات متعددی این آثار کشف گردید اما نواحی قدیمی شوش که از نظر قدمت و اهمیت آثار به چهار بخش متمایز تقسیم شده اند عبارتنداز :

1-       آکروپل ( گورستان دوران اور )

2-       شهر شاهی

3-       آپادانا

4-       بخش پیشه وران

در کلیه این بخش ها آثار فراوانی از نوع ظروف سفالین ، اسلحه وسایل و لوازم تزئینی ، اشیاء و ابزارهای فلزی ، ( مس و مفرغی ) و همچنین الواحی که دارای علائم خط تصویری ما قبل تاریخی است کشف گردیده است .

الواح گلی و سنگی متعددی که مربوط به 1700 قبل از میلاد می باشد در شوش به دست آمده است . متن این الواح اکثرا شامل اسناد و قرار دادهای حقوقی می باشد. د ر دوره های بعدی در زمان هخامنشیان ، داریوش نیز شهر تاریخی شوش را به پایتخت زمستانی خویش تبدیل کرد وی کاخ مجللی با تزئینات فراوان در آن بر پا کرد با این وجود عمراه این آثار کتیبه هایی که حاکی از تاریخچه ساختمان کاخ و کارنامه شاهنشاهی و حدود کشور بوده است کشف گردید .بعد از داریوش ، خشایار شاه و ادشیر دوم و سوم در تکمیل این پایتخت زمستانی کوشیدند در اراضی اطراف شوش و هفت تپه آثار زیادی از ادوار مختلف عیلام ، هخامنشی ، اشکانی ، ساسانی و اوایل اسلام به دست آمده است که شامل ظروف سفالی ، استخوانی ، فلزی و  لوح سنگ نبشته و گلی می باشد .

به طور کلی از بررسی و مطالعات تاریخی آثار کشف شده و مقایسه ان آثاربا کشفیات باستان شناسی ناحیه بین النهرین ، قدمت سرزمین شوش و نواحی مورد کاوش را به حدود چهار هزار سال قبل از میلاد نسبت می دهند ؛ همین آثار توسط ملت ها و قومیت های همه اعصار واقوام مختلف در دوره های بعدی مورد سر مشق قر ار گرفت و بدین ترتیب نقوش ماندگارآثار صنعتی و هنری شوشی برای همیشه به یادگار ماند .

 

2-کاوش های لرستان

در اواسط قرون سوم تا دوم پیش از میلاد قسمت های جلگه های کم و بیش وسیع آب و هوایی معتدل و در سایر نواحی کوهستانی مناطق مرکزی سلسله جبال زاگرس محل سکونت اقوامی بوده است که در   قسمت هایی از کوهپایه ها به طور ثابت مستقر بوده و گله های دام خود را به چرا می بردند . در بعضی از نواحی گروهای متحرک و نیمه متحرکی بودند که جای ثابتی نداشتند و در تابستان به نقاط خنک تر ارتفاعات و در زمستان به دامنه در جلگه عزیمت می نمودند . اینان ملت پر جمعیتی از کشاورز و دامدار و بعضا بیابانگرد و جنگجویانی بودند که اسکندر مقدونی با آنها جنگ کرده بود لشکریان آنتیگونوس نیز در  317 ق.م هنگامیکه سلوکوس شوش را محاصره کرده بود برای عبور از این مناطق از دست این کوهستانی های وحشی و جنگاور به ستوه آمده بودند. جنگجویان ساکن دشت ها و دره های لرستان در هزاره دوم ق . م هنگام فتح بابل توانسته بودند برای مقابله با سپاه بابل تا حدود 13000 کماندار و جنگجو در اختیار عیلامی ها بگذارند. آنان با مردم آریایی نژادی که در گذشته به فلات ایران آمده بودند آمیخته شدند. بیشتر این قبایل اغلب فصول سال را در دشت های مرتفع دشت خاوه ، دشت الشتر وماهیدشت در مناطق مرکزی و شمالی زاگرس و در ا رتفاعات بین 1000 تا 1500 متر مانند کوهدشت حضور  داشتند . روسای لر، پشت کوه و مناطق شمالی لرستان را زیر تسلط داشتند . در کوهدشت و ورمیشگان نیز دره های ترهان ، کوش ، ماهور ، هولایلان و قازه و راونا  جزو وسیع ترین دره های منطقه خوش آب و هوای لرستان  محسوب می شوند . د ر غالب این مناطق در نتیجه کاوش های متعددی که صورت گرفته آثار و اشیاء بسیار زیادی غالبا فلزی ( مفرغ ) به دست امده که در کمال مهارت و استادی و با اشکال بسیار متنوع و بدیعی ساخته شده اند که همگی به عنوان پیشینه ای اثر گذار و تاریخی برای اشیاء و صنایع دستی دوره های بعدی ( غالبا از نظر شیوه ساخت مواد اولیه و نه از نظر محتوا و نقوش ) مورد استفاده قرار گرفته اند .

سفال های این دوره دارای زمینه روشن و اشکال حیوانی مانند بز  کوهی ، غزال و تعدادی طر ح های هندسی هستند در لایه های دیگر تعدادی سفال منقوش با اشکال هندسی به دست آمده است که دارای سه پایه تیز هستند و تعدادی دیگر به صورت موازی ودور تا دور از خطوط ساده و زیگزاک نقش شده اند . همینطور دیگ های خاکستری رنگ کاملا مدوری که با خطوط مواجی دورآن تزئین شده و تصویر شیری که در طرفین لوحه آن سوتر بر جسته ساخته شده از جمله آثار مهم و ارزشمندی هستند که مبنای سنجش هنری و  اثر گذاری فنی تاریخی قرار گرفته اند چرا که هم از لحاظ رنگ و هم ارز لحاظ فرم و تزئینات به طور کامل با سفالینه های ماقبل تاریخ متفاوت می باشند .

 

در زمینه آلات و و سایل جنگی و رزمی فلزی پیشرفت های قابل ملاحظه ای به چشم می آید سلاح های دفاعی و حمله ای مانند انواع : خنجر ، شمشیر، گرز، سپر ، تبر  و پیکان به همراه وسایل و سازوبرگ مرکب شامل لگام های معمولی و تزئین دار و اشرافی  برای اسب ، آویز و زنگوله اسب و سایر ملزومات چارپایان باربر ، اجزاء فلزی چرخ و ارابه ، یراق های فلز کوبی شده وجود دارند و د ر کنار آنها قطعات بعضا بسیار بدیع زیور آلات فلزی ساده و سنگ نشان دیده می شوند که به اشکال مختلف گرد نبند زنانه و مردانه ، آویز و گوشواره ، انگشتر ، سنجاق سر ، گل سر ، گل کمر ، بازوبند ، سنجاق و ( ساخت قفل فلزی کوچک مفرغی نشانگر تکنیک های بسیار پیشرفته و ماهرانه صنعتگران این دوره است ) و همینطور انواع دکمه و لوازم آرایش کوچک ، آیینه و  تعدادی ظروف کوچک فلزی مانند فنجان آبخوری .... همگی در لرستان کشف گردیده اند .

در کنار این اشیاء، تعدادی مهرهای فلزی ساده و دسته دار وجود دارد که بسیار ظریف تر و خوش ترکیب تر از مهرهای سایر تمدن ها و دوره های قبلی ساخته شده اند و انواع گرد و غلطان استوانه ای با تصاویر خدایان و بیشتر از همه تصاویر قهرمان افسانه ای گیلگمش و انکیدو منقوش گردیده اند همانطور که ذکر شد  تمامی اثار این دوره تاریخی نقش اساسی در  شکل گیری اسلوب های فنی و پندارهای آئینی اقوام دوره های بعدی داشته است .

 

 

 

3-کاوش های ارتفاعات تخت جمشید

 

 

دردشتی نسبتا وسیع در فاصله دو کیلومتری از جنوب غربی خرابه های تخت جمشید ، تپه ای قراردارد که در ازمنه بسیار قبل محل تجمع و اسکان مردمی بوده است که نژاد واقعی آنها معلوم نیست هیات اکتشافی دکتر هرتسفلد از دانشگاه ایالتی شیکاگو که در بخش های مرکزی این محل مشغول اکتشافات بودند به منظور دستیابی به آثار و نشانه هایی از وجود آثار در حوالی مورد کاوش گمانه هایی اطراف خندق در این تپه حفر نمودند دکتر لنگردورف که  بررسی و کاوش بخش های ماقبل تاریخ را بر عهده داشت در  پائین ترین طبقه های این تپه ، علائم و نشانه هایی مبنی بر وجود خانه پیدا نمود اما او متوجه شد که در  قسمت هایی ، زمین بر خلاف معمول سخت تر و سیاه تر به نظر می رسد وی احتمال داد این بخش ها مر بوط به محل بر پا کردن چادر و قسمت داخلی آن است که بر اثر استفاده در مدت های مدید سفت  و سیاه گشته است ؛ اما گمانه ها ادامه یافت و در  طبقات بعدی آثاری ا وجود دیواره های گلی و درهای بسیار کوچکی مشاهده شد که ارتفاع بزرگ ترین آنها از یک متر تجاوز نمی کرد با  اتاقهای تو در تو، بعد که وی به ساختارهای معماری مرتبط اتاقها اشاره نمود آنها را به رشته اتاقهای به شکل کندوی عسل تشبیه کرد .

در ابتدا تنور پخت نان و یک کوزه سفالگری بیرون آمد وجود این کوره ها در داخل منازل کوچک مسکونی را می توان به گسترش فنون سفالگری مر بوط دانست که نه تنها به عنوان یک حرفه بلکه به عنوان یک بخش لاینفک از زندگی روزمره درست مانند نقشی که تنورهای پخت نان در گذشته و حال حاضردرنزد روستائیان و قبایل ابفا می کند ، بر عهده داشته است.

 

این امر نشانگر ارتباطی ارگانیک بین صنعت و فن و هنر با زندگی می باشد و  همچنین نحوه ارتباط مادی و معنوی افراد با آثار دست ساخت خود را بیان می نماید . وجود علامتی مانند استخوان گوسفند داخل  دیگ ، چاقوی سنگی در کنار آن ظروف آماده غذا خوردن و همچنین ظروف نیمه پخته درون کوزه سفال شاید بیانگر این مساله است که اهالی قریه در نتیجه تهاجم و حمله ناگهانی عده ای یا وقوع یک حادثه طبیعی مانند زلزله مجبور به ترک سریع خانه ها شده اند.

اما انواع ظروف سفالین این تپه شامل لیوان هایی به شکل مخروط وارونه، انبیق مدور و سبوهای بزرگ هستند که عموما دارای تزئینات و نقاشی می باشد نوعی بسیار ظریف و بسیار نازک از این ظروف که دارای سفیدی متمایل به کرم بوده و مشابه ظروف چینی امروزی است دلیل محکمی برای رشد و ترقی صنعت سفال این دوره تاریخی بوده و تاثیرات آن در تر کیبات مواد اولیه ظروف بعدی را نشان می دهد .

این گونه سفال ها به دلیل ظرافت و تازگی بیش از حدشان به سفال پوست تخم مرغی مشهورند اغلب دارای نقوشی تزئینی و هندسی  لطیف تر از تزئینات قبلی است و در آنها خطوط با حرکات ظریف تر و ملایم تری بکار گرفته شده اند . در کنار این ظروف مجسمه های کوچکی از حیوانات اهلی مانند سگ و گربه و گوسفند و اردک و غاز با گل ساخته شده اند ومیزان مهارتی که د ر ساخت این اشیاء بسیار کوچک به حدی است که به خوبی از یکدیگر تمیز داده می شوند این امر نیز مهارت بسیار بالای سفالگران و صنعتگران این زمان را بیان می کند .

در این طبقه از آلات جنگی تنها نوعی فلاخن مخصوص شکار به دست آمده است در طبقات بعدی ( سوم و چهارم ) فرم و نقش آثار وضوح خود را از دست می دهند . تاریخ این تمدن را مورخین حوالی هزاره های پنجم تا چهارم قبل از میلاد ذکر نموده اند .

 

4-کاوش های املش

 

در فاصله یکصد کیلومتری کلاردشت درشمال ایران ، محلی که بر حسب تصاد ف جام زرین مارلیک در  آن کشف گردید تعدادی تل های کوچک و بزرگ سر سبز قرار دارد و در آن حوالی وجود قبرستان های اطراف املش پیر کوه و دیلم مشاهده می شود. این محل تعدادی از کاوشگران غیر رسمی و غیر مجاز ر ا به سوی خود جلب نمود و در طی چند مرحله عملیات مخفی مورد کاوش قرار گرفت و ظروف و اشیائی چند درکاوش ها به دست آمد ؛ تعدادی از آنها به دست دلالان افتاد و تعدادی نیز در موزه ها محفوظ گردید. غالب اشیاء مزبور قطعاتی از سفالینه سرخ فام هستند که به اشکال خاصی از نقوش انسانی و حیوانی ساخته شده اند و غالبا جنبه کاربردی مانند پیه سوز و روغن دان و پیمانه دارند . روی تعدادی از این اشیاء هیچگونه تزئینی انجام نشده ( خصوصا سفال های ناحیه دیلم ) در مقابل تعداد زیادی ظروف و فرم های تزئینی زرین و سیمین در آنجا کشف شد که تز ئینات انسانی آنها به خصوص از نظر فیگور و حرکت بدن نحوه قرار گرفتن پرسوناژ وحالت رزمی یا جنگی که بخود گرفته سبب شد کارشناسان آنها را با هنر یونانی و هنر اتروسک ( ناحیه ای در ایتالیای مرکزی ) خویشاوند بدانند . این آثارمربوط به اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول قبل از میلاد می باشند. ظروف سفالین ناحیه املش قرمز روشن تا نخودی بوده و با نمونه های کشف شده د ر نواحی مجاور شمالی یعنی د ر مناطق گرگان و تورنگ تپه و همچنین تپه خوروین ، پاشا تپه در قسمت های داخلی  فلات ایران ودرکنار کوهپایه های البرز متفاوت هستند .

 

 

 

 

5-کاوش های تپه گیان

 

 

دو نفر از باستان شناسان فرانسوی به نام های گیرشمن و کنتور در نزدیکی های شهرستان کنونی نهاوند در نواحی مرزی همدان و لرستان دست به کاوش هایی زدند که بر اساس نوشته های تاریخی در ادواری بسیار قدیم تر از جنگ قادسیه در این مناطق تمدن های بشری ساکن بوده اند، بعد از کاوش و کشف تعدادی آثار سفالی و فلزی باستان شناسان به این نتیجه کلی رسیدند که تکامل سبک و اسلوب های فنی شوش در نقاطی از فلات ایران که کمتر در ارتباط و تحت نفوذ مناطق جنوبی بین النهرین بوده اند امری عادی بوده است و سفال های مکشوفه در این تپه تشابه زیادی با آثار  سفالی شوش الف  و  ب دارند .

وجود طبقاطی به عمق 9 متر دلیل سکونت طولانی انسانها در این ناحیه می باشد ، با این وجود در این لایه ها قبری پیدا نشد و سفال های مکشوفه عمدتاً از حواشی دیوارها و سطوح اتاقها به دست آمده است که از نظر سبک با سفالینه ها شوش  الف و ب مطابقت  دارند . در این طبقه اثری از فلز  دیده نمی شود اما در لایه بعدی در عمق هفت متری اولین نشانه های اشیاء مسی ( تبر) به همراه سفال هایی که تا حدی ضخیم و بی سلیقه ساخته شده اند یافته شده و در طبقات بعدی اشیاء سفالی مکشوفه به مرور از کیفیت ساخت و تزئینی بهتری برخوردار می شد  که اشکال عقاب ها و مرغ دریایی به همراه نقوش خطی ردیفی یا شانه ای ( احتمالاً نقوش ردیفی از پرندگان ) بر آن ها دیده می شود که با رنگ های قهوه ای تیره و مشکی ترسیم شده اند در بین این آثار انواع کاسه  و کوزه دیده می شود . در طبقات بالاتر ظرو ف گلدانی سه پایه قرمز  دیده می شود که با خطوط موازی و به رنگ سیاه تزئین شده اند همینطور آبخوری به شکل مکعب با فرم گلدان  و با تزئینات خطوط نیم دایره متوازی و رنگ سیاه  که همگی نشانه بکارگیری سبک جدیدتری در فنون سفالگری دوره های متأخرتر می باشد . در لایه بعدی نقوش منظم تر به همراه گل زرد مرغوب تر بکار رفته است ، به مرور تا آخرین  طبقه انواع اشیاء سفالی حاوی نقوش دقیق تر و متنوع تری نسبت به لایه قبلی می شوند و از حیث نوع و جنس خاک و فرم و شکل ظروف  نیز این برتری مشهود است . نکته قابل توجه در اشیاء فلزی طبقات بالایی این تپه استفاده از تکنیک حکاکی فلز است که در غالب آثار اسم پادشاه یا سلطان هر دوره به خوبی منقور شده است و از روی اسامی سلاطین می توان تاریخی تقریبی آنرا به اواسط و اواخر هزاره دوم ق.م منصوب نمود .

 

 

6-کاوش های تورنگ تپه

 

 

در حفریات تپه ای در نزدیکی استر آباد سفال هایی به رنگ خاکستری (گل کربن دار ) و سیاه به دست آمد که بر روی آنها نقوشی با رنگ های بسیار نزدیک به رنگ بدنه ترسیم شده است که احتمالا ناشی از استفاده یک رنگ ناپایدار و پریدگی آن باشد که به مرور زمان فقط جا و اثری از رنگ منقوش باقی مانده است انواع کاسه ، کوزه و تنگ در کنار ظرف بشقابی جدیدی که بر  روی پایه بلندی قرار دارد دیده می شود .

 

 

7- کاوش های تپه سیلک

 

گیرشمن باستان شناس فرانسوی بعد از کاوش های تپه گیان یکسری کاوش های علمی را در تپه های موسوم به سیلک در محدوده ای ؛ تا نه کیلومتری جنوب کاشان انجام داد وی در این محل یک تپه بزرگ به نام تپه مرکزی و دو تپه کوچک A,B را تجسس نمود که قدمت کهن ترین آنها به هزاره ششم قبل از میلاد منسوب شده است . تپه مرکزی مربوط به اسکان انسان های عصر حجر و عصر مس است و تپه های A,B نیز که احتمالا به اقوام مهاجر وتازه وارد تعلق داشته دارای تعداد زیادی قبر می باشد . در قبور ثروتمندان و نجبا وسایل و لوازم شخصی فرد به انضمام تعدادی ابزار سمبولیک و ظروف نیز دفن می گردیده و از تخته سنگ های بزرگ یا لوحه های سفالی برای پوشش گور به صورت شیروانی استفاده می شده است .

این شیوه دفن و پوشش که غریب به نظر می رسد احتمالا از فرهنگ ها واقوام جدید ساکن شده دراین نواحی اقتباس شده باشد . در طبقات انتهایی تپه اصلی که به نام الف کد گذاری شده سفال های دست سازی کشف شده که با اشکال هندسی تزئین شده اند و تعدادی مجسمه به شکل گربه ، بز، پرنده و انسان نیز به دست آمده در طبقات ب و ج سفال چرخ ساز به دست می آید و اشکال حیوانی هم عموما به صورت غلو شده ای زشت و بی تناسب می شوند. به طور کلی سفال های مکشوفه حاوی اطلاعات زیاد درباره اقوام جدید این نواحی به دست می دهد .

اما دو تپه کوچک مورد کاوش به نام های قبرستان A,B یا نکروپولیس A,B نام گذاری شده سفال های تپه اول اغلب خاکستری و بدون نقش هستند و همینطور از این محل ظروف پایه دار قرمز رنگ و فنجان های دسته دار پیدا شده که مشابه ظروف نواحی کاپادوکیا در آسیای صغیر است . و تاریخ آنها به حدود 10000 ق. م بر می گردد .

اما آنچه تپه های سیلک ر ا مشهورتر نموده وجود لوحه های خط نو شته عیلامی است که بیان کننده وجود استعمال خط دربیش از دو هزار سال ق . م درفلات مرکزی این می باشد .

 

 

8-کاوش های تپه حصار

 

هیاتی از دانشگاه پنسیلوانیا در جستجوی شهر گم شده یا شهر صد دروازه هگاتوم پولیس , در نواحی دامغان مستقر شد که به دنبال یکی از پایتختها مهم اشکانی بود. این گروه  موفق به کشف تمدن دیگری در محدوده سه کیلومتری این محل گردید ، کاوش ها و مراحل کاوش تپه تقسیمات متعددی به خود گرفته واسم تپه حصاررا بر خود دارد.

 

حصار AI دراین طبقه علاوه بر تعدادی زیادی قبر و کلبه های کاه گلی درپائین طبقه مقدار زیادی اشیاء سفالی دست ساز کشف گردید که همگی با اشکال ساده هندسی و با رنگ سیاه بر زمینه قرمز نقاشی شده بود ، علاوه بر آنها تعدادی کوزه ساده آبخوری مدور و لبه دار و کوزه های یبا اشکال هندسی ساخته شده بود ند به دست آمد و همچنین تعدادی مجسمه گلی که به شکل حیوانات ساخته شده اند.

 

حصار BI  در لایه بعدی رنگ سفال ها از قرمز به قهوه ای روشن و کرم مبدل می شود و اشکال مختلف انسانی و حیوانی که با گل ساخته شده وضع مرتب تری دارند همینطور نشانه های استفاده از چرخ در این طبقه بخوبی در کاسه های ظریف سفالین مشاهده می شود .

 

حصار CI  در این طبقه که مشخصه بارز تمدن باستانی این ناحیه محسوب می شد ، سفالینه ها هم از حیث فرم و هم از حیث موضوع نقاشی منظم تر و فنی تر شده اند . اشکال متنوع حیوانی تا حدودی تعدیل شده اند و تصویر بزکوهی نقش بارز این دوره است . بکار گیری اشکال هندسی غنی تر و مجرد یا انتزاعی تر نمودن نقوش حیوانات دراین دوره نشان از چیره دستی و مهار ت صنعتگران دارد زیرا اشکال حیوانی وانسانی به تدریج شکل و فرم اولیه خود را ازدست داده و به شکل اشکال هنری در آمده اند و اسلوب پردازی حاصل از فکر و خیال نقاش نشانه آزادی بیشتر وی ازقیود قبلی است .

همچنین آثاری مبنی بروجود لعاب به همراه تعدادی مهره و تکه های کوچک سفالین که غالیا نقش زینتی داشته اند در کنار مقادیری ظروف و اشیاء فلزی ( مسی ) کشف گردید .

 

حصار A II تحولی در زمینه فنون مشاهده می شود ، ظروفی با رنگ خاکستری و سیاه دیده می شوند و نقش یک ردیف غزال با گردن های بلند و کشیده و پاهای ظریف مشاهده می شوند تغییرات این نقش به اشکالی که بعداً به طور کامل حالت هنری حیوانات است نشان از تغییر دیدگاه و اسلوب صنعتگران دارد.

 

حصار B II به دلیل زیاد شدن آلات و ادوات مسی کاربرد سفال بسیار محدودتر شده واز نقوش و طرحهای آن نیز به نحو چشمگیری کاسته شده است ، سفالینه های خاکستری غالباً به صورت ساده نمایان می شوند . در سومین قسمت حصار A III اشیاء و تکنیک های بکار رفته حد فاصلی بین حصار سه محسوب می شود .

 

حصار B III در لایه بعدی دوبار شکوفایی خاصی در سفالینه ها به چشم می آید ، اشکال قشنگ و ظریف سفال ها به رنگ های خاکستری و سیاه ، فنجانهای ساده رنگی و زمینه گندم گون ، نارنجی و زرد و همینطور زینت آلات ساده مشاهده می شود در زمینه آثار فلزی تعدادی آلات و ادوات مسین از جمله عناصر فلزی که در مراسم مذهبی بکار می رفته به دست می آید . همینطور تعدادی سرتیرهای سنگی در کنار هزاران اشیاء زینتی و تزئینی مهره و تسبیح عقیق به همراه تعدادی زینت آلات طلایی ، خنجر نقره ای و آثاری از وجود پارچه که همگی نشان از رشد و رونق بی مانند صنایع مختلف دوره تمدنی بوده و به خوبی مراحل رشد و تکامل فنون بوده و بکارگیری مواد و ابزار جدید را نمایان می سازد این آثار زمینه ساز صنایع زیبا و ظریف دست ساز دوره های بعدی میگردد .

 

حصار III در لایه های قبلی و حد فاصل این لایه آثاری مبنی بر وجود تجارت و مبادلات مشاهده شده بود ، در این طبقه آثار سنگ مرمر ظاهر می گردد و تعداد زیادی مجسمه انسانی حیوانی از نقره ، مرمر و سفالینه از جمله مجسمه فلزی ، سنگی (مرمری) وسفالی زنی با دامن گشاد که همگی نشان از رونق بی مانند فنون واستفاده مذهبی و آئینی و در خدمت گرفتن صنایع مختلف پدید می آید . کشف مهره و تسبیح کهربا برای اولین بار دراین طبقه نشان وجود روابط تجاری با سایر مناطق دارد.

فنجان های سربی و نقره ای تاجی از نقره با تصاویر حیوانات بر سر اسکلتی کشف شده ، حلقه های طلا و نقره بر روی نیزه ها و خنجرها ، چنگال ، ملاقه ، چنگالهای یک متری و بسیاری آثار و اشیاء فلزی و خاکی و الیافی (آثار باقی مانده از الیاف سوخته یا تخریب شده) روی هم رفته نشانگر این مسأله است که مردم این عصر از نظر تمدن وزندگی اجتماعی بسیار پیشرفته بوده اند . صنعتگران در سفال سازی و فلزکاری مهارت زیادی داشته اند و در کشاورزی و زراعت نیز نشان داده اند (به دلیل وجود نمونه های غلات و گندم نیم سوخته در خمره ها یا ظروف دیگر که برای زمستان نگهداری می شده) و دیگر نگهداری حیوانات اهلی می باشد در کنار این نحوه زندگی،در مذهب نیز نسبتاً ترقی دیده می شود و آثار و اشیاء به دست آمده حتی از تعدیل یافتن بالنسبه اعتقادات خرافی و استفاده کمتر از طلسم وجادو می باشد . به طور کلی تاریخ طبقات اول به حدود 3000 تا 3500 ق . م و تاریخ طبقات بالایی مانند جصار III به حدود دوهزار سال قبل از میلاد منسوب شده اند .

 

9- کاوش های چشمه علی

هیات امریکایی که حفریات تپه حصار دامغان را انجام داد در مناطقی از شهر ری نیز اقدام به کاوش های باستان شناسی نمود . در این ناحیه نیز تقسیم بندی و طبقه گذاری های علمی صورت گرفت و آثار به دست آمده حاکی از وجود تمدنی ماقبل تاریخی در چشمه علی بود ، در طبقات پائینی سفال های بزرگ سیاه به دست آمد که با نقوش هندسی تزئین گشته بود . این لایه شبیه طبقه اول A در تپه حصار بود و طبقه بعدی نیز مشابه طبقه اول B تپه حصار بود که رنگ سفال آن کرم گندمی و خاکستری با نقاشی هایی به رنگ قهوه ای به دست آمده است ، اما نقوش جدیدتری مانند نخل گل و برگهای متقاطع و خطوطی که با انحنا و زاویه ترسیم شده اند به خوبی بکار گرفته شده اند . به هر ترتیبی علاوه بر سفالینه های قرمز خاکستری که با نقوش حیوانی تزئین شده اند تعدادی سفالهای شکسته به دست آمده که تشابه زیادی با ظروف سامره در بین النهرین دارد و انواع نقوش نردبانی و راه راه موازی (خطوط با فواصل معین – خطوط ریلی یا پارالل) در این ظروف ، مشابهت این آثار را با هنر بین النهرین بیشتر می کند .

 

 

10-                  کاوش های آذربایجان و اردبیل

 

در مناطقی از اطراف دریاچه ارومیه و نواحی اطراف اردبیل کاوش های غیر رسمی صورت گرفته که حاصل آن تعدادی آثار سفالی و فلزی است که گویای وجود تمدن های کوچک محلی در این مناطق است . تعدادی سفال رنگ شده در تپه های ارومیه کشف گردیده و این ظروف غالباً با اشکال هندسی تزئین گشته اند و نقوشی با رنگ سیاه بر روی زمینه قرمز اجرا شده دیده می شود .

در بعضی از ظروف نقوش یک ردیف پرنده بر روی سفال نخودی دیده می شود که با رنگ سیاه و قرمز نقاشی شده و اشکال پرندگان مشابه طرحی که در آثار سفالی آشور و آناتولی به دست آمده ترسیم شده است ؛ از جمله تعدادی سفال قهوه ای رنگ جلادار ومنقوش با خطوط ساده و نیز سفالهای ساده و رنگارنگ، دیگ ها و پارچ های لوله دار و ظروف متنوع دیگری که هریک اشکال خاصی دارند به دست آمده است . همچنین در ناحیه سلدوز در آذربایجان کاوش هایی غیر علمی صورت گرفته که حاصل آن کشف تعدادی سفالهای پایه دار با تزئینات و اشکالی بسیار خاص و منحصر به فرد می باشد که نمونه های آن در سایر نواحی ایران مشاهده نشده است ، این مساله نشانه بکر بودن نسبی تمدن های این مناطق می باشد .

در زمینه آثار و اشیاء فلزی آثار کامل تری به دست آمده است. بر اساس کاوش ها و کاوش های کاملاً پراکنده ای که در اردبیل و نواحی مجاور صورت گرفته ، غالباً آثار و اشیاء ذی قیمتی کشف شده که کارشناسان تاریخ های مشخصی برای آثار به دست داده اند . از جمله اشیاء مسی و مفرغی و سلاح های سرد و ابزار که در حد فاصل غرب دریای خزر تا سرحدات روسیه کشف شده اند و عموماً مشابه آثار مفرغی لرستان هستند ، این نمونه ها تاریخ 3000 سال قبل از میلاد را بر خود گرفته اند .

 

تعدادی تبر مفرغی شمشیرهای کوتاه با دسته های سنگین فلزی ، سرنیزه ، خنجر ، حلقه های زه گیر کمان و ... این اشیاء که در اصطلاح محلی کشته نامیده می شوند غالباً درون گورها و مقبره های افراد یافت شده اند و گویا از رسم و رسومات آئینی ساکنین این مناطق بوده و بعد از فوت یک نفر ، تمام (ابزار و سلاح های شخصی) وی را به همراه مرده دفن می کردند .

 

در کنار ابزار فوق تعدادی دستبند و گوشواره نیز به دست آمده که در کمال مهارت و استادی اما بدون نقش و تزئینات ساخته شده اند کارشناسان ، آثار مسی و مفرغی مکشوفه از این مناطق را به سه گروه تقسیم نموده اند .

الف- آلات بسیار ساده شامل خنجرهای کوچک سرنیزه (مسین)

 

ب- آلات و وسایل متوسط که شامل شمشیرهای بلند ، انواع خنجر که دارای تکنیک و مهارت ساخت بهتری نسبت به گروه اول هستند . (مسین)

 

ج- آلات مرغوب تر که با تکنیک بهتری از ترکیبات آلیاژی و مفرغی ساخته شده اند ، شمشیرهای کوتاه با تیغه انحنادار و سرتیر (اشیاء آلیاژی مفرغین) .

 

 

11-کاوش های گودین تپه

 

 

در حدود دوازده کیلومتری جنوب شرق کنگاور نزدیک کرمانشاه و در حوالی بین کردستان و لرستان چشم اندازهای وسیعی وجود دارد که به نام گودین شناخته می شود ، تعدادی ارتفاعات دراین منطقه وجود دارد که دارای مسافتی در حدود 5 هکتار و ارتفاع بسیار کوتاه می باشند . تپه مرکزی گودین به ابعاد تقریبی 450×300 متر یکی از تل های مهم باستانی محسوب می شود . این تپه که اولین با توسط کایلریانگ مورد کاوش قرار گرفت به هفت دوره اصلی تقسیم گردید . در طبقه فوقانی بقایای یک دژ بسیار کهن به دست آمده و متعلق به مادها می باشد ، این ساختمان بزرگ دژ مانند یا به عنوان پادگان نظامی و یا محل سکونت امیر یا شاهزاده ثروتمندی بوده است . این بنا دارای اتاقهای باریک و تودرتو به اضافه دیوارهای بلند و قطور و ردیفهای ستونی است . این شیوه ساختمان ، پیشرو تالارهای آپادانا ، تپه نوشیجان و پاسارگاد به نظر می رسد . نحوه ساختن سالن های ستونودار در حد زیباتر و کامل تری در معماری هخامنشی مورد استفاده قرار گرفته است . آزمایش کربن 14 اشیاء مکشوفه ، تاریخ آنها را به حدود 800 ق.م منسوب می داند. انواع اشیاء فلزی و زینت آلات فلزی مانند سنجاق ، سنجاق قفلی ، گردنبند ، ظروف فلزی و سفالینه هایی که غالباً به رنگ نخودی تیره با تصاویری که بعدها در هنر مادها دیده می شود ، نشانه وجود تمدنی ماقبل تاریخی در طبقات و لایه هایی پائینی است که بعدها به جای آن آثار دژ و ابنیه مادی بنا  می گردد .

 

12-کاوش های سلدوز و ماکو در آذربایجان

در نواحی جنوب غربی دریاچه ارومیه منطقه ای به نام سلدوز قرار دارد که هیات های اکتشافی غیر علمی اقدام به کاوش های متعددی در این منطقه نموده و اشیاء متعدد مفرغی نیز بدست آوردند ؛ برخی از این آثار شباهت بسیاری به اشیاء مفرغی تعدادی دهنه اسب ، دستبند ، گردنبند و گوشواره را می توان ذکر نمود که غالباً آثار جالب توجهی بوده اند . از دیگر آثار مکشوفه می توان قطعات طلسم و مهره و همچنین بازو بند پهلوانی یا مردانه که بر روی آنها تصاویر گاونر وجود دارد که از تپه های شمالی ناحیه سولدوز کشف گردیده است . در مناطق شمال غربی آذربایجان و در نواحی ماکو نیز تعدادی شیء مفرغی کشف شده است که طبق نظر کارشناسان از بسیاری جهات مشابه مفرغ های لرستان بوده و در پاره ای موارد شباهت هایی با آثار فلزی اردبیل دارند ، انواع خنجر یک تکه با محل مخصوص تعبیه دسته چوبی ، استخوانی یا شاخ ، و همچنین مقادیری سنجاق ، دهنه اسب ، زنجیر و از جمله مجسمه یک زن که دامن گشادی بر تن دارد دیده می شود . در کنار این آثار لوازم زینتی دیگر مانند گوشواره ، گردنبند ، دستبند ، آلات معمولی و نمونه هایی از مجسمه ها و پیکره های کوچک که در مراسم آئینی و مذهبی بکار می رفته اند به دست آمده است .

 

13- کاوش تپه باباجان

در دشت های اطراف لرستان در محدوده 150 کیلومتری مرکز استان در نور آباد ، یک تپه باستانی به نام باباجان واقع شده است . این تپه که اولین بار توسط کلرگاف مید که به سرپرستی گروهی از دانشگاه لندن ماموریت یافته بود مورد کاوش قرار گرفت تپه باباجان در قسمت پائینی رودخانه قیز کشتگن قراردارد و مجموعه تپه مرکزی و چند تل کوچک را شامل می شود ؛ توسط این باستان شناسان تنها دو تپه شرقی و مرکزی کاوش شد . در تپه شرقی ابتدا یک اتاق کوچک حاوی تعدادی تزئینات رنگی دیواری کشف شد که سقف آن چوبی و با پا  ستون های قرمز رنگ سنگی حفظ شده است . در آنجا تعداد زیادی آجر نقش دار کشف شد که نشانگر وجود نوعی کتیبه یا تزئین دیواری برجسته ونقاشی شده است . به طور کلی دیوارهای منقوش و رنگی ستون های چوبی رنگ آمیز شده ، گچ های رنگی شکل دار و فرم اتاقک آنرا به یک معبد یا اتاق مخصوص نشیمن شاه یا شاهزاده را مجسم می کند .

طبقه III پی ها سنگی ، دیوارها از خشت خام ، پوشش ملات گاه گل روی دیوار و سقف خانه ها که به وسیله تیرهای چوبی و شاخه در ختان به صورت مسطح قرار گرفته است مشخصه آثار این لایه است .اما همانطور که از اسناد ثبت شده این کاوش ها بر می آید بجز تعداد معدودی روف سفالی و سفالینه های بزرگ مخصوص نگهداری آذوقه و حبوبات و قطعات آجری نقش دار که جزو تزئینات بنایی بحساب می آیندو غالب این اشیاء در طبقه دوم III تپه باباجان به دست آمده مابقی آثار مکشوفه اجزاء مختلف بناهای مختلف این تپه می باشند . اگر چه از حیث آثار  نمونه های بارزی به دست نیامده اما نماهای کشف شده از پلان های بناهای مختلفی مانند دژ و بارو ، تالار و سرسرا ، اتاق پادشاه و اتاقک هایی که محل مراسم مذهبی یا معبد گونه بوده و اتاقهای ساده در اطراف حیاط های مرکزی همگی نمونه های روشنی از معماری اولیه ایرانی است که بعدها تاثیرات این شیوه معماری را در دوره های تار یخی و دوره های اسلامی می تو ان مشاهده نمود.

 

 

14- کاوش های تپه نوشیجان

 

نوشیجان تپه واقع د ر فاصله 20 کیلومتری غرب شهرستان ملایر به سمت همدان ودر فاصله حدود 60کیلومتری از مرکز این استان واقع گردیده است . نوشیجان در حقیقت یک تل بزرگ به ابعاد 80 30 و 37   متر ارتفاع است که اولین بار در 1967 میلادی مورد کاوش قرار گرفت و با توجه به دوره های حضور تمدن های مختلف به سه دوره نوشیجان I,II,III تقسیم گردید ؛ طبقه اول مربوط به حکومت مادها ، طبقه دوم هخامنشیان و طبقه سوم پارت ها می باشد ، هرچند این تپه و تعدادی از تپه های دیگر مربوط به دوره های تاریخی تمدن ایران هستند اما به دلیل نقشی که هر  یک از این مناطق در کنار تمد ن های ما قبل تاریخ در رشد و تکوین هنرها و صنایع دوره های تار یخی ایران داشته اند ذکر ویژگی های این نوع تپه ها نیز خالی از استفاده نخواهد بود .

بهترین ومهمترین طبقه این تپه لایه اول است و متعلق به دوره سکونتی اقوام مادی می باشد که در محدوده نیمه دوم سده هشتم تا اوایل نیمه اول سده ششم قبل از میلاد دراین منطقه می زیسته اند . آثار مکشوفه  از این لایه هیچگونه تردیدی از حضور مادها باقی نمی گذارد اما در زمینه معماری آثار و نمودهای متعددی یافت شده و به دلیل اینکه موضوع بحث ما نیست تنها به ذکر نام قسمت های مختلف بناها اکتفا می شود .

1-       بناهای قدیمی یک آتشگاه مادی

2-       تالار رکزی ستوندار

3-       معبد مرکزی با اصلی

4-       تعدادی اتاق نشیمن

5-       انبارهای آذوقه و مواد

6-       تونل و راهرو

7-       حصار و دیواره دژ

درهر سه قسمت مورد کاوش در تپه نوشیجان از حیث معماری تفاوت های اصلی دیده می شود. در کنار آثار و اشیاء مکشوفه علاوه بر قطعات مختلف سفالین جالب ترین و غنی ترین بخش کاوش های اولیه با بر د اشتن تکه آجری از کف یک سراشیبی در یکی از اتاقها به دست آمد . این آجرها برای مخفی نمودن یک کاسه بزرگ محتوی حدود 200 عدد شی کوچک نقره ای بکار گرفته شده بود اشیاء هم مجموعه گرانبهایی از حیث قیمت و قدمت با نمونه گذاری تاریخی بودند از جمله تعدادی حلقه و مهره کوچک ، گوشواره ، سه پایه و شش پایه مدور نقره ای و تعدادی اشیاء دیگر که همگی گویای اهمیت و رونق هنر فلز کاری و مخصوصا نقره کاری بوده است مجموعه آثار بدست امده از هر سه طبقه مربوط به دوره های مختلف دارای ویژگی های مقطع زمانی و دوره حکومتی ویژه خود می باشند اما برای نتیجه گیری کلی از آثار مکشوفه و تاثیرات آنهابر اشیاء دوره های بعدی به صورت یکجا شرح داده می شود .

در  زمینه سفالینه ها به طور  کلی تر کیب بدنه اشیاء دوره مادی غالبا از خاک رس معمولی با درصد تقریبا بالایی از ناخالصی آهن ساخته شده و د ر تمامی آثار نشانه هایی ازذرات طلایی رنگ ( احتمالا میکای اکسیده در گل سفال ها )دیده می شود اما وجود این ذرات در تحقیقات بعدی به خوبی نشان داد که صنعتگران مادی با اصول استحکام بخشی خمشی و مقاومت پذیری حرارتی سفال ها آشنا بوده اند به همین دلیل ذرات طلایی در تعدادی ظروف مصرفی بکار رفته و د ر سفال های مورد استفاده  در آشپزخانه از این ذرات به طور یکنواخت در خمیر سفال پراکنده و استفاده گردیده است در حالی که در سفال های با مقا مت کم تر ذرات نقره ای وجود دارد که بیشتر درقسمت تحتانی و کف ظرف جمع شده اند تنوع حاصل از تعداد سفال های به دست آمده از طبقه مربوط به مادها باستان شناسان حفار را ملزم نمود که آنها را در دسته های خاصی تقسیم نمایند .

1-       سفال های معمولی و ظروف بزرگ

2-       سفال ها و ظرو ف خاکستری

3-       سفال ها و ظروف آشپزخانه ای ( مورد استفاده در طبخ غذا )

4-       سفال ها و ظروف ترد یا شکننده ( کم پخت)

به طور کلی سفال های این طبقه بجز موارد  معدودی غالبا بدون نقش  و تزئین می باشند و در بعضی از ظروف تنها د سته ها با استفاده از رنگ قرمز به صورت یک رنگ نقاشی شده اند . اما از بین چهار گروه سفال های این دوره سفال های خاکستری رنگ از ظرافت و فرم بهتری برخوردار هستند ونشانگر مهارت و استادی سفالگران این دوره می باشد این فرم های ساخته شده بعد ها سرمشق بسیاری از سفالگران سایر مناطق قرارگرفته است .

 

                                                                                                                                                                                                                

خصوصیات سفالینه های چهارگانه نوشیجان به ترتیب اهمیت:

الف – ظروف خاکستری

تعداد این قطعات کمتر از دیگر گروه سفالینه ها است اما همین تعداد اندک نیز به خوبی بیان کننده میزان مهارت و استادی سفالگران این زمان می باشد .

 

ب - ظروف آشپزخانه ای :

غالبا سیاه رنگ و به دلیل آتش خواری بیش از حد درقسمت های کف و زیره ظروف حالتی از سوختگی و تغییر رنگ یافته اند که نتیجه زبر تر شدن بیسکویتهای این سفالینه ها می باشد

بکار گرفتن مقداری ذرات سخت و درخشنده از جنس میکا ، سیلیس و کوارتز در خمیر مایه سفال ها علاوه بر زیبایی ظاهری نقش مهمی دراستحکام حرارتی آنها بعد از پخت داشته است . تمامی این ظروف که برای قرار گرفتن بر روی آتش ساخته  شده اند دارای پایه قوسی یا مدور بوده و در قسمت دسته نیز اشکال مختلف ساده , قوسی و دسته های یک تکه دکمه ای دارند و سوراخ های ایجاد شده بر روی دسته ها امکان آویز نمودن آنها را نیز فراهم می کرده است .

 

 

 

ج- ظروف معمولی

تعداد زیادی سفالینه های رسی به رنگ های مختلف ، قهوه ای ، قرمز ، قرمز صورتی ، بژ و کرم یا نخودی کشف گردیده اند ، این سفالینه ها نیز استحکام بخشی مقداری دانه های ماسه را در خمیر خود دارند اما به دلیل صیقلی و جلا کاری زیادی که روی ظروف انجام شده غالبا سطح شفاف و براقی دارند .

انواع ظروف کوچک مانند پیاله و کاسه وفنجان ، کوزه های کوچک و بزرگ ، خمره های بزرگ که برعکس سایر ظروف دارای نقوشی حکاکی شده و شکل ناخنی خطوط موازی ومارپیچ که بدور خمره حرکت کرده اند می باشند.

این خمره ها که به روش فتیله ای ساخته شده اند ابعاد متنوعی را شامل می شوند و به دو گروه دارای دسته عمودی و گروه دارای لوله یا دهانه پهن و باز تقسیم می شوند .

 

د- ظروف ترد یا کم پخت و شکننده

 در بعضی از نوشته ها وجود آهک را عامل این تردی دانسته اند اما در واقع وجود مقادیر زیاد خاک های نسوز و کائولن پخت بالا درترکیبات این گونه سفال ها با پخت کم علت اصلی تردی و شکنندگی آنها می باشند.

 

15- کاوش های تپه زیویه

 

 

دردره ها و کوهپایه های سلسله جبال زاگرس درمناطق شمالی و خصوصا درمناطق مرکزی فلات ایران همواره تمدن های کوچک و بزرگ محلی و منطقه ای اسکان داشته اند که بعدها بنا به ضرورت تاریخی یا در هم ادغام شده اندو یا در مسیرهای دیگری ناگزیر به کوچ و ترک مکان شده اند .

در منطقه ای نزدیکی های دهکده زیویه واقع در 40 کیلومتری شرق شهرستان سقز به طور اتفاقی توسط پسر بچه چوپانی گنجینه ای کشف گردید. کاوش ها نشان داد این منطقه بقایای یک تمدن بسیار کهن ایرانی است .

تابوت مکشوفه از زیر دیوارهای یک دژ بر فراز تپه زیویه خارج شده بود و این دژ نیز با نوشته های روی کتیبه های سارگن دوم درباره شهر باستانی زینبیه یا ایزکییه که توسط وی به همراه شهرهای ایزیوتو پایتخت ماننا و آرمایید به آتش کشیده شده بود  مطابقت دارد .آثار و اشیاء كشف شده از تپه زیویه مجموعه بسیار بدیع و زیبایی از انواع ظروف و اشیاء فلزی ، سفالی و سنگی و غیره را شامل می شود كه بخشی از مهم ترین آنها به شرح زیر می باشند. مشخصه اولیه این مجموعه لاوك یا وان تابوت مانندی است كه از جنس سفال پخته شده تهیه شده(تكه هایی ازآن به دست آمده است) از روی قطعات مكشوفه تا حدودی به نوع تزئینات و نقوشی كه با ظرافت و دقت بر آن ترسیم شده است می توان پی برد این لاوك كه به شكل یك وان حمام با تهِ صاف و لبه های پهن و ضخیم ساخته شده وبر روی آن نوار منقوشی دو دسته تشریفاتی را نشان می دهد ، چه ویژگی هایی دارد ، همچنین برروی قسمت های عمودی آن نقش بز كوهی یا روزت حك شده است . مشابه این نوع تابوت ها از تمدن اور و همینطور نمونه های مشابهی درشهر بابل و در شهر آشور به دست آمده است ؛ احتمالا ً تابوت زیویه نیز یا مربوط به شاهزاده ای آشوری بوده كه قبلا ً در این محل می زیسته و یا دفن شده و یا به سفارش یكی از پادشاهان سكایی توسط صنعتگران آشوری یا بابلی ساخته شده است. به هر ترتیب نقوش آن و همینطور نقوش یك نمونه تابوت برنزی مكشوفه در زیویه تشابه بسیار زیادی به تزئینات نقوش تخت عاجی هارون دارد.در قسمت های دیگر، تصاویری از خراج گذاران ( احتمالا ًمادی ) كنده كاری شده بر لبه های ظروف و اشیاء فلزی و سفالی وجود دارد كه دارای لباس های بلند خالدارهستند و لبه های این البسه ریش دار است ، بر سراشخاص نیز كلاه های نوك داری قرار دارد كه نوك آنها به سمت عقب آویزان شده است .كفشها نیزدارای نوك های باریك و برگشته هستند . درغالب تصاویر مردهایی كه شاخ بز به همراه دارند و دو نفر دیگرماكت یا نمونۀ نقشه شهری را در دست دارند فرد دیگری یك ظرف بزرگ را حمل می كند و همگی در یك حركت دسته جمعی مانند نقوش خراج گذاران در نقش برجسته های تخت جمشید دیده می شوند . در كنار سایر اشیاء تعدادی قطعات زرّین زینتی مانند سینه بند و اشیاء مرصع شده عاجی نیز در این تابوت كشف گردیده است كه جزو نفایس گنجینه زیویه محسوب می شوند . تعدادی اشیاء تزئینی طلایی زنانه (‌ احتمالا ً زینت لباس )‌ كه در طبقات بالاتر به دست آمده است نیز جزو آثار زیویه است ، همچنین تعدادی اسلحه طلائی و نقره ای ،‌ظروف طلایی و همینطور سلاح های فلزی آهنی و مقداری سفالینه در كنار هم كشف گردیده است وبا حدس قریب به یقین آثار سیمین و زرّین جزو وسایل و ملزومات پادشاه بوده و سلاح های آهنی و سفالینه ها نیز مربوط به سربازان و نگهبانان بوده است . از جمله اشیاء مكشوفه ازقبر پادشاه تعدادی زنگوله برنزی و لوازم زین ویراق می باشد كه احتمالا ً‌به همراه یك اسب جزو ملزومات و مركب پادشاه بوده اند . به طور كلی درمورد تركیب و شیوۀ ساخت اشیاء‌ و نقوش بكار رفته د رتزئین آنها نظر كارشناسان بر آن است كه هنر این گنجینه تلفیقی ازهنرآشوری ، اورارتوئی ، مادی ، آشوری و سكائی است . به گفتۀ گیرشمن زیویه به احتمال زیاد مقبره ای اتاقكی و مربوط به یك پادشاه می باشد كه بنابر عادت و رسوم سكایی به خاك سپرده شده است . و داستان خاكسپاری پادشاهان عهد باستان را هرودت این گونه بیان می كند: « پس از فوت پادشاه ، بزرگان و افراد نزدیك وی در قبیله ابتدا بدن وی را با گیاهان و ادویه خوش بو می پوشاندند سپس او را در حالی كه بر روی گردونه ای قرار داده بودند از قبیله ای به قبیلۀ دیگر می گرداندند ؛ بعد از آخرین دیدار و وداع افراد و رعایا با پادشاه خویش ، وی را روی تختی از چوب خوش بو و آراسته خوابانیده و در وسط اتاق كوچكی كه به عنوان مقبره و آرامگاه بود قرار می دادند ؛ نمونه هایی از وسایل و ابزار و لوازم شخصی و مورد نیاز پادشاه شامل : لباس ها ، غذا و تعدادی ظروف و جام های زرّین و نقره ای كه احتمالا ً در آن دنیا نیاز پادشاه می شد به همراه هم و یكجا در مقبره مدفون می گردید ».

آثاری كه در كاوش تپه زیویه به دست آمد حاصل كاوش هایی بود كه در سال 1964 میلادی توسط دایسون و كرافورد صورت گرفت و اشیاء به دست آمده در كاوش های گورستان و قلعه زیویه تاریخ هزارۀ اول ق.م را بخود گرفت ، سال بعد هم دومین كاوش علمی صورت گرفت و آثار دورۀ دوم كاوش نیزمربوط به سدۀ ششم تا هفتم ق.م بود . قطعه ای از یك ظرف شكسته با دسته ای به شكل عقاب در كاوش های بعدی به دست آمد كه از نمونه های زیبا و بسیار هنرمندانۀ این تمدن بشمار می آمد . این ظرف با گل لاجورد ساخته شده با ارتفاع 14 سانتی متر خود بخشی از یك ظرف بزرگ و بسیار قیمتی بوده كه در مراسم آئینی استفاده می شده است. مشابه این گونه ظروف مخصوص بعدها از حسنلو IV توسط دایسون به دست آمده بود . اما از جمله زیباترین و منحصرد به فرد ترین آثار زیویه تعدادی ریتون سفالین دراندازه ها و رنگ آمیزی های مختلف است كه عموماً در داخل قبر قرار داشته اند ، این آثار توسط كارشناسان به سه دسته كلی تقسیم شده اند .

1- ریتون هایی به شكل سر حیوان و گردن به صورت یك جام با دهانۀ گشاده و لبۀ برگشته كه با گل قرمز به شكل بسیار ظریف و زیبا ساخته شده ،‌سر حیوان كه نوعی گوزن به نام سایگاه است از مشخصات هنر زیویه بشمار می رود ، سطح این ریتون ها به وسیلۀ‌ لعاب سبز و سبز تیره پوشانده شده است .

2- نوع دوم ریتون هایی به شكل پرندگان ( مرغابی ) است كه دهانه بر پشت مرغابی و لوله به جای نوك مرغابی قرار دارد این ریتون ها با لعاب زمینه بنفش پوشیده شده و در قسمت های سینه و پربه شكل فلس ماهی از رنگ های بنفش روشن و تیره ،‌زرد ، قهوه ای و با خطوط به رنگ قهوه ای كرم روشن تزئین شده و دم حیوان نیز به رنگ سبز زیتونی رنگین شده است .

3- نوع سوم ریتون هایی كه كاملا ً به شكل استوانه ( بدون خمیدگی ) هستند و در بالا دهانۀ پهن و در پائین و ته آن سر یك حیوان دیده می شود . حیوان در این نمونه مانند همای هخامنشی به جای گوش شاخ دارد و از رنگ های زیبا و دلپذیر برای نقاشی و تزئین آن استفاده شده است . از جمله سایر آثار و اشیاء بسیار متنوع از حیث نوع مواد و از حیث شكل و فرم و همینطور از نظر تزئینات فرمی یا تزئینات نقشی می توان نمونه های زیبایی از ظروف سفالی ، ظروف لعابی ، ریتون به شكل چكمه ، آلات و اشیاء زینتی و آرایشی طلایی ، پلاك ها و مهرهای زرّین، مجسمه های طلایی ، لوحه های سفالی و فلزی وآثار آهنی مفرغی و برنزی را می توان ذكر نمود كه شاخص ترین آنها عبارتند از :

ظروف سفالی كه غالباً در تدفین شاه و اشخاص سرشناس و به همراه آنها دفن شده اند از خمیر گل سفید و كرم با پخت كامل و استقامت خوب ،‌هستند كه تماماً دارای نقوش اجرا شده با تكنیك های مختلف مانند نقش برجسته ، نقش حك شده ، نقوش دكمه ای و شیاردار می باشند . اكثر این سفال ها با چرخ ساخته شده و فرم زیبا ظریف و منظم آنها همچنین هماهنگی كه بین فرم و شكل اشیاء با تزئینات آنها وجود دارد ،‌به همراه تناسب بسیار بالایی كه در آنها به كار رفته همگی حاكی از مهارت و چیره دستی خارق العاده سفالگران و صنعتگران این دوره تاریخی می باشد . در قسمت ظروف لعابدار در اندازه های كوچك و بزرگ ساخته شده و به صورت ظرف لعابدار رنگی یا ظرف لعابدار نقاشی شده كه به طرز جالبی تزئین و منقوش شده اند به دست آمده ،‌در یك طرف تصویر دو گاو نر كه در مقابل یك گل لوتوس زانو زده اند دیده می شود . برخی از سفالینه ها نیز به شكل ریتون چكمه و به صورت فرم ساده یا پیچیده هنری و بدون استفاده از فرم سر یا بدن حیوان و پرنده ساخته شده اند . مشابه این ظروف درتمدن های خوروین ،‌ عمار ، حسنلو و در هنر اورارتوئی دیده می شود. اشیاء وقطعات طلایی زیویه نیز جزو زیباترین آثار ما قبل تاریخ ایران محسوب می شوند . زینت آلات و اشیاء تزئینی شامل كمربند ، گردنبند ، حلقه ،‌وسایل زینتی زنانه ،‌پلاك و مهر ،‌مجسمه و ظروف طلایی را می توان نام برد كه در زمرۀ همین آثار مكشوفه قرار دارند،‌همینطور یك مجسمه طلایی بز كوهی با شاخ های بسیار بلند و پیچ خورده است كه سر مجسمه به شكل عقاب است ، پلاك های طلایی زیویه در اندازه های مختلف وبا فرمهای متنوع هندسی به دست آمده اند و شامل نقوش خاصی مانند،شیر وگوزن ، بز جدال شیر وانسان ودیعه گرفته شده از تمدنهای قبلی ایران وبین النهرین است . طوق هلالی با نقوشی از حیوان ، شیر بالدار و انسان از دیگر موارد هستند . همینطور قلاب ها و پلاك های زیبای كمربند كه به صورت ورقه یا حلقه و با نقوش تركیبی حیوانی مانند سر دو شیر یا خطوط منحنی مثل دو ابركه با هم برخورد نموده اند ، بز كوهی ،گوزن و.... می باشند . انواعی از گردنبند به شكل طوق حلقه ای و هلالی از جنس طلا كه در گوشه های آن حلقه نازكی از طلا قرار دارد و به وسیلۀ زنجیری كه به آن وصل شده به گردن آویزان می شود ساخت این گردنبندها در كمال ظرافت و زیبایی تمام از هنرزیور سازی و جواهر سازی پر رونق این دوره تاریخی خبر می دهد . از جمله آثار كاملا ً اختصاصی این تمدن و درعین حال بسیار زیبا مجسمه هایی است كه ازتركیب دو یا چند حیوان و پرنده ساخته شده و تركیبات و تناسبات هم از حیث آمیزش حیوانات وهم از نظرابعاد اندام های مختلف كه با مهارت با هم آمیخته شده اند همگی نشانه های نبوغ هنرایرانی زیویه هستند . تعدادی گردنبند یا پیش بند سینه كه زنان و غالباً مردان از آن به عنوان علامتی تزئینی و علامت شناسایی و تشخیص طبقاتی یا فامیلی استفاده می كردند، جواهرسازان از آنها به نام اسفنكس های بالداری كه روی سینه هایشان پیش بند دارند یاد می كنند كه درهنرفنیقی و آشوری نیز وجود داشته است . از جمله دیگر اشیاء جالب و بسیار ارزشمند هنری وتاریخی دو قطعه طلایی است كه یكی روكش دست زنانه و دیگری بازوبند مردانه طلایی می باشد . دست پوش یا روكش مذبور به وسیلۀ حلقه های باریك زنجیری ساخته شده و به صورت ورقه ای جمع شده است كه محل چفت و بست آن روی مچ قرار دارد و روی آن پنج عدد انگشتری مزین به مروارید و زنجیرك های ظریف اضافه شده است . ( در حال حاضردوعدد انگشترها برروی آن قرار دارد ) .

قطعۀ زرّین  دیگر كه جزو نمونه های بسیار ارزشمند هنر جواهرگری و زرگری دستی محسوب می شود بازوبندی است كه یك جفت شیرطلایی كوچك در قسمت میانی حلقه دست بند به صورت قرینه و روبه روی هم قرار دارند ،‌ در قسمت سردستبند شیرهای بزرگ تعبیه شده است . نمونه شیرهای این قطعه هنری را می توان در آثار دوره های بعدی ایران و همینطوردرآثارهمان دوره ، درتمدن های دیگر مانند هیتی و سوری مشاهده نمود ، اما به هرحال مشخص نیست كدام یك از دیگری اقتباس كرده است . ازدیگرآثارجالب توجه زیویه كه جایگاه ویژه ای بین آثار باستانی عهد باستان دارا می باشد یك بشقاب بزرگ ( یا سینی كوچك ) نقره ای است كه حدود یك كیلو گرم وزن خالص آن است . این بشقاب كه با لبه های برگشته به طرف داخل ساخته شده دارای شش ردیف نقوش برجسته حیوانی شامل حیوانات تخیلی به طورمثال سرعقاب وخرگوش وهمینطوریك گل بزرگ آفتاب گردان دروسط ظرف كه تماماً با ظرافت و دقت بالایی برجسته كاری شده انداین ظرف جزوآثاربرجسته فلزكاری وقلمزنی ایران به شمار می رود ، همچنین نمونه های فلزی وسفالی بسیارزیبا وارزشمندی كه بیان تمامی آنها بررسی و تجزیه تحلیل فرمی و تزئینی آنها از لحاظ هنری وتاریخی یا سبك شناسی مجال بیشتری می طلبد ،‌به طور مثال تعدادی ابزار،آلات،زین و یراق ،زنگوله،ركاب وسایروسایل اسب كه غالباً با شیوه بسیارجالبی فرم دهی  شده اند وهركدام نقش وتزئینی درخورتأمل دارند.

به طور كلی برای جمع بندی آثار واشیاءمكشوفه در تپه زیویه بجزمواردی كه ذكرشد می توان آنها را به صورت خلاصه بیان نمود :

1- لوحه ای ازجنس عاج فیل كه تصویرآن دوپادشاه را از نیم رخ نشان می دهد

2- لوحه ای ازعاج كه یك صحنه شكاررا نشان می دهد

3- مجسمه عاجی

4- شمایل حیوانات تخیلی و نمادین از جنس طلا

5- خنجرهای مفرغی و آهنی

6- پیكان و نوك تیر از جنس مفرغ و آهن

7- سپرو محافظ ( گارد بازو، ساعد ، شانه ،سینه ،ران ) فلزی از جنس آهن و مفرغ

8- مهره استوانه ای طلایی

9- غلاف طلایی خنجر

10- دسته طلایی خنجر

11- گرز بزرگ و كوچك تشریفاتی و تزئینی از جنس سنگ مرمر

12- لوله و مال بند نقره ای به شكل سراسب وسرگاو

13- ظروف و آبخوری سفالین

14- ریتون های چكمه ای ساده با شكل سرحیوان و به صورت استوانه از جنس سفال ساده و سفال لعاب دار

15- مجسمۀ كوچك انسان ازجنس چوب

16- مقادیر زیادی اشیاء وقطعات ظریف زینتی و آرایشی از جنس طلا، نقره ومفرغ به شكل : سنجاق ، سنجاق قفلی، گل سینه ،وغیره

به طور كلی آثار واشیاء گنجینۀ زیویه كه در مراحل مختلف كاوش به دست آمده دارای سبك و اسلوب خاصی از هنرها وصنایع دستی ایرانی است و محققین ساخت این آثار را به یك حركت و جهش ماهرانه به سوی تكامل هنرایران می دانند وعلی رغم شباهت هایی كه در بعضی ازموارد بین این آثاربا هنرسایرتمدن ها مانند بین النهرین، هیتی،سكایی و اورارتوئی وجود دارد نیاز به گذشت زمان وبررسی بیشتراین آثار واشیاء قابل كشف درآینده دارد اما آنچه كه مسلم است تأثیراجتناب ناپذیروعمیق این آثاردر ساختارصنایع دوره های هخامنشی،اشكانی و ساسانی است.

 ادامه ...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 14:3  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   |