تبليغاتX
ایرانگردی-گردشگری-نقشه-ایران-تور-سفر - باستانشناسی ایران 2
ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم،نقشه راههای ایران،ایران گردی،طبیعت ايران
ادامه....

16- كاوش های تپه حسنلو


در فاصلۀ حدود 80 كیلومتری جنوب شهرستان ارومیه ودر جاده ای كه به اشنویه و نقده منتهی می شود در میان جلگه ای وسیع و سرسبزبه نام سلدوز،تپۀ نسبتاً مرتفعی در جوار یك دهكده وجود دارد كه به نام تپه حسنلو مشهوراست .
كیفیت ویژۀ آب وهوایی این ناحیه به دلیل وجود رودخانه گوارا و باتلاق ها و مرداب های كوچك و همینطور سواحل عریض دریاچۀ ارومیه بوده و اراضی این منطقه را به صورت مجموعه ای یكپارچه وحاصلخیز درآورده كه برای كشاورزی و زراعت ونگهداری وپرورش دام ها واحشام محیط مناسب و مستعدی را به وجود آورده است ؛این جلگه از قدیم الایام محل تردد وسكونت اقوام وطوایف بسیاری بوده است ازجمله بقایای تمدنی باستانی مربوط به اواسط هزارۀ دوم تا اوایل هزارۀ اول قبل از میلاد. تپۀ حسنلو طی سال های 1313 تا 1351 هجری چندین بار به صورت رسمی وعلمی توسط هیأت های مجزا و مشترك ایرانی ، انگلیسی و امریكائی مورد كاوش قرار گرفته است ،‌در طی هرمرحله نیزآثار با ارزشی به دست آمده ودر جریان بررسی های صورت گرفته وجود حداقل دو دورۀ سكونتی ممتازدراین تپه محرزشده است . همچنین این كاوش ها مشخص نمودكه حسنلو شامل یك تپۀ مركزی به نام قلعه است كه قسمت وسط شهر و سكونت گاه پادشاهان را تشكیل می داده و تعدادی تپه های مجاور كه محل سكونت افراد عادی و رعایا بوده است . اما همینطور كه ذكرشد با نظردكتردایسون باستان شناس آمریكایی ده دورۀ كاملا ً مجزا را می توان برای حضوراقوام ساكن برتپه ودرۀ حسنلو فرض نمود كه محدوده تاریخی آنها از دورۀ قدیم یعنی دورۀ دهم شروع و به دورۀ یكم یا آخرین مرحله سكونتی ختم می شود . دورۀ دهم مربوط به هزارۀ ششم قبل از میلاد است ،‌دوره های نهم ،‌هشتم و هفتم بعد ازهزارۀ ششم تا هزارۀ سوم ق.م می باشد ، دورۀ هفتم بین 3000 تا 2500 ق.م است وغالب آثارو اطلاعات به دست آمده مربوط به هفتم یا یكم می باشد . دورۀ ششم بین 2500 تا 2000 ق.م بوده و اكثر بناهای خشتی ، گلی وسنگی مربوط به دورۀ هفتم تا ششم هستند . در دورۀ پنجم كه تاریخ 1300 ق.م را دارد ظروف سفالی خاكستری هویدا می شود ،دورۀ چهارم بعد از 1300 تا 800 ق.م است ؛ در این دوره آتش سوزی مهیبی رخ داده كه به مرورزمان لایه های سوختۀ وسیعی ایجاد نموده است ، به طور كلی از بین دوره های مهم تپه حسنلو دورۀ چهارم را دارای تمدن درخشان و گسترده می دانند . دورۀ سوم مربوط به زمان حكومت مادها بوده و بخشی از زمان حكومت هخامنشیان را نیز شامل میشود . در دورۀ دوم تمدن حسنلو تقریباً همزمان با نیمۀ آخر عهد هخامنشی تمامی دوران پارتی و نیمه پارتی و نیمه اول حكومت های ساسانی می باشند و درنهایت دورۀ اول یا طبقه متأخر شامل زمانی معاصر با اواسط واواخر حكومت های ساسانی واوایل دوره های ظهور حكومت های اسلامی می باشد . همانطور كه قبلا ً گفته شد ازاین دوره های آخروهمچنین از دوره های ما قبل دورۀ چهارم آثار محدودی به دست آمده كه بجز طبقه چهارم ما بقی دوره ها در حالتی ازابهام قرار دارند .
از مشاهدۀ مجموعه آثاری كه دركشفیات تپه حسنلو و نواحی مجاورآن به دست آمده دودسته 1- آثار و بقایای معماری وابنیه 2- تعدادی آثار واشیاء فلزی و سفالین است كه از روی همین آثار و اشیاء مكشوفه ( دستۀ دوم ) در طبقات مختلف حسنلو سه زمان مشخص برای آثارتعیین می شود :
1- زمان تمدن های ابتدایی و اولیه ای كه هنوز تپه مركزی مسكونی نشده
2- زمانی كه تپه مركزی مسكونی و آباد شده
3- زمان ویرانی و خرابی تپه مركزی براثرتهاجم و حملۀ سكاها وآشوری ها
آثاروبقایای معماری این تمدن نیز غالباً شامل بناها و مقبره هایی است كه از سنگ ساخته شده اند واز آن جمله اند :
● دروازه ودیواردفاعی قلعه
●حیاط مركزی
● بناهای اطراف حیاط یا محوطه مركزی
●بناهای قسمت شرقی
●بناهای قسمت غربی
●بناهای قسمت جنوبی
● بناهای قسمت شمالی
این اجزاء تماماً شامل تالارها اتاقها وسرسراهای متعددی می شود به همراه بناهای مربوط به دورۀ امپراتوری مادها و پس از آن كه غالباً شامل تعدادی گورو دخمه ومقبره وهمینطورآثارایجاد شده دردامنه كوهها وصخره ها می باشد . در زمینه آثارتوضیحات زیادی در منابع ذكرنگردیده است اما كشف تعداد زیادی آثارواشیاء سفالی و لعاب دارو همچنین اشیاء فلزی مفرغی وآهنی وطلایی وتعداد ی سنگ های حجاری شده ،حاصل مراحل متعدد كاوش های تپه های این منطقه می باشد . در انبارهای یك تالار وسیع كه درقسمت جنوب شرقی حیاط مركزی قلعه قرار دارد تعداد زیادی خمره های بزرگ سفالین مخصوص نگهداری آذوقه و حبوبات به دست آمده است . اتاقك كوچكی دریكی از تالارهای ستوندارواقع در جوار تالارهای سمت جنوب غربی حیاط وجود دارد كه از میان خرابه های آن یكی از زیبا ترین و حیرت انگیزترین ظروف زرّین دوره های باستانی به دست آمد كه به نام جام طلای حسنلو مشهوراست . این جام طلایی به گفته گدار مزّین به صحنه های افسانه ای و سرشار از لطایف هنری گوناگون می باشد،در قسمتی ازتصویراین جام پهلوانی كه با دیوسه سردرحال جنگ است دیده می شود .این دیوبالا تنۀ انسانی را از شكم خود بیرون می دهد ونیم تنه بیرون آمده از شكم دیوبه نظرمی رسد برقوچی سواراست،درقسمتی دیگریك عقاب درحال پروازانسانی را با خود می برد . دربخش های دیگرانسان های بالدار،قهرمانان و پادشاه درحال ارابه رانی هستند ،قسمت هایی ازتخت ،شیر بالدار،عقاب دو سربا سرانسان و شمشیر وغیره از ویژگی های بسیارغنی تصویر این جام هستند كه بیان كننده داستانی سحرآمیز می باشند .


17- كاوش های تپه های دهلران


نواحی دهلران در كناره های بخش شمالی خوزستان ودرفاصله حدود100 كیلومتری دزفول با ارتفاعی در حدود حداكثر500 مترازسطح دریا قرار دارد در جنوب دهلران رشته جبال حمرین قراردارد كه در شمال به كوه سیاه محدود می شود و ازغرب وشرق نیزبه دو رود پر آب محدود می شود به نحوی كه این منطقه را یك بین النهرین كوچك تلقی می كنند . در این نواحی حدود 13 منطقه باستانی توسط هیأت های اكتشافی ایرانی و خارجی مشخص گردیده كه تاریخ آنها محدودۀ زمانی از 7500 تا 3000 قبل از میلاد را شامل می شود .از این مناطق ( تپه ها) هفت تا در مسیر حركت رود مهمه و پنج تپه نیز در اطراف رود دوایریچ واقع شده اند . یكی از كاوش های مهم اطراف مهمه منطقه تپه علی كش نام دارد . آثارو مدارك مكشوفه از علی كش به همراه ودر مقایسه با آثار تپه های دیگر هفت دورۀ متوالی مشخص شده و سه دورۀ قدیمی تر این دوره های هفت گانه به ترتیب از قدیم به جدید مربوط به تپه علی كش می باشد ، این چهاردورۀ به نام های بزمرده ، علی كش ،‌محمد جعفر ودورۀ سبز هستند كه به ترتیب تاریخی بررسی می شوند.

 


1-17- كاوش های تپه های دهلران دورۀ بزمرده

در حوالی هزارۀ نهم قبل ازمیلاد به هنگامی كه بخش اعظم دشت های دهلران توسط قشری چندی متری از رسوبات و خاك های حاصل از فرسایش رودخانه ای كوه حمرین و كوه سیاه پوشیده شده بود ، اقوامی كه از ساكنین اولیه فلات ایران احتمالا ً از لرستان به این محل آمده بودند در این منطقه ساكن شدند؛ بنابراین قدیمی ترین تمدن ساكن دراین منطقه به نام بزمرده شكل گرفت . آنها كلبه سازی را با استفاده از خشت های گل سرخ فرا گرفته بودند و برای فرش اتاقهای خود از حصیرهای نی تافته بافت ، استفاده می كردند . ساكنین اولیه این محل از طریق جمع آوری غذا ،كشت وزرع غلات ودانه های خوراكی ،نگهداری حشم و طیور واز شكار حیوانات و صید ماهی روزگار می گذراندند . غذای آنها نیزعلاوه بردانه های خوراكی مانند جو وگندم از راه صید و شكار انواع ماهی و حیواناتی همچون آهو و غزال ،گورخر،گاومیش وگراز وحشی وهمانطور كه گفته شد ازانواع ماهی ،خرچنگ ،لاك پشت و صدف تأمین می شد . بعلت وضع معیشتی خاص و وجود انواع حیوانات اهلی و وحشی بخشی از صناعات آنها در ارتباط با محصولات اولیه حاصل از پوست ،مو،كرك و شاخ حیوانات شكل می گرفت و به علت وجود انواع سنگ های طبیعی با اشیاء مختلفی از دورۀ بزمرده روبه رو می شویم كه به شكل مته ، رنده ، چاقو و اشیاء تیزوبرنده ، گرز ، اسكنه و درفش ساخته می شد .
آنها برای درو از قطعات تیز و باریك سنگی استفاده می كردند و از همان سنگها با دستۀاستخوان ابزار می ساختند . در كنار ابزار دیگر وسایل سنگین مانند هاون ( انواعی از سنگ های خرد كننده یا كوبنده ) و كاسه های بزرگ به شكل هاون را از سنگ می ساخته اند و در زمینۀ لوحه ها و مهره های كوچك تزئینی یا شخصی كه به عنوان امضاء ونشان بكار می رفت نیز از جنس استخوان دندان گراز وانواع صدف و یا سنگ استفاده می شد . ودر كنار این آثار گونه های خوش ساختی از مجسمه یا پیكره كوچك به شكل حیوانات ( غالباً به شكل بز ) نیز به دست آمده است .

2-17- كاوش تپه های دهلران دورۀ علی كش
 
دورۀ متمدن تراز بزمرده در تپه علی كش مشخص شده است و به دلیل ساختار منسجم تر و بهتر معماری این دوره به میزان عمران و آبادی این محل می توان پی برد . نمود واضح این توسعه وجود خانه های مسكونی با بیش از یك اتاق و احداث نوعی حیاط ساده در دورۀ علی كش است چراكه بزمرده هر خانواده ساكن یك اتاق كوچك به ابعادی در حدود 5/2 ×2 متر می شد . خشت های گلی دورۀ بزمرده با ابعاد تقریبی 15×25 سانتی متر و با قطر 10 سانتی متر ساخته می شد كه تنها وبدون ملات بر روی هم قرار می گرفت اما در دورۀعلی كش علاوه براینكه ابعاد خشت ها بزرگ تر شده بود ( 10×25×40 متر) به وسیلۀ قشری از ملات لا به لا و درز رگه های خشت ها به یكدیگر متصل می شد ؛ تحول عمدۀ دیگر در ساخت اسكلت بناهای این دوره استفاده از لایه پوشش یا اندود گل بر روی دیوارها بود.به هر ترتیب تاریخ این دوره را در حدود هزارۀ هفتم و ششم قبل از میلاد مشخص نموده اند و در زمینۀ برتری مشغله روزانه و تهیه غذا بر موارد استفاده در دورۀ بزمرده نمونه ای از عدس ذغال شده به دست آمده كه نشانگر نوعی رابطه مختصر ساكنین علی كش با مناطق مجاور مانند جارمو می باشد.در كنارآن بقایایی از پرندگان مهاجر مانند لك لك، واردك وغا ز وحیواناتی همچون شغال و روباه جزو غذاهای این ساكنین بوده است وهمچون گذشته از وسایل كوبشی و هاون های سنگی برای خرد كردن غلات استفاده می شد با این تفاوت كه شكل و فرم این وسایل ظریف تر از قبل شده بود . این اقوام از استخوان برای ساختن میله تیز درفش و سوزن سود می بردند واز انواع نی و جگن و حصیر سبدها و تیجه های كوچك و بزرگ ساخته می شد . همانطوركه ذكر شد با ساخت وسایل و ظروف سنگی ظریف تر و كوچك تر پیشرفتی كیفی و كمی در صنعت سنگ مشاهده می شد . انواع كاسه با لبه های گرد و ساده و كف تخت وهمینطور بشقاب های ساده با سنگ های آهكی نرم به دست می آید .انواع ساده و بی پیرایه ای از ظروف و پیكره های سفالی نیز در این دوره ساخته می شد كه علاوه بر مجسمه حیوانات ، انسان نیز در این دوره موضوع ساخت محصولات خانگی شده بود اما پخت ناقصی با استفاده از اجاق غذا پزی با اشیاء سفالی می دادند . همچنین نمونه های تزئینی و مهره های كوچك از استخوان بز یا گاو یا از صدف ، لاكِ لاك پشت و دندان گراز وحشی ساخته می شد ، همینطور مهره های از جنس فیروزه به دست آمده كه برای اولین بار آثار فلزی مسین با روكش چكش كاری ساخته  شده اند به دست می آید . طبق نظر كارشناسان هم عصری تمدن دورۀ علی كش با دورۀ نوسنگی جارمو و كردستان عراق ، تپه گوران ، تمدن های اطراف دریاچه وان تركیه سبب رواج داد وستد به شكل ساده و پایاپای می شد كه در نتیجه وجود صنایعی جدید در زمینه سنگ های تزئینی مانند فیروزه و مس به وجود می آمد .

 

3-17- كاوش تپه های دهلران دورۀ محمد جعفر

یكی دیگر از دوره های تمدن باستانی تپه علی كش دورۀمحمد جعفر نام دارد كه براساس نتایج آزمایشا ت كربن 14 بر روی اشیاء به دست آمده محدوده تاریخی 6970 تا 5270 قبل از میلاد را شامل می شود ، دوران رونق آن هم مربوط به هزارۀ ششم و پنجم ق.م است . در این مرحله ساكنین از استقرار فصلی دورۀ محمد جعفر می رسند وطبق نظر كارشناسان موفقیت این دوره سه مشخصه را شامل می شود كه عبارتند از خارج شدن از استقرارهای پرانده و كوچنده،استفاده بهتر ، كامل تر و وسیع تر از سفال و تحول كامل در اقتصاد و معیشت خانوارها واز جمله سایرتغییرات در این دوره كه حاكی ازتكامل فكری وعملی درزمینۀ اموراجتماعی وزندگی و پیشرفت های فنی وتكنیكی می باشد می توان موارد زیر را ذكر نمود :
1- استفاده از چانه های قابل انعطاف گل در ساخت بنا بر روی پی های سنگی
2- استفاده از محلول گل اُخرا برای پوشش و رنگین نمودن بعضی از قسمت های بنا
3- ساخت انواع بهتر ودقیق تر اشیاء از نوعی مادۀ بست یا چسباننده   ( Adhesive ) ( مثل كاه یا سبزیجات خرد شده برای ایجاد استحكام و دوام گل سفال ها ) سفال های این دوره به سه گونۀ مشخصی قابل تفكیك می باشد.
الف – سفال های نخودی مغز پخت نشده نمونه های این سفال شامل كاسه گوی و كروی با لبه های برگشته به بیرون است .
ب- سفال های پوشش شده با دوغاب رقیق اخرا كه معمولاً با نقوش ساده خطی و تعابیر هندسی مانند خطوط زیگزاك ، جناقی ، آویز ومنگوله ، وسطوح هندسی دایره ، مربع و لوزی می باشد .
ج- سفال های گرد یا زاویه دار كه با محلول گل اخرا پوشش شده و سطح آنها به جای نقش اندازی كاملاً صیقلی و جلادار شده است . انواع كاسه كوچك انسانی و حیوانی از این جمله اند ، در كنار این آثار تعدادی اشیاء مسی دیده می شود كه تفاوت اصولی با ساخته های دورۀ قبل ندارند .

4-17- كاوش تپه های دهلران دورۀ سبز

تاریخ این دوره مربوط به 5500 تا 5000 ق.م می باشد در این زمان و با شروع وگسترش شهرنشینی اولیه مواجه می شویم . تحولاتی نیز در كشاوزی و زراعت آبی و اهلی نمودن حیواناتی مانند گاومیش به وجود می آید و در ابزار سنگی نیز تحول ایجاد می شود ، مانند ساختن نمونه های كج بیل برای شیار زمین . ویژگی دیگر حضور فعال و كارآمد حیوانی به نام سگ اهلی شده در اطراف منازل در دهكده ها و شهرهای كوچك است كه نقشی مفید برای خانواده داشته به همین خاطر با نظر ویژه ای به آن نگاه می شود . وجود تصویر سگ بر روی ظروف وقطعات سفالین حكایت از همین مسأله دارد . به طور كلی علاوه برساخت سفال های دورۀ محمد جعفرنمونه های متنوع تر وجدید تری نیز ساخته می شود ، سفال هایی كه با نقوش هندسی تزئین شده و با پوششی از گل اخرا وصیقلی سطح سفال تهیه می شود ودر واقع سفال تردی محسوب شده كه دارای رنگ قهوه ای متمایل به صورتی ( احتمالاً به دلیل پخت كم ) می باشد .
نوع دیگر سفال های این دوره دارای ماده رابط استحكامی است كه به نام سفال سخت شناخته می شود . برای این كاراز دانه های سیلیس و ماسه استفاده می شود . نوع دیگر سفال های نخودی است كه این نیز به وسیلۀ ماسه استحكام بخشی می شود . نوآوری فرمی نیز شامل استفاده از پایه های كوتاه در زیر كاسه است و پیاله كه دارای سوراخ های مثلثی یا بیضی و دایره شكلی می شود ؛ این سفال ها نیز دارای نقوش هندسی و خطی مانند زیگزاك ، جناقی ، شطرنجی ، هاشور ، خطوط موج دار و متقاطع می باشند ، همچنین تعدادی پیكره سفالی كه با فرم و سبك های متفاوتی ساخته شده اند . از مشخصات این دوره شروع مستمر و گسترده شهرنشینی و زوال روستانشینی مقارن با اواخر دورۀ سبز می توان ذكر نمود.

18- كاوش های تپه چغا بنوت
 
در بخش های مركزی و جنوبی دشت خوزستان بررسی هایی توسط دكتر آدامز صورت گرفت  كه منجر به كشف حدود 130 محل باستانی با آثاری ازدورۀ نوسنگی و روستانشینی اقوام این نواحی گردید . یكی از قدیمی ترین محل های مذكور تپۀ چغابنوت بود . همزمان دكتر دلوگاز و دكتر كنتور از مراكزباستان شناسی دیگر سرگرم كاوش تپه چغامیش بودند كه با شناسایی چغابنوت به این محل آمده و بررسی های خود را آغازكردند . در بالای تپه محلی برای كاوش و حدود ترانشه معین شد و پس از  كاوش نمونه هایی از قطعات سفالی به دست آمد كه خانم كنتور آنها را سفال نوع جدید سوزیانا (شوش جدید) دانست . در این محل نیز خانه های مسكونی شامل حیاط و چند اتاق برای نشیمن ، آشپزی و انباری می شد . از جمله آثار به دست آمده می توان تعدادی لوحه های كوچك گلی دایره شكل را ذكر نمود كه روی آنها علائمی به وسیلۀ ناخن نقش شده بود و سفال های  ساده دیگری هم به دست آمد كه دارای نقوش تزئینی خاصی بودند . به هر صورت كاوش های این تپه كامل صورت نگرفته است .
 
19- كاوش های تپه سراب


تپه سراب در غرب كشور حدود 7 كیلومتری شرق كرمانشاه واقع شده است . در كاوش های این تپه آثاری از بناها و اشیاء مختلف به دست آمد . در تپه سراب خانه های كوچك و مستقلی ساخته می شد كه كف اتاقها مدور و گودتر از سطح زمین بود . درزمینۀ اشیاء نیزعلاوه بر تعدادی تیغه های برنده مشابه نمونه های جارمو در كردستان عراق تعدادی كاسه سفالی وسنگی ودستبند سنگی یافت شد . همچنین اشیاء گلی نسبتاً ظریفی مانند گل میخ ، میخ ، میخچه ، گلوله های كوچك و پیكره های گلی حیوانات مانند بز و گراز و مجسمه های كوچك انسانی به دست آمد . یك نمونه پیكره گلی مكشوفه از تپه سراب كه دارای شهرتی جهانی است مجسمه زنی است كه در حال نشسته پاهای خود را دراز كرده است وبه نام ونوس سراب مشهوراست. در كناراین آثار تعدادی ظروف سفالی نیز به دست آمده كه آنها را می توان به دو گروه ساده ونقش دار تقسیم نمود ، هردو گروه در عین حال دارای سطوح صیقلی و صافی هستند ؛ به طور كلی سفال های این دوره دارای وزن كمی بوده و به عنوان سفال نرم وسبك شناخته می شوند ، در گل این سفالینه ها نیز مقداری كاه وسبزی خرد شده به كار رفته است . باستان شناسان تاریخ تمدن تپه سراب را به محدودۀ 6000 تا 5600 قبل از میلاد منسوب نموده اند .

20- كاوش های تپه گنج دره

در میان دره حاصل خیز رود گاماس در نزدیكی دهكدۀ گیسوند از توابع شهرستان هرسین كرمانشاه تپه ای بیضی شكل وجود دارد كه به گنج دره معروف است . این تپه اولین بار در سال 1965.م توسط دكتراسمیت از دانشگاه مونترال كانادا مورد كاوش قرار گرفت واز1967 تا 1974.م در چهار مرحله دیگرنیز كاوش با مقیاسی وسیعتر در این تپه انجام شد و تمامی این كاوش ها منجر به كشف آثاری ازتمدن چند هزارساله گردید . در پائین ترین لایه ها آثاری مربوط به دورۀ نوسنگی ودر لایه های بعدی كه شش طبقه را تا بالاترین لایه تشكیل می داد نشانه های مربوط به بقایای قبوری بود كه از دورۀ اسلامی بر جا مانده بود . بقایای مانده ازمنازل شامل دیوارهای ساخته شده از خشت خام به شكل مكعب مستطیل كوچك بوده كه سطح آنها بر آمده و سطح دیوارها نیز گل اندود بود و رج های مختلف خشت و ملاط گلی تشخیص داده می شد . این روش قبل ازاین تاریخ در سایر محل های باستانی ویاهمزمان با این دوره دیده نشده است، این مسأله نشانگر بدعت گذاری تمدن گنج دره در این دیوار چینی است. برای ساختن این دیوارها ابتدا چانه های بزرگ گل را با چانه های كاهگلی به صورت یك در میان كنار هم قرار داده سپس روی هم را گل پوش می نمودند ؛ همچنین غالب اتاقها به صورت دو طبقه یك طبقه هم كف و یك طبقه زیرآن كه انباری بود ساخته می شد . به طور كلی شش طبقه در این تپه مورد كاوش قرار گرفت كه طبقه ششم یا طبقه A در دوره های اسلامی تخریب گردیده بود . تاریخ طبقات بعدی بدین قرار است : طبقه 1 یا E به تاریخ حدود 8500 ق.م طبقه 2 یا E به تاریخ حدود 7000 ق.م طبقه 3 یا D به تاریخ حدود 7018 ق.م طبقه 4یا C به تاریخ حدود 7300 ق.م و طبقه 5 یا B به تاریخ حدود 6900 ق.م تعلق دارد . اولین وتنها قطعه به دست آمده از طبقه E سفالی است به رنگ خاكستر چرك كه بسیار نرم و سبك است و دارای تزئین بسیار ساده واثرات ته سوزنی یا ته میخی می باشد . در طبقه D سفال ساده و تعداد زیادی قطعات شكل دارسفالین به دست آمد ، در بخشی از یك اتاق به همراه سفال ها یك خمره بزرگ حدود 80 سانتی متری كشف گردید که به صورت فتیله ای ساخته شده بود . غالب سفال های گنج دره بدون پخت بوده و آفتاب خشك( آفتاب پز) هستند و تنها تعداد معدودی از انها در اثر آتش سوزی كه در اواخر دوره در تپه رخ داده تا حدودی پخته شده اند .در میان آثار مكشوفه تعداد زیادی مجسمه های گلی مشاهده می شود كه شامل اشكال بزو گوسفند و همچنین دارای اشكال انسانی می باشد .

21- كاوش های تپه عبدالحسین

درغرب ایران در مشرق تپه گنج دره وبه فاصله 65 كیلومتری این محل تپه عبدالحسین قرار دارد. در این تپه كه اولین با در سال 1978.م توسط خانم دكتر پولار مورد كاوش قرار گرفت آثاری از دوره نوسنگی وقطعات سفالی به دست آمد كه حد فاصل دو دوره قبل وبعد از سفال دورۀ نوسنگی دراین تپه را به خوبی نمایان می ساخت . سفال های به دست آمده ازاین تپه مشابه آثارسراب وتپه گوران است وبین اشیاء وادوات سنگی و تیغه های سنگی آن و آثار مكشوفه از تپه آسیاب وتپه گنج دره نیز شباهت وجود دارد . طبق نظردكتر جودیت پولار این تمدن مربوط به نیمه های اول هزارۀ هفتم قبل از میلاد می باشد واز روی نمونه آثار مورد آزمایش با كربن 14 به ترتیب از بالاترین لایه در فاصله یك متری از روی خاك تا آخرین لایه از روی خاك بكر تاریخ های 8945 ق.م تا 8100 ق.م مشخص شده است .

22- كاوش های تپه گوران
درمنطقه غرب ایران در حدود 60 كیلومتری جنوب كرمانشاه دره ای وجود داردبه نام هولیلان در این دره دو رود جازمن وسیمره وتعدادی نهر وجویبار كوچك موسمی جاری است. درقسمت مغرب متصل به جازمن رود واز شمال منتهی به سیمره ، تپۀ مذكور( گوران )‌واقع شده است . حفار این تپه به نام مورتن سن معتقد است كه آثاری از دورۀ پارینه سنگی ، پارینه سنگی میانه وآخرین مرحلۀ نوسنگی دراین منطقه وجود دارد . آثار دورۀ پارینه سنگی كه ازدو پناهگاه وتعدادی محل های مخفی و روباز به دست آمده تاریخ تقریبی 50 هزار سال قبل ازمیلاد را دارند ، آثار دورۀ پارینه در هفت غارو هشت محل روباز شناسایی و كشف شده اند و آثار دورۀ نوسنگی نیز درغار مخفی وچهار تپه باستانی حاصل شده اند ، مهمترین این تپه ها تپه گوران می باشد وبزرگترین غارها مارو نام دارد . طبق نظر باستان شناسان تپه ها محل سكونت و معبر تردد چوپانان بوده واز غارها به عنوان زیستگاه سرپوشیده استفاده می شده است . تعدادی قطعات سفالی پخت نشده وهاون سنگی و همچنین یك داس دروی سنگی در داخل غار مارو به دست آمده كه همگی مربوط به دورۀ نوسنگی هستند تپه گوران اولین بار توسط یك كاوشگر دانماركی به نام ملوگارد شناسایی شد وتوسط مورتن سن مورد كاوش قرار گرفت . به طوركلی 22 لایه یاطبقه مجزا به ترتیب از بالا به پائین تشخیص داده شده كه طبقات اولیه A تاC  مربوط به دوره های اولیه اسلامی وهمزمان با دورۀ برنز لرستان هستند وطبقات D تا  V معرف دورۀ نوسنگی وبعد ازآن هستند كه لایه V محل تلاقی با خاك بكر می باشد . ساكنین اولیه این تپه چوپانانی بودند كه دركلبه های كوچك چوبی زندگی می كردند
وبعدها خانۀ گلی با پی سنگی را درجوار ویا به جای این كلبه های چوبی بنا نموده اند. دراین دوره ها بعد ازاندود دیوارها وطبقات با گل ، از اندود گچی استفاده شده و كف اتاقهای فوقانی وهمچنین كف حیاط ها نیز با نوعی آمیخته آهكی وگل اُخرا وقطعات سنگی به صورت موزائیك ومنظم مفروش می شده است. در زمینه اشیاء نیز انواعی سفالینه ها با رنگ های مختلف ( اولین نمونه           سفال ها مربوط به طبقه S می باشد ) به دست آمده كه كارشناسان آنها را به پنج گروه متمایز دسته بندی نموده اند :
1- سفال ساده خاكستری قهوه ای كه به شكل ظروف ساده وكاسه هایی با لبه های تخت یا گِرد وبدنه ای انحنا دار هستند
2- سفال های ساده نخودی به شكل كاسه های بیضی وگرد
3- سفالهای منقوش به شكل كاسه های ساده، پیاله وساغر با بدنه مستقیم یا انحنا دار وبا كف تخت
4- سفال های نقش دار لعابی كه از دوره های قدیم تا نزدیكی های ادوار اسلامی ساخته واستفاده می شد
این سفال ها كه دارای گل نخودی مایل به نارنجی هستند غالباً به وسیلۀ لعابی از گل قرمزپوشانده شده وعموماً صاف وصیقلی شده نیز می باشند وانواع فرم های ساده و منحنی با این سفال به دست می آمده است . دراین آثار عناصر تزئینی به شكل نقوش ساده اما منظم هندسی وجود دارد كه بعضاً دردوره های بعدی پُرتَروفشرده تر اجرا شده اند .
5- سفال های قرمزداغدار كه ازآن برای ساخت انواع ظروف وكاسه های ساده با كف تخت و مدور استفاده می شده است . بجز آثار سفالین تعدادی اشیاء دیگر مثل تیغه و داس سنگی وتیغه های مخروطی نیز به دست آمده است  ودركنارآنها اشیائی ازسنگ مرمربه شكل كاسه وپیاله های بسیار ظریف به دست آمده ، یك نوع كاسه بسیار زیبا نیز از سنگ مرمرصورتی تراش خورده نیز در این محل كشف گردید وهمچنین تعداد زیادی لوازم كاربردی وزینتی از جنس استخوان اشیائی مانند دكمه ، مهره ، آویز ، درفش، میخ وسوزن كه همگی با استخوان حیوانات اهلی ساخته می شده اند وازجمله دیگرآثارتعدادی مجسمه وپیكره انسانی وحیوانی كه از موارد مختلف مانند سنگ، استخوان ،گِل وصدف ساخته شده اند كارشناسان تاریخ 6500 تا 5500 ق.م را برای استقرار ساكنین تپه گوران در دورۀ نوسنگی قائل هستند.

23- كاوشهای تپه سیوان
 
در منطقه آذربایجان بجز موارد ذكر شده تپه سیوان نیز دارای اهمیت می باشد این تپه از بین حدود 300 محل باستانی كه توسط دكتر رالف سولكی دراین منطقه مورد شناسایی قرار گرفت انتخاب گردیده ،این تپه كه در دره زیویه واقع شده توسط دكتر رالف مورد كاوش قرار گرفت ودر دوگمانه آزمایشی تعدادی سفال مشابه آثار مكشوفه از تپه های دالما وحاجی فیروزبه دست آمدبه همراه این سفال ها تعدادی تیغه وابزار سنگی نیز به دست آمد كه همگی معرف دورۀ نوسنگی بودند.

24- كاوش های تپه چغامیش
 
در سال های 1963 و1964 میلادی توسط یك هیأت مشترك متشكل از باستان شناسان ایرانی وآمریكایی مطالعاتی مقدماتی در مورد آثارموجود درنواحی شرقی دزفول صورت گرفت كه متعاقب آن كاوش های علمی مشترك بر روی تپه های عظیم و باستانی چغامیش انجام شد . این تپه در حدود 40 كیلومتری جنوب شرقی شهرستان دزفول قرار دارد وازنظرتاریخی دارای اهمیت زیادی بوده وجایگاه ویژه ای ازحیث بررسی تمدن ها وفرهنگ های ماقبل تاریخ دشت های خوزستان دارا می باشد .دراین منطقه آثاربه دست آمده دارای تاریخی در حدود سه هزار سال قبل از میلاد را دارا می باشند .


25- كاوش های قلعه تپۀ ایزدخواست

این تپه  که دارای آثاری خشتی وگلی ازدوره های باستانی ماقبل تاریخ است دارای یك قلعه بزرگ باستانی است كه بر روی صخره ای بزرگ بنیان نهاده شده كه بعدها در دورۀ ساسانی آتشكده ای درآن ساخته شده است . این چهار تاقی اكنون به صورت مسجد درآمده اما در داخل قلعه هنوز هم آثاری از زمان اصلی ساختمان مشاهده می شود .

26- كاوش های تپه ضحاك

تل یا تپه ضحاك برفرازمجاور شهر فسا واقع شده وقلعه ای به نام ضحاك در آن قرار دارد كه ازدوران پیش از تاریخ بجامانده كه بعداً در عهد ساسانی واوایل دورۀ اسلام نیز این قلعه آباد بوده است ودر نتیجه كاوش های دقیق بعمل آمده از این تپه آثار زیر خاكی بسیاری شامل ظروف و اشیاء سفالی بدون لعاب و لعابدار كشف گردیده است.


 . 

27- كاوش های تپه یاریم

 با اینكه در منطقه خراسان و گنبد وگرگان به طور اصولی تعداد كمی كاوش و مطالعات فرهنگی و باستان شناسی صورت گرفته است اما همین بررسی های محدود نیز آثاری از بقایای تمدن های ما قبل تاریخ این مناطق را تا حدودی نمایان می سازد . یكی از این مناطق یاریم تپه است كه در فاصله حدود 10 كیلو متری جنوب گنبد واقع شده و شامل یك تپه نسبتاً بزرگ است كه در جوار رودخانه قرسو قرار دارد . كاوش تپه یاریم در سال 1960 . م توسط دكتر دیوید استروناخ صورت گرفته و طی این كاوش ها 33 طبقه مورد شناسایی قرار گرفت . در این تپه بقایای بناهای مسكونی كه با چینه های گلی به شكل خشت ساخته شده اند به دست آمده ، كف اتاقها به روش كوبیدن اندود كاه گلی فرش و تسطیح شده است و از بین اشیاء به دست آمده تعدادی سفال های منقوش هستند كه از گل رنگ روشن اما زبری ساخته شده اند ؛ در تزئین آنها به صورتی ساده نقوش هندسی بكاررفته كه با رنگ سیاه یا قرمز قهوه ای بر روی زمینه روشن و كرم كار شده است . تاریخ لایه های تحتانی یاریم تپه به حدود هزارۀ پنجم ق. م می رسد .


28- كاوش های تپه های سنگ چخماق

در فلات مركزی و حواشی كویر و در شمالی ترین بخش این منطقه آثار و مداركی مبنی بر وجود و استقرار تمدن های بدوی دارد كه شامل تپه های سنگ چخماق ، مناطقی در بخش مركزی در اطراف قم و ساوه ، محل هایی در حد فاصل این دو بخش در دشت قزوین ومحلی در جنوبی ترین بخش آن می باشد .
تپه چخماق با تپه سنگ چخماق كه در حد فاصل حدود 8 كیلومتری شمال شاهرود و در حوالی ناحیه بسطام قرار دارد كه شامل دو تپه شرقی و غربی به همین نام می شود . این دو تپه توسط دكتر مسودا ، در سال 1969 . م شناسایی شد . این تپه ها طی دو مرحله مورد كاوش قرار گرفت . اطلاعات مختصری كه از این كاوش ها بیان شده نشانگر این مسائله است كه تپه غربی معرف فرهنگ و تمدنی قدیمی تر از تپه شرقی سنگ چخماق می باشد . درتپه غربی 5 طبقه مشخص شده كه شامل منازل مسكونی است و بشكلی متنوع تر از بعضی تپه ها نمایان می شود ، این خانه ها غالباً سه اتاقی هستند كه یك اتاق در میان و دو اتاق در جوانب قرار گرفته اند . كف بعضی از اتاقها خاك كوب شده و در بعضی از اتاقها كه از اندود كاهگل استفاده شده گاهاً‌ سكوهایی مشاهده می شود كه احتمالاً به عنوان تخت خواب مورد استفاده قرار می گرفته اند ؛ همچنین در این گونه اتاقها دیوارها دارای پشتیبانی نگهدارنده هستند .آثار و اشیاء گلی ، سنگی و استخوانی متعددی از تپه سنگ چخماق به دست آمده كه غالباً به شكل ابزار آلات ، ظروف و پیكره هایی با اشكال انسانی و حیوانی ساخته شده اند اما در این میان آثار مكشوفه از تپه شرقی تعدادی تیغه و داس سنگی به دست آمده كه بعضی از آنها به اشكال مختلف هندسی ساخته شده اند . آثار این تپه به دلیل متاخر تر بودن نسبت به تپه غربی با تكنیك و اسلوب بهتری تهیه شده و پیشرفت هایی كه به مرور زمان حادث شده را به خوبی نشان می دهد . همچنین سفال های حاصل از كاوش های تپه شرقی غالباً به رنگ قرمز بوده و دارای نقوش ساده هندسی می باشند و شكل غالب ظرف ساده و معمولی است . نتایج آزمایش كربن 14 نمونه سفال ها تاریخ های 7800 تا 7240 قبل از میلاد را مشخص می دارند .


29- كاوش های تپه حاجی  فیروز

یك گروه از باستان شناسان دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا به سرپرستی دكتر رابرت دایسون در سال 1956.م برای بررسی و مطالعات نواحی دره ی سلدوز در حاشیه جنوبی دریاچه ارومیه به این منطقه آمدند ؛ این گروه پس از یك مرحله كاوش هایی كه توسط باستان شناسان ایرانی در تپۀ حسنلو صورت داده اند بودند اقدام به شناسایی و كاوش تپه های موجود در این دره نمودند كه شامل تپه های باستانی تپه حسنلو ، تپه دالما ، تپه دینخواه ، تپه پیزدلی و تپه حاجی فیروز می شد . از بین این مراكز د وتپه حسنلو و حاجی فیروز دارای اهمیت بیشتری بودند. تپه حاجی فیروز كه اولین بار توسط یكی از افراد گروه دایسون به نام دكتر چارلز برنی در سال 1968. م كاوش شد در مراحل بعدی توسط دو تن دیگراز اعضای گروه مذكور به نام دكتر كایلر یانگ و دكتر مری ویت كاوش ها ادامه پیدا كرد . این تپه كه در حدفاصلۀ دو كیلومتری جنوب تپه حسنلو واقع شده است بر اساس كاوش های مقدماتی به چهار لایه كامل یك لایه نیمه تمام و یك لایه بدون كاوش تعیین گردید . در این دوره نیز بنای معماری بر اساس صحن حیاط مركزی و اتاقهای پیرامون قرار دارد . بعضاً خانه ها شامل اتاق بزرگی می شدند كه توسط یك دیوار تیغه به دو بخش برای فعالیت روزانه و بخش استراحت تقسیم می شد . در بخش استفاده روزمره غالباً یك یا دو اجاق خوراك پزی ، چند پاچال یا دیوارك كوچك به عنوان انباری و محل هایی برای قرار دادن خمره های بزرگ نگهداری آذوقه تعبیه شده بود . در زمینه آثار به دست آمده می توان از سفال های قرمز و نخودی رنگی نام برد  كه تقریبا ً طبقات به دست آمده است ، این اشیاء سفالین دارای خمیر گلی زبر و خشنی هستند كه به وسیله دست ساخته شده و داخل خمیر گل نیز از خرده های كاه به عنوان بست استفاده گردیده . به طور كلی سفال های تپه حاجی فیروز را می توان به دو دسته ساده و نقش دار تقسیم نمود ؛ غالباً سفال ها به دلیل پخت كم ترد  و شكننده هستند رایج ترین نوع سفال ها خمره های ذخیره آذوقه ، كاسه ها و پیاله های كوچك می باشند . اما سفال های منقوش دارای طرح هایی از خطوط موجی و زیگزاك و اشكال هندسی مانند لوزی و مثلث می باشند كه با استفاده از دو غاب اخرا بر روی سفال زمینه صورتی و نخودی نقاشی شده اند .بعضی از سفال ها صیقلی اند و تعدادی نیز به وسیله دو غاب غلیظ گل كرم نخودی لعاب داده شده اند . طبق نظركارشناسان این سفال ها با روش های دستی ، فتیله ای و قالبی ساخته شده اند كه با استفاده از قالبهای سبدی شكل و قرار دادن لایه های گل درون لایه های گل درون این قالب ها قطعات شكل می گرفته و سپس سفال خشك شده را از سبد خارج نموده و با لایۀ نازك گل یا دوغاب گل درزگیری و تسطیح نموده اند تا اثر خطوط سبدی زایل شود. این روش ساخت در تپه یحیی و تپه ابلیس نیز رایج بوده است . در كنار این آثار تعدادی پیكره حیوانی و انسانی كشف گردیده كه به دلیل داشتن خصوصیات ویژه و منحصر به فرد به عنوان مجسمه های حاجی فیروز مشهور می باشند . همچنین نمونه هایی از دوك ریسندگی گلی و اشیائی استخوانی مانند سوزن و درفش و تعدادی تیغه سنگی شیارگر سنگی و سنگ تیز كن در مجموعه آثار دیده می شود كه بر اساس نتایج تاریخ یابی علمی حدود زمانی 5500 تا 5000 از میلاد برای آنها مشخص شده است.

 
30- كاوش های تپه زاغه

دشت های حاصلخیز قزوین كه از سه جهت به وسیله ارتفاعات مختلف محصور شده در سمت جنوب شرقی از جانب كویر مركزی فلات ایران در معرض بادهای دائمی و موسمی قرار دارد كه وجود این بادها به همراه رودها و نهرهای موسمی كیفیت آب و هوایی خاصی را در این منطقه به وجود آورده است این پدیده ها از قدیم الایام این شرایط در كیفیت زندگی و ویژگی های معماری ساكنین آن تاثیر فراوان داشته است . در میان این دشت در محدوده هشت كیلومتری دهستان و تپه باستانی سگز آباد در سمت جنوب غربی تپه باستانی زاغه واقع شده است. تپه زاغه هم در واقع در ارتباط و در جریان كاوش تپه سگزآباد مورد شناسایی قرار گرفت . این تپه كه تاریخ تقریبی هزارۀ ششم قبل ا زمیلاد را بر خود دارد اولین بار توسط دكتر عزت الله نگهبان در سال 1351 ﻫ مورد كاوش قرار گرفت و بر اساس نتایج حاصل از گمانه های متعدد تعداد 12 طبقه استقرار از سطح بالایی تا روی خاك بكر در آخرین طبقه مشخص شده . در طبقه اول به علت فرسایش شدید بقایای ناقصی از آثار وابسته به معماری مانند دیوار و اجاق های ثابت و تكه هایی از خمره های بزرگ ذخیره آب و آذوقه ظاهر گردید .در بخش معماری از گل به صورت چینه و خشت های قالبی استفاده شده است . غالب گل ها به وسیله آمیخته ای از مواد خشك گیاهی و خرده های كاه یا شن و ماسه ، دارای استحكام شده اند . دیوارها و سقف نیزبا اندودكاه گل پوشیده می شدو در بخش هایی از حیاط خصوصاً در آستانه ورودی و خروجی از قطعات شكسته سفال های ضخیم به شیوه موزائیك كاری استفاده گردیده حتی در یك مورد استفاده از موزائیك كاری با استفاده از تكه های ظریف و نقش ار سفالین برای تزئین نمای دیوار داخلی به خوبی قابل مشاهده است . در زمینه آثار  اشیاء هم كه قطعات متعددی كشف  مورد بررسی قرار گرفته اند ، این آثار سفالین در واقع جزو بیشترین اشیاء مكشوفه هستندكه توسط كارشناسان به دو گروه : سفال های مشابه تپه چشمه علی و سفال های بومی تقسیم شده اند:

سفالینه ها
1- سفال های نوع چشمه علی
شامل قطعاتی هستند كه غالباً از حیث مواد اولیه ، فرم وساختار و تزئینات قرابت زیادی با سفالینه های طبقه انتهایی تپه چشمه علی و همینطور آثار مكشوفه از دوره های اول و دوم تپه سیلك ، تپه قره، تپه شهریار و تپه اسماعیل آباد ( در فاصله 50 كیلومتری تپه زاغه ) دارند . خمیر این سفالینه ها قرمز و نخودی رنگ است و سطح آنها صیقلی و براق شده ، بست مورد استفاده در سفال های ظریف شن و سفالینه های ضخیم و قوی تر آمیخته ای از شن و ماسه و خرده های كاه می باشند . قالب ظروف با یك لعاگلی پوشیده شده و با استفاده از رنگ های قهوه ای و سیاه بر روی آنها نقاشی گردیده ، عناصر طراحی ها نیز شامل نقوش ساده هندسی و در مواردی نقش های حیوانی ، انسانی ، نباتی و گیاهی می باشد كه به صورت مجزا و یا تركیب استفاده شده است . تفاوت عمدۀ سفالینه های تپه زاغه در حقیقت استفاده از پخت نسبتاً مناسب در مورد آثارمختلف سفالی می باشد ؛ انواع كاسه ، پیاله ،‌ظروف سبد مانند و پایه دار از آثار این دوره است.
 
2- سفال های بومی ( سفال های اختصاصی )
سفال های چشمه علی اغلب شامل قطعاتی می شود كه به طور حتم در خود منطقه ساخته شده اند ( طبق نظر كارشناسان سفال های نوع اول احتمالاً از مناطق دیگر وارد می شده ) گل قرمز ، نخودی ، مات و تیره با ظاهری خشن و زبر به همراه سبكی و تردی به دلیل وجود بست های آلی در تركیب بیسكویت ها از ویژگی های سفال نوع دوم هستند . به طور كلی این آثار را به سه گروه ظروف الف – ساده ب- نقش دار ج- زبر تقسیم نموده اند.

الف – سفال های ساده
از قبیل دیگ های كوچك و بزرگ و استوانهای و كف تخت كه بعضاً دارای چهار دسته می باشند.
ب – سفال های نقش دار
از قبیل كاسه مقعر و دارای زاویه در قسمت بدنه و كشیدگی و نازكی بیش از حد در لبه ها ، این ظروف دارای تزئیناتی هندسی وحیوانی مانند تصویر تكی یا ردیفی از آهو و تصاویر گیاهی استیلیزه شده هستندكه معمولاً با دوغاب گل اخرا ترسیم شده اند ؛ نقش برخی از ظروف نیز به صورت یك نوار باریك در محل زاویه بدنه است . یكی از ویژگی های تزئینی این ظروف استفاده از تعداد زیادی نقوش و موتیف های تزئینی است.
ج – سفال های زبر
شامل ظروفی می شوند كه به صورت ساده و نقش دار ساخته می شده و وجه تسمیه زبر یا شكری به خاطر سطح خارجی زبر و دانه دانه ای ظروف است و آن هم به دلیل استفاده از ذرات ریز شن ایجاد شده است . این سفالینه ها بعد از ساخت و در حالت خمیری با غلطاندن قطعه در شن یا مالیدن شن بر سطح ظروف بدین شكل تهیه می شده اند.

گلینه ها
در كنار اشیاء و قطعات سفالین پخته شده تعداد زیادی آثار گلین شامل سردوك به اشكال مخروطی و مكعب و تعدادی لوحه های كوچك سكه یا ژتون مانند به شكل كره ، مخروط ، استوانه كه موارد استفاده آنها مشخص نیست ، همچنین مقداری مهره دكمه ای و استوانه ، تعدادی گلولۀ گلی ( مورد استفاده در فلاخن ) و قطعاتی از مجسمه و پیكره هایی به اشكال انسانی و حیوانی كه بعضاً بسیار كوچك و ظریف ( یك سانتی متر ) كشف گردیده است ، این آثار حرارت ملایمی در حدود حرارت  آفتاب دیده و خشك شده اند .
سنگینه ها
آثار و اشیاء مكشوفه از تپه زاغه به همراه سایر اشیاء سفالی گلی و فلزی و همینطور آلات و ابزار سنگی همگی نشانگر رشد و توسعه صنعت و فنون مختلف در این دوره تمدن باستانی می باشند . چندین نمونه قطعات سنگی داس و تیغه و اشیاء مورد استفاده برای بریدن ، كندن و كوبیدن حاصل كاوش های تپه زاغه هستند ، همچنین تعدادی هاون ، دسته هاون ، دستاس های مستطیل شكل ، قطعات ساینده مشابه سنگ آسیاب یا سنگ دسته هاون ، اشیاء گرزی وكوبشی ، تعدادی آلات دیگر مانند سنگ پاشنه در ، قلوه سنگ های سوراخ دار ( كاربرد آنها مشخص نیست ) از جمله آثار و ادوات سنگین ( سنگی ) هستند . همچنین دو نمونه كاسۀ كوچك از جنس مرمر سفید كه در نهایت زیبایی تراش خورده اند و نمونه مجسمه هایی مرمرین به اشكال بزك ساب و یا دستبند و تكه های زینتی كشف گردیده است .
اشیاء مكشوفۀ دیگری از جنس سنگ های رنگین نیز حاصل كاوش های تپه زاغه می باشند كه زیباترین آنها شامل مهره های تزئینی از سنگ های مرمر ، لاجوردی ، فیروزه و حتی عقیق هستند كه محل كشف آنها گورهای افراد است و این قطعات به عنوان لوازم شخصی و زینتی به همراه مردگان دفن شده است . ابزار آلات سنگی نیز مانند قلم های معمولی نیز جزو آثار مكشوفه می باشند .

اشیاء استخوانی
ساخت تعداد متفاوتی از اشیاء استخوانی مانند سوزن ، درفش ، میخ ، مهره و ابزار و آلات برنده مانند تیغه ها نیز جزو صنایع و هنر های دستی ساكنین تپه زاغه بشمار می آیند .
از دیگر اشیاء ساخته شده از استخوان حیوانات اهلی می توان نوعی دسته یا گیره نگهدارنده مته را ذكر نمود كه طبق نظر كارشناسان نظیر این اشیاء درهیچ یك از اماكن تاریخی و محل های باستانی دیگر ساخته نشده است . و در كنار این آثار چند نمونه كارد و كاردك استخوانی كشف گردیده كه احتمالاً برای بریدن سر دام و طیور و همینطور دباغی پوست حیوانات مورد استفاده قرار می گرفته اند .


دندان
از دندان های درشت حیواناتی مانند اسب و بیشتر دندان گراز كه با ظرافت سوراخ شده اند به عنوان قطعات و مهره های زینتی استفاده شده است .

آثار و اشیاء مسین
صنعتگران و فلز كاران تمدن زاغه هنروتكنیك استخراج و ذوب فلز مس را می دانسته اند آنها با استخراج رگه های طبیعی مس از معادن اطراف و با تكنیك چكش كاری ، آلات و اشیاء فلزی تهیه می كردند . تعدادی قطعات كوچك مانند میخ ، سرمته و سایر آثار نیز جزو نمونه های مكشوفه این تپه است.

صدف
از تكه های كوچكو بزرگ پوسته صدف نیز در ساخت انواعی از اشیاء زینتی مانند مهره ، تكه های برش خورده ( یا شكسته شده و ساب خورده ) كه احتمالاً برای ساخت دستبند و گردنبند بكار می رفته اند می توان یاد نمود .

 

31- كاوش های تپه آسیاب

در فاصله بین سال های 1959 تا 1960.م هیأتی به سرپرستی دكتر رابرت بریدوود با هدف بررسی نحوه زندگی و چگونگی استقرار ساكنین نخستین روستاها در مناطق غربی به آثار و بقایای فرهنگی از محل های مورد بررسی برخوردند كه در طیف وسیعی اطلاعات را از دورۀ ابتدایی جمع آوری غذا و استقرار كامل در روستاها را مشخص نمود .از جمله محل های مورد مطالعه تپه آسیاب در 6 كیلومتری شرق كرمانشاه بود . این تپه كه در جوار رودخانه قره سو قرار دارد در شروع كاوش ها و در گمانه آزمایشی آثار و بقایایی را نمایان كرد كه معرف فرهنگ و تمدن بسیار كهن از عهد جمع آوری غذا بود . آلات و ادوات سنگی دارای تكنیك ساخت و پرداخت پیشرفته ای نسبت به نواحی اطراف بود در بین اشیاء سنگی تعدادی دستبندهای مرمرین و قطعاتی از اشیاء گل به شكل مهره و آویزهای كوچك و همینطور تكه هایی از مجسمه های كوچك گلی وجود داشت . در مابین اشیاء سنگی همچنین تعدادی تیغه و انواع مختلفی از چاقو ، رنده ، پوست كن ( یا ابزار مخصوص دباغی ) كه با اشكال هندسی ساخته شده بودند نیز به دست آمده است . ظروف و كاسه های سنگی جزو هزار قطعه اشیاء و آلات سنگی مكشوفه قرار داشت دكتر بریدوود تاریخ 9000 تا 7000 سال قبل از میلاد را برای آثار مكشوفه تعیین نموده است.

32- كاوش های تپه كورانگون

در حوالی فهلیان از آبادیهای ممسنی فارس نقوش برجسته ای بر فراز یك تپه بلند باستانی بجا مانده است كه طبق شواهد این آثار از دورۀ عیلامی و مربوط به هزارۀ دوم قبل از میلاد می باشد . در این حجاری ها نقش جداگانۀ رب النوع و ربه النوع به همراه پیروان و پرستندگان و شتایش كنندگان آنان دیده می شود . به نظر می رسد محل مزبور جزو معابد و پرستشگاه های عیلامی بوده باشد . اهمیت ویژه این سنگتراشی ها گذشته از نشان دادن آرایش لباس و فرهنگ این اقوام بیانگر این نکته نیز هست : چون این تصاویر به طور نیمرخ حجاری شده است و از این جهت با سایر نقوش سنگی متفاوتند. ویرانه های تاریخی زیادی در حدود سراوان و نور آباد ممسنی دیده می شود و همینطور در فاصله سه كیلومتری نورآباد نقش سنگی از بهرام دوم بر جا مانده كه بر روی تخت سلطنتی جلوس كرده است .

33- كاوش های تپه های كامبادنه

در حوالی طاق بستان كرمانشاه و خارج از محوطه باغ و استخر زیبای آن آثار زیادی از قبیل تپه های خاكی و سنگی متعدد بر جا مانده است كه بقایای حصار خشتی و باروی قدیمی شهر باستانی كامبادنه بر ان دیده می شود ( این شهر در زمان ساسانیان نیز آباد بوده است ) علی رغم اینكه در این اراضی تا كنون كاوش های رسمی و علمی صورت نگرفته اما به طور پراكنده و تصادفی آثار زیادی از قبیل سفالینه ها اشیاء كوچك فلزی و بیشتر ، مسكوكات فلزی به دست آمده است .

 

 

34- كاوش های تپه مارلیك(چراغعلی تپه)

در خلال سال های 1961 تا 1962 هیأتی از كارشناسان و باستان شناسان ادارۀ باستان شناسی ایرانی به سرپرستی آقای دكتر عزت الله نگهبان مأمور بررسی و شناسایی تپه باستانی چراغعلی در رودبار گیلان گردیدند ،آنها به یك رشته مطالعات تاریخی و گمانه زنی فنی در آثار و تپه های باستانی منطقه رحمت آباد در شهرستان رود بار از توابع گیلان همت گماردند ، این هیأت در خلال كاوش ها و كاوش های منظم و دقیق خود موفق به كشف تعدادی آرامگاه و گور زیر زمینی شدند و از این طریق تعداد زیادی آثار باستانی و اشیاء قیمتی شامل ظروف و قطعات طلایی و نقره ای به دست آوردند . در كنار این آثار تعدادی ظروف سفالین و لوازم و آلات زینتی و تزئینی و همینطور اسلحه و ظروف نقره و جام های مفرغی و تعدادی موزائیك و غیره از دل خاك خارج نمودند كه غالب آنها از نفایس تاریخی و هنری تمدن های ما قبل تاریخ ایران بشمار می روند . جام مشهور زرین مارلیك نیز از جمله همین آثار به دست آمده می باشد و اكنون قسمتی از این مجموعه گرانبها در موزه ایران باستان در معرض دید قرار دارد . با كشف این آثار ارزنده كه متعلق به اوایل هزارۀ اول قبل از میلاد و مربوط به تمدن های ساكن در نواحی فلات ایران می باشند . معلوم گردید كه در استان گیلان و قسمت های شرقی آن و مناطق شمال ، املش ، نماجان و نقاط ییلاقی آن گنجینه های بیشماری از تمدن های باستانی مدفون است كه نیاز به مطالعه و كاوش دقیق علمی دارند . كشف این آثار توسط هیأت ایرانی همچنین گویای این مسأله بود كه كارشناسان ایرانی نیز قادر خواهند بود همپای دیگر باستان شناسان غربی و حتی در مواردی بسیار بهتر از آنها دست به مطالعه دقیق و علمی باستانی زده و با روش های كاملاً علمی نیز كاوش ها و كاوش های منظمی را انجام دهند .
35- كاوش های تپه آوه

در حدود فاصله چهل كیلومتری جنوب شرقی ساوه و در ناحیه ای به همین نام ( آوه) تعدادی تپه و اثار و بقایای آبادی های قدیمی و باستانی وجود دارد كه تاریخ ونحوۀ كاوش های آن به دست نیامده اما در نتیجه كاوش هایی كه در تپه های آوه صورت گرفت مقادیر بسیارزیادی آثار و اشیاء قدیمی از جمله ظروف و سفالینه های لعابدار و بدون لعاب، آلات و ادوات زندگی و لوازم برنده و سلاح سرد به دست آمده كه بخش اعظم آثار مكشوفه مربوط به طبقات بالایی و دوره های تاریخی متأخرتر آن میباشد  اما از لایه های ما قبل تاریخ نیز آثارمحدودی  به دست آمده است .


36- كاوش ویرنه های ریو اردشیر

در فاصله حدود12 كیلومتری شهرستان بوشهر ویرانه شهر باستانی ریو اردشیر یا ری شهر قرار دارد كه گنجینه ای از آثار و تمدن های ما قبل تاریخ از هزاره های دوم واول پیش از میلاد مسیح در آن وجود دارد و علاوه بر آن آثاری از تمدن های دوران عیلامی و ساسانی را نیز در بر دارد . این ناحیه كه از مراكز مهم باستانی ایران بشمار می رود اولین بار در 1903 میلادی توسط كاوشگران فرانسوی مورد كاوش قرار گرفت و از مجموعه آثاری كه تا كنون در این ویرانه ها و نواحی اطراف آن از دل خاك بیرون آمده می توان اشیاء سفالی منقوش را ذكر نمودكه عمدتاً دست ساز بود و دارای ویژگی های خاص هنر مناطق ساحلی و نواحی بومی گرمسیری می باشند . همچنین تعدادی ظروف مفرغی ، آثار ساختمانی و تعدادی لوحه های آجری نوشته شده را می توان ذكر نمود به همین دلیل این منطقه را از حیث تمدن باستانی در ردیف تمدن شوش قرار می دهند . گذشته از آثار و بقایای بجا مانده از تمدن ها و فرهنگ های ما قبل تاریخ از دوره های بعدی تاریخی قبل از اسلام مانند عیلامی یا ساسانی آثاری نیز عمدتاً‌ در زمینۀ معماری و هنرهای وابسته به آن از فرهنگ های اولیه اسلامی به دست آمده است كه عمده ترین آنهابقعۀ خواجه خضر ، قدمگاه ابوالفضل ، مسجد نو ، امامزاده عبدامهیمن ،مسجد كوفی ومسجد جماعت را نام برد و همینطور وجود یك كلیسا را دركنار آثار فوق می توان ذكر نمود .

37- كاوش های تپه سلیمان
 
در پشتكوه لرستان بقایای آبادی و دژهای نظامی فراوانی وجود دارد كه همگی به منظور دفاع در مقابل مهاجمین ساخته شده اند و از مهمترین آثار تاریخی این منطقه قلعه سلیمان تپه یا زیر تپه است كه متعلق به حدود 2500 قبل از میلاد می باشد.

 

38- كاوش های تل بكسایه
 
در این منطقه بقایایی از چند دژ نظامی باستانی وجود دارد كه به نام تل بكسایه نامیده می شود و در نزدیكی تپه سلیمان واقع است . این تپه یا تل تقریباً معاصر با سلیمان تپه می باشد .

39- كاوش تل های سبات خریز

در لرستان سبات خریز یا چهار ریز نام چهار تل باستانی است كه در مجاورت یكدیگر قرار گرفته اند كه از مجموعه آنها تل های سبات خریز تشكیل شده این آثار و بقایا را نیز جزو مراكز مهم نظامی دوران باستان لرها و مربوط به قلمرو حكومتی كامبولوها دانسته اند، تاریخ این تپه ها به هزارۀ دوم قبل از میلاد منسوب می شود .

40- كاوش های تل لالار

در دامنه های كبیر كوه و خارج از دره كلم در لرستان ویرانه های لالار قرار دارد كه در واقع همان خرابه های باقیمانده از شهر توبوی قدیم می باشد . این آثار در زمان آشور بانی پال نیز آباد بوده و بعدها در دوره های ساسانی نیز یكی از مراكز مهم نظامی پشتكوه بشمار می رفته است .

41- كاوش های ماداكتو

در فاصله چهار كیلومتری كرانه راست رود سیمره در پشتكوه لرستان آثار و بقایایی به دست آمده كه مربوط به محلی به نام دره شهر یا ماداكتو می باشد . آثار موجود در جوار سیمره نیز جزو مهم ترین نهادهای شهر باستانی هزاره های سوم و دوم قبل از میلاد می باشد كه در زمان عیلامی ، اشكانی و ساسانی به عنوان ركز پشتكوه بوده است .

42- كاوش های تپه طرهان

تل طرهان یا تارهان  نیز در دره رودخانه سیمره واقع شده و تپه و ویرانه های كنونی آن علاوه بر نشانه هایی از فرهنگ های ما قبل تاریخ دارای آثاری از دورۀ ساسانی نیز می باشد .

43- كاوش های تل لورت

این تل در همان دره سیره واقع شده و شامل خرابه های باستانی می باشد .

44- كاوش های تپه گلدان
 
در نواحی جنوبی خرم آباد لرستان و در جوار دهكده ای به همین نام آثار و بقایای بسیاری از یك تمدن باستانی دره رود سیمره را در خود جای داده است .

 

45- كاوش های تپه شاهین آباد

در همان نواحی مجاور تپه گلدان در جنوب خرم آباد ، در كنار دهكده ای به نام شاهین آباد، تپه ای وجود دارد كه بقایای تمدنهای ما قبل تاریخ و دوره های عیلامی در آن مشاهده می شود . این تپه و تپه گلدان بنا بر نظر تحقیقی باستان شناسان ، محلی بوده كه شهر خایدالوی آشوری ها نیز بر روی این تپه ها واقع شده بوده است این تمدن نیز مربوط به 1800 تا 1500 قبل از میلاد می باشد .

46-كاوش های تپه هلیلان
 
این تپه نیزدر كرانۀ رود سیمره  قرار دارد . در ناحیه هلیلان تپه های تاریخی و باستانی تعدادی گورو مقبره قدیمی كشف گردیده است كه به احتمال زیاد متعلق به دوره های آشوری و قبل از آن می باشد ، این ناحیه محل شهر بیت یوناكی است و رود خانه سیمره این ناحیه را به دو بخش غربی ومركزی  تقسیم می كند كه اولی به كرمانشاه و دومی به لرستان تعلق دارد .

47- كاوش های تنگ سولك( سالولك )

در كوهستان های بختیاری از نوع دست ساخته و حجاری های صخره ای تعدادی نقوش مختلف وجود دارد، این نقوش سنگی برجسته مربوط به تنگ سولك است و شامل  تصویر زنی است كه در دو طرف او دو نیزه دار نقش شده اند و مردی نیز در حال ستایش دیده می شود . همچنین تصویر یازده فرد دیگر در آن دیده می شود كه به ردیف و پشت سر هم ایستاده اند. همینطور یك مجلس حجاری شده دیگری كه معرف تصویر یك سوار كار مسلح به تیر و كمان است وجود دارد و سوار در حال نبرد با حیوان درنده ای است . این سنگ تراشی ها كه دارای زیبایی خاصی هستند مربوط به سده های سوم قبل از میلاد می باشند .


48- كاوش های ویرانه زرنج

در سیستان در جلگه ای كه در كنار دریاچه هامون واقع شده ویرانه های شهر باستانی معروف به زرنج قرار دارد كه به عنوان پایتخت قدیمی این شهر محسوب می شده است. آثار و بقایای این ویرانه معرف آبادی و رونق این پایتخت در دوره های تاریخی قبل از اسلام است و به عنوان مركزی از ناحیه مشهور تاریخی در دوران باستان شناخته می شود .گرچه تاکنون  اطلاعاتی مربوط به زمان  و چگونگی كاوش ها و كاوش های این منطقه به دست نیاورده ایم اما بدیهی است كه با شروع كاوش های علمی و مطالعات تاریخی آثار ، اشیاء و ابنیه ای كه در منطقۀ زرنج وجود دارد اطلاعات زیادی از ما قبل تاریخ و همینطور از دوره های هخامنشی ، اشكانی ،‌ ساسانی و اسلامی این منطقه به دست آمده باشد .

 

49- كاوش های تپه میل
 
در مسیر ری ،‌ ورامین و در كنار جاده بقایای یك تپه باستانی قرار دارد كه به نام تپه میل معروف است ،‌ در سطوح تپه و اراضی مجاور در ضمن كاوش های علمی به عمل آمده بقایایی از آثار دوره های كهن و بعضاً از زمان ساسانی كشف گردیده است .
 
50- كاوش های ویرانه های اندركش

در نواحی مهاباد و محل شهر قدیمی در دهكده اندر كش یا اندر قاش و در جنوب شرقی گردنۀ كاروشینكا و قلقا تپه بقایای شهری باستانی قرار دارد كه دارای آثاری از دوره های ما قبل تاریخ و دوره های اوایل اسلام می باشد . در نزدیكی این ویرانه ها دخمه ای به نام اتاق راكا كه از لحاظ شیوه حجاری مشابه دخمه های هخامنشی در تخت جمشید و نقش رستم فارس می باشد به دست آمده است .

51-گنجینۀ آمو دریا

با اینكه گنجینۀ جیهون یا آمو دریا اگر چه  از لحاظ تاریخی و قدمت متأخرتر از سایر تمدن ها وفرهنگ های بررسی شده در این فصل می باشد اما به دلیل ویژگی ها و ارزش های هنری و تاریخی آن شرح داده می شود . متأسفانه از محل و نحوه‌ كاوش هایی كه منجر به كشف این گنجینه گردیده ، اطلاعات روشن و كاملی وجود ندارد با این حال بر اساس نظر كارشناسان این آثار كه احتمالاً از تپه ای باستانی به نام تخت قباد به دست آمده ، امروزه تقریباً بخش اعظم آثاراین گنجینه در موزه بریتانیا قرار دارد . باستان شناسان این گنجینه را معرف و آینه هنر ماد و هخامنشی دانسته اند . از میان آثارمربوطبه دوره مادی تعدادی اشیاء فلزی یافت شده كه از جمله یك غلاف  خنجر زرین است كه علاوه بر زیبایی ظاهری از تكنیك ساخت بالایی برخوردار است بر روی این غلاف نقوشی از دو پادشاه ( احتملاً مادی ) و سوار بر اسب وجود دارد كه با نیزه و كمان مشغول شكار هستند . با توجه به ظرافت  و ریزه كاری های بكار رفته در این تصویر می توان نشانه هایی از هنر آشوری ، سكایی و اورارتویی به شكل تاج شاهی ، كلاه های لبه دار با نقش پرندگان وهمچنین نقوشی مارپیچ كه به  سر یك حیوان ختم می شودرا مشاهده نمود . 
از دیگر آثار این گنجینه چند لوحه طلایی است كه روی همه آنها تصاویر انسانی حكاكی شده ، در دست افراد این تصاویر یك عصا مشابه آنچه كه در نقش برجسته های دخمه گورهای دكان داوود ، سكاوند و آتشدان كاپادوكیه مشاهده می شود وجود دارد . همچنین بعضی از افراد تصاویر علاوه بر عصا دسته گل یا نیزه و اشیاء طلایی و یا ظروفی كه به عنوان پیشكش و نذری به همراه خود دارند دیده می شوند . در اشیاء گنجینه آمودریا تنوع لباس ها نیز دارای اهمیت است . كفش ها ، كلاه ها و باشلق ها ، لباسها و چین آنها وسایل و اشیاء در دست گرفته و سایر ویژگی ها نیز علاوه بر داشتن اختصاصات هنر این دوران از جهاتی مشابه نقوش تصاویر اشیاء و نقش برجسته ها و حجاری های سایر نواحی می باشد مانند : هنر سكایی ، نمادهای گورقیز قاپان ، دكان داوود ، نقوش تخت جمشید و در مواردی لباس ها به پوشش خراج گذاران می ماند . در دوره های هخامنشی غالب آثار فلزی نیز تشابهاتی با سایر فرهنگ ها دارد و همچون دوره مادی در این زمان نیز واسطه هایی برای ادامه و رواج شیوه و سبك های سایر اقوام وجود دارد . ظروف مسین ، مفرغی و اغلب زرین این گنجینه كه غالباً به اشكال ظریف جام و به شكل ساده دسته دار و به فرم سر یا بدن حیوانات و همینطور به فرم و شكل ریتون ها ی ساده استوانه ای دیده می شود . اشیاء ، ظروف و ورقه های طلایی كه بر روی آنها نقوش انسانی در مجالس بزم و رزم و تصاویر شكار و نقوش حیوانی اساطیری و اسب و شتر به صورت كنده كاری و نقش برجسته به وفور دیده می شود . ریتونهای كه به هنر مادی نسبت داده می شود از نوع ریتون هایی است كه ساغر آنها در سر یا بر گرده حیوان تعبیه شده و ظروف فاقد زاویه و انحنا بین ساغر ، گرده وسر حیوان می باشد .

52-غارها
در كنار مناطق و محل هایی كه غالباً به شكل تپه ها و واحه های باستانی و مسكونی تمدن های ما قبل تاریخ برای شناخت آثار و اشیاء دستی مورد بررسی قرار گرفتند معمولاً محل ها ی دیگری را نیز می توان در قالب این پژوهش ها مورد شناسایی و مطالعه قرار دارد چرا كه بعضاً حاوی اطلاعات و آثار مهمی از اشیاء آلات و ابزار دستی هستند كه دارای نقش تكنیكی و نمادین در آثار دوره های بعدی بوده اند . از جمله این اماكن غارها ، دخمه ها ، سردابه ها ، گورها و مقبره های كشف شده از تمدن های ما قبل تاریخ نواحی مختلف ایران می باشند . غالباً باستان شناسان از فرهنگ های تشكیل شده در پناهگاه ها و غارها با عنوان معماری كوهی یا معماری صخره ای یاد می كنند و در مورد دوره های تاریخی د ربرگیرنده این محل ها به همراه تل ها و تپه ها برای اختصار از اسامی خاص استفاده می كنند : آثار دوره پارینه سنگی قدیم را اثار دورة آشولین می نامند آثار دورة پارینه سنگی میانه با نام موسترین و آثار دورۀ پارینه سنگی جدید را برادوستن می نامند . از دوره های پارینه سنگی قدیم مراكز و نواحی كه مورد شناسایی قرار گرفته اند مانند پالباریك و سرچم در لرستان به دلیل اهمیت كمتر و كیفیت بسیار بدوی آثار و نمونه های مكشوفه در اینجا تشریح نمی شوند . اما در مورد اثار پراكندگی دوره های پارینه سنگی میانه اطلاعات نسبتاً بیشتری در دست می باشد . از این دوره آثاری در نقاط مختلف ایران به دست آمده است كه مهمترین این محل ها عبارتند از غارخر ، غار بیستون ، غار كنجی ، غار قمری ، غار شاندر ، غار برداسبید ، غار هومیان ،پناهگاه سنگی در نزدیكی كرمانشاه و پناهگاه های پاسنگر و گرارجنه در نواحی غرب و در كرمانشاه و همینطور غار تمتمه نزدیك دریاچة ارومیه ، غار كمربند و غار علی تپه و غار هاتو در شمال ، نزدیكی شهرستان بهشهر و همچنین پناهگاه سنگی خونیك در خراسان و اشكفت گاوی در جلگه گاوی در مرو دشت و غار پابدا در شمال شرقی شهرستان شوشتر و چند ناحیه دیگر را نیز می توان نام برد .


1- كاوش های غار خر
یك پناهگاه از دورة پارینه سنگی میانه ، غار خر می باشد كه در كنار رود گاماس و مقابل صخره بیستون واقع شده است . این محل در 1965.م توسط دكتر كایلر یانگ مورد كاوش قرار گرفت و بر اساس مطالعات اولیه آثار مربوط به دو دوره فرهنگی در آنجا به دست آمد. در قسمت اصلی آثار متعلق به دورة نوسنگی به دست آمد كه شامل قطعاتی از ظروف ، دستاس و تیغه های سنگی بوده با یك احتمال دیگر این محل در اواخر دورة پارینه سنگی جدید نیز مورد استفاده بوده است .

2- كاوش های غا ربیستون
این غار در فاصله 50 كیلومتری شرق كرمانشاه واقع شده و اولین بار توسط دكتر كارلتون استنلی كن در 1949 میلادی شناسایی و مورد كاوش قرار گرفت . در بین آثار مكشوفه تعداد ی سفالینه  و چند قطعه ابزار سنگی وجود دارد دو قطعه از سفال ها زمینه ساز آثاری است كه در نوع آشوری مشاهده می شود و ما بقی با آثار هخامنشی مقایسه شده اند ، تیغه های سنگی نیز شبیه آثاری هستند كه از غار هزار مرد در ارتفاعات كردستان به دست آمده است تعداد آثار مكشوفه غار بیستون معرف تاریخ دوره های پارینه میانه و جدید می باشد .

3- كاوش های غار پاسنگر
این غار در حوالی خرم آباد لرستان قرار دارد و توسط دكتر فرانك هول مورد مطالعه قرار گرفته است در این پناهگاه آثاری مربوط به مراحل آغازین دوره نوسنگی به دست آمده از مشخصات ابزارهای سنگی این محل ، تیغه های سنگی دندانه دار و با اشكال هندسی مثلثی ، هلالی و ذوزنقه را می توان ذكر نمود . گاه ابزار سنگی مشخص این دوره با ابزار آخرین مراحل برادوستین ( دورة پارینه سنگی جدید ) به طور یكجا كشف گردیده است .

4- كاوش های غار كمربند
 در فاصله 8 كیلومتری شهرستان بهشهر در نزدیكی سواحل دریای خزر غار كمربند قرار دارد كه در محل  بین غار و ساحل دریا قره تپه واقع شده است ،‌ این تپه و دهكده مجاور آن بر روی بقایای تمدنی متعلق به دوره های ما قبل تاریخ قرار دارند . هر چند غار كمربند و غار هاتو ( در فاصله حدودصد متری یكدیگر ) بر اثر انفجارهای اكتشافی معادن امروزه وجود خارجی ندارند اما نتایج حاصل از بررسی و مطالعات غار ها وجود دارد . غار كمر بند نخستین بار در سال 1949.م توسط دكتر كارلتون استنلی كن كاوش شد و با ابعاد حدودی عمق ده متر ، عرض چهار متر و مساحت كف 5/5 متر مربع به وسیلۀ ترانشه های متعددی و لایه نگاری در فواصل 20 متری مورد كاوش قرار گرفت كه از این لایه تا لایه بیست وششم آثار به دست آمده مشخص گردید . به طور كلی آثار مكشوفه شامل موارد زیر می شود : تعدادی تبر سنگی ، قطعات سفالی از عصر نو سنگی ، گلو له های سنگی سوراخ دار ، تیغه ها و رند های كوچك سنگی مجموعاً 174 قطعه اشیاء و ظروف سفالی مكشوفه در غار كمربند تماماً از جنس سفال نرم و كم پخت است كه به وسیلة  دست ساخته شده اند و آمیخته گل با خرد های كاه مورداستفاده سفالگران بوده است . یك نوع از سفالینه ها ی این غار كه به نمونه سبك یا پوك معروف است دارای  سطحی صیقلی و صاف بوده  و بعضاً دارای نقوش سادة هندسی است كه با استفاده از دوغاب گل اخرا تزئین شده اند . آثار به دست آمده از لایه های بالاتر از نوع سفالینه های سخت تر ودر عین حال نازك تر بوده كه سطح این ظروف نیز كاملاً صیقلی است ، این آثار با نمونه هایی كه از لایه های عمق تورنگ تپه و طبقه دوم سیلك به دست آمده مقایسه شده اند . از جمله دیگر اشیاء یك چنگال بسیار زیبا و خوش فرم استخوانی مكشوفه از مدفن یك اسكلت زنانه می باشد . نتایج آزمایش كربن 14 تاریخ های 9980 تا 5280  قبل از میلاد را برای آثار مشخص نموده است.

5 – كاوش های غار هاتو
آثار فرهنگی دوره های گردآوری غذا ، مربوط به عصر نوسنگی در محل هایی به شكل بیتونه گاه ها و اطراق گاه های دائمی و فصلی به دست می آید ؛ همانطور كه ذكر شد غارها نیز از همین محل ها محسوب می شوندو از غارهای باستانی مهم نیز غار هاتو در فاصله یكصد متری شمال غربی غار كمربند می باشد كه در 1949.م برای اولین بار مورد كاوش قرار گرفت . این كار طی چند فصل توسط دكتر كُن ادامه یافت و روی هم رفته چهار ترانشه داخل این غار حفر شد و از عمق 4 متری به پائین نشانه های وجود آثار نمایان شد و تعدادی سفال منقوش و قطعاتی از ابزارهای سنگی به دست آمد همچنین سفال پوك و سبك شیوه سفال های غار كمربند ، سنگ ساب و تیغه های سنگی از سنگ فلدسپات جزو آثار مكشوفه این غار است بر روی هم 17 لایه ( طبقه ) در كاوش این غار مشخص شده كه از پائین ترین طبقات كه مربوط به دورة میان سنگی در حدود 9500 قبل از میلاد است شروعمی شودوبعد از طی نمودن دوره های نوسنگی در 6100 ق.م و دوره های سفال نرم قدیم و جدید 5400 و 4400 ق.م و دورۀ سفال نقش دار با تاریخ 2800 ق.م به عصر آهن جدیدو قدیم در 1000 تا 250 ق.م می رسد . نتایج حاضله از تست كربن 14 ، آثار دوره های ما قبل تاریخ و نوسنگی تا دوره های پارتی و اسلامی را به دست می دهد .

6- كاوش های غار كرفتو
در حدود 12 كیلومتری دهستان كرفتو از توابع كردستان غار كرفتو قرار دارد كه در مرز خاك افشار و كرفتو در روی محل بلندی واقع شده است . در این غار آثار ساختمانی دو بنا كه در درون سنگ های صخرۀ غار حجاری شده به نظر می رسد همچنین كتیبه ای به خط یونانی در روی سنگ قبر نقش بسته ، در زیر كتیبه تصویر سواری كه به شكار آهو مشغول است نیز حجاری شده است. ساختمان این غار را به حدود سده های چهارم و سوم قبل از میلادنسبت می دهند ؛ در بقایای ساختمانی غار آثار دالان و رواق و اتاقهای سنگی و در و پنجره و روزنه دیده می شود و در قسمت پائین مدخل غار اثرات آبادی های قدیم و باستانی مشهود است .

7- كاوش های غار گونه طاق گرا
در نواحی سر پل ذهاب ودر بخش های مرتفع آن كه به نام دروازه زاگرس مشهور است گردنه ای وجود دارد كه به پا طاق مشهور است .در كنار راه پا طاق بنای سنگی كوچكی شبیه به غار است كه آنرا طاق گرا نامیده اند . در قسمت ورودی غار گونه ای طاق های گهواره شكلی است كه مانند دالانی در كوه حفر شده است . این طاق سنگی كه از قطعات بزرگ مربع مستطیل می باشد غاری است كه در داخل كوه تراشیده شده است .
در این غار و طاق آن آثار حجاری بسیار ظریفی بجا مانده است ، برخی از باستان شناسان این طاق را محل توقف موكب شاهنشاهان دانسته اند و عده ای دیگر طاق را یك علامت مرزی می دانند .

53- آثار صخره ای ودخمه ها

در عهد كهن اقوامی كه در حوالی كوهستان و در دامنه كوهپایه ها زندگی می كردند غالباً از برآمدگی طبیعی صخره ها ، فرو رفتگی و جرزهایی كه به صورت طبیعی در بین صخره ها و لای سنگ ها به وجود آمده بود  از آن برای اسكان و استقرار فصلی و دائمی خود استفاده می كردند . در آنجا محل ظهور هنرهای مختلفی مانند حجاری و پیكره سازی و نقش برجسته قرار گرفته بود . اما همین حفره هایی كه به شكل غار ایجاد شده بود و توسط افراد با تراشیدن و كندن صخره ها ساخته می شد ، فضای مورد نیاز برای زندگی و یا بعنوان آرامگاه برای دفن مردگان و مخفیگاهی برای شورشیان یا برای حفظ اشیاء و مواد غذایی و آذوقه و حتی زاغه مهمات بكار می رفت ، باستان شناسان این مبارزۀ طبیعی و هنری را با نام معماری صخره ای می شناسند. به طور اصولی بناهای صخره ای و غارها غالباً به عنوان مجموعه ای تاریخی وفرهنگی محسوب شده و از دیدگاه تاریخی علوم باستان شناسی دارای اهمیت ویژه ای هستند. بسیاری از مجهولات تاریخ ادیان ، آئین ها و روابط فرهنگی و اجتماعی تاریخی صنایع بویژه در مناطقی مانند ایران و عراق كه دارای سلسله جبال های مستعدی برای احداث این گونه اماكن هستند قابل مطالعه می باشند. بر جا ماندن بقایای فرهنگ های گذشته كه در معماری های معمولی بر سطح زمین اغلب با اضطراب و تخریب همراه است . به هر حال فرهنگ و هنرو علوم و فنون بشری به معماری و نقوش برجسته ، نقاشی ها و دفینه های غاری و صخره ای دین بیشتری دارد . از سوی دیگر تعداد كثیری از آرامگاه ها ، گورها ، مقبره ها و دخمه ها یا مخفیگاه های باستانی از دل همین كوه ها و صخره ها نمایان گشته اند . تشریح ویژگی های فرهنگی اجتماعی و معماری این نوع بناها مورد بحث ما نیست اما به دلیل اهمیت ویژه این نوع ساختمان های طبیعی ساخته شده توسط انسان در تكوین ، رواج و یادگار ماندن تمدن های پیشین ما ناچار به شناخت كلی این گونه ابنیه هستیم و بررسی انواع متفاوت آن نیز بر نحوۀ شناخت ما از میزان تأثیرات تمدن های این چنینی در حفظ وترویج آثار هنری و اشیاء دستی بسیار مؤثر است . به طور كلی آرامگاه ها و ابنیه و آثار هنری بیرون و داخل پناهگاه های صخره ای به چند گروه عمده تقسیم می شوند .
الف –  پناهگاه هایی كه در حكم دخمه یا گور و مدفن یك یا چند شخص مهم بنا شده اند.
ب-  پناهگاه هایی كه مدفن افراد عادی و محل گورهای دسته جمعی هستند .
ج-  پناهگاه هایی كه محل زندگی فصلی و دائمی یك یا چند خانوار بوده است .
د- پناهگاه هایی كه در نمای ورودی و بیرونی آنها از عناصر تزئینی مانند ستون استفاده شده و یا بر صخره ها و تخته سنگ های اطراف آن نقاشی و نقش برجسته وجود دارد .
ﻫ - پناهگاه هایی كه به صورت یك غار مخفی و پنهان بوده و برای اجرای مراسم دینی و آئینی یا محل تجمع ساحران و جادوگران و یا اینكه دیوارهای درون غار زمینه اجرا نقش و تصاویر خیالی انسان بوده است .
اما بجز این تقسیم بندی نوع دیگری از دسته بندی گورها وپناهگاه های صخره ای مخصوصاً دخمه های زمان مادی بر اساس ظاهر و نمای بیرونی آن صورت گرفته است كه عبارتند از :
الف – دخمه یا گورهایی كه در نمای ورودی آنهااز ستون های آزاد استفاده شده مانند گور فخریكا در كردستان ، دكان داوود در سر پل ذهاب 
ب- دخمه یا گورهایی كه در دو سمت نمای ورودی آن به وسیلۀ كندن كوه دو نیم ستون در دو طرف دهانه غار یا پناهگاه ایجاد شده مانند گور دائو دختر و آخور رستم در فارس .
ج- دخمه یا گورهایی كه هیچگونه ستون یا عنصر تزئینی در آن وجود ندارد مانند گورهایی كه در كردستان دیده می شود.
اما مهم ترین پناهگاه های صخره ای  كه به عنوان مقبره بوده و بقایای بنا و معماری آن به همراه مقادیری اشیاء و ابزار فردی یا شخصی به دست آمده است:


1- دخمه های سه گانه سكاوند ( ده نو  اسحاق وند )
در فاصله حدود پانزده كیلومتری جنوب غربی هرسین در كرمانشاه سه پناهگاه صخره ای وجود داردكه در كنار یكدیگر قرار گرفته و از زمان مادها به یادگار مانده اند . از بین سه دخمه فوق گور وسطی مرتفع تر از دوگور سمت چپ و راست آن است و در قسمت كتیبۀ بالایی این گور تصاویر نقش برجسته ای وجود دارد كه موضوع آن نیایش و عبادت یك نفر با لباس و هیبت مادی می باشد در مقابل او یك آتشدان قرار دارد و در سمت دیگر او یك شخص دیگر ایستاده است و گویا وسیله ای را برای نذر و پیش كش آورده است . هر تسفلد تاریخ این دخمه ها را به حدود 521 قبل از میلاد نسبت می دهد ، وی همچنین تصویر این نقش برجسته را مربوط به مُغ اعظم یا گوماتای  می داند و طبق نظر كارشناسان مشابه این تصاویر در میان مجسمه ها و نیایش كنندگان لرستان وجود دارد . در مورد آثاری از این گونه اطلاعات به دست نیامده است .
 
2- دخمه صحنه
در شهرستان به فاصله 60 كیلومتری كرمانشاه دو گور صخره ای وجود دارد كه به فاصله یكصد متری از یكدیگر و بر روی كوه دیده می شود .هر دو مقبره نام های مشخصی دارند
گور الف : به نام مقبره كیكاوس است كه اسامی محلی آن گور فراكن یا فراتاش است نام كردی آن نیز شیرین گورا است و به معنی شیرین بزرگ می باشد . نامی را هم كه پرفسور هر تسفلد برای آن برگزیده مقبره یا دخمه شیرین و فرهاد است .
گور ب : كه به فاصله حدود صد متری مقبره قبلی است نیز نام بوچكه یا شیرین كوچك را بر خود دارد .
در مقبره اول یا مقبرۀ شیرین بزرگ دو عدد ته ستون قوسی نیز به چشم می خورد ، این دو ستون از سنگ خود صخره در جا ( به طور ثابت ) تراشیده شده در دو سمت ورودی دخمه قرار گرفته كه جلوه و شكوه خاصی به این معماری صخره ای بخشیده است. در كتیبه بالای قسمت ورودی نیز تصویر یك خورشید بالدار كه سمبل اهورامزدا است نقش شده ، نقش و فرم ستون ها به صورت وسیعی در هنرهای مادی ، آشوری ، هخامنشی دیده می شود و با نام و سمبل اهورامزدا دارای نفوذ زیادی در نقوش و هنرهای قبل از اسلام ایران
دخمۀ فوق بعد از ایوان ستون دار وارد یك دهلیز می شود ، در دو سمت آن دو طاقچه تعبیه شده و در طرفین آن نیز دو تابوت وجود دارد . ورودی اتاق اصلی كه مدفن پادشاه و خانوادۀ وی بوده سوراخی چهار گوش است كه در كف دهلیز كنده شده است . شیروانی اتاق پائینی و ته ستون های قوسی آن نیز از عناصر معماری هخامنشی می باشد .

 

3- دخمه دكان داوود و دخمه اتاق فرهاد
هر دو این دخمه گورها در سر پل ذهاب از توابع كرمانشاه قرار دارند. دخمه دكان داوود در فاصله دو كیلومتری و در جنوب شرقی سر پل ذهاب واقع شده است . در دل كوهی كه به نام كول كل داوود مشهور است یك مقبره صخره ای وجود دارد كه به نام كل داوود یا دخمه دكان داوود شناخته می شود ، این دخمه نیز مانند گور شیرین و فرهاد ( دخمه كیكاوس ) دارای یك بخش ایوانی در سمت جلو است و مدخل یا ورودی آن در وسط ضلع روبه رو واقع شده در دو سمت مدخل مقبره نیز بقایای دو ته ستون و دو سر ستون سنگی صخره ای مشاهده می شود ، ته ستون ها كه به صورت مربع تراشیده شده اند دارای شكلی ساده و بی پیرایه هستند و در قسمت زیرین و به فاصله 5 متری ، تصویری در حال نیایش دیده می شود كه با لباس مادی ظاهر شده كه در دست چپ خود دسته ای از تركه ها یا برگ خرما گرفته و دست خود را به حالت نیایش و دعا به جلو گرفته است . این تصویر غالباً به همراه عصایی مذهبی كه مغان به دست می گرفتند در هنر هخامنشی و خصوصاً در آثار فلزی برخی دوره ها دیده می شود . در قسمت داخلی غار یك قبر مستطیل داخل اتاق وجود دارد و در انتهای سالن اصلی هم فرورفتگی نیم دایره ای در جداره دیوار ایجاد شده كه محل قرار دادن نذورات و اشیاء بوده است . از آثار این دخمه نیز اطلاعات زیادی در دست نمی باشد .

4- دخمه فخریكا
بر سر راه میاندوآب در بخش شمال مهاباد آثار دخمه صخره ای وجود دارد و با توجه به نماد ظاهری و فرم ساختمانی مربوط به دورۀ مادها می باشد و تا حدودی مشابه سایر دخمه های این دوره است با این تفاوت كه از قسمت ایوان تا بخش انتهایی دخمه به صورت یكپاچه دیده می شود . اتاق مقبره دارای دو ستون است و ته ستون ها به شكل ساده مكعب ساخته شده است در ایوان آن نیز دو ستون سنگی وجود داردكه ته ستون های آن به شكل گلدان بزرگ وارونه ای تعبیه شده اند . از آثار مكشوفه این مقبره نشانی در دست نیست .

5- دخمه داود دختر
یا دخمه دیو دور در ماورای تنگ تیر در كوه اونری قرار دارد ، كوه اونری از ارتفاعات فهلیان شهرستان ممسنی در استان فارس است . در اینجا یك اثر تاریخی از گونه معماری صخره ای در دل كوه ایجاد شده كه به عنوان گور داود دختر به معنی مادر و دختر نامیده می شود . دخمه داود دختر در نزدیكی حجاری های كورانگون در فهلیان ساخته شده و از خصائص مهم این مقبره ستون های بزرگ حجاری شده و كنگره هایی است كه در بالای آن تراشیده شده و دیده می شود . دو جفت نیمه ستون در دو طرف مدخل ورودی دخمه تراشیده شده است . در قسمت های مرتفع محلی كه ستونها در نمای گور كارگذارده شده اند بر روی سر ستون ها دو كتیبه نواری به شكل گچبری شاخته شده كه بر روی این دو كتیبه تصویر برج و بارو به شكل پله های مدرج نشان داده شده است . این گونه معماری ستون دار دارای ترقیات زیادی بوده و ستون های آن به سبك ایونیك یونان تشابه دارند اما حمال های مكعبی شكل روی آنها تشابه شان را به هنر ایونیك بیشتر می كند این سبك عبارت است از ستون هایی كه هر دو طرف سر ستون پیچ دار و نقش دار است . این دخمه از نظر پلان و پا ستون های پیچ دار و حلزونی مشابه دخمه قیر قاپان در نزدیكی سلیمانیه عراق می باشد . اسلوب معماری صخره ای بعدها در مقابر صخره ای هخامنشی خصوصاً در نقش رستم و تخت جمشید مورد اقتباس قرار گرفته شد و كنگره های سر ستون ها نیز در تخت جمشید به عنوان عناصر تزئینی بكار می رود . هر تسفلد تاریخ این مقبره را به حدود 550 تا 650 قبل از میلاد نسبت می دهد ، به عقیدۀ وی در این تاریخ صنایع و هنر های ایرانی تحت تأثیر و نفوذ هنر یونان نبوده بلكه خصائص و ویژگی های كاملاً ایرانی دارند كه بعدها نیز در صنایع هنری و معماری اروپایی اقتباس شده و نمایان گردیده است .

6- گور دخمه دیره
در روستای نشلین دیره بر سر راه پل ذهاب دخمه ای از دورۀ مادی بر جای مانده است كه در ارتفاع 5 متری از سطح زمین در سینه صخره كنده شده است . این گور در محل با اسامی فرای كن و طاق فرهاد یا اتاق فرهاد شناخته می شود . در قسمت انتهای گور دو پله قرار دارد كه از طریق آنها به اتاق مستطیلی وارد می شوند . در یكی از دیوارهای این اتاق آثاری از یك تصویر حجاری می شود كه گذشت زمان قسمت های زیاد ی را از بین برده است.

7- گور صخره ای روانسر
در دهستان روانسر بین راه كرمانشاه به پاوه و در جوار قبرستان محل مقبره ای وجود دارد كه در ارتفاع 35 متری از سطح زمین و به شكل مستطیل در دل كوه كنده شده است .
مدخل ورودی آن نیز مستطیل شكل است ، در قسمت جلو شیاری از سنگ تراشیده شده قرار دارد كه احتمالاً محل قرار گرفتن در بزرگ دخمه بوده و در قسمت فوقانی ضلع داخلی ورودی نیز دو سوراخ در سنگ حفر شده كه محل نصب میخ های محكم كنندۀ در بوده ؛ اتاق كوچك این دخمه تنها قسمت تشكیل دهنده دخمه است كه طاق گنبدی  شكل و ناقصی در سقف ساخته شده است . این طاق به دلیل شباهت زیادش با طاق های گنبدی دورۀ ساسانی طبق نظر كارشناسان ممكن است مورد اقتباس قرار گرفته باشد . در قسمت داخلی گور نیز بر سینه سنگ های سمت راست بقایایی از یك نقش مشاهده می شود كه در اثر مرور زمان مفهوم كامل خود را از دست داده اما آثاری از بال یك پرنده با شكل ظاهری یك موجود شبیه انسان بالدار كاخ ها شوش و تخت جمشید است دیده می شود .

8- دخمه فقرگاه ، قوم قلعه
در نزدیكی شهرستان مهاباد دخمه ای باقی مانده از زمان مادی وجود دارد كه به نام گور یا دخمه فقرگاه مشهور است . این دخمۀ سنگی و تعدادی قبر است این دخمه مربوط به 550 تا 708 قبل از میلاد است و از نظر حجاری و ستون بندی در عداد مقابر مهم باستانی ایران به شمار می رود .

9- حجاری صخره ای شیخ خان
در دشت ذهاب ، سر پل ذهاب و قصر شیرین حجاری شیخ خان وجود دارد كه تصویر آن شامل نقش یك مرد جنگی است كه به تیرو كمان مسلح است ، در زیر پای او یك اسیر جنگی افتاده كه اسیر دیگرنیز در مقابل مرد جنگی زانو زده و در حال استرحام و طلب بخشش می باشد . خطوط كتیبه این آثار را محو كرده اند و در حال حاضر باستان شناسان این نقش را قدیمی ترین اثر حجاری ایران می دانندو تاریخ آنرا به سه تا چهار هزار سال قبل از میلاد نسبت می دهند . حجاری این نقش بسیار ساده و انتزاعی است .

10- آثار صخره ای هزار گیری ( آنوبانی نی )
در سر پل ذهاب دو نقش برجسته متعلق به 2800 قبل از میلاد وجود دارد كه در سینه سنگی كوهی به ارتفاع 35 متر نقش شده و از دورۀ كهن بجا مانده است این حجاری منسوب به پادشاه سامی آنوبانی نی است كه پای چپ را بر روی پیكر اسیر نهاده و از الهه نانا دو اسیر دیگر را تحویل می گیرد . در زیر این تصویر صورت شش اسیر دیگر نیز نقش شده است . حجاری قسمت پائین شامل تصویر اسراء است و صحنة سنگتراشی ، عموم آنان را برهنه نشان داده در حالیكه دست هر كدام از پشت بسته است از چپ به راست در پشت سر سلطان كه تاج بر سر دارد در حركت می باشند ، در زیر این صحنه نیز حجاری كتیبه ای كه حاكی از پیروزی آنوبانی نی است نقش شده ، نقش و نگار هنری كه در سنگ تراشی این تصویر كهن به كار رفته موجب تحسین و اعجاب كارشناسان و باستان شناسان شده است .
 
11- دخمه در بند
در شهرستان صحنه ( آبشار ) از توابع كرمانشاه دخمه ای از دوران كهن بر جا مانده كه به نام دخمه یا گور دربند مشهور است ، این دخمه را مقبره ای از دوران ماد می دانند . در بالای سر در آن نقش فروهر در روی سنگ تراشیده شده است ، بلندی دخمه در حدود 30 متر است و ساختمان آن دو طبقه می باشد ؛ در طبقه اول آثار دو قبر و محل قرار دادن آثار و اشیاء باقی مانده كه به غاری منتهی می شود . تاریخ تقریبی این مقبره به 550 تا 701 قبل از میلاد می رسد .
 
12- نقوش ماندگار آثار به دست آمده از گور دخمه ها
بجز گورها و پناهگاه های دست ساخت ( مصنوعی ) صخره ای كه نام آنها ذكر شد مقابر كوهی دیگری نیز وجود دارد كه تنها نام آنها اكتفا می شود اما علت اصلی ذكر این ساختار و ارتباط آنها با نقشی كه در تكوین و تشكیل آثار هنری و معماری و آثار و اشیاء داشته اند تنها می توان با توجه به كیفیت ویژه و مهم این نوع معماری نظر داد چون در زمانی تمدن فنی اقوام مختلف به حدی پیشرفت داشته كه توانسته اند گاهاً با زیبایی تمام و رعایت اصول مهندسی معماری و هندسه فرمی فضاها این آثار را كه غالباً مخصوص و منحصر به طبقۀ حكام و پادشاهان و شاهزادگان بوده است بسازند. بنابراین با احتمالی قریب به یقین این مقبره ها می توانسته به همراه اجساد مردگان حاوی مقادیر زیادی آثار و اشیاء شخصی و ملزومات نخبگان حكومتی بوده باشد كه طبق آئین های آن زمان وقتی در سرای باقی زندگی دوباره یافته و زنده می شده اند با این ابزار و لوازم به زندگی مجدد خود ادامه می داده اند و چون اجساد غالباً مربوط به برگزیدگان ثروتمندان و پادشاهان بوده است بنابراین ابزار و آلات شخصی شان نیز در خور شأن و مقام آنها دارای ارزش بوده و همچنان كه شكل و فرم ساختار بناها ، ستون ها ، نقش برجسته ها و حجاری ها و حتی فضاهای اتاق ها ، تالارها و ایوان ها همانطور كه ذكر شد مورد تقلید و اقتباس دوره های بعدی و صنعتگران زمان های دیگر قرار می گرفته است . با تعمیم این اصل قبل از اینكه به علت دسترسی آسان تر نسبت به سایر امكان محفوظ ، این گونه غارها و مقبره ها به دلیل پرت بودن از محل اصلی زندگی اقوام و قبایل توسط راهزنان یا افراد مورد دستبرد قرار می گرفته و قبل از اینكه با این آثار كاملاً ربوده شده باشند حتماً مورد تقلید صنعتگران دیگری نیز قرار گرفته اند كه با همان شكل و یا با تغییر و تعدیل هایی كه در آن آثار به وجود می آمده ساخته می شده و به هر حال نقش و اثر تاریخی خود را در در هنرهای دستی سایر دوره ها بر جای می گذاشته اند و قبل از نابودی كامل و سرقت نقش ماندگار خود را در دست ساخته های دیگر اقوام و در دوره های بعدی به طور دائم حفظ نموده اند . به هر تقدیر این مقابر به علت مورد تجاوز قرار گرفتنشان در طی زمان هیچگونه نشانی از خود به جای نگذارده اند و اطلاعات مكتوبی از اشیاء این محل ها نیز در دست نمی باشد .

• سایر تپه ها ، گورها ، صخره ها و اماكن باستانی ما قبل تاریخ ایران زمین

نقشی كه این اماكن و محل ها هر یك به نوعی در شكل گیری و تكوین فرهنگ هنری و صنعتی دوره ها ی تاریخی قبل و بعد از اسلام بر عهده داشته اند و در غالب آثار به خوبی می توان مشاهده نمود . اسامی كلی این اماكن بدون ذكر تقدیم و تأخر مكانی بدین شرح می باشد :

1- تپه آلب ارسلان در نیشابور استان خراسان
2-تپه آهنگران در نیشابور استان خراسان
3- تپه شادین  در نیشابور استان خراسان
4- گور برد عاشقان در سر پل ذهاب
5- سراب قره بلاغ در شمال غربی سر پل ذهاب
6- گور دینور در كرمانشاه
7-تپه چال تلخان شهر ری
8- دخمه اتاق فرهاد سر پل ذهاب
9- تل شیروان در كنار رودخانه سیمره در استان لرستان
10- نقوش هورن در شمال غربی سر پل ذهاب
11- محل خلمان قدیمی آشوریها در سر پل ذهاب
12- زندان سلیمان آذربایجان
13- قلعه سام سیستان وبلوچستان
14-قلعه نو سیستان وبلوچستان
15- دره غلامان مكران
16- تپه سبز پوشان استان خراسان
17- دره شادییاك استان خراسان
18- تل حكران استان فارس
19- بقایای كوهستان عمارلو گیلان
20-تپه مرتضی گرد تهران
21- هفت تپه خوزستان
22- تپه نصفی استان گیلان
23- تپه آجین استان تهران
24- تپه دوجین استان تهران(همانجا)
25- گنج تپه استان تهران
26- تپه خلیل آباد ماكوآذربایجان
27- قلعه ضحاكی فراسانك آذربایجان
28-تپه نازلو محله نازلو در شهرستان ارومیه
29- تپه لفا محال چنفر الویكان ارومیه
30- تپه عسگر آباد محل الویكان ارومیه
31- تپه بزلو محل الویكان ارومیه
32- تپه لور بالاجور محل الویكان ارومیه
33- تپه كردلو  بركشلو از توابع شهرستان ارومیه
34- تپه بالو  محل نازلو از توابع شهرستان ارومیه
35- تپه لولهام محل نازلو از توابع شهرستان ارومیه
36- تپه كج لر ( تپه نخجوان ) محل نازلو از توابع شهرستان ارومیه
37- تپه شیخ محل نازلو از توابع شهرستان ارومیه
38- گوك تپه محل نازلو از توابع شهرستان ارومیه
39- تپه ساعتلو محل نازلو از توابع شهرستان ارومیه
40- تپه انگنه محل نازلو ازتوابع شهرستان ارومیه
41- تشه دیزه تكه  محل نازلو از توابع شهرستان ارومیه
42-معبد گونه نهاوند
43- دو نقش حجاری سر پل ذهاب از توابع كرمانشاه
44- بقایای محله خورهه خورهه محلات
45- تپه بوزوه بركشلو ارومیه
46- تپه رَبَط محل برادوست ارومیه
47- تپه هُنگروان برادوست ارومیه
48- تپه سه گر ترگور ارومیه
49- تپه سبز علی بار اندوز ارومیه
50- تپه ژار آباد ترگور ارومیه
51- خرابه های بی بی دوست زابل
52- تپه نظام آباد نقده
53- گرد ملا احمد اشنویه
54- تپه توپوزآباد باراندوز ارومیه
55- تپه بیات باراندوز ارومیه
56- تپه سار قریه شه كوه از بخش شیب آب
57- قلعه تیمور زاهدان كمند
58- خرابه های زاهدان كهنه زابل
59- تپه بالا نج ( تپه لیلی) ارومیه
60- تپه سوجا اشنویه آذربایجان
61- گردكو را اشنویه
62- تپه سومباتان ارومیه
63- گرد قلعه لر نقده
64- گرد ملا احمد اشنویه
65- تپه سرگی ارومیه
66- تپه خان بابا ارومیه
67- گرد حسنعلی بانو اشنویه
68- شاه حسینی تپه نقده
69- تپه شیطان آباد دول ارومیه
70- تپه ثمر نو دول ارومیه
71- قلاع تپه دول ارومیه
72- گرد چوكا اشنویه
73-گرد حسن آباد اشنویه
74- گرد كندونه ( قوران ) اشنویه
75- تپه شهر سوخته زابل
76- كوه خواجه زابل
77- تپه موزا اشنویه
78- گرد دینخواه اشنویه
79- تپه شهرستان زابل
80- تپه سالالان ( سارالان) ارومیه
81- گرد دلیخی آرخی نقده
82- گرد كوچك نقده
83- گرد مسیر آباد نقده
84- تپه مملو نقده
85- تپه روباهك سراوان
86- تپه كلاتك سراوان
87- تپه مهتاب خزانه سراوان
88- گور گشت سراوان خاش
89- تل علی آباد سربند قریه علی آباد بردسیر – سیر جان
90- تپه میل مارو سراوان
91- تل علی آباد سیر جان
92- قلعه كهنه جیرفت كرمان
93- كلنگ بهجرد ( شهر دقیانوسی ) قریه بهجرد جیرفت كرمان
94- تپه گله بزاد جنوب سراوان
95- تپه قلعه ملا جنوب سراوان
96- تپه كلار كلاردشت چالوس
97- دوتپه مریوان كردستان
98-قلعه كهنه گروس بیجار
99- قلعه بمپور بمپور
100-جادختران نیك شهر چابهار
101- تپه كهورث سراوان
102-  تپه یاتل دشتگار بردسیر سیر جان
103- تپه مغو رفسنجان
104- تپه پیر كهورد كهورد سراوان
105- قلعه تیسی چابهار
106- تپه دمبیگان جنوب قصر قند
107- تپه سیاهبون شمال قصر قند
108- تپه شیله گرگی  قریه نجف آباد بردسیر ، سیر جان
109- گور دژ میمند شهر بانك
110- قلعه قهقهه راور كرمان
111- تل زیری راور كرمان
112- تل قلعه قریه لنگر ماهان كرمان
113- كلنگ یه لنگی ( تپه مخروبه) قرییه لنگر ماهان كرمان
114- قلعه شهداد كهنه شهداد
115- تل شیله بردسیر سیرجان
116- تلكوشك قریه را بر بافت كرمان
117- كنار تپه میانده جیرفت
118- تپه ساردنی ( تم سیرنی ) جیرفت كرمان
119- تپه گاوان ( تم گابان ) جیرفت كرمان
120- تپه پهن قریه مختار اباد جیرفت
121- قلعه راین بخش راین كرمان
122- تپه وكیل آقا ( تم وكیل آقا ) جیرفت كرمان
123- تپه عباس آباد ( تم عباس آباد) جیرفت كرمان
124-دو تپه كنار صندلی ( تپه در جا ) قریه صندل جیرفت كرمان
125- تپه هزار مردی قریه مظفر آباد جیرفت
126-قلاع دختر و اردشیر دو قلعه باستانی و مهم كرمان
127- تپه كم سورخ رودبار جیرفت
128- تپه عند آباد قریه صندل جیرفت
129- تپه ابراهیم آباد قریه حسین آباد جیرفت
130- تپه نورآباد قریه حسین آباد جیرفت
131- تپه داوری قریه حسین آباد جیرفت
132- تپه قلعه كوچك قریه حسین آباد جیرفت
133- تپه خرك رودبار جیرفت
134- كنار تپه میانده جیرفت
و...هزاران جای دیگر!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 14:28  توسط ایرانگردی-گردشگری-تور-سفر-توریسم-ایران   |